صفحه اصلی حزب حکمتیست سایت منصور حکمت سایت کورش مدرسی تلویزیون پرتو تماس با ما سایتهای دیگر EC??I ???? O??? EC I? ?U? ???E? ?C? ?E???   

 

 

 

 

 

 

 

 

پايان اعتصاب پرستاران در سوئد - از سوت سوتک هاى فرانسوى تا اينترنت لعنتى!

June 01, 2008  09:42 AM

 

 

مصطفى اسدپور

به منظور حمايت و تقويت يک اعتصاب راههاى متفاوتى هست. اعتصابيون فرانسوى از سوى شهروندان و همکاران و هم طبقه اى هايشان با اجتماعات خيابانى بزرگ، با کارناوال و سوت سوتک مورد حمايت قرار ميگيرند. راه ديگر و کم دردسر ترى هم هست. پرستاران اعتصابى در سوئد با پيامهاى اينترنتى، با موجى از پيامهاى "همبستگى و از نوع قاطعانه و گرم" مواجه شدند. هر دو  البته  حمايت بحساب ميايند، اعتصابيون و از جمله اتحاديه پرستاران حمايت ها و همبستگى ها را طبعا قدرگذارى نمودند. اما اين کجا و آن کجا؟! ميخواهيد فرق اين دو نوع از همبستگى را ببينيد، حتما بايد سرگذشت و نتيجه اعتصاب پرستاران سوئد را از نظر بگذرانيد.

پس از ٦ هفته، اعتصاب پرستاران و تکنسينهاى آزمايشگاهى  در سوئد پايان يافت. پريروز ٢٨ ماه مه کنگره نمايندگان ويژه بررسى سرنوشت اعتصاب به پيشنهاد طرف ميانجى پاسخ مثبت داد. واکنشها چه مثبت و چه منفى، ارزيابى پيروزى و ارزيابى شکست، همانطور که انتظار ميرفت بچشم ميخورد. رقم خواستهاى تحميلى به کارفرمايان چندان چشمگير نيست. مهمترين خواستهاى پرستاران براى شروع اعتصاب شامل افزايش حقوق ١٧٠٠ کرون ماهانه به رقم کمتر از هزار کرون کاهش يافته است. بعلاوه حقوق ماهانه اوليه پس از اولين سال استخدامى را اعتصاب ٢٢٠٠٠ کرون تعيين نموده بود. در اينمورد نيز هزار کرون کمتر از خواست اوليه مورد توافق قرار گرفته است.  اما در هر صورت اين رقمها در مورد اعتصاب بزرگ و پيچيده اى که در جريان بود، زياد گويا نيستند. سوال محورى مورد بحث اينستکه که آيا اتحاديه ميبايست به اعتصاب ادامه دهد و چگونه؟  پس لرزه هاى اعتصاب، مثل هميشه، سوالات ديگرى را هم جان بخشيده است: اعتصاب لازم بود؟ فايده اى هم داشت؟  اين مباحثات بشدت و پر تنش  در ميان پرستاران و در خود اتحاديه و در کل جامعه در جريان است.

اين اعتصاب فقط محدود به پرستاران و اعتصابيون نبود. پاى کل بخشهاى بزرگى از جامعه را ميگرفت.  مردم و شهروندان، ما هم پاى اعتصاب بوديم. اعتصاب، اعتصاب  ما، همگى ما هم بود. بنا به تعريف در جامعه طبقاتى سرنوشت اعتصابها بدرجات بسيار زيادى به طرف سوم کشمکش،  حمايت عمومى گره خورده است. طرف سوم، يعنى همان افکار عمومى، حمايتهاى فعال، اعتصابات پشتيبانى، کمکهاى مالى از مولفه هاى اساسى يک اعتصاب، روند و پيروزى آن بحساب ميايند. اينرا ديگر هر کودک دبستانى تشخيص ميدهد. از اين نظر اعتصاب پرستاران چيزى کم نداشت. ظاهرا کم نداشت.  آمار و شواهد حکم به حمايت گسترده عمومى ميدادند. سنجش افکار عمومى منتشر شده ٤٨ ساعت قبل از پايان اعتصاب نشان ميداد که هشتاد درصد از شهروندان جامعه از اعتصاب و خواست اعتصابيون حمايت ميکند. شش هفته بعد از اعتصاب، اعتصابى که دهها هزار عمل جراحى را به تعويق انداخته بود، دهها هزار بيمار را تا تاريخ ثانوى از درمان محروم ميساخت، هنوز هشتاد در صد مردم را پشت سر خود داشت. اين يک پديده پر هيجان بود. ابعاد پر هيجان تر از اين حمايت عمومى را زمانى درميابيد که  به سايت اينترنتى اتحاديه پرستاران  و اخبار اعتصاب سرى بزنيد. در مقابله با بى تفاوتى و عناد احزاب سياسى ـ پارلمانى و اتحاديه هاى سراسرى سوئد تقريبا تمامى  زير مجموعه هاى اين احزاب  اعتصاب را مورد حمايت قرار دادند. سازمان جوانان و زنان و قس عليهذا از  احزاب دست راستى حاکم و احزاب اپوزسيون، رهبران اتحاديه ها در سطوح پايين تر، صدها تشکل و نهاد و پياهمهاى همبستگى شان در اين ليست ثبت شده اند... اما در خيابانها، در جلوى بيمارستانها، در کارخانه ها، در کنار صندوقهاى جمعاورى کمکهاى مالى  و هر جا که ميشد عملا و موثر کارفرما و دولت را تحت فشار قرار داد اثرى را نميتوان يافت.  فاصله ميان دنياى همبستگى اينترنتى و حقيقت کشمکشها، فاصله ميان زمين تا آسمان بود و نه کمتر. اگر دنبال نتايج عملى ميگرديد، از نتايج عملى اين همبستگى ها براى گردانندگان اعتصاب، از  نتايج عملى اين همبستگى ها در بالا بردن انرژى و شور و اعتماد بنفس اعتصابيون و از  نتايج عملى اين همبستگى ها روى کارفرماها و دولت؛ مطمئنا چيزى دستگيرتان نخواهد شد. بدون شک هر حرکت اعتراضى و هر اعتصابى به هر ذره حمايت و تشويق نياز دارد و آنرا قدر ميگذارد. بدون شک بدون اين موج همبستگى اعتصاب پرستاران ضعيف تر ميبود و کارفرماها در تعرض خود جرى تر ميبودند. اما کماکان از دريچه يک پرستار اعتصابى فاصله ميان يک مگابايت دنياى اينترنتى تا يک سوت سوتک پشتيبانى نوع فرانسوى يک فاصله محسوس و تعيين کننده است. کافى است بياد بياوريم اگر يک دهم حمايت ها به خيابانها راه پيدا کرده بود، آنوقت رسانه ها ميبايست از يک شورش بزرگ در صحنه سياسى سخن ميراندند؛ شورش سازمانهاى جوانان احزاب عليه سياستهاى حاکم حزب خويش؛ شورش اتحاديه ها عليه اتحاديه سراسرى LO و...

در اين ميان، اما بهر صورت بايد ناکامى هاى اعتصاب را به پاى کارفرما و دولت نوشت و نه کس ديگر. بايد نفس مشقات اعتصاب را بپاى عاملين اصلى ناعدالتى هاى موجود در شرايط کار پرستاران يعنى باز هم دولت و کارفرما نوشت اعتصاب پرستاران يکبار ديگر واقعيتهاى زمخت طبقاتى جامعه موجود را در مقابل چشمان همگى ما قرار داد. در پشت پرده "آزادىها" همگى ما لمس کرديم که پيش گرفتن راه اعتصاب براى پايينى هاى جامعه مستلزم چه مخاطراتى و مشقاتى است، ديديم و لمس کرديم که "حق اعتصاب آزادنه شهروندان"  چگونه با هزار و يک بند محدود و خفه ميشود. صندوق اعتصاب پرستاران، چيزى که ميبايست از حقوق ماهانه ناچيزشان تامين گردد مگر تاب چه مدت از اعتصاب را ميتوانست بياورد؟ اعتصابيون چگونه ميبايست از پس رسانه هاى نوکر، از پس احزاب سياسى بربيايند؟ راستى مگر روسا و مديران همان ادارات براى بالابردن دريافتى هاى نجومى خود، حتى يکبار دست به اعتصاب زده اند؟

 در تمام اين مدت کارفرمايان و طيف وسيع مخالفان و دشمنان اين اعتصاب با خونسردى به تماشا نشستند، به صندوق مالى کوچک اتحاديه خيره ماندند، در انتظار حادثه مرگ يک بيمار ناخن جويدند. تحرک امروز در ميان صف کارفرمايان و رسانه ها ديدنى است. جماعت بزرگى از کفتارها بجان يک اعتصاب افتاده اند، روى هر ناله و هر ذره نااميدى  سرمايه گذارى ميکنند که نفس اعتصاب، نفس مبارزه را زير سوال ببرند و لجن مال نمايند.

اعتصاب پرستاران را بايد بدون ترديد يکى از مهمترين رويدادهاى سياسى ـ اجتماعى در سوئد بحساب آورد. هدايت و سازماندهى  و تامين مالى اين اعتصاب امرى بسيار پيچيده بود که پرستاران و اتحاديه آنها ـ Vårdförbudetـ بطرز تحسين برانگيزى از پس آن برآمدند. بايد نوشته ها و پروتکلهاى اين دوره را مرورى کرد که ديد چگونه اين اتحاديه و تک تک پرستاران با نهايت دلسوزى و مسئوليت عمل کردند که خطر جانى و اورژانس در مورد بيماران اجتناب شود. نفس شش هفته اعتصاب، شش هفته مقاومت در ميان اعتصابيون خود يک پيروزى مهم در مقابل دولت و کارفرمايان بود. تاثيرات اين اعتصاب در فضاى سياسى و کشمکشهاى اين جامعه بسيار وسيع و ماندگار خواهد بود. کافى است ببينيم که در ميان صداى  اعتراض پرستاران ناراضى اما اتحاديه معلمان و اتحاديه کارکنان کمونها از خوشحالى در پوست خود نميگنجند چرا که رقم حقوق استخدامى اوليه يعنى ٢١٠٠٠ کرون تخته پرش طلايى را در مذاکرات سال آتى در اختيار کارکنان اين بخشها  قرار داده است.

کشمکش بر سر نتايج نهايى اعتصاب،  کشمکش بر سر خواستهاى پرستاران و کشمکش بر سر چگونگى ادامه کار اتحاديه آنها هنوز ادامه خواهد داشت. هر چه هست بايد بخاطر داشت، در تمام اين پروسه جاى يک حزب طبقاتى کمونيستى بشدت خالى بود. يک حزب رزمنده و قوى که اعتصاب را در تمام عرصه هاى سياسى و اجتماعى هدايت کند، نيروهاى موجود را بسيج نمايد و نفس اعتراض طبقاتى را در روزهاى پرکشمکش پس از اعتصاب از تعرض مصون بدارد.

مصطفى اسدپور
اول ژوئن ٢٠٠٨

 

 


 

 

 
 

مقالات قبلی مصطفى اسدپور

  • اكتشافات علمي و سهم طبقه كارگر!
  • سماجت يک اکسيون
  • در نيمه راه اعتصاب
  • کنفرانس استکهلم توجیه کننده فاجعه کنونی علیه مردم عراق بود.
  • پايان اعتصاب پرستاران در سوئد - از سوت سوتک هاى فرانسوى تا اينترنت لعنتى!
  • آيشويتس کارگران در ايران: بيش از شصت نفر در کام آتش!
  • انتظار كثيف در جبهه كارفرمايان - از اعتصاب پرستاران در سوئد دفاع كنيم!
  • كارگران صيغه اى ايرانى در سوئد! در دفاع از كارگران، در دفاع از امر حق پناهندگى
  • عطش اعتصاب در سرزمين زيبارويان و رفاه!
  • طرح يك يادواره عليه جمهورى اسلامى!
  • مخاطرات تازه پيش پاى پناهجويان در سوئد عليه اخراجها همصدا با پناهجويان عراقى و افغانستانى
  • لالايى هاى ضد بنيادگرايايى دولت سوئد!
  • كارگران در چنبره قراردادهاى موقت
  • اسير مرداب شكست ،چند كلمه در پاسخ به رضا مقدم
  • جاى خالى ايلنا – يك طنز بغايت تلخ!
  • نبردِ مانتو!
  • سوئد: سايه سنگين اسلام و خشونتهاى ناموسى

Copyright © 2005 iran-telegraf.com