صفحه اصلی حزب حکمتیست سایت منصور حکمت سایت کورش مدرسی تلویزیون پرتو تماس با ما سایتهای دیگر EC??I ???? O??? EC I? ?U? ???E? ?C? ?E???   

 

 

 

 

 

 

 

 

ارزیابی اول مه، روز كارگر(٨٦) در كردستان(میزگردی با شركت اسد گلچینی ، رحمان حسین زاده و مظفر محمدی)

April 02, 2008  07:34 PM

 

مظفر محمدی: اول مه امسال صحنه كشمكش طبقه كارگر و مردم معترض با رژیم اسلام بود. جدالی طبقاتی و عریان. در تهران هزاران كارگر با تظاهرات در خیابانها مراسم دولتی خانه كارگر را از آن خود كردند، محجوب را سكه یك پول كردند و شعار كارگران جهان متحد شوید، مرگ بر دولت سرمایه دار و كارگر ، دانشجو، معلم اتحاد اتحاد... سر دادند.
در سنندج تجمع كارگران در جلو ساخنمان روابط كار با حمله نیروهای انتظامی و پلیس رژیم مواجه شد و در همان دقایق اولیه ١٤ نفر از فعالین كارگری بازداشت و متعاقبا شیث اماني دبیر اتحادیه كارگران اخراجی و بیكار و چند تن دیگر از اعضای هیات مدیره اتحادیه را دستگیر كردند. در مریوان به تجمع  ٥٠ نفره اول مه  حمله كردند و تعدادی از آنها را دستگیر نمودند.
از اینها گذشته مراسمها و تجمعات دیگر كارگری از آبشار خور در تهران گرفته تا محافل و جمعهای كارگری و خانواده هایشان در نقاط مختلف كشور برگزار گردید. در یك نگاه این رودررویی طبقاتی را چگونه ارزبابی میكنید؟ آیا میشود از موفقیت یا عدم موفقیت اینجا و آنجا حرف زد؟ آیا توازن قوای جدیدی بین كارگران و مردم از طرفی با رژیم بوجود آمده است؟ یا وضع همینطور و به روال سابق  بوده و بهتر از این نمیشد؟ 

اسد گلچینی: به نظرم اول مه در شهرهای کردستان و بطور مشخص در سنندج، بوکان و در مریوان  هم که امسال تجمع هایی در آن انجام شد، موفقیت قابل انتظار را نداشت . یک بخش آن بدلیل مساله سرکوب و فضای  خفقان و  دستگیری قبل از اول ماه مه و فشاری که روی تشکل هایشان بود توضیح داده میشود. و یک بخش دیگر این عدم موفقیت،  موقعیت و واقعیت های خود جنبش کارگری و سنت ها و نحوه فعالیت مبارزین این جنبش است. به نظرم این معضل را اگر نبینیم و نشکافیم هم کارگران و رهبران و فعالین آنها و کلا نیروی چپ جامعه همراه با سازمانهای سیاسی اش مساله را نمیتوانند بدرستی تجزیه و تحلیل کنند. من فکر میکنم که بویژه در سنندج از یک سال قبل از اول ماه مه این معضلات بخوبی دیده میشد و برجسته بود.سنت آکسیونیستی و تشتت و فرقه گرایی که وجود داشت،  سایه اش را در اول مه قدم به قدم میشود دید.من همه جسارت و فداکاری، زحمات و تلاش هایی  که فعالین و دست اندرکاران و تشکل هایشان برای اول مه ٨٦ داشتند را ارج میگذارم، اما اگر چشممان را بر این واقعیت ببندیم و معضلات را نبینیم، دچار خود فریبی میشویم. این  مضر است. چه برای خود کارگران و فعالین و سازماندهندگان مبارزات و اعتراضات در جنبش کارگری و چه فعالینی که به هر گرایش سیاسی و حزبی تعلق دارند. اول مه  در سنندج در بهترین حالت ٢٠٠-٣٠٠ نفره و اساسا مربوط به یک بخش معین با همه مشکلاتی که بود و رفتند و تجمع کردند . آیا میشود خود را قانع کرد که این تمام توان جنبش کارگری در سنندج برای این روز و در ادامه سنت های تاکنونیش بود؟ سه کمیته مراسم منفک از هم را در این شهر ما شاهد بودیم. این را اگر، صفی قوی و صف آرایی قوی در برابر سرمایه و رژیمش  تعریف کنیم، که بعضی ها تعریف کرده اند، و آنرا صفی قدرتمند به حساب بیاوریم آیا خود فریبی نیست؟ کدام صف قوی؟ اگر ما این تعریف و ارزیابی های سطحی و بسیار محدود نگرانه را مبنا قرار بدهیم نمیتوانیم به ارائه راه حل برای معضلات پیشارو در این رویا رویی دشوار و پیچیده وضعیت کنونی کارگران برای  ادامه مبارزه، اتحاد وبرای تشکل کارگری ، كاري کرد. باید وضعیت و مشکلات واقعی را دید و آنها را برطرف کرد. 

مظفر محمدی: بعدا به این نقطه ضعف ها و محدودیت ها بر میگردیم که چه بود و چه نبود اما تناسب قوایی که بین رژیم و طبقه کارگر وجود داشت چقدر مساعد بود و خود این وضعیتی که بوجود آمده در ادامه این تناسب قوا بوده است آیامیتوانست بهتر از این باشد؟

رحمان حسین زاده:  در مورد ابعاد برگزاری اول مه امسال در ایران در نقاط مختلف فرق میکرد. در تهران و مرکز و سطح سراسری به نظرم خیلی بهتر و خوب برگزار شد. مثلا همان تجمع ٣٠٠٠ نفره آبشار خور تجمع خیلی خوبی بود،  یا همان حضور موثر کارگران و تغییر فضای مراسم خانه کارگر در تهران و استادیوم شیرودی به نفع خود کارگران مهم بود. ولی در شهرهای کردستان که اسد گلچینی هم اشاره کرد جمهوری اسلامی عقب نشینی بیشتری را به کارگران تحمیل کرد. به نظرم در کل ایران جمهوری اسلامی سعی کرد تناسب قوای نامساعدی را به کارگران تحمیل کند. شمشیر را از رو بست و تهدید کرد، تقریبا هیچ جا اجازه مراسم رسمی و علنی ندادند و مجوز صادر نکردند. بطور مشخص حساسیت رژیم در کردستان بالا بود. با توجه به سابقه گذشته ، نسبت به مراسم اول مه در شهرهای کردستان حساس تر بود و مشخصا در سنندج سعی کرد این عقب نشینی را به کارگران تحمیل کند و به درجه ای موفق هم شد. این را با فشار، با تهدید و با دستگیری های از قبل و با تحمیل یک کشمکش به کارگران و مشخصا در روز خود مراسم به تجمع کارگران حمله کرد.  تعدادی از فعالین را دستگیر کرد. خلاصه کنم در نقاط مختلف فرق میکرد. کارگران در سطح سراسری ایران ، توانستند در شرایط مساعد تر مراسم برگزار کنند. در شهرهای کردستان شرایط نامساعد تر بود. رژیم فشار بیشتری را آورد و یک عامل اصلی محدود کردن مراسم ها خود رژیم بود. اما علاوه بر آن پراکندگی خود صفوف کارگران و آن تفرقه گرایی و سکتی عمل کردن  که اشاره شد در میان صفوف کارگران عمل کرد و شاید روش ها و شیوه های عملی هم که برگزیدند و روشهای نا دقیقی که انتخاب کردند، همه باعث شد که تناسب قوا نامساعد تر شود.

مظفر محمدی: رژیم امسال از پیش خود را برای ممانعت از برگزاری جشن اول مه كارگران آماده كرده بود. آیا این ممانعت و روبارویی و و حمله به تجمعات كارگری و دستگیری و زندانی كردن فعالین كارگری نشانه قدرت رژیم است و  میخواهد بگوید كه زورش میرسد و نگران عواقبش نیست و یا نشانه ضعف و ترس از تحركات اجتماعی طبقه كارگر و مردم معترض است؟ 

اسد گلچینی: این روشن است که رژیم ترس دارد. از هر حرکتی از طرف کارگران و مردم متشکل به شدت وحشت دارد. بویژه در اول ماه مه و به این دلیل که کارگران در برگزاری اول مه سابقه ای دارند.اول مه و 8 مارس سنت جا افتاده ای در میان کارگران و زنان است و در سنندج و شهرهای دیگر در این روز ها مراسم برگزار میشود. رژیم در این مواقع به اقدامات پیشگیرانه دست میزند که جلوگیری کند. امسال محمود صالحی را دستگیر کرد و قبل از اول ماه مه فضای رعب را دامن زد. مراجعه کنندگان برای مجوز را تهدید کردند. اینها را رژیم انجام داد و راستش تازگی نداشت. اینها چون از یک سال قبل هم این وضعیت بود در ٨ مارس هم این فشار ها اعمال شد. سال قبل در مراسم های اول مه این عکس العمل ها از رژیم را داشتیم. اما پارسال کارگران در اول ماه مه قوی تر و متحد تر ظاهر شدند. کمیته برگزاری بزرگی وجود داشت. وضعیتی که در اول مه امسال بود و به نسبت سالهای قبل فعالین و کارگران پیشرو ضعیف تر و محدود تر عمل کردند .  در درجه اول در قدرتمند بودن رژیم نبود رژیم به شدت وحشت داشت،  و میدانست که اول مه با هر تدارک مناسبی هزاران نفر را جمع کند. جایی که ما ضعیف عمل کنیم رژیم هم جری تر میشود. اول مه امسال اینگونه بود.

رحمان حسین زاده: من هم فکر میکنم در درجه اول رژیم ترس و نگرانی جدی دارد. به اقدامات رژیم در شهر سنندج در دو سه هفته قبل از اول مه توجه کنید، نیروی وسیع گذاشت، تهدید کرد، فشار گذاشت. انواع طرح ریختند که از برگزاری مراسم کارگران جلوگیری کنند. معلوم بود، از تجمع کارگران و برگزاری جشن بزرگ کارگران نگران بودند. بویژه در مراسم هایی چون روز کارگر و ٨ مارس و ...  بخشهای رادیکال جامعه حضور دارند، با چپ در آن جامعه بیشتر تداعی میشوند.  واضح است که جمهوری اسلامی از چنین روزهایی و مناسبت هایی  نگرانتر است. با وجود چنین نگرانی اما در عین حال یک فاکتور دیگر را نمیشود در نظر نگرفت . سالهای قبل هم رژیم  ترس  داشت،  اما در این ابعاد نمیتوانست مانع ایجاد کند. اینکه امسال میتواند مشکل بیشتری ایجاد کند ، بخشا برمیگردد به آن قدر قدرتی که امسال فکر میکند دارد.  فکر میکند در نتیجه یکدست شدن بیشتر حاکمیتش، و اینکه در کشمکشهای بین المللی موقعیت محکم تری پیدا کرده ، در نتیجه میخواهد حاصل این موقعیت را به شکل قلدری  سر مردم خالی کند. بر کارگران و مردم و  زنان فشار بگذارد. به طور مثال همین الان تعرضی را مجددا به بهانه حجاب علیه زنان شروع کرده اند. میخواهم اینجوری بگویم هر دو فاکتور هست هم ترس و نگرانی از مراسم روز کارگر داشت.  هم از یک طرف دیگر اعمال  قلدری  میکند .  

مظفر محمدی:  رژیم در آستانه اول مه محمود صالحی را دستگیر میكند و متعاقبا احكام جدید زندان تعليقی فعالین دیگری از جمله جلال حسینی، برهان دیوارگر و محسن حكیمی را صادر میكند. به كارگران مجوز ندادند و سرانجام به تجمعات كارگران حمله كردند. اولا اینكه رژیم به خودش اجازه و میدهد و جرا ت و جسارت به خرج میدهد كه به تجمعات كارگری در جشن روز كارگر حمله كند ، نشان از این است كه از انعكاس این سركوبگریش در میان كارگران ترسی به دل راه نمیدهد. چرا كه میداند كارگران متشكل و متحد نیستند و فعالین و رهبرانشان نیز پراكنده اند.  اما از طرف دیگر رژیم از گسترش دامنه تجركات و  تجمعات كارگری و توده ای وحشت دارد چرا كه در دل این تجمعات، اعتراض به تبعیض و نابرابری و بیقانونی وجود دارد. بنابر این سعی میكند جلو این اعتراضات را بگیرد تا ابعاد وسیعتری پیدا نكند.
با وجود اينها ، تجمع كارگران در اول مه سنندج را در نطفه خفه كردند. تجمع كارگران در مریوان را با جنگ و گریز خاتمه دادند. آیا این قابل پیشبینی بود؟ ایا فعالین برگزاری مراسم روز كارگر، حسابی برای این سركوبگری  و ممانعت بطور جدی باز كرده بودند؟  

اسد گلچینی: به نظرم سرکوبگری و فشاری که رژیم آورد قابل پیش بینی بود. هم فضای اول ماه مه چند روز و حتی یک ماه قبل آن، و یا حتی پارسال هم چنین فضایی را در سنندج ایجاد کردند. رژیم اجازه نداد  مراسم برگزار شود. بزور داشت کارگران را به مراسم دولتی میفرستاد. در ٨مارس هم این اتفاق افتاد. ار این لحاظ قابل پیش بینی بود. اینکه کارگران میبایست چکار میکردند به نظرم یک روش درست و یا ادامه یک سنت درست در اول ماه مه سنندج این بود که میبایست از زاویه اول ماه مه، از زاویه تقویت جنبش کارگری، از زاویه اینکه این روز باید روزی برای متحد کردن و متحد نگاه داشتن کارگران میبود نگریسته میشد. برگزاری جشن و مراسم کارگری در اول مه میبایست با یک تدارک وسیعتر و همه جانبه  برای همه کارگران و فعالین در محلات کارگری، مراکز کارگری، کارخانه و خانواده های کارگری روبرو میشد. یک وسعت دید کارگری  و جنبشی غالب میشد. و در نتیجه تلاش میشد  تعداد زیادی بسیج شوند و هر جا میتوانستند راحتتر به رژیم هم مراسمشان را تحمیل کنند. حتی با چنین تدارکی امکان برگزاری قانونی مراسم هم محتمل تر بود و کارگران میتوانستند جشن و مراسم در سالنی و یا محلی برگزار کنند. و اگر نمیتوانستند نیروی زیادی را بسیج کنند نمیبایست با نیروی محدودی رو در روی رژیم قرار میگرفتند. به نظرم این منطق هر مبارزه و هر تحرک کارگری و هر تجمع و مبارزه ای است. هر رهبر کارگری و فعال سازمانده ای میبایست به آن توجه کند. این نکته را هم اضافه کنم که در مورد اول ماه مه سنندج به نظرم این مراسم در بهترین حالت در ادامه آکسیون های اتحادیه کارگران اخراجی و بیکار بود. یا در ادامه تلاشهای این اتحادیه برای مساله بیکاری در سنندج بود. این خود دقیقا در شهری مثل سنندج اولا نشان از پراکندگی میان کارگران است و ثانیا حتی در این محدوده هم، ببینید تشکیلاتی که حداکثر بسیجش تا دو برابر اعضای سازمانش برای اول ماه مه است بنظرم آکسیون موفقی نیست. و اگر اینگونه است دیگر به سبک بعضی ها نمیتوان این را "صفی متحد و قدرتمند در برابر سرمایه و رژیم" توضیح داد. یا حتی در مریوان هم در اول ماه مه امسال این کارگران نبودند که مراسم خود را برگزار کردند، بلکه جمع و گروه های دوستدار و علاقه مند کارگر و روز کارگر در اول ماه مه جمع شدند و آکسیونشان را برگزار کردند. هر چند مهم بود که بالاخره برای اولین بار یک حرکت سازمانیافته در اول مه مریوان  پا میگیرد، اما  باید متوجه شویم که محدود بود و ایرادات جدی از همین دست که در سنندج بود به آن هم وارد است. تدارکی در کار نبود، بسیجی در کار نبود و اتحاد و روشن بینی لازم برای برگزاری این روز هم وجود نداشت و یا بسیار ضعیف بود. 

رحمان حسین زاده: من هم فکر میکنم که قابل پیش بینی بود. اسد گلچینی هم اشاره کرد که سال قبل هم جمهوری اسلامی مانع تراشی کرده بود، مجوز صادر نکرده بود، آنزمان هم اگر درست به یاد داشته باشم، دستگیریهای موردی و پراکنده وجود داشت. ٨ مارس امسال هم بروشنی نشان داد که جمهوری اسلامی مقابله میکند.در ٨مارس امسال هم مجوز صادر نکردند و به مراسمشان  حمله کردند. همین  پیش درآمدی بود که جمهوری اسلامی نمیخواست جشن اول مه به آسانی برگزار شود. در سنندج و مریوان و سقز ما شاهد بودیم که کلی تلاش شد که برای مراسم مجوز بگیرند، اما جمهوری اسلامی سرسختی نشان داد، موافقت نکرد وتهدید کرد. در نتیجه قابل پیش بینی بود که جمهوری اسلامی مانع تراشی میکند.  فشار میگذارد در نتیجه فعالین و دست اندرکاران اول مه میبایست حساب جدی تری را برای خنثی کردن  توطئه های رژیم میکردند. به نظرم دست اندرکاران به اندازه کافی تناسب قوا را درست نسنجیدند. همه جوانب مساله را در نظر نگرفتند. با دیدن این وضعیت قاعدتا دست اندرکاران اول مه میبایست در نظر میگرفتند که با رژیمی طرفند که نمیخواهد مراسم اول ماه مه برگزار بشود. ممانعت ایجاد میکند، اجازه نمیدهد و تهدید میکند و در نتیجه با در نظر گرفتن همه اینها هنوز امکان برگزاری تجمع های بزرگتر و مناسب تر وجود داشت. بنظرم اگر این کارشکنی های جمهوری اسلامی جدی تر در نظر گرفته میشد آن وقت دست اندرکاران  سنجیده تر به خیلی از جنبه ها میبایست فکر کنند و موانع ایجاد شده توسط جمهوری اسلامی در مقابل مراسمهای  بزرگ و وسیع را خنثی میکردند.  سنجیده تر به زمان و مکان مراسم و به نحوه و شیوه آن در جهت اجرای مراسم بزرگ فکر میکردند.
در نتیجه در این تناسب قوا میبایست به تاکتیک بسیح کننده تر فکر میشد.  برای مثال مراسمی را که اتحادیه کارگران اخراجی و بیکار علیرغم اینکه کارگران با جسارت  به مرکز شهر رفته  و جلو اداره کار رفتند اما فکر میکنم در ست در فضایی که رژیم دوست داشت کشمکشی را تحمیل کند در مکانی که کارگران انتخاب کرده بودند،  برایش آسان تر بود این کشمکش را تحمیل کند . مراسم را بردند جایی که جمهوری اسلامی دستش باز باشد که تعرض کند. به نظرم قابل پیش بینی بود و ما 3 نفر در میز گرد قبلی همین وضع را پیش بینی کردیم. و به اطلاع خیلی از فعالین و دست اندرکاران اول مه رساندیم. ما به سهم خود راه مقابله با تعرض جمهوری اسلامی و نحوه برگزاری مراسم های بزرگ را طرح کرده بودیم.  

مظفر محمدی:  از همان آغاز كار، مخالفت رژیم با دادن مجوز، تهدید فعالین كارگری ، آمادگی و بسیج نیروی انتظامی برای جلوگیری از تجمع كارگران و خانواده هایشان، تعداد نیرویی كه در سنندج به مصاف  كارگران آورده بود در لحظات اول كمتر از تعداد كارگران نبود. همه اینها قابل پیش بینی بود. اما ازجانب كارگران و فراخوان دهندگان اول مه كه بعدا اتحادیه كارگران اخراجی و بیكار بود، این مساله كم اهمیت و شاید نادیده گرفته شد و حساب باز نكرده بودند. از جمله ، تدارك لازم دیده نشد. میبایست  از هفته ها و روزهای قبل از اول مه فضایی در شهر ایجاد میشد كه همه مطلع میشدند. بروشورهای كارگری، پلاكادهای گرامیداشت اول مه ، آژیتاسیونهای كارگری و سوسیالیستی در محكومیت سرمایه در  مراكز و محافل و پاتوقهای كارگری ، میتوانست این فضا را برای آگاه كردن كارگران و بسیج آنها و دعوت همه كارگران شاغل و بیكار در مراسم اول مه ، بخصوص شركت كارگران شاغل، تعطیل كار و حركت كارگران با پلاكادهایشان به محل تجمع ... همه اینها باعث میشد كه نیروی رژیم نتواند مانع تجمع كارگران شود. من فكر ميكنم كه آكسيون اول مه بيشتر شباهت به آكسيونهاي كارگران اخراجي داشت و در ادامه آن بود. هزاران و دهها هزار كارگر شاغل  كارخانه ها و مراكز كار و خانواده هايشان در اين جدال غايب بود.
مساله دیگر انتخاب تاكتیك و روش كار است. و بخصوص انعطاف در تغییر آن هر وقت لازم شد. برای مثال وقتی ما نیروی محدودی داریم ویا از سر و ته آن زیاد مطلع نیستیم و مطمئن نیستیم چقدر نیرو داریم و جمع میكنیم و با ما مآیند، بنا براین نا آماده و الله بختكی میرویم به پای جدالی كه نتیجه اش از همان اول قابل پیشبینی است، این روش و تاكتیكی غیر قابل اطمینان است. فرض كنید اگر اتحادیه ای با چند صد یا چند هزار عضو و نیرو میخواهد اعتصاب كند، تجمع كند یا مراسمی برگزار كند، رهبری این اتحادیه از سر و ته نیرویش باخبر است و میتواند بر اساس ان تاكتیك و روش و راه مبارزه را انتخاب كند.
شما در نظر بگیرید كه اگر هیاتی از نمایندگان و فعالین كارگری شاغل و بیكار برگزاری اول مه امسال را تدارك میدیدند و  حساب نیروی خود را داشتند كه مثلا هر كارخانه و محل كاری چقدر كارگر بسیج و جمع میكند، آنوقت رژیم با همه كارگران شهر روبرو بود و میبایسیت حساب خود را بكند. در چنین حالتی نمیتوانستند جلو موج كارگران و خانواده هایشان را بگیرند و درگیر شدن با كارگران به ضررشان تمام میشد. سال گذشته همین اتفاق افتاد و علیرغم همه تمهیدات سركوبگرانه نتوانست جلو ابراز وجود كارگران را بگیرد.

رحمان حسین زاده: من یک نکته را اضافه کنم. بنظرم مراسم اول مه امسال در سنندج با ٣ مشکل روبرو بود. اول جمهوری اسلامی و فشار و کارشکنی هایش. روز کارگر بود و کارگر به هر نحو و شکلی حق داشت مراسم و جشن خود را برگزار کند و  جمهوری اسلامی بدلیل فشار و محدویت هایی که ایجاد کرد، محکوم است.
دوم، مساله دیگری که در این تدارک به آن توجه نشد اینکه ما نیروی وسیع تری را جمع کنیم و مراسم بزرگ داشته باشیم در نتیجه مساله این بود در شرایطی که رژیم شمشیر را از رو بسته بود این کار را چگونه میبایست ممکن کنیم؟ در نتیجه این جنبه که مردم بیشتر و کارگر بیشتر و جمعیت بیشتر را بسیج کنیم و اعتماد آنها را برای شرکت در چنین مراسمی جلب کنیم در محاسبات دست اندرکاران مورد توجه جدی نبود.  تصور من اینست که بیشتر بر میلیتانسی و برگزاری سمبولیک آن تاکید داشتند تا بسیج نیروی بیشتر و چون گرد آوری نیروی وسیع مورد نظر نبود، دست اندرکاران بر سکتی عمل کردن و گروه گرایی هم فایق نیامدند.
نکته سوم اینکه تاکتیک و نحوه اجرای مراسم بود. جمهوری اسلامی دوست داشت تبدیلش کند به کشمکش و جنگ و گریز و مراسم کارگران را بر هم زند و دوست داشت برای این کار بهانه دستش بیفتد ، متاسفانه این بهانه را رژیم بدرجه ای بدست آورد. یک گرایش وجود دارد که دوست دارد مراسم های اول مه را صرفا به یک حرکت ضد رژیمی تقلیل دهد و ظاهرا این را هم حرکتی رادیکال میداند. اول مه را بیشتر بعنوان یک آکسیون ضد رژیمی میبیند، نه بعنوان یک روز و مراسم ضد کاپیتالیستی و یک روز و مراسمی که کارگر باید نیرویش را وسیعا جمع کند.  اتحاد و همبستگی و آگاهی طبقاتی را افزایش دهد.  بنظرم این گرایش صرفا ضد رژیمی در حرکت امسال سنندج سنگینی کرد و بهانه ای شد که جمهوری اسلامی بیشتر تعرض کند. 

مظفر محمدی: همانطوریكه ما قبل از اول مه گفتیم و هشدار دادیم، گرایشات غیر اجتماعی و غیر كارگری در ماجرای اول مه امسال هم نقش داشتند و ما متاسفانه نتوانستیم جلوشان را بگیریم و تجربه سال گذشته را بكار ببندیم و انها را دور بزنیم. این گرایش فرقه گرایانه  توازن قوارا برسمیت نمیشناسد، كارگر و فعال كارگری را به جلو هل میدهد و كارگر را برای شلوغ كردن میخواهد. متوجه نیست كه كارگر دانش آموز یا دانشجو نیست و باید كاری كند كه فردا بتواند به سر كار باز گردد  و الا نانی در سفره برای خود و خانواده اش ندارد. همین گرایش در همین اول مه فعال كارگری را تشویق میكند كه حتی اگر یك پلاكاد بلند كنند خوب است!
بهمین دلیل علاوه بر تاثیر این گرایش در صفوف خود اتحادیه كارگران اخراجی و بیكار، گروههای دیگری هم جداگانه فراخوان اول مه را میدهند و نام كمیته برگزاری بر خود مینهند... اگر اتحادیه كارگران اخراجی وبیكار بهر حال تعدادی كارگر اخراجی و بیكار را نمایندگی میكرد، دو گروه دیگر اصلا بی ربط به كارگر بودند. اینها چه در سنندج و چه در مریوان،  بدون اینكه هیچ بخشی از كارگران را نمایندگی كنند، یا نماینده كارگران شاغل كارخانه ای باشند، كارگران را به مراسم اول مه فرا میخوانند. این حركتی بی پایه، كور، فرقه ای و بی ربط به كارگر است. ما روزهای قبل از اول مه گفتیم كه اگر تجربه سال گذشته را بكار بگیریم و تكرار كنیم، موفقیتی دیگر به دست میآوریم.  متاسفانه این اتفاق نیفتاد. 

اسد گلچینی: ما در بخش قبلی هم  اشاره کردیم که برای اول ماه مه موفق داشتن برنامه و یک مجموعه اقدام میبایست وجود میداشت. مساله مهم اینکه میبایست حرکت اول ماه مه را حرکتی جنبشی دید. یعنی اینکه مستقل از هر اختلاف نظر و سلیقه ای، صف متحد و قوی ایجاد میشد و این لازمه یک حضور قدرتمند بود.طبقه کارگر در روز جهانی کارگر که قرار است همبستگی بین المللی اش را به نمایش بگذارد مانند  یک طبقه و نه یک بخش و صنف عرض اندام  کند. ما در سنندج با درجه غلیظی از پراکندگی روبرو هستیم که حتی این بنیادی ترین نکته در مورد اول ماه مه را متوجه نیستیم؟ روز کارگر روزیست که کارگران بیایند و کیفرخواستشان را اعلام کنند. به چه صورتی میتوانستند این کار را بکنند این را دیگر رهبران کارگری میبایست تشخیص میدادند ما بشدت نگرانی این پراکندگی بودیم. حرکت امسال سنندج در ادامه سنت های ما در سالهای قبل حتی در همین شهر نبود. حتی از همکاری و تلاش یک سال قبل کارگران شاغل و بیکار و همه فعالین از گرایش های مختلف عقب تر بود. به نظر من هم فكر ميكنم اول ماه مه را میتوان آکسیون یک بخش محدود یعنی کارگران و اعضای اتحادیه کارگران اخراجی و بیکار در اول ماه مه دانست و نه تمام نیرو و بخش عمده کارگران  که برای مراسم روز جهانی کارگر وجود داشت و میتوانست متحد و بسیج شود.طبعا همین آکسیون قابل پشتیبانی و حمایت هم بود و غلط هم نبود اما چنین آکسیونی در این فضا و شرایط بشدت محدود و شکننده بود و اساسا یک تصور آکسیونیستی است که فقط در اتکا به سازمان و تشکل محدود خودم بروم و کاری بکنم. با گروه خودم بروم این کار را بکنم. اینکه 3 کمیته برگزار کنند ه مراسم، جدا از هم فراخوان به برگزاری اول ماه مه در این شهر میدهند در حالی که همه همدیگر را میشناسند،  دلیلش چیزی جز این گروه گرایی و فرقه گرایی نیست. سنتهای معمول و تا کنونی برای تدارک، بسیج و سازماندهی  کارگران شاغل، کارگران بیکار، خانواده های کارگری و رهبری این فعالیتها اتخاذ نشد. ما حامی روش بسیج کننده و متحد کننده و سازمان دادن و توده ای کردن هستیم و در هر حرکتی هم تناسب قوا را بسنیجیم.

همه این نکات از نظر من تصویری است که ما در جنبش کارگری و جنبش های آزادیخواهانه دیگر داریم و از هم اکنون و برای همه مراسم های مختلف کارگری و زنان و ... چنین روش فعالیتی و مبارزاتی را تبلیغ میکنیم و خود عملا دست اندرکار آن خواهیم بود. این را ما دنبال کرده ایم.  دلیل این پراکندگی و تشتت هم به نظر من دقیقا از تشتت و پراکندگی و عدم انسجامی است که  در میان کارگران کمونیست، و دیگر گرایشات سیاسی و از جمله خود ما، وجود داشته است. خط و سیاست روشن این نوع دخالتگری را میتواند تامین کند.  

رحمان حسین زاده:  آن پیش بینی که داشتیم که گروه گرایی و سکتاریستی عمل کردن و پراکندگی بوجود میاید، متاسفانه اتفاق افتاد. علتش این است که روز کارگر و مراسم کارگری را بعنوان فصل مشترک گرایشات مبارز درون جنبش کارگری نمی بینند. در روز کارگر علیرغم تفاوت گرایش سیاسی اما فصل مشترک بسیار زیاد است. مطالبات مشترک زیاد است. اقدامات مشترک زیاد است. در نتیجه طیف های مبارز مختلف با گرایشات مختلف در مورد مراسم ها و تجمعات بزرگ با خواستهای مشترک و قطعنامه مشترک میتوانستند به توافق برسند و مراسم بزرگ داشته باشند. به نظرم همان سکت بازی و گروه گرایی ریشه دار عمل کرد. در کردستان فضا بشدت سیاسی و احزاب تاثیر گذارند. به نظرم این سکت بازی و فرقه گرایی انعکاس سکتاریسم  احزاب  چپ است. ما به سهم خود از این سکت بازی فاصله گرفتیم و علنا علیه این عامل پراکندگی هستیم و در مورد مضرات آن هشدار دادیم. این گروه گرایی کمتر مستقیما از درون جنبش کارگری است و بنظرم هر جریان و گروهی که متعهد به منافع طبقه کارگر است،  باید علیه این سکتاریسم به میدان بیاید.  

مظفر محمدی:  سوال آخر این است كه بعد ازاول مه چه؟ سال گذشته ما خطاب به كارگران و بخصوص فعالین و رهبران كارگران گفتیم و خواهش كردیم كه دستهایشان  را در دست هم نگه دارند  اتحاد پایدارتری را بوجود آورند و گسترش دهند. امسال به كارگران چه میگوییم؟ 

اسد گلچینی: به نظرم فوری ترین کارتلاش برای آزادی تنها دستگیر شده باقیمانده محمود صالحی است باید تلاش کنیم او را از چنگ این وحشی ها در بیاوریم.  این مشغله جدی ما و هر فعال کارگری هم هست. آزادی او را به مسئله و امر مردم باید تبدیل کنیم.ولی کماکان فراخوان ما همان چیزی است که قبل از مراسم های اول ماه مه امسال هم تاکید کردیم. ما باید اتحاد کارگری را تامین کنیم. ما باید جنبش کارگری را تقویت کنیم. اتحاد در صفوف مبارزاتی کارگران را علیرغم گرایشاتی که هست باید تقویت کرد. تشکل های کارگری واقعی را بوسیله خود كارگران باید ایجاد کنیم. اعتراضات کارگران را دامن بزنیم. در این راستا همانطور که اشاره کردم ، موانع جدی هست. تصویری هست که اول ماه مه 200-300 نفره امسال سنندج را یک صفوف بهم فشرده قوی در برابر سرمایه و جمهوری اسلامی دارد معرفی میکند و  ارزیابی میکند.این را بعنوان یک نقطه قدرت ارزیابی میکند. اینها اشتباه است و محدود نگرانه و انحرافی است. اگر به این چنین افکار و روشهایی محدود نگرانه و فرقه ای در جنبش کارگری اجازه بدهیم که رواج داشته باشد،  اتحاد و سازمانیابی ما هم از این که هست بدتر میشود و جنبش کارگری و فعالین سازمانده را در تداوم همین اشکالاتی که هست به جلو سوق میدهند.  تشتت بیشتر، گروه گرایی بیشتر، و حداکثر متکی شدن به آکسیون محدود و سازمانی برای هر حرکت کارگری و غیر کارگری، دلخوش کردن و فریب دادن خود و دیگران به یک آکسیون چند ده نفره و دلخوش کردن به آزین بندی چند سایت  در انترنت. درصورتی که به نظرم باید این تشتت را برداریم. این پراکندگی برداشته بشود و کارگران سعی کنند در سطح سراسری و محلی تشکل هایشان را، علیرغم اینکه چه گرایش و طرز فکری هست سازمان دهند. به نظرم دو تصویر در مقابل هم هست و و جود دارد و ما باید این وضعیت را تلاش کنیم تغییر بدهیم.  

رحمان حسین زاده:  من هم فکر میکنم اکنون فوری ترین کار تلاش برای آزادی محمود صالحی است.  اما قاعدتا بعد از اول ماه مه امسال برای فعالین کارگری و دست اندرکاران اول مه این مساله مطرح است چرا امسال مراسم هایمان بزرگ نبود؟ چرا تجمع های وسیعتر نداشتیم. چرا پراکنده بودیم؟ چرا مثلا در سنندج سه فراخوان دهنده اول مه را داشتیم؟ مثلا چرا سندیکای کارگران خباز سنندج و یا اتحادیه کارگران اخراجی و بیکارو یا بخشهای دیگر کارگری میروند و به شیوه خودشان و جدا از هم عمل میکنند. در نتیجه  اگر این چرا ها و سئوالات را در مقابل خودمان قرار بدهیم به عنوان دست اندرکاران دلسوز اول مه و فعالین کارگری متعهد به جنبش کارگری  برای رفع این مشکلات و موانع و علت های این پراکندگی تلاش خواهیم کرد. به نظرم باید یک کارمان فایق آمدن بر این پراکندگی و خشکاندن دلایل آن جهت تداوم محکم اعتراض کارگری و برای پیشبرد مبارزه کارگری و تلاش برای اتحاد بیشتر و همبستگی بیشتر و انسجام بیشتر درون صفوف کارگران باشد.
یک جنبه دیگر کماکان این مطرح است چه روش و چه تاکتیک بهتری را در پیش میگرفتیم تا  کارگر و مردم بیشتر اعتماد میکردند و در مراسم های ما شرکت میکردند .من صمیمانه خطاب به دست اندرکاران و فعالین اول ماه مه و همان فعالین اتحادیه کارگران اخراجی و بیکار این را بگویم که روشن است ،  جسارت و تلاش زیادی به کار گرفتند و حتی کار مهمی کردند که پرچم تداوم اول مه را در سنندج حفظ کردند،  ولی با حاصل محدودی. ببینید مراسم  محدود به بخش كوچكي ازكارگران بود.  فورا تعدادی از عزیزان  را دستگیر کردند. در نتیجه باید درس بگیریم و روش و تاکتیک موثرتر و اجتماعی تر و مراسم توده ای تر را برگزار میکردیم. بنظرم این راه داشته و دارد و این کار را میبایست بکنیم.  فقط جریانات فرقه ای و گروه های بی ربط به کارگر که خود فریبانه و ریاکارانه کمبودها را پرده پوشی میکنند ، خود فریبانه ، میخواهند وانمود کنند که مراسم امسال کارگران سنندج  کامل  بود و نقد ما مبنی بر پراکندگی را نمی فهمند ، قبل از هر چیز خاک در چشم کارگر می پاشند و دوم اینکه دنیایشان بسیار کوچک است ، چون من  میگویم در شهر بزرگ سنندج فقط 300 کارگر و انسان علاقمند نسبت به روز کارگر جمع شود خود این نشانه پراکندگی است. ما سال ١٣٦٧ و ١٣٦٨ در شرایط اختناق بسیار بالاتر مراسمهای چند هزار نفره در سنندج را شاهد بوده ایم . از رویدادهای اخیر برای اتحاد و اجتماع و تشکل بیشتر باید درس گرفت. در هر حال رفع موانع این اتحاد و تشکل برای پیشبرد مبارزه جاری کارگری و هم برای برگزاری گسترده اول ماه مه سال آینده  بسیار حیاتی است.  

مظفر محمدی:  در خاتمه  اضافه ميكنم كه ما میدانیم و تاكید كردیم  در روز اول مه مطالیه ای متحقق نمیشود. اما اجتماع كارگران به انها قدرت  و اعتماد بنفس میدهد و تاثیر یك ابراز وجود قدرتمند تا مدتها در میان كارگران میماند. امسال و باز هم باید این تاكید را تكرار كنیم كه اتحادی از فعالین و رهبران در میان كارگران شاغل و بیكار حیاتی است و تعیین كننده است. شاید تصور شود كه ایجاد اتحادیه كارگران اخراجی و  بیكار این هدف را برآورد ه كرده است. اما صرفنظر از اینكه اتحاد هر تعداد كارگر به خودی خود مهم و مفید و مورد حمايت است. اما تجربه همین اول مه امسال هم نشان داد كه دوستان در اتحادیه كارگران شاغل و بیكار اساسا به نیروی محدود خود درمیان كارگران اخراجی و بیكار متكی شدند. در حالی كه كارگر بیكار به دلیل موقعیت اجتماعیش وزنه ای نیست، منفرد است. هر اندازه از این انسانهای منفرد را جمع كنی و كنار هم بچینی هنور با نیروی متحد و متشكل كارگرانی كه زیر یك سقف با هم كار میكنند قابل مقایسه نیست. ما به اتحادی از كارگران شاغل وبیكار نیاز داریم. اتحادی كارگری علیه بیكاری. این به تنهایی از عهده چند كارگر اخراجی این و آن كارخانه خارج است. بحث بیشتر دز این زمینه را میگذاریم برای فرصت دیگر. اما در حال حاضر و بخصوص برای آزادی محمود صالحی باید كاری كرد. همین میتواند مبنای اتحادی از میان فعالین و نمایندگان كارگری در كارخانه ها و در میان بیكاران باشد. از دادن اعلامیه و تهیه تومار و تا تهدید به اعتصاب در مراكز كار حتی برای یك ساعت و كمتر برای آزادی محمود صالحي میتواند راهی باشد تا بار دیگر دست این فعالین را در دست هم بگذارد.

 میخواهم بگویم كه معیار موفقیت ما درجه ای از اتحاد و تشكل كارگری است بخصوص و در وهله اول این اتحاد فعالین كارگری را میطلبد. این راه قدرتمند شدن كارگران و كمتر آسیب دیدن از استثمار وحشیانه سرمایه داران و سركوبگری دولت حامیشان است. این موفقیت همه ما است.

 


 

 

 
 

مقالات قبلی

Copyright © 2005 iran-telegraf.com