مبارزه برای افزایش دستمزد حیاتی است
April 09, 2008
10:38 AM
محمود قزوینی
5 آوریل 2008
(افزایش نجومی قیمت نفت هم مصیبتی برای کارگران و مردم شده است)
درسال گذشته قیمت نفت به بالای بشکه ١٠٠ دلار رسید و میلیاردها دلار پول به بودجه دولت اضافه شد و دولت و سرمایه داران آن را به سرمایه و سودشان افزودند. این میلیاردها دلار که به سود سرمایه دولت و سرمایه داران اضافه شد، موجب فقر و بیخانمانی بیشتر کارگران و مردم شد. میلیاردها دلار پول به ثروت کشور اضافه شد، اما از این تروت چیزی نصیب کارگران نشد، بلکه همه نصیب سرمایه و رژیم اسلامی و دم و دستگاه سرکوب و تحمیق آن شد و از آن برای چاپیدن بیشتر مردم مورد استفاده قرار گرفت. افزایش بهای نفت و اضافه شدن میلیاردها دلار به تروت کشور، موجب افزایش تورم و استثمار بیشتر طبقه کارگر و تحمیل فقر و خانه خرابی بیشتری بر آنها شده است. این هم از ثمرات جمهوری اسلامی و سرمایه داری است که اضافه شدن تروت کشور موجب خانه خرابی بیشتر کارگران و مردم میگردد. مصائب کارگران ایران دوگانه است. یکبار به خاطر فروش نیروی کار و فروش ارزان آن به سرمایه و بار دوم به خاطر عدم رغبت سرمایه داخلی و خارجی برای استقرار در ایران. جمهوری اسلامی ذاتا نمیتواند و قادر نیست شرائط امن برای سرمایه را تامین کند و قادر نیست پول بدست آمده از قیمت نفت را سرمایه گذاری کند و آن را بصورت پول نقد وارد بازار ساخته است و این موجب افزایش بیشتر تورم، کاهش دستمزد واقعی، سطح معیشت و خانه خرابی باز هم بیشتر کارگران و مردم شده است. سرمایه و رژیم جمهوری اسلامی هم کارگران را ارزان میچاپند و هم مصائب حل نشده خود برای تامین شرائط امن برای سرمایه گذاری را بر سر کارگران و مردم سرشکن میکنند. امسال انتظار میرفت که به خاطر وارد شدن میلیادرها دلار به خزانه دولت، کارگران با توقع بیشتری بر سر مسئله تعیین پایه دستمزد به مبارزه دست بزنند. اما اینطور نشد و دولت و کارفرماها بدون درد سر حداقل دستمزد را تعیین کردند.
دولت جمهوری اسلامی حداقل دستمزد کارگران ایران را بدون واکنش جدیی از طرف کارگران تعیین کرد. ظاهرا کارگران پذیرفتند که تعیین دستمزد باید بدون دخالت آنها و از بالای سر آنها و توسط دولت و کارفرماها صورت گیرد. عدم حساسیت در میان کارگران و عدم وجود یک اعترض و اعتصاب یا تجمع جدی بر سر پایین بودن سطح دستمزد و تعیین میزان دستمزد، به فعالین کارگری، به کارگران پیشروئی که تلاش دائمی آنها به میدان آوردن طبقه کارگر و تغییر وضعیت زندگی آنها است یک حقیقت تکان دهنده ای را بیان میکند و آن هم اینکه کارگران بدون تشکل حتی به ناتوانی خویش خو میگیرند و با آن دمساز میشوند و با وجود فقر فزاینده و اختناق محافظه کار تر میشوند. کارگران میدانند که برای مقابله با تصمیم دولت و شورای کار به نیروی بزرگ احتیاج است و باید اعتراض وسیعی بر سر آن شکل گیرد. کارگران میدانند از اعتراضات محدود فابریکی بر سر یک مسئله مهم سراسری کار چندانی ساخته نیست. بخصوص اینکه کارگران در شرائط عدم وجود تشکل سراسری و یا ارتباطات محکم میان فعالین و رهبران در سطح سراسری، انتظار این را ندارند که اعتراض فابریکیشان به اعتراض عمومی تبدیل شود. هر چند واقعیت این است که اعتراض در یک فابریک مهم بر سر مسئله سراسری مانند میزان سطح دستمزد، هم حرکتی را در میان کارگران در سطح وسیع در مورد مسئله تعیین دستمزد دامن میزند و هم رژیم را بطور جدی به توجه وامیدارد تا بنفع کارگران عقب نشینیهایی کند.
در مبارزه بر سر تععین میزان دستمزد امسال فقط اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار دست به ابتکاری زد و با جمع آوری تقریبا ٣٠٠٠ امضاء به تعیین سطح دستمزد توسط شورای عالی کار اعتراض کرد. این عمل اتحادیه بیکاران مسلما ارتباط میان فعالین کارگری و کارگران را با هم افزایش میدهد و میتواند به همراه ابتکارات دیگر پیش زمینه های ایجاد یک حرکت اعتراضی را فراهم کند. اما خود این حرکت با عمل واقعی اعتراضی فاصله زیاد دارد. تاکنون در هیچ محل کاری کارگران به این میزان نازل سطح دستمزد اعتراض آشکار نکردند. قطعنامه ای در مجمع عمومی کارگران در محل کار در باره میزان سطح دستمزد و در اعتراض به مصوبه شورای عالی کار تصویب نشد و اعتراضات آخر سال کارگران بر سر عدم دریافت حقوق های معوقه بود. این مسئله باید برای فعالین و رهبران کارگری تکان دهنده باشد.
با مصوبه شورای عالی کاردستمزد پایه کارگران در سال ١٣٨٧، ٢٠% افزایش یافته است و حداقل حقوق از ١٨٣ هزار تومان به ٢١٩ هزار تومان در ماه افزایش یافته است. بنا به گفته خود مسئولین و ارگانهای رژیم این سطح دستمزد حتی کفاف اجاره خانه را در شهرستانها نمیدهد. هر چند در شهرستانها و در کارگاهای کوچک سطح دستمزد کارگران از این هم پایین تر است و کارفرماها هر طور میخواهند کارگران را میچاپند. تصور اینکه چگونه کارگری که اجاره خانه اش ٥٠٠ هزار تومان میباشد، میتواند با ٢١٩ هزار تومان که با مزایا و حق خواربار و غیره حداکثر به ٢٦٠ هزار تومان میرسد میتواند زندگی بگذراند دشوار است. اما این وضعیت امروز کارگران ایران است. بخش عظیمی از کارگران در بخش ساختمانی و کشاورزی بدون اینکه به استخدام در آیند مشغول کارند و ٧٠ تا ٨٠ در صد کارگران مشمول استخدام موقت شده اند و کارفرما هر لحظه اراده کند میتواند کارگر موقت را اخراج کند. تازه بنا به اعتراف خود مسئولین شورای عالی کار که سطح دستمزد کارگران را تعیین میکنند ٧٠% کارگران ایران حقوقی بین ٥٠ تا ١٠٠ هزار تومان در ماه دریافت میکنند . این سطح دستمزد برای کارگران و زندگیشان فاجعه است.
فقر و اختناق و کل وضعیت کنونی طبقه کارگر، مقاومت کارگران را در مقابل دولت و کارفرماها بشدت ضعیف کرده است و دولت و کارفرماها هر طور بخواهند با کارگران رفتار میکنند. با این سطح دستمزد و با افزایش تورمی که سال گذشته شاهدش بودیم، که بنا به گفته خود مسئولین رژیم به بالای ٢٠ در صد رسیده است و همه میدانند که نرخ واقعی آن بسیار بیشتر از این است و مردم در افزایش قیمت هر روزه کالاها آن را مشاهده میکنند، در سال سال ٨٧ فقر بازهم فزاینده تری دامن کارگران و مردم زحمتکش را خواهد گرفت، کودکان بیشتری از تحصیل محروم میشوند، خانواده های بیشتری آلونک محقر خود را از دست میدهند و به خیابان و حلبی آباد روانه میشوند، فحشاء و اعتیاد باز هم گسترش دامنه دارتری مییابد. تعداد بیشتری در اثر بیماریهای ساده جان خود را از دست میدهند، چون از امکان دارو و درمان محروم میشوند، خشونت و بزه کاری در میان مردم رانده شده از کار و همه چیز افزایش مییابد و...
تازه با این سطح دستمزد و با این وضع زندگی دولت جمهوری اسلامی برای به ثمر رساندن پروژه ورشکسته اقتصادی خود که به نام برنامه ٢٠ ساله مشهور است و از زمان رفسنجانی تاکنون روی میز رژیم است، چاره جوئی میکند و میخواهد این پروژه ورشکسته را زیر عنوان پرطمطراق "تحول بزرگ اقتصادی" نجات دهد. تحول بزرگ اقتصادی دو رکن دارد که هر دو رکن آن با خانه خرابی بیشتر کارگران و مردم زحمتکش همراه است. یک رکن آن حذف سوبسیدهاست که با حذف آن قیمت های مواد مصرفی مردم سر به فلک خواد کشید و رکن دیگر آن خصوصی سازی است که همیشه سیاست خصوصی سازی با بیکاری وسیع و تحمیل شرائط بدتر زندگی کارگران همراه است. سرمایه داران خصوصی برای سودآور کردن شرکت ها دست به اخراج های وسیع میزنند که در شرائط بی تامینی امروز کارگران با فقر میلیونی بیشتر مواجه خواهند شد.
برای جلوگیری از هجوم دائمی سرمایه به سطح زندگی کارگران، آنها چاره ای جز اعتراض و مقاومت ندارند. شبکه ها و محافل کارگران سوسیالیست/ کمونیست باید تمرکز جدی تری یابند. سازماندهی یک اعتراض نسبتا قوی در یک فابریک و محل کار بر سر میزان پائین دستمزد، میتواند اوضاع را عوض کند. اگر بطور فوری امکان انتخاب نمایندگانی در فابریکها برای تعیین دستمزد و مذاکره بر سر میزان دستمزد با دولت و کارفرماها وجود ندارد، اما سازماندهی یک اعتراض در یک مرکز مهم کارگری میتواند مسئله را عوض کند و مقاومت در میان کارگران را شکل دهد. این اعتراض و مقاومت در میان کارگران وجود دارد، باید آن را متحد و متشکل ساخت. باید با نقشه در یک مرکز و یا بخش کارگری این اعتراض را سازماندهی کرد و به بهترین شکلی کارگران را حول مسئله میزان تعیین دستمزد بسیج کرد. اعتصاب در یک مرکز نسبتا مهم کارگری بر سر افزایش میزان دستمزد، بسیاری از مسائل را عوض میکند. مسئله تشکل یابی را بیش از پیش در دستور روز کارگران میگذارد و در جنبش کارگری ایران روحیه تعرضی میدمد.
اوضاع اختناق در ایران بگونه ای است که فقط با تکانهای این چنینی در مرکز مهمی در میان کارگران میتوان اوضاع را در جنبش کارگری عوض کرد. اما چنین تکانی محدود به افزایش دستمزد نخواهد ماند بلکه در همان قدم اول بر سر حیات جمهوری اسلامی گره میخورد. کارگران باید خود را برای نبردهای جدی آماده کنند.