توهین و تلاشهایی قابل درک!
September 10, 2008
08:53 PM

مصطفی یونسی
خبراعتصاب "زندانیان سیاسی و مدنی کرد" در زندانهای جمهوری اسلامی در دو سه هفتهُ اخیر به یکی از سرتیترهای سایتهای سیاسی – خبری جریانات ناسیونالیست و قومی تبدیل شده است.
در این رابطه، کمیتهُ کردستان حزب حکمتیست نیزاطلاعیه ای داده است که با چنین جملاتی شروع میکند: "چند روز است خبر اعتصاب غذای زندانیان در زندانهای ایران از سوی تشکیلات "حقوق بشر کرد" پخش شده است. خواستهای زندانیان که در 6 ماده اعلام شده است، همگی آنها برحق اند و ربطی به کرد یا فارس و ترک بودن زندانی ندارد." این اطلاعیه ضمن اشاره به مبارزات اخیر مردم در شهرهای کردستان علیه بیعدالتیها و پاپوش دوزیهای هرروزه علیه زندانیان سیاسی و علیه حکم اعدام صادره برای فرزندان مبارز مردم، میگوید " زندانیان زیادی در زندانها هستند، از اسانلو تا فرزاد کمانگر و هانا عبدی و فرهاد حاج میرزایی تا دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و ... تا زندانیان سیاسی محکوم به اعدام تا فعالین اول ماه مه که به زندان وشلاق محکومند و ... همه در برابر یک رژیم وحشی و جنایتکار قرار دارند که باید مبارزه ای توده ای و در همه اشکال ممکن برای آزادی آنها را دامن زد. این زندانیان و این تبلیغات تفرقه افکنانه و قومی "حقوق بشر کرد" را ببینید، چه ربطی به این فضای زندان و مبارزهُ مردم دارد؟ ... منتسب کردن زندانیان به ملتها و عشایر و مذاهب مختلف عین ارتجاع است و باید زندانیان و مردم اگاه از آن خودداری کنند."
در همین رابطه چند مقاله ای توسط اعضا و رهبران حزب حکمتیست نیزنوشته و پخش شده است که اساسآ ضمن توضیح همسرنوشتی و همدردی کلیهُ زندانیان سیاسی، برضرورت اتحاد و مبارزه همه مردم و زندانیان علیه این تضییقات و فشارهای جسمی و روحی علیه آنان و خودداری از تفرقه افکنی در این صفوف پای فشاری شده است. در ضمن، نویسندگان این مقالات صراحتآ تلاش نیروهای قومی جهت تقسیم بندی زندانیان بر مبنای قومی - ملی را محکوم کرده و پرده از ماهیت ارتجاعی و ضد مردمی این نیروها برداشته اند.
در عکس العملی قابل انتظار از جانب این نیروها، حمید بهرامی از اعضای رهبری حزب کومله کردستان در سایت بروسکه جوابیه ای نوشته و حزب ما را، بخاطر چنین موضع انسانی و بشردوستانه ای، فاشیست و ضد انسانی و همرنگ سرکوبگران خلق کرد نامیده است. در این نوشته، ایشان ضمن توهینهای نابجایی، به نیروها و احزاب غیر کرد هم تاخته است که چرا در چنین مسائلی بدفاع از مردم کرد نپرداخته اند.
اعتراض و ناراحتی ایشان و هرکسی از این قماش در افشای ضدیتشان با انسانیت و حقوق انسانی، با مبارزات مردم و زندانیان سیاسی، با آزادگی و حق طلبی مردم و از همه مهمتر در تلاش ضد بشریشان برای برافراشته نگاهداشتن پرچم تفرقه و جدایی مردم بر مبنای قومیت و تعلقات ملی و غیره، کاملآ قابل درک است. همین تفکر و اعتقاداتِ تقسیم مردم بر مبنای قومیت و غیره ، برای مبارزاتشان، و برای عدم موفقیتشان در راه سرنگونی رژیمهای دیکتاتور و خونخوار و حتی در راه احقاق کوچکترین حقی تاکنون برای بشریت هزینهُ بسیار سنگینی در بر داشته است. تلاش احزاب و نیروهای قومپرست جهت تکه پاره کردن صفوف مبارزاتی مردم و سوء استفاده از مبارزاتشان برای قابل قبول و اعتماد نشان دادن خود در پیشگاه اقساء دشمنان مردم – از جمله دولت امریکا – تاکنون جز ناکامی و روسیاهی در پیشگاه مردم چیز دیگری نصیبشان نکرده است. این نیروها، سرگشته و محروم از حمایت دولت امریکا، سرخورده از راه انداختن سناریوی خون و انسان کشی در ایران -که در عراق راه انداخته شد -، امروز در تلاشند تا در صفوف انسانهایی که از هر کسی اسیرتر و بیحقوق ترند، جدایی و تفرقه راه بیاندازند.
زندانیان سیاسی، آنهم در اسارتگاههای رژیم هار و خونخواری چون جمهوری اسلامی، در زمرهُ اسرایی اند که بنا به موقعیت کاملآ بیدفاعی که در آن بسر میبرند برای نجات جان خود ممکن است به هر راه نجاتی روی بیاورند. اما هر راهی، به نجات و آزادی نمیانجامد. این نوع تلاش قابل درک است. اما آنچه که به نقش احزاب سیاسی و تشکلهای بیرون از زندان، و فارغ از ترس و نگرانیها و فشارهای داخل زندانها، مربوط میشود این است که کدام راه و شیوهُ مبارزه را برای انسانهای دربند توصیه میکنند. جریانات ناسیونالیست و قومپرست، مثل هر موضوع دیگر اجتماعی، راه تفرقه و جدایی را توصیه کرده اند و برای آن دارند تلاش هم میکنند. این نوع تلاش هم قابل درک است. این احزاب و تشکلها با چنین توصیه ای دارند بهترین خدمت را به خود رژیم حاکم و تداوم بدبختیها و محرومیتهای حاکم بر جان و مال زندانیان میکنند، چون تفرقه و چند دستگی در صفوف زندانیان به حاکمان جلاد در سرکوب و ادامهُ وضع ناهنجار فعلیِ این اسرا موقعیت دست بالاتری میدهد. همین، به روشنی نشان میدهد که احزاب و تشکلهای قومپرست، مسئله و مشغله شان ( و دقیقآ نقش شان) نه نجات زندانیان از چنین روزهای سیاهی بلکه میدان دادن به دشمنان مردم در ادمهُ سرکوب و اعدام و شکنجه شان است. و گرنه هر انسان منصف و باوجدانی که خود را همدرد و مدافع زندانیان سیاسی میداند، میتواند این را بخوبی درک و قبول کند که راه نجات انسانهایی که در موقعیت ناهنجار ولی یکسانی قرار دارند، تنها راه فقط اتحاد و همدلی تعداد هر چه بیشتری از همین نگون بختهاست.
نکتهُ جالب دیگری نیز در نوشتهُ حمید بهرامی مورد اشاره قرار گرفته است که به همین موضع ایشان مربوط است. ایشان به جنبش اعتراضی و اعتصاب عمومی مردم در شهرهای کردستان در سال 84 اشاره کرده و نیروهای غیرکردزبان را مورد ملامت قرار داده که چرا از آن حمایت نکرده اند. ناسیونالیستها طبق عادت و طرز تفکر همیشگی خود، که اتفاقآ تاکنون همیشه روسیاهی بیشتری برای خودشان بار آورده است، از درد و محنت مردم میگویند، خود را بعنوان رهبران بلامنازع مردمِ محروم جا میزنند و خواهان حمایت و همسنگری اند ولی وقتی چنین حرکات و اعتراضاتی در سطحی سراسری راه میافتد انگار هیچ اتفاقی نیافتاده و در هیچ نوع اعتراضی حضور نمییابند. اتفاقآ در جریان اعتراض مورد اشارهُ ایشان، که یکی از بزرگترین اعتراضهای وسیع اجتماعی در کردستان در سالهای اخیر بوده است، حزب مورد تآیید ایشان نه تنها از این اعتراض (که اتفاقآ در شهرهای کردزبان هم روی داده بود) حمایت نکرد، بلکه رهبری حزبشان همزمان سرگرم قدم زدن در راهروهای کاخ سفید امریکا بدنبال پیدا کردن یکی از مسئولین بودند که با آنها بگفتگو بنشیند. این تلاش هم قابل درک است. اساس ناسیونالیزم و قومپرستی بر مبنای معاملات از بالای سر مردم و با دشمنان رنگارنگ مردم، ولی بنام و ظاهرآ برای آنان، بوده و هست. روی دیگر این سیاست، عدم اعتقاد به شرکت و دخالت مردم در سرنوشت خویش و میدانداری شان برای دفاع از حق و حقوق خود است. در نتیجه به همان اندازه که نیروی کمتری از مردم در صحنه و فعال باشند راه برای معاملات کثیف چنین دارودسته هایی بازتر است. تلاش اخیر جریانات قومپرست برای تکه پاره کردن صفوف زندانیان سیاسی و مدافعانشان نیز بر همین مبنا و در همین راستاست. اینها دارند برای ایجاد تفرقه و چند دستگی در صفوف مبارزاتی مردم (و فرزندان اسیرشان) سرمایه گذاری میکنند.
نوشتهُ توهین آمیز و سراپا نفرت حمید بهرامی علیه حزب حکمتیست ریشه در دردی دارد که نزدیک به سی سال است گریبان کل احزاب ناسیونالیست و قومپرست در کردستان را گرفته است. حضور فعال مردم در دفاع از حق طلبی و آزادیخواهی شان، حضور صف مصمم و فعال کمونیستها در کردستان در خنثی کردن توطئه و بند و بستهای ناسیونالیستها با دشمنان مردم، حضور اقشار وسیع کارگران محروم ولی حق طلب در میدان مبارزات این سه دهه، حضورمبارزاتیِ زنان و جوانان و دیگر اقشار محروم در جامعه سد محکمی در مقابل هرگونه تلاش تفرقه افکنانهُ ناسیونالیستها وقومپرستان ایجاد کرده است. نوشتهُ حمید بهرامی علیه ما، بازتاب درماندگی و عدم موفقیت کل جریانات ناسیونالیست و قومپرست در پیشبردن سیاستهای بغایت ضدمردمی و تفرقه افکنانهُ آنها و همکاری و همراهی شان با دشمنان آزادی و برابری ست. اینها بخوبی بر این حقیقت واقفند که ما حکمتیستها به همراهی و با حمایت مردم آگاه و حق طلب در کردستان هرگونه توطئه ای جهت از هم پاشیدن صفوف مبارزاتیشان را از همان ابتدا عقیم و خنثی میکنیم. این تلاش هم قابل درک است، البته برای صف آزادگی و نجات مردم نه برای حامیان تداوم بدبختیهای آنان!
مصطفی یونسی
10 سپتامبر 2008