روزگار عجیبی است! پیام همبستگی جرم محسوب می شود؟!
March 28, 2008
03:37 PM
رئوف افسایی
raoufafsa@yahoo.com
محمود صالحی به جرم برپایی مراسم روز جهانی کارگر و فعالیتهای صنفی کارگری از طرف رژیم اسلامی زندانی شده است. او در زندان در شرایط دشواری به سر می برد. این عمل ضدکارگری اعتراضات وسیع داخلی و بین المللی علیه رژیم اسلامی سرمایه و برای دفاع از آزادی محمود صالحی از زندان موجب گردیده است. همگی می دانند که رژیم ضدکارگری اسلامی سالهای پیش به همین جرم یعنی برپایی مراسم اول مه جمال چراغ ویسی و دیگر فعالین کارگری را وحشیانه اعدام کرده بود. در چند سال گذشته چند تن از فعالین کارگری در شهر سقز در استان کردستان؛ محمود صالحی، برهان دیوارگر، جلال حسینی، محمد عبدی پور، محسن حکیمی، هادی تنومند و اسماعیل خودکام را به همین جرم دستگیر و زندانی کرد و سپس در بیدادگاههای اسلامیش آنها را محکوم کرد. منصور اسالو و دیگر اعضای هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد را دستگیر و زندانی وشکنجه کردند. اخیراً در سنندج کارگران را به جرم شرکت در مراسم روز کارگر و مطرح کردن خواستهای کارگریشان بازداشت و شلاق زدند و غیره و غیره. اینها تنها نمونه های از هزاران اقدام سرکوبگرانه رژیم اسلامی سرمایه علیه حقوق کارگران و فعالین جنبش کارگری بوده است.
جریانات چپ و فعالین کارگری و دانشجویان و انسانهای آزادیخواه و برابری طلب ایرانی و نهادهای کارگری و حقوق بشری بین المللی صرفنظر از درجه نزدیکی یا دوری فکری و سیاسی با محمود صالحی و منصور اسالو و تنها و به درست بعنوان فعالین کارگری تاکنون برای آزادی آنها از زندان و محکومیت رژیم اسلامی سرمایه فعالیتهای وسیع و شایسته ای انجام داده و کماکان ادامه دارد. این امر جدا از هدف بلاواسطه اش یعنی تلاش برای آزادی فوری آنها از زندان همچنین باعث درجه ای از همدلی و اتحاد بر سر برخی مسائل کلی در جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در جامعه شده است که به نوبه خود مثبت است.
برهان دیوارگر که خود یک چهره شناخته شده و یک فعال کارگری است ، همانطور که در بالا به آن اشاره کردم چند سال پیش به همراه محمود صالحی و چند فعال کارگری دیگر در سقز توسط رژیم اسلامی زندانی و سپس به خاطر فشارهای پی درپی ماًموران امنیتی و پلیسی رژیم مجبور به ترک ایران و هم اکنون در خارج کشور زندگی می کند. همگی شاهدند که او همواره و بصورت پیگیر و با صمیمیت کامل مثل هر کسی دیگر برای آزادی محمود صالحی و منصور اسالو از زندان و افشاگری علیه سیاستهای سرکوبگرانه و ضدکارگری رژیم اسلامی تلاش و فعالیت کرده است. برهان طی پیامی خطاب به محمود صالحی که به خاطر درازا کشیدن زندانش وارد اعتصاب غذا شده بود، ضمن محکوم کردن مقامات جمهوری اسلامی به شیوه کاملاً درست بخاطر حفظ سلامتی و ادامه زندگی محمود صالحی از وی می خواهد که به اعتصاب غذایش پایان دهد. این درخواستی کاملاً اصولی و انسانی است . این نطر من و هزاران هزار از انسانهای آزادیخواه و طرفدار زندگی و مخالف مردن هم هست. محمود صالحی باید زنده بماند. مقاومتهای جسورانه خودش در زندان و اعتراضات هزاران نفری در خارج از زندان برای این است که محمود صالحی زنده و سلامت از زندان آزاد شود. با شناختی که از برهان دارم کاملاً مطمئنم که هدف و آرزو و دغدغه های او هم همین است. اما متأسفانه وی اخیراً بشیوه بسیار غیرمنطقی مورد کم لطفی و اتهام زنی تعدادی از دوستان قرار گرفته است.
دوستانی همچون محمد محمدی و صدیق جهانی در رابطه با پیام برهان به نکات عجیب و غریبی اشاره کرده اند که در واقع هیچ منطقی در آن نمی توان پیدا کرد جز بهانه و مچگیری و برخورد شخصی.
اینجا به فرمولبندی و جملاتی که این دوستان در نوشته هایشان بکار برده اند توجه نمایید.
"شايعهپراکنى شخصى بهنام برھان ديوارگر" ، " شخصى بهنام برھان ديوارگر بدون ارائهدادن منبعى قابل اعتماد، نوشتهاست کهبايد آقاى محمود صالحى دو ماهديگر در زندان باقى بماند" ، " اشاعهھر گونهخبر نادقيقى مانند دو ماه حبسى کهديوارگر پخش کرده است، مردم را نگران مى کند" ، " بندهشخص نامبردهرا نمى شناسم و حالا ھم نمى دانم سر بهچهجريانى است " ، "شخصی بنام برهان دیوارگر در مطلبی مدعی شده است که محمود صالحی باید دو ماه دیگر در زندان بماند" ، " این شخص عمداً سه بار مدت دو ماه را تکرار کرده است" ، " آقای دیوارگر در چنین موقعیتی دارد اهمیت اعتصاب غذای محمود صالحی را زیر سئوال می برد" ، " اطرافیان محمود صالحی به این ادعای سراپا کذب واکنش جدی نشان خواهند داد"
روزگار عجیبی است! پیام همبستگی جرم محسوب می شود؟! حقیقتاً اینگونه نوشته ها و اظهارنظرها فقط به بی اعتمادی و شک کردن دامن می زند و انسان اگر مواظب نباشد از زمین و زمان زده می شود. صرف نوشتن هنر نیست. هنر آن است که بر مخاطبینتان تأثیر مثبت بگذارید. تندترین و آتشی ترین انتقاد اگر با استدلال و منطق باشد بر انتقاد شونده تأثیر مثبت می گذارد. خوب اگر کمی هم صمیمانه باشد تأثیرات مثبتش به مراتب بیشتر است. اینجا لازم است بگویم که رفیق سوران سردبیر سایت آزادی بیان در نوشته کوتاهشان در همین رابطه توضیح و تذکر درست و صمیمانه ای داده اند که مورد تأیید من هم هست.
نکات فوق که از طرف صدیق جهانی و محمد محمدی علیه برهان دیوارگر نوشته شده است نه نقد است و نه موضع سیاسی، بلکه آشکارا اتهام زدن ناسالم و ناشی از یک نوع برخورد فرقه گرایانه است. زیرا به هیچ وجه یک خواننده منصف و بیطرف از نوشته برهان چنین نتیجه ای نمی گیرد که آن دوستان به دلخواه خود برای او درست کرده اند. ادعا کرده اند که برهان را نمی شناسند که حتماً اینطور نیست و البته به اصطلاح اینهم نوعی خودبزرگنمایی است، در حالیکه اسم برهان دیوارگر هم مانند دیگر برپا کنندگان مراسم اول مه سقز به مدت دو سال در رسانه ها و افکار عمومی داخل و خارج مطرح بود. فکر نمی کنم این دوستان اینقدر بی خبر بوده باشند. اینجا حرف من این نیست که برهان مهم هست یا نه، بلکه علیه تفکر و سنتی است که به این شیوه نادرست اتهام وارد می کند و حتی منکر انسانها می شود. از طرفی دیگر برای کسانیکه به این تاریخ و به این روشها و سنتها آشنایی نداشته باشند و یا کمی کنجکاوی بکار نبرند از اتهامنامه این دوستان چنین می فهمند که حتماً برهان قاضی پرونده بوده و دو ماه زندان محمود صالحی را افزایش داده است. اگر فقط کمی منصفانه برخورد کرد متوجه می شویم که پیام برهان نه هیچ ایرادی ندارد، بلکه خیلی صمیمانه هم هست. دوستان عزیز صمیمانه از شما میخواهم که در اظهارنظرها و نوشتنها و نتیجه گیریهایتان دقت کامل انجام دهید، در غیرآنصورت یقیناً علیه خودتان تبدیل می گردد. در حال حاضر باید تمام فشارها و تلاشها برای ازادی محمود صالحی و منصور اسالو و دیگر زندانیان سیاسی علیه رژیم اسلامی متمرکز شود.
و سخن آخر اتهامات واهی از طرف رژیم اسلامی سرمایه علیه محمود صالحی و مجازات کردنش مجازات کل طبقه کارگر در ایران است. محمود صالحی فقط به جرم دفاع از حقوق کارگران زندانی شده است. محمود صالحی فوراً باید آزاد گردد. محمود صالحی باید سالم و زنده بماند. تلاش برای آزادی محمود صالحی و منصور اسالو و دیگر فعالین کارگری از زندانهای رژیم اسلامی باید به قوت خود ادامه داشته باشد. این یک وظیفه همیشگی و تعطیل ناپذیر تمام آن انسانهای است که سرنوشت و زندگی خود را با طبقه کارگر شریک می دانند.