صفحه اصلی حزب حکمتیست سایت منصور حکمت سایت کورش مدرسی تلویزیون پرتو تماس با ما سایتهای دیگر EC??I ???? O??? EC I? ?U? ???E? ?C? ?E???   

 

 

 

 

 

 

 

 

از گیوتین تا گلوله , از شکنجه تا رسانه

March 23, 2008  09:33 PM

 

 

محمد فتوحی سرا

 تندرویهای اخیر جمهوری اسلامی در برابر خواستها و مطالبات مردم و تعرض وسیع و همه جانبه اش در اشکال گوناگون به بهانه ایجاد نظم و ثبات در جامعه  و اعمال فشارهای غیر انسانی و متوحشانه اش برای اجرای قوانین پرمتال و ارتجاعیش بلاخص در این دوره نه از روی قدرت و حاکمیت مطلقه اش بلکه از سر استیصال و ضعف و ناتوانی اش در اداره جامعه و رکود اقتصادی اش و همچنین ناتوانی در پاسخگوئی به خواست و نیازهای مردم در دوره کنونی است که  بسته به بالا رفتن سطح معیشت و رفاه در جوامع مترقی و وجود پل های ارتباطی مردم با دنیای بیرون و صعود سطح آگاهی جامعه است و این امر نیز خود فاکتوری کابوس برانگیز  برای حاکمان ظالم و سردمداران خونریز جمهوری اسلامی شده زیرا که در این موضع مردمی را با نیاز و مطالبات مدرن ، خواستهای آزادی خواهانه و برابری طلبانه  در برابر خود می بیند که با په په ها و ابله رمه های، خط و راه امامی متناقضند و ضدیت دارند و استبداد و استثمار را زیر لحاف قناعت پیشگی قبول ندارند و پیشکش خودشان میکنند .

البته این همان داستان قدیمی عروج توده مردم ستم دیده و زحمتکش از یک شیوه زندگی کهنه و فرسوده و دنیای سنتی به دنیائی بهتر و بالا کشیدن سطح معیشت و تلاش برای رسیدن به مدنیت و رفاه و آسایش و امنیت و به دست آوردن حرمت انسانی و حقوق برابر و انسانیشان است  و تلاش برای در دست گرفتن حق انتخاب و تعین سرنوشت و آینده و تاریخشان به اراده خود که به آنها جرات نه گفتن به اهرمهای فشار و سیستمهای سرکوب را میدهد  .

این جدال ومبارزه بین طبقه حاکم و مفت خور و گرداننده چرخهای نظم وارونه ی سرمایه داری و لایه های زورگوی حاکم و بالادست با طبقه فرودست و زیر فشار جامعه تا به امروز در ساختارهای متغیر سرمایه بر پرولتر بوده که البته در جوامعی که دارای ساختار حکومتی ارتجاعی و عقب مانده تر هستند این جدال و کشمکش به جنگی بسیار نابرابر و وحشیانه حکومت با مردم مبدل میشود .

جمهوری اسلامی نیز در طول تاریخ حاکمیت کثیفش همیشه با توصل به ابزارهای نظامی و اهرمهای حکومتیش برای بقای بیشتر حیاتش همیشه سردمدار پایمال کردن و نقض حقوق و حرمت و خواستهای توده مردم و انسانهای آزادی خواه و برابری طلب بوده و هست و گلّه های پاسدار و بسیجی و امنیتی و ارتشیش در صف اول حمله به صدای اعتراض و حق طلبی بوده اند و در هر دوره ای با یک پوست و رنگ عوض کردن با نیرنگی تازه سر مردم را شیره مالیده و پتکی دیگر را از آستین درآورده و بر سر مدافعان حقوق و حرمت انسان کوبیده اند و قشر محروم جامعه را هرچه بیشتر به زیر خط فقر کشانده اند  تا جائی که خیل عظیمی از مردم ایران درآمدی برای بازتولید نیروی کارشان ندارند و هیچگونه امنیت شغلی و مالی نیز ندارند و نکته جالب این قضیه اینجاست که این انسانها در برابر  جامعه ای که حکام قاتل و ظالم برایشان تعریف کرده اند مسئولند ولی ... به معنای دیگر فرد در قبال جامعه مسئول است ولی جامعه در برابر فرد هیچ مسئولیتی بر عهده ندارد و اگر فردی صدای اعتراض و فریادش به خاطر نبود امکانات رفاهی و معیشتی و مسکن و خوراک و نبود امنیت شغلی و جانی که  نئشت گرفته از قوانین کروکدیلهای بلعنده خون و جسم و جان مردم و قوانین سرمایه دارانه ، سنتهای مرتجع مذهبی و ...  درآید و هرگونه آگاهگری برای رسیدن به یک دنیای بهتر و برابر و عاری از تبعض انجام گیرد و هر نوع اقدام و تلاش این انسانها برای دفاع از مدنیت و حفظ حرمت بشر صورت پذیرد ، از دیدگاه قوانین این حکام جرم محسوب میگردد و اختشاشگر و برهم زننده نظم جامعه هستند و اراذل و اوباشی محسوب میشوند که موجودیت نظام مقدسشان را به خطر می اندازند و محکومند به تیرباران و زجرکش شدن و یا اعدام و جان بخت کردن  یا تا ابد در زندانها و شکنجه گاه ای رژیم اسلامی گمنام ماندن .

از آنسو هم ملاهایشان را به شیوه های جدید آموزش و آپدیت میکنند تا مردم را به این قناعت برسانند که گدای حق خویش در انتظار فرجی بمانند و با وجود پرونده های سرخ گشته از جلادی و خون انسا نهائی که ریخته اند در اوج گستاخی گام به گفتگو و دفاع از قوانین مرتجعشان در جوامع دیگر برمیدارند  تا چهره ای انسان مدار و اعتراض شنو با جامعه ای آزاد  و باز از خود به نمایش بگذارند و حتی تصمیم به بنیان نهادن مدارس تربیت و آموزش ملا و آخوند و مفت خور و مزدور میگیرند ( که هر بار با حضور آنسانهای آگاه مواجه میشوند و چهره پلیدشان افشا میشود و در جبهه خارج کشور شکست میخورند )

اما همه کارکردها و فاکتورهائی که جمهوری اسلامی میخواهد برجسته کند حال به قیمت پایمال شدن خون هرچند انسان و یا با توصل به هر حربه و نیرنگی فقط  آن روی سکه است که جمهوری اسلامی میخواهد برای خودش تعبیر کند و گویا غافل از این است که انسانهای آگاه و سکولار و آزادی خواه و برابری طلب در میادین مختلف و خارج و داخل کشور خاموش نمی نشینند و مشت محکمی را بر دهانشان میکوبند و شخصیت و بافت حکومتی و قوانین ماقبل تاریخی و عصر حجریشان را افشا می کنند .

در این دوره نیز جمهوری اسلامی  با پرچمداری وسنگربانی احمدی نژاد باز هم  کشتار و زندان و سرکوب  ، برای خلاصیش از موجودیت عنصرها و نیروهای آگاه و تغیر دهنده و توده عظیم به ستوه آمده و سرنگونی طلب را در اوج قدرت میخواست با ملیتاریزه کردن فضای جامعه به پیش ببرد اما با به هم خوردن معادلات سیاسی و نظامی آمریکا و زمین گیر شدنش و از هم پاشیده شدن شیرازه مدنیت در جامعه عراق و تاخت و تازهای گروهای قوم پرست و عشیرتی و مذهبی در عراق و گرفتار شدن آمریکا در منجلابی که ایجاد کرده ، جمهوری اسلامی هم سر شکسته از شرفروشی و شرخری و جنگ با آمریکا و ناتوانی در ایجاد فضای نظامی برای پوشش سرکوب و کشتار فعالین و مدافعان حقوق انسانی و مغلوب از برقراری حکومت رعب و وحشت و خفقان بر مردم ، مجبور به بازخوانی کاراکترهای واقعی موجود در بستر جامعه شد و دیگر نمی توانست گوشش را از شنیدن صدای اعتراض نه گفتن و جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی و شندن خروش فریادهای ما حکومت اسلامی نمیخواهیم ما حکومت زورکی نمیخواهیم و صدای هزان انسان مبارز دیگر و صدای فعالین جریانات مختلف اجتماعی ، کر کند یا نادیده بگیرد تا سر فرصت و در دوره ای دور از چشم جهانیان و با پوشش فضای جنگی آنها را به رگبار ببندد و عاجز از باسازی و تکرار تاریخ 67 و قتل و عامها و کشتارهای آن دوره اش و به ناچار و از سر ترس و بیم و هراس ، ترس از حرکت و خیزش مردم زیر فشار فقر و فلاکت ، ترس از به حرکت در آمدن جنبشی که زور قبول نمیکند و مدنیت و رفاه و امکانات میخواهد ،ترس از کرنای جنگی مهیب و به مراتب هزاران بار خطرناکتر از حضور آمریکا وفرصت طولانی که از جنگ با آمریکا برای بقا عایدش میشد و هراسان از دورنمای جنگ جنبشهای مردمی با حکومت  ، اقدامات متوحشانه اش را علنی به اجرا گذاشت و به سلاخی کردن و خفه  نمودن صدای حق طلبی و آزادی خواهی و برابری طلبی در ابعادی گسترده پرداخت .

البته که در پرونده حکام جانی جمهوری اسلامی جنایات زیادی را میتوان بازخوانی کرد ، گرفتن جان انسانها به جرم دفاع از حقوق و آزادی انسان  و مدافعان حقوق مساوی و برابر زنان در همه ضمینه های اجتماعی و زندان و شکنجه و اعدام مدافعان حقوق کودکان و کارگران و محرومان که نیروی مولد و بدنه اصلی هر جامعه ای هستند .

هرچند بسته به هدف و قوانین  ،  رژیم جانی و کفتار صفت جمهوری اسلامی وسیله و ابزار: سنگسار و اعدام و تیرباران و شکنجه و زندانش را توجیه میکند و امروزه ماشین آدم کشی جمهوری اسلامی  و شیوه های کشتار و از بین بردن جسم و جان و روان انسانها بسیار متنوع و پربار گشته  از قطعه قطعه کردن اندام انسانها گرفته تا پرتاب از بلندی و چوبه دار و اعدام بر روی برانکارد و تصادفهای مشکوک مافیائی و خودکشیهای مشکوک وشکنجه و لت و پار کردن و در قبر انداختن بی سرو صدا و گرفتن اعترافات رسانه ای  با توصل به شکنجه های مدرن و تکنولوژیکش و هتک حرمت کردن و گرفتن اعترافات متوحشانه از انسانهای مبارز و مدافع حقوق بشر که به بندشان کشانده اند و مجبور کردنشان برای بر زبان آوردن حرفها و عقایدی که بر خلاف جریان فکری و عقایدشان است و اگر هم دستگاه سرکوب رژیم از بیم دامن گیر شدن اعتراضات بیشتر مجبور به آزاد کردن این انسانهای  مبارز شود آنان را به قید ضمانت فقط نفس کشیدن آزاد میکند که بسیار ناعادلانه متوحشانه و غیر قابل درک است ،  وسیقه آزادی برای این نفس کشیدنها مبلغی سنگین در حدود 300000000 تومان است تازه این لطف آزادی نفس کشیدن به تعداد صفرهاهم آنن قابل تغیر به حبس و اعدام است .

در کل برای خفه کردن صدای اعتراض و آزادی خواهی و برابری طلبی و جلوگیری از فریاد وخیزش جنبشهای عظیم و توده ای مردم ، جمهوری افسار گسیخته اسلامی ،  حافظان خالص و مخلص و باجخوران و جلادانش وترکیبی از گیوتین و گلوله و اعدام و بند و شکنجه و رسانه اش را به کار گرفت تا راهکاری برای بقا و  رهانیدن خود از این اعلان جنگ باشد و دست به هرکار وابزاری میبرد تا خود را برهاند و چند روزی بسشتر بر عمرکثیف و ننگینش بیفزاید و این همان ترس از به حرکت درآمدن جنبش عظیم چپ رادیکال جامعه است که  دارای تعریف و هدف مشخص است و وجودی عینی و زمینی با خواستهای روشن که پتانسیل به حرکت درآورنده و توانائی تغیر بنیانین جامعه را دارا است و جمهوری اسلامی در برابر آن قرار گرفته ، نیروئی عظیم که تن تمامی ابرقدرتهای جهان امروز سرمایه داری مرتجع و مدرن را نیز به لرزه درمی آورد و در طول تاریخ ننگین و و حکومت نابرابرشان با آن در ستیز بوده اند و این صحنه نبرد صحنه ای کاملا متمایز است با جنگ و جدال بین قدرتهای سرمایه برای ابراز و به دست آوردن پایگاه و قدرت بیشتر و از رده خارج کردن همدیگر ،  در این صحنه دیگر کاری از دست زرادخانه ها و کلاهکهای هسته ای بر نمی آید ویا اینکه فلان کشور چند سانتافیوژ فعال دارد و یا فلان جا چاه نفت بیشتری دارد و یا اورانیوم غنی شده دارد و یا این که هلیبردها و ناوهای جنگی و ضد رادار  و تازه دیوار ضد موشکی هم آیا دارند یا نه  و همه این قدرتها در برابر اعلام جنگی که جنبشها آزادی خواه و برابری طلب و مترقی و توده عظیم مردم ستم دیده و خشم گین و به ستوه آمده از ظلم و زور و نابرابری و بیعدالتی هشدارش را میدهند در تقابلش کارامد نیستند و پشیزی ارزش ندارند زیرا که این جنبشها نیروی اصلی مولد و صنایع کلیدی را با خود همراه میسازد و شاهرگ حیاط سردمداران سلطه سیاه سرمایه را چه در قالب ارتجاعی و چه در کالبد مدرنش در دست دارند و هرآن  و در هر سطحی از اگاهیشان بخواهند و اراده کنند این شریان و شاهرگ را میتوانند تنگ و مسدود کنند ، این نیرو همه زرادخانه ها و اسلحه سازی ها و هرآنچه بوی خون و قدرت طلبی و سلطه گری میدهد را قفل میزند ، این جنبش است که پادگانها را قبضه میکند و جلادخانه ها و شکنجه گاهها را تعطیل میکند و به همین دلایل خطر این جنگ به مراتب بیشتر از جنگ دو افسار گسیخته مدعی قدرت است ، این جنبش به مدنیت و آزادی و برابری می اندیشد ، جنبشی که جنگ و محرومیت و خانه خرابی ، فقر و ازهم پاشیده شدن شیرازه مدنی جامعه و توحش و نظامی گری و ماجرا جوئی گانگسترهای قومی ، ملی ، مذهبی و سیاسی و ... را نمی خواهد وبه آن پشت کرده و با جرات به آن جواب راسخ میدهد ومحکم و با صدای رسامیگوید  نه   و یک نه ی محکم میگوید به هر آنچه با آزادی ، برابری ، امنیت ، رفاه ، مدنیت و حقوق جهانشمول انسان مغایرت دارد و مردم را به در دست گرفتن اختیار زندگی و سرنوشتشان فرا می خواند .

تقدیم به تمامی انسانهای مبارز و رهبران و آزادی خواه و برابری طلب که در راه  دفاع از حقوق زنان و کارگران و کودکان و جنبشهای مدافع و حامی مدنیت و مساوات و حقوق انسانی جانشان را فدا کرده اند

وبه امید رهائی تمامی رهبران و انسانهای مبارز و آزادیخواه و برابری طلبی که هم اکنون هم در زندانهای رژیم وحشی اسلامی ایران در بدترین و غیر انسانی ترین شرایط بسر میبرند و زیر شکنجه و اذیت و آزار قرار گرفته اند

زنده باد آزادی و برابری

زنده باد حکومت کارگری

محمد فتوحی سرا   2008-03-23

Kosha_hekmati@yahoo.com

http://alternativ.blogfa.com/

 

 


 

 

 
 

مقالات قبلی محمد فتوحی سرا

  • از گیوتین تا گلوله , از شکنجه تا رسانه
  • رهبران دربند جنبش دانشجوئی باید فورا آزاد گردند

Copyright © 2005 iran-telegraf.com