صفحه اصلی حزب حکمتیست سایت منصور حکمت سایت کورش مدرسی تلویزیون پرتو تماس با ما سایتهای دیگر EC??I ???? O??? EC I? ?U? ???E? ?C? ?E???   

 

 

 

 

 

 

 

 

كشف طبقاتى بودن جامعه، خطرجنگ و حزب كمونيست كارگرى ايران

September 15, 2007  07:19 PM

 

 آنچه به آن چپ اطلاق مى شود؛ تعدادى سكوت كرده اند، تعدادى اتخاذ موضع كرده اند····
اين ميان اما موضع و سياست حزب كمونيست كارگرى ايران از همه شنيدنى تر و ديدنى تراست و تاسف برانگيز·
اين دوستان با يك عقب گرد سرسام آور دوازده سال به عقب برگشته و مواضع بدترين و بى ربط ترين منتقدين آن موقع بحث سناريوى سياه ـ سناريوى سفيد را اتخاذ كرده اند·
دوازده سال پيش(1995) احتمال جنگ در ايران به حد كنونى نبود اما منصور حكمت خطر يك جنگ داخلى و يك هرج و مرج تمام عيار را به درست تشخيص داد و در اين باره بحث مفصلى ارائه داد، بحثى راجع به امكان وقوع سناريوى سياه در ايران، كه باعث عكس العملهاى گوناگونى شد· ميان اين عكس العملها به اين بحث نوشته اى از فردى به اسم آوتيس از نشريه كارگر سوسياليست وجود داشت· كه اطمينان خاطر مى داد كه به دليل وجود طبقات و مبارزه طبقاتى در ايران نگرانى از وقوع سناريوى سياه بى مورد است·
دوازده سال بعد حزب كمونيست كارگرى كنونى دقيقا به همان موضع نشريه كارگر سوسياليست و نويسنده اش آوتيس رسيده است·



از وقتى كه بيانيه احزاب حكمتيست و اتحاد كمونيست كارگرى در مورد خطر جنگ صادر شده حككا به بهانه هاى مخلتف در مصاحبه ها و نوشته ها و ادبياتشان سعى كردند نشان دهند كه جاى نگرانى نيست و همه آنهايى كه از حالا فرياد مى زنند ما اجازه نمىدهيم ايران به عراق تبديل شود و مى خواهند تلاش كنند در هر صورت شيرازه مدنى جامعه از هم نپاشد، بالكل از اردوى راست و شكست طلب هستند·( ربط راست به شكست طلبى را خود رهبرى حككا بايد روشن كنند)
در آخرين نوشته اصغر كريمى از رهبرى اين جريان تحت عنوان "صحبتى با كارگران در مورد جنگ و تبليغات جنگى" آمده است؛ « در شرایط جنگ و یا فضای جنگی، فرصت هائی بسته میشود اما فرصت هائی باز میشود. در روسیه کارگران به رهبری حزب بلشویک، حکومت تزار را درست در گرماگرم جنگ و زمانیکه حکومت بیش از هرزمان نیرو بسیج کرده بود و همه جا را نظامی کرده بود، سرنگون کردند و به جنگ هم پایان دادند» و با اين يادآورى از انقلاب اكتبر مى خواهند اطمينان بدهند كه تئورى اين اواخر حككا يعنى امكان تبديل جنگ به انقلاب كارگرى ممكن است·
مقايسه بى ربطى است چرا كه صرفنظر از اينكه جايگاه آن موقع چپ و سوسيال دمكراتها در روسيه و در ميان كارگران و فاكتورهاى بيشمار ديگر مبارزاتى با وضعيت كنونى احزاب و جريانات چپ و كمونيست در ايران و موقعيت جهانى كمونيستها زمين تا آسمان فرق دارد، انقلاب اكتبر در دوران جنگ جهانى اول و تفنگ حسن موسى و سرپر صورت گرفت و خطر فعلى جنگ در ايران در دوران بمبهاى اتمى و نوترونى و شيميايى است· اگر در همان حال كه دسته هاى قزاقان و پياده نظام ارتش تزارمن باب مثال در مرز لهستان با تفنگ سرپرمى جنگيدند زندگى در پتروگراد و بقيه شهرها با تاثير نه چندان محسوسى از آن كمابيش روال خود را داشت، امروز در صورت وقوع جنگ هيچ نقطه اى از خطر بمباران شدن توسط جنگنده بمب افكنهاى پيشرفته درامان نمى ماند، امروز جنگ با سلاحهايى صورت مى گيرد كه در كمتر از يك دقيقه صدها هزار آدم را به ذغال تبديل مى كند· به اينها وجود دسته جات و باندهاى گانگستر اسلامى و قومى و غيره را هم اضافه كنيد كه ظرفيت عظيمى در ايجاد ويرانى و آدم كشى و غارت دارند، همين حالا هيچى نشده در ابعاد بزرگى به تكاپو افتاده اند (من باب مثال چند روز پيش يكى از عوامل دسته چندم تنها يكى از باندهاى اسلامى درون خود حكومت در يك معامله براى خريد 100 هزار قبضه اسلحه يوزى جهت ارسال به ايران از طريق دبى در آمريكا لو رفت·)
با اطمينان كامل و تاسف بيشتربايد گفت برخلاف تصورات واهى اين دوستان امروز با همان اعلام جنگ تمام شيرازه جامعه آنچنان به هم مى ريزد كه هيچ چيز نرمال نمى ماند تا از قواعد نرمال جامعه طبقاتى و مبارزه طبقاتى پيروى كند·

بيانيه اين حزب بى ربطى اين جريان به كمونيسم كارگرى و منصورحكمت را به طرز بى نظيرى به نمايش مى گذارد· حزب كمونيست كارگرى با دل پرى تمام احزاب حكمتيست و اتحاد كمونيست كارگرى را به راست روى، شكست طلبى و گيج سرى متهم مى كند به خاطر اينكه اين احزاب خود را موظف مى دانند كه در صورت وقوع جنگ جان و مال و امنيت مردم را حفظ كنند·
بخشى ازنقد حككا به حزب حكمتيست كه به كرات در مصاحبه ها و سخنرانيها و نوشته هايشان آمده است وجود گارد آزادى و تاكيد اين حزب بر اين است كه گارد آزادى بايد حافظ امنيت و مدنيت جامعه باشد و در برابر دسته هاى گانگستر و قومى و اسلامى و آدمكش جان و مال و امنيت مردم را حفظ كند· اين را ماجراجوئى مى نامند، راست روى مى نامند، و گريز از سوسياليسم و كمونيسم مى نامند·
با اين معيارها و سياستهاى كنونى حككا، منصورحكمت از همه شكست طلب تر، راست رو تر و گيج سر تر بوده· به بحث "سناريوى سياه ـ سناريوى سفيد" مراجعه كنيد، بخوانيد و بيانيه كنونى احزاب حكمتيست و اتحاد كمونيسم كارگرى را با محك آن بسنجيد و به بيانيه حككا هم توجه كنيد·
منصورحكمت در بحث مذكور مىنويسد؛« ميان آنچه يک سناريوى سياه ناميده ايم با يک تلاطم انقلابى يک دنيا تفاوت هست. بحث سناريوى سياه صرفا بر سر وقوع درگيرى و کشمکش خونين نيست. تصوير ارتشى که روى مردم شليک ميکند و مردمى که فرياد ميزنند "توپ تانک مسلسل ديگر اثر ندارد" تصويرى از يک سناريوى سياه نيست. اين تصويرى از يک انقلاب است. در انقلاب مردمى هم خون ريخته ميشود. اما مشخصه سناريوى سياه عنصر استيصال در جامعه است. ناتوانى جامعه در درک اينکه اين وضعيت چرا پيش آمده، تا کى ادامه پيدا ميکند، چگونه ختم ميشود. انقلاب صحنه کشمکش است. کشمکشى، گاه بسيار خونين، که از نظر خود توده مردم براى بهبود اوضاع اجتماعى ضرورى شده است. هيچ سير تحول تاريخى بى مشقت پيش نرفته است. اما من سناريوى سياه را به وضعيتى اطلاق ميکنم که در آن صحبت نه بر سر تحول جامعه، بلکه بر سر تخريب چهارچوب مدنى جامعه برخلاف ميل و اراده مردم و در متن عجز و استيصال عمومى است.» و در سطور بعدى همان نوشته، مى نويسد؛« اگر کار به جنگ داخلى و از هم گسيختى مدنى بکشد، حزب کمونيست کارگرى موظف است بعنوان يک جريان قدرتمند با امکان عمل وسيع نظامى در صحنه ظاهر بشود . . . . در چنان مهلکه اى کمونيسم کارگرى جريانى خواهد بود که براى مردم امنيت و رفاه و اميد همراه مياورد.»
همانطور كه در بالا اشاره كردم در همان موقع عكس العملهايى به اين بحث منصورحكمت صورت گرفت كه در ميان آنها به قول خود منصورحكمت بى ربط ترين شان به بحث، متعلق به نشريه كارگر سوسياليست بود كه در آن آمده بود كه ايران يوگوسلاوى و چچنى و لبنان نخواهد شد چرا كه در ايران طبقات و مبارزه طبقاتى وجود دارد، گويا كشورهاى مذكور در دوران كمونهاى اوليه بوده اند·
دوازده سال بعد از آن موقع در دورانى كه خطر يكى از مهيبترين جنگهاى تاريخ بشرى بر فراز سر جامعه ايران است احزابى در تلاشند كه با اتخاذ موضع حزب كمونيست كارگرى آن موقع از فاجعه جلوگيرى كنند و يا در صورت وقوعش جان و مال و امنيت و زندگى مردم را در حد امكان حفظ كنند و حزب كمونيست كارگرى كنونى كارگر سوسياليست آنزمان شده و اطمينان مى دهد كه جامعه ايران واكسينه است و اين نگرانيها نه تنها بى خود بلكه راست روى است؛
« ایران اما عراق و افغانستان نیست. بازیگر صحنه سیاست ایران فقط جمهوری اسلامی و دار و دسته هایش و یا اپوزیسیون بورژوایی و "اتحاد شمال" چی ها و چلبی هایش نیستند. در ایران یک قطب اجتماعی بسیار قدرتمند چپ، رادیکال و سکولار حضور دارد که هم مقابل جمهوری اسلامی، هم جنگ و تروریسم دولتی و رژیم چنج نوع آمریکائی، و هم انواع و اقسام اپوزیسیون راست رژیم ایستاده است. قطب انسانیت. قطب آزادیخواهی و برابری طلبی. قطب کمونیسم کارگری. کارگران، زنان و معلمان و دانشجویان.
با بالا گرفتن تهدید جنگی و تبلیغات جنگی جامعه یکباره دارالمجانین نمی شود، بلکه مبارزه طبقاتی سابقا جاری در اشکال حاد و قطبی تر بروز می یابد» ( بيانيه اخير حزب كمونيست كارگرى در مورد خطر جنگ و··· ،خط تاكيد ازمن است)
اين را واقعا چه بايد ناميد؟ افت سياسى؟ عقب گرد؟ يا همانطور كه منصورحكمت مى گويد بى مصرفى ونامربوطى است·
در اينكه رهبرى اين جريان به خط كمونيسم كارگرى و منصورحكمت نامربوط است شكى ندارم اما جدا براى من سوال بزرگى است كه چه طور مى شود در صفوف اين جريان كسى به اين تئوريها به اسم كمونيسم كارگرى اعتراضى ندارد يا اصلا شك نمى كند· مطمئنا سن بخشى از اعضا و كادرهاى اين جريان اجازه مى دهد كه زمان و شرايط و خود بحث" سناريوى سياه سناريوى سفيد" را بياد بياورند و به يمن انترنت و امكانات زياد بقيه نيز مى توانند اين مباحث و آن موقعيت را مطالعه كنند و در صورت تمايل بفهمند·
حزب كمونيست كارگرى با اين ژستهاى چپ و راديكال در واقع تئورى براى بى وظيفه گى و پوپوليسم شديد خود مى تراشد وگرنه درك اينكه يك جريان كمونيستى در برابر اين مخاطرات بدون هيچ ترديدى بايد از مدنيت جامعه و امنيت و آسايش مردم دفاع كند چندان نبوغ فكرى خاصى نمى خواهد، على الخصوص كه در اين جنبش اين مباحث و مخاطرات موجود ناشناخته و تازه نيستند· براى هر فرد كمونيستى كه ترديدى داشته باشد كافى است به اوضاع و احوال نگاهى بكند و مقايسه اى بكند با شرايطى كه منصورحكمت هشدار وقوع يك سناريوى سياه را داد و وظايفى كه او براى كمونيستها در يك چنين اوضاع و احوالى بر مى شمارد·
مساله اما اين است كه حزب كمونيست كارگرى خيال دارد با تردستى كامل از حملات هوائى جنگنده بمب افكنهاى آمريكائى با درست كردن يك سايت انترنتى ديگر( لابد با اسم جبهه سه و نيم) قيام و انقلاب كارگرى از كلاه دربياورد· اگرچه در آن موقع براى همه كمونيستهاى جدى كارهاى زياد و هركولى اى وجود خواهد داشت اما اميدوارم فرصتى باشد به اين شعبده بازى تخيلى بى نظير نگاهى بكنيم· اينها مقدمات است متن اصلى اين( science fiction)حزب كمونيست كارگرى را در سايتى كه موقع جنگ مى سازند در اطلاعيه هايى با تيتر "محكوم مى كنيم" بخوانيد·

 


 

 

 

 

 

مطالب مرتبط

 

Copyright © 2005 iran-telegraf.com