دادستانی تهران، روز جمعه چهارم مرداد، اعلام کرد: صبح روز يکشنبه، ششم مرداد، ۳۰ نفردر تهران اعدام خواهند شد. در روزهاي اخير حداقل١٣ نفر در شهرهاي تهران، برازجان و سبزوار اعدام شده اند. طبق آمار سازمانهاي حقوق بشري طي سال گذشته بيش از٣٠٠ نفر اعدام شده و جمهوري اسلامي در اين زمنيه داراي رتبه دوم در جهان است.
در حالي كه ميليون ها خانواده كارگري و مردم زحمتكش در فقر و تنگدستي و بيكاري و در اختناق و سركوب به سر مي برند، در حالي كه تورم و گراني زندگي مردم را در خطر گرسنگي مطلق و مرگ و مير قرار داده است، در حالي كه جمهوري اسلامي با تداوم تحريكات و تشنج آفريني، فضاي جنگي و ترس و انتظار را به جامعه تحميل كرده است، در چنين شرايطي اعلام اعدام و كشتار جمعي، تداوم و تكامل يك نسل كشي آشكار است.
كساني كه به نام قاضي و بازپرس و شرع و قانون كثيف اسلامي و سرمايه دارانه مي خواهند گروه گروه مردم اسير يك نظام فاسد را به چوبه هاي دار بسپارند، خود جنايتكاران اصلي اند و بايد مجازات گردند.
امثال شاهرودي و سعيد مرتضوي و ديگر قضات و دادستان ها و زندانبان هاي جمهورى اسلامى، جلادانى هستند كه مامور شده اند تا با طرح هاي امنيت اجتماعي و چوبه هاي اعدام، مانع از گسترش مبارزات و اعتراضات كارگران و مردم آزاديخواه شوند. مامور شده اند تا با مرعوب كردن جامعه، دولت احمدي نژاد را از خطر شورش گرسنگان نجات دهند. مي خوا هند به عمر ننگين رژيمشان بيافزايند.
بايد به اين نمايش هاي انسان كشي خاتمه داد. بايد مردم تهران و شهرستانهايي كه قرار است شاهد مراسم شنيع اعدام باشند به رژيم اجازه اجراي چنين جناياتي را ندهند. صحنه هاي اعدام را بايد بر سرشان خراب كرد و چوبهاي اعدام را بر سرشان فرود آورد. بايد اعدام به هر بهانه اي متوقف شود. بايد حرمت و كرامت انسان از هر تعرض ضد بشري مصون بماند.
مسببين فقر و گرسنگي و قتل نفس و اعتياد و فساد و فحشا، سرمايه داران و دولتمردان و سران جمهوري اسلامي اند. تار و پود اين نظام ارتجاعي آكنده از فساد و جرم و جنايت است. اينها خود ارازل و اوباش واقعي و مخربين و فاسد كننده گان جامعه اند. اجراي عدالت و برقراري جامعه انساني، تنها با به گور سپردن اين نظام گنديده ممكن است.
كارگران! مردم!
اعدام و كشتار جمعي، پاسخ رژيم به خواستهاي شما است. پاسخ به فقر و گراني و گرسنگي و تورمي است كه به خانواده هاي ميليوني شما تحميل كرده است. طفره روي از جواب به نيازهاي حياتي ده ها ميليون كارگر و زحمتكش و جوان و زن و مرد است. ممنوعيت اعدام و جلوگيري از سپردن همسرنوشتان شما به چوبه هاي دار، يك گام در پس زدن تعرض رژيم و مجبور كردنش به جواب به نيازهاي حياتي مردم است. توقف اعدام شهروندان و انسانهايي كه خود قرباني اين نظام كثيف اند، با دستان قدرتمند و اعتراض كوبنده شما امكان پذير است.
صداي اعتراض شما از كارخانه ها و محلات و ادارات و بيمارستانها و محلهاي كار و زندگي ميتواند جلو موج اعدام و قتل نفس هاي فردي وجمعي را بگيرد. حاكمان و جلادانشان بايد صداي شما را بشنوند و دستشان از انداختن طناب برگردن انسان ها بلرزد. با نداي شما بايد اين سناريو و مراسم انسان كشي متوقف شود. جامعه ما بيش از هميشه به دفاع از حرمت و كرامت انسانهايش نيازمند است.
به پا خيزيد و اعلام كنيد: اعدام موقوف و ممنوع! مگر نه اينكه روزانه كودكان و سالمندان ما از گرسنگي و بي دارويي مي ميرند. اين نسل كشي و انسان كشي پوشيده و آشكار شما بايد خاتمه يابد. مردم به جاي نظاره چوبه هاي دار و كشتارهاي جمعي جلادان، نان و دستمزد مكفي و امنيت و حفظ حرمت و كرامت انسانيشان را مي خواهند. بايد بر اين جانيان شوريد. بايد طناب هاي دارشان را برچيد. بايد امروز دست به كار شد، فردا دير است.
حزب كمونيست كارگري – حكمتيست
٥ مرداد ٨٧ (٢٦ ژوئيه ٢٠٠٨)
جمعی از اعضا و کادرهای کومه له که از چهار سال قبل خود را تحت عنوان طرفداران "ضرورت فعالیت به نام کومه له" معرفی میکردند، بعد از یک دوره چهار ساله تردید و ابهام و بی تصمیمی ، طی بیانیه ای "فراکسیون فعالیت به نام کومه له" را در درون این سازمان اعلام کردند. برای هر انسان آشنا به تحولات سیاسی و سازمانی دو دهه اخیر کومه له، این پدیده اتفاق بدون زمینه و پیشینه و جدید نیست. آنچه جدید است شرایط سیاسی و اجتماعی اعلام رسمیت این فراکسیون از قبل موجود میباشد. در بررسی فراکسیون درونی کومه له به نکات زیر باید توجه کرد.
١- ماهیت سیاسی این فراکسیون
فراکسیون اعلام شده سربرآوردن یک گروهبندی ناسیونالیستی دیگر در درون کومه له است. ضدیت پلاتفرم اعلام شده آنها با کل پروسه ایجاد حزب کمونیست ایران و نفی تمامی لحظات حیات سیاسی مثبت مهمترین حرکت کمونیستی بعد از انقلاب ٥٧ و بسر بردن در رویای گذشته پوپولیستی کومه له ، ضدیت با مارکسیسم انقلابی و کمونیسم کارگری الهام بخش دوران درخشان حیات سیاسی کومه له و حزب کمونیست ایران، غیر عملی اعلام کردن تحق سوسیالیسم به زعم آنها به علت فراهم نبودن "ملزومات جهانی و منطقه ای و ناکافی بودن رشد نیروهای مولده" به وجد آمدن در قبال مسئله ملی و گرویدن به تبیین ها و لاجرم راه حل های ناسیونالیستی شناخته شده، تار وپود پلاتفرم بدون انسجام و سطحی آنها را نشان میدهد. این پلاتفرم و اظهار نظرهای تاکنونی سخنگویان این جریان گواه ماهیت راست و ناسیونالیستی این فراکسیون است.
٢- بستر مشترک خط مشی رهبری کومه له و فراکسیون
فراکسیون ناسیونالیستی جدید،همانند تجربه شکل گیری جریان ناسیونالیستی موسوم به سازمان زحمتکشان در ٨ سال قبل، از بطن کومه له موجود و با گرد آوری نیرو از درون آن پا به میدان گذاشته است. ناسیونالیسم کرد یگ گرایش همیشه موجود در حیات سیاسی کومه له از بدو پیدایش آن و تاکنون بوده است. بعد از انقلاب ٥٧ و عروج چپ و رادیکالیسم در جامعه وبا تشکیل حزب کمونیست ایران تحت هژمونی مارکسیسم انقلابی و سپس کمونیسم کارگری، گرایش ناسیونالیستی نقد و به حاشیه رانده شد.
اما این روند در دهه نود با شکست بلوک شرق و عروج ناسیونالیسم کرد در کردستان عراق قیچی شد. گرایش ناسیونالیستی درون کومه له از این اتفاقات اعتماد به نفس گرفت و بار دیگر افق و راه حل های خود را پيش كشيد. در نتیجه این اتفاق، ناسازگاری کمونیسم کارگری و ناسیونالیسم در کومه له تحت نام کشمکش " چپ و راست " تبلور یافت و به اوج رسيد. برای پایان دادن به این ناسازگاری و پیگیری سرراست اهداف و سیاست کمونیستی جریان کمونیسم کارگری و اکثریت قاطع رهبری، کادرها و اعضای حزب کمونیست ایران و کومه له در اوایل دهه نود از این جریان جدا شدند و در حزب کمونیست کارگری متشکل شدند. به دنبال این تحول مهم گرایش ناسیونالیستی باقیمانده در حزب کمونیست ایران و کومه له میداندار شد و جهت اصلی سیاست و بوِیژه پراتیک تاکنونی کومه له را تعیین کرده است. بر این اساس خط مشی و سنت و پراتیک ناسیونالیستی در این دو دهه اثرات عمیق سیاسی بر کومه له داشته است. در واقع، ناسیونالیسم، آن بستر مشترک سیاسی است که خط مشی کنونی رهبری کومه له و فراکسیون اخیر و جناح مهتدی – ایلخانی و "سازمان زحمتکشان" از آن تغذیه کرده اند. تمام هنر رهبری "ناسیونال- چپ" کنونی کومه له اینست که خود را در جناح چپ این گروهبندیهای صریحتر ناسیونالیستی تعریف کرده و در سازش مداوم با آنها بسر برده و نقطه تمایز جنبشی و سیاسی جدی را با آنها نمایندگی نکرده است. بلکه بر عکس این خط مشی هر از چند گاهی گروهبندیهای ناسیونالیستی درونی را از خود بیرون داده است. فراکسیون جدید حاصل فصل مشترک ناسیونالیستی جدی با خط مشی رهبری کنونی کومه له است.
٣- علت سربرآوردن فراکسیون در شرایط کنونی
در توضیح علت تشکیل فراکسیون کنونی وتحرک مجدد گروهبندیهای دیگری تحت نام " طیف کومه له" در این شرایط میتوان به عوامل زیر توجه کرد.
الف : سترونی سیاسی خط مشی رهبری کنونی کومه له، ناتوانی سیاسی این خط مشی از نمایندگی کردن فعالیت سیاسی و اجتماعی میلیتانت و موثر در صحنه سیاست کردستان، پاسیفیسم عمیق آن و نقش حاشیه ای آن در جنبش "کردایه تی" موجب نارضایتی عمیق جریان ناسیونالیستی صریحتر درون کومه له است. فراکسیون و دیگر گرایشات ناسیونالیستی بازگشت تمام و کمال به جنبش ملی و "کردایه تی" را راه حل ایفای نقش فعال کومه له میدانند، همان راه حل بی سرانجامی که به عبث ٨ سال قبل مهتدی- ایلخانی زاده با انشعاب خود در پیش گرفتند.
ب- عامل دیگری که مجال داده این فراکسیون نیرو بگیرد، انگشت گذاشتن آنها بر یک مسئله واقعی و آن هم حفظ فرمال اسم و قالب تشکیلاتی "حزب کمونیست ایران" توسط رهبری کنونی کومه له است. رهبری محدود نگر و مصلحت گرای فعلی کومه له هیچگاه این روند واقعی را درک نکرد، که با جدایی کمونیسم کارگری، حزب کمونیست ایران عمر سیاسی مفید ومثبت خود را سپری کرد. چسبیدن به آن اسم و قواره نه تنها فرمال بوده و هست، بلکه مجالی داد تا ناسیونالیستهای درون کومه له، در یکدوره محفل مهتدی- ایلخانی زاده و اکنون این جمع تحت نام بازگشت به قالب سازمانی کومه له نیرو جمع کنند. جریان ما و در راس آن منصور حکمت با تیزبینی مارکسیستی و با احساس مسئولیت ودرک درست، با قصد مصادره اعتبارکومه له توسط گرایش ناسیونالیستی به مقابله پرداخت. در مورد ضرورت کنار گذاشتن نام و قالب حزب کمونیست ایران در نوشته "دیپلماسی و یا انتخاب سیاسی" در سال ١٩٩٦ یعنی ٤ سال قبل ازانشعاب سازمان زحمتکشان و دوازده سال قبل از تشکیل این فراکسیون نوشت. در سخنرانی مشهور انجمن مارکس در سال ٢٠٠١ به روشنی از احیای کومه له کمونیست در مقابل کومه له ناسیونالیستها صحبت کرد. واقعیت اینست این انتخاب سیاسی در مقابل رهبری کنونی کومه له قرار گرفت. اما ظرفیت سیاسی و جسارت انقلابی انتخاب این راه حل را نداشتند. این فرصت را از دست دادند و اکنون عواقب کوته بینی سیاسی و اشتباهاتشان را تجربه میکنند.
ج- و بالاخره عامل دیگری که اکنون جمع فراکسیون را وسوسه کرده، به این شکل ابراز وجود کنند، تاثیر شکست پروژه سازمان زحمتکشان است. سازمان زحمتکشان ٨ سال قبل با پلاتفرم مشابه "فعالیت تحت نام کومه له" و چرخش سریع به طرف جنبش ناسیونالیستی کرد و حتی در شرایط مناسبتر اقدام به جدایی از کومه له موجود نمود. روندهای بعدی بی پایگی محاسبات سطحی و بی مایگی انتخاب سیاسی آنها را نشان داد و موجب شکست وبحران سیاسی و سازمانی آنها را فراهم کرد. در شرایط شکست پروژه سازمان زحمتکشان و پاسیفیسم سیاسی کومه له کنونی، فراکسیون وسوسه شده که جریان سومی را تحت نام "کومه له" شکل دهد وبه بستر جمع کردن "طیف ناراضیان کومه له " از دو جریان دیگر تبدیل شود. این محاسبات بسیار سطحی تر و بی محتواتر از محاسبات گردانندگان سازمان زحمتکشان به چیزی جزناکامی این جریان منجر نخواهد شد.
٤- سیاست کمونیستی در قبال کومه له و فراکسیون درونی آن:
کومه له و تحولات سیاسی و سازمانی آن در جامعه کردستان بازتاب دارد. بخشی از کارگران ومردم زحمتکش با تاثیر گرفتن از گذشته رادیکال و انقلابی این جریان هنوز توهمات خود را نسبت به این جریان ادامه میدهند. لازم است کارگر و زحمتکش و جنبش رادیکال در کردستان به درستی معنای این تحولات را متوجه باشند، تا به دنباله رو این یا آن شاخه کومه له تبدیل نشوند. واقعیت اینست هم سیاستهای رهبری کنونی کومه له و هم سیاستها و اهداف این فراکسیون، دوری خود را با منافع کارگر و مردم زحمتکش در کردستان و گذشته چپ و کمونیستی کومه له به روشنی نشان داده است.
امروز به روشنی لازمست هر کارگر و هر انسان متوهم به کومه له و یا فراکسیون آن، بداند که سیاست کنونی اینها هر دو ریشه مشترک دارند و نه تنها امید به بازگشت به رادیکالیسم و چپ گرایی را در این جریان خشکانده ، بلکه کومه له را از انقلابی گری چپ تهی کرده اند. تجربه دو دهه اخیراین حقیقت را اثبات کرده که خط مشی حاکم بر کومه له و فراکسیون اعلام شده اخیر و شاخه های مختلف تحت نام کومه له چیزی جز ناسیونالیسم و بی ربطی به منافع کارگر و زحمتکش و بی ربطی به گذشته کمونیستی و رادیکال خود کومه له نیست. واقعیت اینست كه کومه له مدتها است پرچم کارگر و کمونیسم را در جامعه کردستان کنار گذاشته است.
اما مسئله مهم اینست كه، این پرچم بر زمین نمانده است. پرچم کارگر و کمونیسم و رهایی انسان را کمونیستهای صاحب سه دهه سنت مبارزه کمونیستی سیاسی و اجتماعی ونظامی جامعه کردستان و نسلی که اتفاقا در یک دوره معین کومه له کمونیست را ساختند و در هدایت آن نقش موثر ایفا کردند، ونسل جوان کمونیست ایندوره که در حزب حکمتیست متشکلند، همه این سالها این پرچم رابرافراشته نگه داشته اند. اکنون آلترناتیو قوی کمونیستی در دسترس کارگران و مردم قرار دارد.هر کارگر آگاه و ضد استثمار، هر زن ضد تبعیض و برابری طلب، هر جوان پرشور و چپ و هر انسان عدالتخواه و همه مبارزین پیگیر سرنگونی بورژوازی و جمهوری اسلامی در کردستان سر راست میتوانند به صف کمونیستها و حکمتیستهایی بپیوندد که به روشنی کمونیسم و رادیکالیسم مبارزه اجتماعی کردستان را نمایندگی میکنند. انتخاب حزب حکمتیست و گارد آزادی میتواند انتخاب سر راست و واقعی کارگران و کمونیستها در کردستان باشد.
حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست
٣١ تیر ١٣٨٧ - ٢١جولای ٢٠٠٨
با عروج چپ در فضای سیاسی ایران و بویژه با عروج دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در دانشگاه های ایران، جریان مرده و پاسیو ایرج آذرین – رضا مقدم بعنوان یک جریان ضد چپ و ضد انقلاب در قامت نئوتوده ایستی تولدی مجدد یافت و در لجنزار وزارت اطلاعات علیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب از نو سر جنباند. اینها درست مانند کیانوری ها و طبری های مرده و زنده خود نقش توجیه گر دستگیری و شکنجه بهترین کمونیست های ایران را برعهده گرفتند. این موجود ناخواسته زائده وضع موجود را باید افشا کرد. باید کراهت بند بند تئوریها و کارهایشان را در مقابل طبقه کارگر و همه انسانهای شرافتمند گرفت، باید اینها را بیشتر از پیش طرد و ایزوله کرد. لازم نیست با اینها همان تجربه حزب توده را تکرار کنیم و منتظر شرکت مستقیم اینها در دستگیری و بازجوئی کمونیست های ایران بمانیم.
انحطاط سیاسی گروه آذرین- مقدم با عروج دوم خرداد و خاتمی شروع شد و با پایان خاتمی اینها هم "پایان یافتند". تولد جدید این جریان نئوتوده ایستی در واقع باز تاب شکست دو خرداد از سر ارتجاعی آن است.
نئوتوده ایست های آذرین- مقدم به بهانه اینکه اوضاع انقلابی نیست و توازن قوا برای انقلاب کارگری آماده نیست، به جنگ هر نوع تلاش رادیکال، کمونیستی و انقلابی رفته اند. رسما پرچم بردن نیروی طبقه کارگر پشت این یا آن بخش از بورژوازی را برداشته اند. انتخاب میان این یا آن بخش بورژوازی برای اینها هم انتخاب رفسنجانی در مقابل احمدی نژاد است. این اوج بلندپروازی این جریان منحط است. اینها با این توجیهات عملا کارگر و کمونیست را به دنبالچه جریانات بورژوایی تبدیل میکنند و کت بسته تحویل جمهوری اسلامی میدهند. تئوریهای نئوتوده ایستی ایرج آذرین قرار است توجیه گر پاسیفیسم عریان و هیچ کاری نکردن و غیبت سیاسی دو دهه اخیر حیات سیاسی خود و گروه "سوسیالیستش" باشد. این بهای زیادی است که طبقه کارگر ایران باید پرداخت کند. اینها اینقدر نمی ارزند.
هویت سیاسی این جریان دشمنی با انقلابیگری، با هر نوع خوشبینی به ایجاد تغییر و هر نوع تلاش انقلابی به نفع مردم، با هر نوع دخالتگری کمونیستی، با هر نوع پراتیک انقلابی، میلیتانسی و دست بردن به اسلحه علیه بورژوازی و با هر نوع تلاش برای انقلاب کارگری و حتی با هر نوع تلاش انقلابی برای کنار زدن جمهوری اسلامی بوده است.
آنچه در این میان نگران کننده است همسویی وهمراهی رهبری کومه له و یا بخشی از رهبری و صفوف این سازمان با این گروه منحط و از جمله همسویی با اقدام زشت سیاسی وپلیسی اخیر آنها علیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب است. در ماجرای اخیرعلیه دانشجویان، جریانات و شخصیتها و سایتهای مسئول اقدام پلیسی سیاسی آنها را محکوم کردند. اما کومه له نه تنها سکوت کرد، بلکه متاسفانه در میان جریانات سیاسی تنها سایتهای مختلف مربوط به کومه له نوشته پلیسی، سیاسی مشهور را لانسه کردند. با وجود هشدارهای زیاد چه از درون کومه له و چه از جانب ما و درخواست فاصله گرفتن کومه له از این انحطاط سیاسی تا این لحظه هم با گذاشتن دفاعیه های به اصطلاح "دانشجویان سوسیالیست" از این افتضاح پلیسی سیاسی در سایتها و میدیای خود عملا همسویی خود را ادامه میدهند. این اقدام آنها و به موازات آن حذف هر اثر و نشانه ای از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و "ممنوع شدن" این اسم از سایتها و میدیای کومه له در یک ماهه اخیر علائم یک انتخاب سیاسی نگران کننده توسط کومه له است.
رهبری کومه له بنا به هر مصلحتی، از جمله از سر بی تحرکی و پاسیفیسم خود و برای توجیه آن، و یا به امید جذب "قلمزن تئوریک - سیاسی" برای پدیده فرمال "حزب کمونیست ایران" همسویی با آذرین، مقدم را انتخاب کرده باشد، باید بداند که عاقبت بسیار خطرناکی را برای آینده سیاسی سازمان خود تدارک می بیند. باید بداند که با تن دادن به این بازی خطرناک در میان صف آزادیخواهی و چپ در کردستان منزوی و بی اعتبار خواهد شد. رهبری کومه له در عین حال باید دقت کند که نمیتواند با اعتبار و جایگاه گذشته مبارزات آشتی ناپذیر کومه له علیه جمهوری اسلامی، چنین معامله ای بکند، همانطور که جریان زحمتکشان مهتدی و ایلخانی زاده درمعامله با ناسیونالیستها نتوانست و افشاء و رسوا شد.
ایرج آذرین و رضا مقدم با کینه و نفرت عمیق علیه نسل جدید کمونیستها و علیه هر شکل از دخالتگری و انقلابی گری این نسل و علیه حزب حکمتیست به میدان آمده اند، اما خط مشی کنونی آنها عملا علیه کل تجارب انقلابی تا کنون بخش عمده چپ ایران و از جمله سنتهای و پراتیک گذشته چپ و انقلابی کومه له، علیه دخالتگری از پایین، علیه دست بردن به اسلحه در برابر بورژوازی و جمهوری اسلامی، علیه تجربه شوراهای محلات و بنکه ها در سنندج و تجربه اتحادیه دهقانان مریوان، علیه خارج کردن رژیم از شهرها با قدرت نیروی مسلح و تجربه جنگ ٢٤ روزه مردم سنندج با توجیه ارتجاعی "اگر حزب مسلح هستید نباید در سازمانهای توده ای فعالیت کنید" است. سکوت آذرین- مقدم در مقابل مسلح بودن کومه له کنونی از سر اپورتونیسم و مصلحت روز آنها است. فعلا میخواهند در کومه له جاپای خود را محکم کنند و طبق سیستم "تدریجی" آذرین به تدریج کومه له را از هر نوع رادیکالیسم و میلیتانسی تهی کنند.
صف آزادیخواهی و برابری طلبی و جریانات کمونیست و چپ و انقلابی لازم است با هوشیاری مانع پخش شدن ویروس نئوتوده ایسم کنونی در فضای سیاسی باشند. افشای این جریان و شناساندن آن ضامن قرنطینه کردن این اپیدمی است. در این میان جریانات چپ و آزادیخواه و متعهد و مسئول باید از کومه له بخواهند که از این جریان ناسالم سیاسی فاصله بگیرد . این بعد مهم و اساسی ایزوله کردن نئوتوده ایسم کنونی در فضای سیاست ایران است.
زنده باد کمونیسم
مرگ بر جمهوری اسلامی
کمیته رهبری حزب حکمتیست
٨ جولای ٢٠٠٨
به گزارش منابع خبری ایران، پیش نویس طرحی در مجلس شورای اسلامی تنظیم شده است که مجازات اعدام را برای جرایمی که "مخل امنیت روانی جامعه" تشخیص می دهد در نظر می گیرد. براساس این طرح، مجازات اعدام علاوه بر جرايمي كه قبلا در قوانين جمهوري اسلامي وجود داشته، اكنون شامل حال دایر کنندگان وبلاگ ها و وبسایت ها و همچنین آنهايي كه "مروج الحاد" تشخيص داده شوند ، خواهد شد.
چرا جمهوري اسلامي جديدا براي تشديد و تداوم سركوب به طرح و به اصطلاح قانون نياز پيدا كرده است؟ مگر تا كنون اوباش اسلامي و دارو دسته هاي سركوبگر از مجلس تا وزارت اطلاعات و سپاه و بسيج براي سركوب مردم قانون كم آورده اند، يا اصلا به قانون نيازي داشته اند؟
سر تا پاي جمهوري اسلامي بي قانوني، عدم مشروعیت، استبداد مذهبي و استثمار بي افسار سرمايه داري است. مگر قتل عام هاي سالهاي ٦٠ طبق كدام طرح و قانون بود؟ حمله به كوي دانشگاه، قتل هاي زنجيره اي، شكنجه ها و اعدامهاي روزمره...، مگر به قانون نياز داشته اند؟
مگر همه مخالفين جمهوري اسلامي علي الحساب مخالف اسلام و محارب با خدا محسوب نميشوند؟ مگر به اسلام و شريعت عقيده نداشتن معناي عمليش براي جمهوري اسلامي الحاد نيست؟ علاوه بر اين ها مگر مخالفت با سرمايه و سود و استثمار و حقخواهي طبقه كارگر و آزاديخواهي و برابري طلبي در جمهوري اسلامي، گناه كبيره و جرم نيست؟
طبقه كارگر و مردم ايران كل جمهوري اسلامي را با بي قانون هايش و يا قوانين كثيفش نميخواهند. قانوني كردن كشتار مردم چهره اين رژيم را عوض نميكند و يا مشروعيتي برايش نميخرد. كل هويت و ماهيت جمهوري اسلامي كشتار و اعدام و ضديت با انسان است. ضديت با كارگر، با زن، با جوان ، با شادي و رفاه و ضديت با هر چه مظاهر انساني و اميد و خوشبختي است.
جمهوري اسلامي خود عامل و باني و مخل امنيت اقتصادي، سياسي و اجتماعي و رواني جامعه ايران است.
این تلاشها پیش برد جنگ رسمی جمهوری اسلامی علیه طبقه کارگر و مردم است که زیر سایه خطر جنگ با آمریکا و اسرائیل دارد به آن شدت می بخشد. این دیگر بر طبقه کارگر و کل مردم آزادیخواه است که در مقابل این ترفندها بایستد و این تلاشهای جنایتکارانه را سد کند و جمهوری اسلامی را یک قدم به گور نزدیک کند و جامعه را از خطر جمهوری اسلامی و خطر جنگی که بر جامعه سایه افکنده است نجات دهند.
جمهوري اسلامي در مقابل تعرضات توده اي كه انتظار ش را ميكشد، راه گريزي ندارد. فقر و گرسنگي و بيكاري و گراني را با قوانين و طرحهاي سركوبگرانه امنيت اجتماعي و يا مجازات اعدام نميتوان جواب داد. جمهوري اسلامي با اين تمهيدات ضد انساني، ترس بيشترش از مردم را به نمايش ميگذارد.
جمهوري اسلامي با طرح هاي امنيت و مجازات اعدام براي مخالفين، ظاهرا سنگرهاي دفاع از موجوديت كثيفش را عميق تر ميكند. اما در مقابل كمونيست ها، طبقه كارگر و شوريدن مردم گرسنه و در آوردن حقوقشان از حلقوم اين رژيم مدافع سرمايه و محتكران نان سفره مردم، در واقع گور خود را مي كند.
حزب کمونیست کارگری ایران_ حکمتیست
١٥ تير ٨٧ ـ ٥ ژوئيه ٢٠٠٨
بار ديگر تهديدات نظامي و فضاي جنگي بر سر جامعه ايران سايه افكنده است. علاوه بر تحريم هاي اقتصادي و تشديد آن كه تا كنون دودش به چشم مردم ايران رفته و به بهانه اي در دست جمهوري اسلامي براي تعرض گسترده به سفره مردم و تشديد تورم و گراني و گرسنگي تبديل شده است، دولت اسراييل گزينه جنگ را نيز پيش كشيده وجمهوري اسلامي به ماجراجويي هايش ادامه ميدهد. دولت آمريكا مستاصل از شكست در عراق، به دنبال فرصت و متعاقبا وارد شدن در جنگي است كه اسراييل ميخواهد آغازگر آن باشد.
هر سه طرف اين ماجرا هر كدام به دليل شرايطي كه در آن بسر ميبرند به اين جنگ نياز دارند. اما اين نزاع و عربده كشي ها هيچ ربطي به منافع مردم در اين كشورها ندارد. بالعكس، حمله نظامي به ايران مستقيما به ضرر حركت آزاديخواهانه مردم ايران است.
تحريكات نظامي اسراييل و آمريكا فضاي زندگي مردم ايران را بيش از پيش اسلامي و ميليتاريزه كرده و به جمهوري اسلامي امكان تعرض گسترده تري را ميدهد. هم اكنون تعرض به حقوق و آزاديهاي سياسي مردم بيش از پيش تشديد شده است. اين فضا همچنين تحرك جريانات ارتجاعي و دستجات قومي و گانگسترهاي سياسي را موجب مي گردد.
تهديدات نظامي اسراييل و آمريكا هشداري به طبقه كارگر و مردم ايران و همه نيروهاي اپوزيسيون مخالف جنگ است كه براي ممانعت ار آن تلاش كنند. طبقه كارگر و جنبش كمونيستي بايد همه قدرت خود را براي ممانعت از اين فاجعه به ميدان آورند.
جنگ بر عمر جمهوري اسلامي مي افزايد و تحريم ها هم بر نان سفره كارگران و مردم سرشكن ميشود. بنا بر اين مساله اصلي تعيين تكليف مردم با جمهوري اسلامي است. سرنگوني جمهوري اسلامي به امرعاجل طبقه كارگر و جنبش آزاديخواهي وبرابري طلبي در ايران تبديل شده است.
طبقه كارگر و مردم به جان آمده از تورم و گراني و گرسنگي براي دفاع از معيشت و زندگي خود به اعتصابات كارگري سراسري و قدرت و ابتكارات توده اي نيازمندند. مواد غذايي و نيازمنديهاي حياتي مردم در انبارهاي سرمايه داران و دولت احتكار شده است. كرور كرور از درآمد جامعه صرف مخارج سپاه پاسداران، نيروهاي امنيتي، جاسوسي و پليس و بسيج و خيل آخوندها و حوزه هاي علميه و مساجد و غيره ميگردد. اين مخارج بايد قطع شده و به مصرف نيازهاي جامعه برسند. انبارهاي محتكرين بايد توسط مردم سازمانيافته در نهادها و كميته هاي مردمي مصادره و ميان گرسنگان توزيع شوند.
مردم!
هر نوع نزديکي به آمريکا، اسراييل يا جمهوري اسلامي تحت هر نام و بهانه اي، شريک شدن در جنايت عليه بشريت است و بايد محکوم شود. براي جلوگيري از جنگ بايد به ميدان آمد. جمهوري اسلامي تنها با تحت فشار قرار گرفتن از جانب مردم و تنها در ترس از مردم دست از ماجراجوئي برميدارد.
مقدم بر هر هر چيز آزادي، برابري، شادي، رفاه، استثمار نشدن، سرکوب نشدن، بهداشت، خلاصي فرهنگي و تعالي فيزيکي و معنوي حق شماست. بايد در مقابل ميليتاريزه کردن فضاي جامعه، عليه تحميل اختناق اسلامي و نظامي در کارخانه و مدرسه و دانشگاه و محل کار و زندگي، عليه حمله بيشتر به سطح معيشت مردم به بهانه جنگ ايستاد. بايد دفاع از امنيت، معيشت و زندگي را سازمان داد. بايد در محلهاي کار و زندگي متحد شد و کنترل اوضاع زندگي خود را بدست گرفت.
کميته هاي محله و کارخانه را ايجاد کنيد! واحد هاي گارد آزادي را بوجود بياوريد! متشکل شويد! مبارزاتتان را به هم وصل کنيد! با تشکيل انواع تشکلهاي محلي و سراسري، خود را در مقابله با بحران جنگي، حاضر و تجهيز کنيد. مجمع عمومي مردم محل و کارگران کارخانه را برگزار کنيد! اجازه ندهيد مشتي اوباش سياسي در ايران، اسراييل و آمريکا آينده ما و فرزندانمان را رقم بزنند.
تنها راهي که وجود دارد، متشکل شدن، متحد و قدرتمند شدن مردم ايران براي عقب راندن ارتجاع اسلامي و خارج کردن زندگي خود از کنترل جمهوري اسلامي است.
رهبران کارگري، فعالين کمونيست!
مردم و تاريخ جريان ها و شخصيت هائي را که در اين مقطع، آينده اين جامعه را فداي محدودنگري، صنفي گري، احساسات ناسيوناليستي و قومپرستي و بدتر از همه فداي نديدن عواقب جنگ مي کنند، نخواهند بخشيد. امروز روزي است که بايد نقش بازي کنيد. طبقه کارگر و مردم را متحد کنيد، به ميدان بياوريد و مانع از اين فاجعه شويد!
حزب كمونيست كارگري ـ حكمتيست
ششم تيرماه ٨٧ (٢٦ ژوئن ٢٠٠٨)
چهارمین کنفرانس سالانه تشکیلات بریتانیای حزب حکمتیست با موفقیت به پایان رسید
تشکیلات بریتانیای حزب حکمتیست در روز ٢٨ ژوئن ٢٠٠٨ کنفرانس سالانه خود را با شرکت بیش از ٧٠ نفر از اکثریت کادرها و اعضای حزب، همراه با حضور تعدادی از مهمانان و دوستداران حزب برگزار کرد.
کنفرانس پس از سرود انترناسیونال و یک دقیقه سکوت بیاد جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم با سخنرانی پرشور سعید آرمان افتتاح شد.
وی در سخنرانی خود همراه با ارائه گزارشی کامل از یکسال کار و فعاليت حزب در بریتانیا به موقعیت و نقش و عملکرد حزب در این دوره پرداخت. به شکست کشاندن سیاست های جمهوری اسلامی در دوره گذشته - از آکسيون های اعتراضی در اقصي نقاط بريتانيا در دفاع از مبارزات کارگران و دانشجويان تا به شکست کشاندن پروژه رژيم در کنفرانس دانشگاه منچستر- و نقش تعیین کننده کميته تشکيلات بريتانيای حزب در خودآگاه کردن مردم از اوضاع امروز و همچنين همکاری با حزب کمونیست کارگری عراق، جریانات مختلف حزبی و افراد مستقل، از جمله نکاتی بود که در سخنرانی سعيد آرمان مورد بررسی قرار گرفت.
بدنبال سخنرانی ايشان، پيام حزب کمونيست کارگری عراق از طرف نماينده تشکيلات اين حزب در منچستر به کنفرانس تقديم شد. سپس، تصويب آيين نامه و انتخاب هيئت رئيسه و همچنين اسلايد شو هايی از فعاليت يکساله حزب توسط بهزاد جواهری برای حضار به نمايش گذاشته شد. در ادامه نوبت اظهار نظر راجع به گزارش و کليه فعاليتهاى حزب در این دوره بود. شرکت کنندگان بر نکات مهمی از کارائي سازمان و عملکرد نهادهاي حزبی تا روند انتقال و رساندن ادبیات حزب به دست جامعه تاکید کردند و بر نقاط قوت و ضعف این تشکیلات بمنظور پیشروی های آتی، انگشت گذاشتند و همچنين نکات با اهمیتی که تشکيلات آینده بریتانیا باید مد نظر داشته باشد.
خالد حاج محمدی دبير اجرائی حزب حکمتيست طی سخنرانی خود ضمن قدردانی از فعاليت های يکسال گذشته کميته بريتانيا، در اشاره به اوضاع سياسی که امروز در سطح دنيا و جامعه ايران در جریان است، به اهميت جايگاه حزب پرداخت و بر اين مبنا تاکيد کرد که کار متشکل سازمانی می تواند نقش تعيين کننده ای بوجود آورد.
جمال کمانگر دبير تشکيلات خارج حزب، بحث حزبیت و جایگاه آن در مبارزه کمونیستی را ارائه داد. وی ضمن توجه جدی به ساختمان حزب و تضمین عملکرد نهاد های حزبی، بویژه کمیته کشوری و واحدهای شهری، بر جا انداختن تحزب کمونیستی پافشاری کرد. ايشان، تضمین جلسات منظم مجمع کادرها و تضمین برنامههای آموزشی و ارتقای دانش مارکسیستی اعضا را شرط اساسی آگاهی در ارتقاء بدنه حزب دانست.
سپس، بحث عضو عضوگيری و حق عضويت توسط سعيد آرمان ارائه شد که به اهمیت عضوگیری و گسترش نفوذ حزب و رابطه آن با قدرت سیاسی و تعیین تلکیف با نظام نابرابر سرمایه اشاره نمود. حزبی که بخواهد نقش تعیین کننده در سرنوشت جامعه ايفا کند، نمیتواند فقط در میان نخبگان عضو بگیرد بلکه باید ظرفيت میلیونها عضو را داشته باشد و به همین دلیل، هزاران ایرانی مقیم بریتانیا که آرمانهای انسانی دارند و علیه کار مزدی و به برابري و آزادی فکر میکنند، مي توانند به حزب ما و در راستاي مبارزه مشترک و آرمانهای خوب انسانی بپيوندند. سعید آرمان در حین صحبتهاي خود از شرکت کنندگان کنفرانس که هنوز عضو حزب نشده بودند درخواست کرد تا به حزب بپیوندند. در حین کنفرانس ٧ نفر از زنان و مردان جوان به حزب پیوستند و مورد تشویق حاضرين قرار گرفتند. سپس پلاتفرم دوره آتی که توسط سعید آرمان و فواد عبدالهی تهیه و تنظیم شده بود، توسط فواد عبداللهی ارائه شد و به اتفاق آرا بتصویب کنفرانس رسید. پلاتفرم ضمیمه گزارش میباشد.
بخشی از کنفرانس به مباحث آزاد اختصاص داده شد که یکی از مهمانان کنفرانس، يدالله خسروشاهی به وظايف کمونيستها در قبال جنبش کارگری پرداخت. ایشان در سخنان خود ضمن ابراز اینکه این اولین جلسه یا کنفرانس حزبی است که در طول تاریخ مبارزه سیاسی اش در آن شرکت میکند از دعوت خود به این کنفرانس تشکر کرد واز ترکیب سن جوان که در کنفرانس شرکت کردهاند ابراز خرسندی کرد. یداله خسروشاهی در ادامه صحبتهایش از دوره جدیدی که اتحادیههای کارگری در سطح جهانی وارد کارزار در دفاع از جنبش کارگری ایران شدهاند، نام برد و آن را ستود و در ادامه کمونیستها و احزاب چپ مدافع جنبش کارگری را به حمایت وسیع از این کارزار دعوت نمود.
مبحث آرایش کمیته و انتخابات برای تعیین رهبری آتی تشکیلات بریتانیا توسط سعید آرمان ارائه شد که ضمن اعلام کنارهگیری اش از کار کمیته بریتانیا به دلیل سایر فعالیتهای دیگر، بر مولفههایی که باید در آینده، کمیته منتخب مد نظر داشته باشد و همچنين بر تحکیم رابطه کمیته با اعضا و بالعکس، تاکید گذاشت. از ايشان به خاطر فعاليت کمونيستی و زحمات شبانه روزی چند ساله شان در راس تشکيلات حزب در بريتانيا که در رشد و توسعه نفوذ سیاسی - اجتماعی حزب موثر واقع شد، قدردانی به عمل آمد و از جانب جمال کمانگر دبیر کمیته خارج کشور دسته گلي به رفیق سعید آرمان تقدیم شد که با تشویق و کف زدنهای شرکت کنندگان در کنفرانس روبرو شد. سعید آرمان از اینکه افتخار چنین حمایتی را در سالهای فعالیت
خود در تشکیلات بریتانیا کسب کرده بود، ابراز خرسندی کرد و به این مهم که بدون امر تحزب و ابراز وجود رفقای زیادی که در این کنفرانس حضور دارند و تعداد بیشتری که متاسفانه بدلیل ماموریتهای حزبی و یا دلایل دیگر امروز در این اجتماع حضور ندارند، ممکن و عملی نمی بود. بدون زحمات بی شائبهای که رفقا در برگزاری تحصن در مقابل امنستی، به شکست کشاندن دهه فجر در لندن و طرد و بی آبرو کردن جمهوری اسلامی در کنفرانس منچستر و موارد متعدد دیگر، قادر به کسب این پیروزیها نمی شدیم.
در پايان، فرايند انتخابات، کانديدها و شمارش آرا به اجرا در آمد که رفقای منتخب کميته آتی شامل: رامين حيدری، محسن ابراهيمی، آرمان آزادی، فريبرز سلطانی، جميل خوانچه زر و فواد عبداللهی بودند. کميته منتخب در اولین نشست کوتاه خود که بعد از پايان کنفرانس برگزار کرد، در میان دو کاندید براي دبيري کميته - آرمان آزادی و فواد عبداللهی- ، فواد عبدالهی را با اکثريت آراء به دبيری کميته بریتانیا انتخاب کرد و بدنبال آن محسن ابراهيمی نيز به اتفاق آراء بعنوان مسئول مالی کميته انتخاب شد.
بعد از کنفرانس، یک ساعت و نیم به گفت و شنود با رهبری حزب حکمتیست اختصاص داده شد که رفقا خالد حاج محمدی، آذر مدرسی و جمال کمانگر در پانلی به این منظور شرکت داشتند که توسط سعید آرمان اداره شد. خالد حاج محمدی بطور مختصر به جنبههایی از مبرم ترین مسائل جاری در ایران از جمله فقر و فلاکت و گرانی و راههای مقابل با آن، شبح جنگ بر فراز جامعه ایران، مبارزات کارگری و دانشجویی و زنان و گارد آزادی و دستآوردهای حزب حکمتیست و دورنمای فعالیتهای ما و شتابی که در این زمینهها باید داشته باشیم، اشاره نمود. در ادامه به سوالات متعدد شرکت کنندگان در مورد مواضع حزب حکمتیست از جانب پانل پاسخ داده شد و با اختتامیه سعید آرمان و قدردانی از کلیه رفقایی که در تدارک این کنفرانس از منچستر تا لندن و برمینگهام نقش داشتند، کنفرانس در میان فضایی پر شور رسما به کار خود پایان داد. بعد از کنفرانس تا پاسی از شب به جشن و شادی اختصاص داده شد.
تشکيلات بريتانيای حزب حکمتيست
30 ژوئن 2008
اهم فعالیتهای حزب در سال آتی
١- تشکیلات و ساختمان حزب
- توجه جدی به ساختمان حزب و تضمین عملکرد فونکسیونهای حزبی بویژه کمیته کشوری و کمیتهها یا واحدهای شهری، جا انداختن تحزب کمونیستی.
- تضمین جلسات منظم مجمع کادرها
- جلسات منظم اعضا و کادرها
- تضمین برنامههای آموزشی و ارتقای دانش مارکسیستی اعضا و اختصاص نیرو برای به انجام رساندن این مهم، بویژه در شهرستانها (منچستر، برمینگهام، لیدز و ...)
- توسعه حضور سیاسی حزب در مناطق مختلف بریتانیا و اسکاتلند
- توجه جدی به کار مستقیما کمونیستی، (تبلیغ و ترویج)
- عضو گیری، تنظیم و تحکیم رابطه مداوم حزب با اعضا و بالعکس
٢- ادبیات و نشریات حزب
- توذیع نشریه کمونیست
- در دسترس قرار دادن ادبیات حزبی
٣- دفاع از مبارزات کارگران، زنان و دانشجویان
٤- مبارزه جدی علیه جمهوری اسلامی و تلاش برای خنثی کردن برنامههای آن و مقابله جدی، قطع کردن هر نوع حضور جدی این رژیم جنایتکار در خارج.
٥- برگزاری آکسیونهای ضروری و مطابق نقشه بدون اتلاف انرژی. در دوره قبلی برخلاف نقشه خودمان و ضمنا بدرست بخش قابل توجهی از انرژی ما را بخود اختصاص داد و نتایج درخشانی در بر داشت.
٦- همکاری و فعالیتهای مشترک با سازمانها و جریانات چپ ضد رژیم در عرصههای معین در دفاع از مبارزات جاری (کارگری، زنان و دانشجویان) در ایران
٧- تقویت بنیه مالی:
- حق عضویت، تلاش برای گرفتن صد در صد حق عضویت (پرداخت حق عضویت یک رکن جدی و مهم در پروسه عضویت و مبارزه متشکل حزبی بحساب میآید).
- دریافت کمک مالی از مردم و اعضا
- برگزاری جشن و مراسمهای ثابت و ابتکارات متعدد بمنظور تامین مالی حزب
٨- سمینار و جلسات متعدد:
- تلاش برای برگزاری مراسمهای ثابت
- تلاش برای برگزاری جلسات و سمینارهای متعدد بطور مستقل و بعضا مشترک در رابطه با مسائل جاری مهم در ایران از جمله مسائل و مباحث کارگری، زنان و مبارزات دانشجویی، جنگ، فقر و بیکاری و ...
***
عکسهای این کنفرانس را اینجا ببینید!