شهردار جنايتكار مريوان باید توسط مردم مبارز بیرون رانده شود
April 06, 2008
08:54 PM
صالح سرداري
روز 16 فروردین 78 به دستور جعفر توان، شهردار مزدور مريوان نيروهاي سركوبكر با حمله به دستفروشان با آنها درگیر شده وضرر و زيان زيادي به دار و ندار شان وارد كردند.
هنگاميكه سركوبكران مي خواستند اموال دستفروشان را به غارت ببرند با مقاومت دکه داران و مردم محل روبرو شده و دركير شدند. شهردار مزدور جعفر توان كه سابقه سركوبكر كردن دستفروشان شهر سقز را داشته و مورد نفرت مردم سفز است اين بار از طرف استانداري كردستان براي اجرا كردن طرح هاي ضد انساني رزبم به مريوان فرستاده شده است.
ميليون ها انسان كه در سايه حاكميت سياه جمهوري اسلامي محكوم به بيكار بودن شده اند ناجارند براي تامين زندگي خود به هر كار سخت و شافي دست بزنند. كار كردن در مرز كه با خطر مرگ همراه است از جمله اينكارهاست كه تا كنون صدها نفر از آنان بر اثر تيراندازي نيروهاي رژيم جان خود را از دست داده اند. از اين خيل بيكاران كه امكان كارهاي ديكري را ندارند تعدادي به دستفروشي روي آورده تا زندگي بخور و نميري را براي خود تامين كنند. اما رژيم اسلامي حتي اين نوع زندگي را براي كاركران قايل نيست. شبانه در مرزها اين انسان هاي شريف را به گلوله ميبندد و در داخل شهر هم با حمله به دار و نداردستفروشان زندگي را بيشتر بر آنها سخت تر مي كند.
ظاهر بهانه به دستفروشان اين است كه بياه روخيابان هاي شهر را سد معبر كرده اند و چون شهر مريوان شهري توريستي است و مسافران زيادي از شهرهاي ديگر به مريوان مي آيند چهره شهر را خوب نشان نميدهد. آري اينها بخاطر اينكه به مسافران سيماي زيبايي از شهر را نشان دهند تا براي نظام سركوبكرشان آبرو بخرند به اين جنايات دست مي زنند. اينها رياكارانه فقط ظاهر شهر را يه گردشكران نشان ميدهند. اما اين يك وجه فضيه است. براي ساكنين شهري كه جدافل نصف آنها زير خط فقر زندكي مي كنند و مجبورند خود را به آب و آتش بزنند تا از گرسنكي نميرند پارك و تفريحگاه و تميزي حيابان و... پديده ديگري به حساب مي آيد.
سركوبگران جمهوري اسلامي رياكارانه ميخواهد نشان دهد كه مردم مشكلي ندارند همه جيز سر جاي خودش فرار دارد ظاهري رياكارانه و سراپا دروغ از اوضاع نشان دهد نميخواهد مردم ديگر متوجه شوند كه كارگران و زحمتكشان با چه فلاكتي زندگي ميكنند به همين خاطر است كه مردم مريوان اين رياكاري و جنايات رزيم را مي شناسند و در مقابلش مي ايستند. به محض اينكه سروكله مامورين در هر جا بيدا شوند با آنها به مقابله بر مي حيزند.
اين مقابله و اعتراضات لازم و خوب است اما كافي نيست. مبارزه كردن و درگيري با سركوبكران كم نبوده است روزانه در محل كار و مدرسه و دانشگاه و خيابان در جريان بوده است اما چون سازمانيافته و مداوم نبوده است نتوانسته رزيم را از ادامه سركوبكريش باز دارد. بايد اين مبارزه متحدتر و متشكلتر ادامه داشته باشد. اين بدون داشتن تشكل و سازمان مقدور نيست. نقش انسان هاي چب و كمونيست و برابري طلب براي بهم بافتن اين مبارزات تعيين كننده است.
با اين ظرفيت و پتانسيلي كه ميان مردم در مبارزه عليه جمهوري اسلامي وجود دارد واقعا نميشود مزدوري جون شهردار مريوان را فراري داد؟ بايد كاري كرد كه شهردار جرات آفتابي شدن را نداشته باشد. بنظر من مي توان در مريوان كاري كرد كه جعفر توان مجبور شود از مريوان فراری شود،و این ممکن است. رهبران مبارزات مردم در آن شهر بايد كاري كنند كه جوانان محل به محض اينكه سروكله جعفر توان بيدا شد او را سنگباران كنند. در همه كوچه و خيابان شهر شعار عليه رژيم و شهردار و... بنويسند. اطلاعيه و شب نامه عليه اجحافات رژيم و مهره هايي جون شهردار پخش کنند. هر جا مامورين و مقامات رزيم به كسي به هر بهانه اي تعرض ميكنند بايد جمع شد و با هو كردن و اعتراض كردن به آنها مقابله کنند. اگر رهبران اعتراضات و مبارزات به نقش خود واقف باشند در محل مي توانند دهها اقدام ديگر را در دستور فعاليت هاي مبارزاتي حود بگذارند.
صالح سرداري
17 فروردین 1378
ششم آوريل 200