صفحه اصلی حزب حکمتیست سایت منصور حکمت سایت کورش مدرسی تلویزیون پرتو تماس با ما سایتهای دیگر EC??I ???? O??? EC I? ?U? ???E? ?C? ?E???   

 

 

 

 

 

 

 

 

سالی که گذشت، سالی که معلوم شد کمونیستها حق داشتند

March 23, 2008  09:48 AM

 

 

کورش مدرسی

پرتو: سال ٨٦ از نظر جمهوری اسلامی سال پر از موفقیتی بوده است. اما از نظر مردم سالی پر از فقر و سرکوب و اعدام وخشونت بود. از نظر اپوزیسیون هم سال بدخیمی بوده است. ارزیابی شما چگونه است ؟

کوروش مدرسی: بنظر من اینکه میگوئید سال بد خیمی بوده درست نیست. من به عنوان یکی ازاعضای اپوزیسیون ایران فکر نمی کنم سال بدخیمی بوده است. در این سال برخی از جنبش ها شکست شان قطعی می شود و جنبش هایی دیگر به جلوی صحنه می آیند. البته این جنبش های به اصطلاح تازه،  از قبل وجود داشته اند ولی امسال به عنوان بازیگر صحنه عمومی در جامعه متولد می شوند و به وسط میدان میایند. امسال جنبش ناسیونالیستی شکست قطعی می خورد. به ا ین دلیل که پرچمش را جمهوری اسلامی بدست می گیرد.

از نظر من سال ٨٦ سال شکست است. سال پیروزی است. سال تولد است. سال مرگ است. سال تعرض به دستمزدها است. سال مبارزه برای دفاع از دستمزدها است. مخلوطی از همه اینها است. فکر میکنم در این سال اتفاقات متنوعی افتاده و باید روند اوضاع را دید. تا این که به چند واقعه خیره ماند.

پرتو: سال گذشته شاهد تعرض بیشتر جمهوری اسلامی به کل جامعه بودیم. ازحمله به سطح معیشت مردم، تورم و گرانی گرفته تا افزایش صدور احکام اعدام و زندان. در کنار اینها انشعابات درون احزاب را هم شاهد بودیم. آیا شما برای این وقایع زمینه مشترکی می بینید؟

کوروش مدرسی: ببینید، باید به این واقعیت توجه کرد که اتفاقات جامعه و کلا تاریخ، پدیده ای عینی هستند چنان که مارکس می گوید. در نتیجه مواردی که شما اشاره کردید ناشی از شانس و تصادف نیست بلکه تابع یک قانون است.  یک رشته ی مشترکی این دانه های تسبیح را به هم وصل می کند و از آن شکلی می سازد که در جامعه ایران می بینید. چیزی که همه اینها را به هم وصل می کند شکست یک توهم یا بهتر است بگویم  شکست یک افق بسیار با نفوذ در جامعه  است. 

مردم وقتی علیه جمهوری اسلامی مبارزه می کنند، تصویری از آینده دارند، بر اساس این تصویر توقع دارند اتفاقاتی بیفتد، بر اساس این تصویر معیاری برای مثبت و منفی و یا دوست و دشمن میگذارند. بر اساس این تصویر از قدرت و نیازهای صف دوست و دشمن ارزیابی دارند. بر اساس این تصویر  امیدوار و نا امید، خوشحال و ناراحت می شوند. این تصویر یا افق را جامعه از جایی می گیرد. از یک تصویر عمومی می گیرد که ما به آن جنبش اجتماعی می گوئیم.

بطور مثال، تصویری که احزاب ناسیونالیست ارائه میدهند، این که جمهوری اسلامی منافع ملت ایران را نمایندگی نمیکند. حکومت شاه ملت ایران را بزرگ کرده بود، بدی جمهوری اسلامی در این است که مانع رشد سرمایه داری است و گویا سرمایه داری برای مردم منشا خیر است، مشکل عرب ها هستند که آمدند و ایران را گرفتند، ایرانی باید بزرگ باشد و... و این به تصویر بخش قابل توجهی از مردم هم تبدیل شده بود.

امسال معلوم شد اتفاقا خود جمهوری اسلامی بهتر این اهداف را متحقق میکند. ایران هیچوقت تا این حد در دنیا و منطقه قدرت فائقه نبوده و چنین نفوذ ی نداشته است. امسال معلوم شد که این اپوزیسیون اشتباه میکرده و برعکس تصویر آنها، حکومت جمهوری اسلامی خیلی هم ایرانی است و ایران را در دنیا مطرح کرده است.

در این سال بی ربطی افق ناسیونالیسم به زندگی طبقه کارگر و زحمتکش جامعه هر چه بیشتر معلوم شد. بخش زیادی از مردم  تصور‌شان بر این بود که آمریکا میتواند یک عنصر نجات دهنده باشد، که جمهوری اسلامی همین روزها است که بیافتد، "بعد از عراق نوبت ایران است" بدون فکر کردن به  اینکه اگر مردم متشکل نشوند، متحد نشوند، تحزب پیدا نکنند و مسلح نشوند، جمهوری اسلامی خودش نمی افتد.

امسال معلوم شد که امریکا نیروی نجات بخشی نیست. مردم سرانجام آن بیت از سرود انترناسیونال را یک بار با تمام وجود تجربه کردند که نه ناجی ای هست، نه خدا، نه قهرمان و اگر کسی هست که بخواهد مردم را نجات دهد، خود طبقه کارگر و زحمتکشان آن  جامعه اند. این شکست افق تا حدودی بهت ایجاد کرد  و در پی آن احزابی که به نوعی سرشان به ناسیونالیسم وصل بود به لحاظ ایدئولوژیک شکست خوردند.

مسئله دیگر این است که جمهوری اسلامی در یک سال گذشته به معیشت کارگران و زحمتکشان آن جامعه تعرضش را بیشتر کرده است. این تعرض برای سود آور کردن سرمایه است. روشن است که سود آوری سرمایه در صورتی تامین میشود که سطح معیشت طبقه کارگر پایین آورده شود. متعارف کردن سرمایه در یک کشور یعنی تعرض به حقوق و دستمزد کارگران، یعنی بستن درهر کارخانه ای که برای سرمایه سود آور تشخیص داده نشود، یعنی اینکه اگر کارخانه ای هم که برای درمان کودکان و بیماران پنیسلین تولید میکند اگر سود آوری اش کم باشد در آن را می بندند. این منطق سرمایه داری است.

در حالیکه کل اپوزیسیون بورژوائی ایران اساسا فقط  با اسلامیت رژیم مشکل دارد. از این رو شکست افق ناسیونالیسم ایرانی در همه ابعاد سیاسی، اقتصادی، آرمانی و تاکتیکی  تأثیرش را بر جامعه ایران هم گذاشته است.

پرتو: شما گفتید که تورم و گرانی موجود و عدم پرداخت دستمزدها مربوط  است به این که دولت به عنوان نماینده طبقه حاکمه در ایران می خواهد به یک دولت سرمایه داری متعارف تبدیل شود. آیا این فقط به دلیل نیاز اقتصادی است یا مشکلات دیگری هم هست که  تأثیر گذاراند؟

کوروش مدرسی: تورم، عدم پرداخت دستمزدها، بستن کارخانه هایی که سود نمی دهند، خصوصی کردن و... خصوصیات اسلامی نیست. اینها خصوصیات یک نظام سرمایه داری است. سرمایه داری برای آن که سود آور شود باید این کار را بکند و جمهوری اسلامی هم دارد همین کار را می کند. همه جا همینطور است. اگر رضا پهلوی،  جبهه ملی، سازمان چریک های فدایی اکثریت، هر کدام از این جریانات بورژوایی قدرت را در دست بگیرند و بخواهند اقتصاد ایران را در چهار چوب نظام بورژوایی اداره کنند، باید به معیشت طبقه کارگر تعرض کنند. این مسیر برای جمهوری اسلامی دو رکن دارد.

اول؛ تعرض وسیع تر به طبقه کارگر برای سود آورکردن سرمایه

دوم؛ تضمین امنیت برای سرمایه، که اساسا از طریق کوتاه کردن دست آخوندها، سیستم فتوا و فقاهتی، از صحنه سیاست امکان پذیر است. باید امنیت سرمایه تامین شود. در جمهوری اسلامی سرمایه داری فاقد امنیت است.  در نتیجه این دو مسئله در کنار هم  خصوصیت تمام بخش های سرمایه داری در ایران را بدست میدهد.

سرمایه داری غیر فقر زده در ایران نمی توانیم داشته باشیم. تورم ابزار این است که معیشت طبقه کارگر را پایین بیاورند.  تورم یعنی این که ارزش پول کاهش یافته و در نتیجه قیمت همه چیز بالا میرود. از آنجاییکه دستمزد کارگر را با پول می دهند، کاهش ارزش پول به این معنی است که در آمد کارگر و زحمتکش نیز کاهش یافته است. برای سرمایه داری پیامد تعرض به معیشت، افزایش سود سرمایه است. 

همان طور که گفتم، اینها نتیجه اسلامی بودن این رژیم نیست. کسانی که این را فقط به اسلامیت رژیم نسبت می دهند می خواهند روی ماهیت سرمایه دارانه این رژیم سرپوش بگذارند. این رژیم، رژیمی سرمایه داری است و این تعرضات، تعرض وسیع تر سرمایه داری است نه تعرض اسلامیت.

پرتو: با این توضیحات به نظر شما چرا بخش عمده ای از احزاب اپوزیسیون سمپاتی زیادی دارند به این که رژیم را بیشتر به عنوان یک رژیم اسلامی که لیاقت حکومت کردن ندارد، تصویر کنند؟

کوروش مدرسی: ببینید بطور قطع این رژیم، رژیمی اسلامی است و یک بخش مهم از مبارزه مردم ایران هم علیه همین وجه است. این رژیم اسلامی است و قوانین پوسیده ی اسلام را بر زندگی مردم حاکم کرده است. آپارتاید جنسی را برقرار کرده و شنیع ترین و کثیف ترین نوع رفتار حکومتی را با مردم دارد. این یک واقعیت است و اعتراض را از همه بخشهای جامعه متوجه خودش می کند. این دیگر کارگر و فقیر و سرمایه دار نمی شناسد. آپارتاید جنسی  شامل وضعیت همه زنان است چه زنی که  خودش سرمایه دار است و چه زنی که کارگر است.

اما اتفاقی که می افتد این است که بخشی از احزاب بورژوازی، احزابی که مخالف رفتن زیر نور افکن رابطه کارگر و سرمایه دار به عنوان کنه مسئله و هسته وجودی آن جامعه، هستند، به مردم می گویند که دلیل اینکه جمهوری اسلامی اینچنین رفتار می کند، از اسلامیت رژیم است، از تازی و غیر ایرانی بودن آن است، از این است که عوامل آن از ته جامعه آمده اند و ... می گویند رشد سرمایه داری یعنی رفاه، برای اینکه مردم مرفه شوند باید سرمایه داری رشد کند. این را نمی گویند که رشد سرمایه داری در ایران یعنی بدبختی و به فلاکت کشیده شدن مردم و طبقه کارگر.

اینها جنبش هائی  واقعی و موجوداند. به جلوی صحنه می آیند تا مردم را به افق خود قانع کرده و مبارزه آنان را صرفا علیه جمهوری اسلامی و در قالب حرکتی ضد اسلامی محدود کنند.

به بیان دیگر، اگر بطور مثال آقای داریوش همایون در فردای ایران  نخست وزیر شود، جدایی مذهب از دولت را اعلام کند، آپارتاید جنسی را لغو کند، (که البته همه این کارها را هم نمیخواهد بکند) و بقیه سیستم را نگه دارد، لابد مردم باید خودشان را پیروز احساس کنند. در حالیکه واقعیت این است که طبقه کارگر و زحمتکش آن جامعه تازه باید مبارزه را شروع  و برای حل "مشکلاتشان" بجنگد!

ما به عنوان بخشی از طبقه کارگر، به عنوان کمونیست های طبقه کارگر وظیفه مان این است که به کارگر و زحمتکش جامعه بگوئیم که خودتان را برای جنگ آینده آماده کنید. باید حقیقت را به مردم بگوئیم که  این نوع سرنگونی جمهوری اسلامی برای کسی خوشبختی به بار نمی آورد. آن سرنگونی مد نظر ما است که توسط طبقه‌ کارگر صورت بگیرد. این آن انقلابی است که میتواند در ابعادی وسیع برای مردم خوشبختی بوجود بیاورد.

به نظر من، زیر فرش کردن خصلت سرمایه دارانه رژیم از جانب بورژوازی، یک سنت آگاهانه و جا افتاده بورژوازی بوده است. بخشی از چپ هم به نوعی به آن گرفتار است که ما به آن گفته ایم "پوپولیسم". آنها هم پرده روی واقعیات میاندازند. با پرده انداختن روی منافع متناقض در این صف مردم این کار را میکنند. مارکسیست ها معتقد اند که جامعه طبقاتی است و طبقات مختلف منافع مختلفی دارند، این طبقات علیه همدیگر اسلحه بر می دارند. نباید ذهن طبقه کارگر را نسبت به جامعه ای که در آن زندگی میکند مغشوش کرد. در بحث کمون پاریس هم که گفتیم، اتفاقا کمونارها هم همین اشتباه را کردند. اما این اشتباه در انقلاب روسیه  تکرار نشد.

پرتو: اتفاقات خوب و مثبت سال ٨٦ از نظر شما کدامند؟

کوروش مدرسی: بنظر من بهترین اتفاقی که در این سال افتاد این بود که معلوم شد کمونیستها حق داشتند. معلوم شد که سنگر مبارزه برای آزادی، سنگر کمونیست و سنگر چپ جامعه است. که سنگر مبارزه برای حق زن سنگر کمونیست ها و اساسا سنگر طبقه کارگر است. اتفاق بزرگی روز ١٣ آذر افتاد. زمانی که دانشجویان چپ به عنوان تنها نیرویی که مبارزه ای متشکل و متحد و خود آگاه در مقابل جمهوری اسلامی را پیش میبردند به جلوی صحنه آمدند. بعنوان نیرویی که ناسیونالیست نیست، لیبرال نیست، اسلامی نیست، به جمهوری اسلامی هیچ گونه توهمی ندارد و کاملا میداند که قدرتش را از کدام طبقه می گیرد. حزبی بودن یا نبودن این اتفاق امری تماما فرعی به شمار می آید. اینها خود را بخشی از مبارزه طبقه کارگر ایران می دانند. همچنین تجربه کارگران هفت تپه را داشتیم و... اینها اتفاقات بسیار شورانگیزی است که در سال گذشته به وقوع پیوست.

این اتفاقات درهایی را به روی جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه مردم ایران باز کرد. سرانجام در خیلی از اذهان تثبیت شد که اگر کسی خواهان آزادی و برابری است و اگر سعادت بشر را می خواهد، راهش رفتن بدنبال جنبش های بورژوایی نیست. بلکه راهش رفتن به دنبال یک جنبش چپ کارگری است. کمونیستها در ایران عروج کردند و از جمله نام حزب حکمتیست به میان جامعه آمد و توجه به سویش جلب شد.  این اتفاقات شورانگیز دریچه‌ بزرگی از فرصت را به روی طبقه کارگر، کمونیستها و به روی چپ آن جامعه در ابعاد عمومی باز کرده است.

پرتو: در سال گذشته ما دو فراخوان بین المللی در حمایت از رهبران فعالین کارگری در ایران محمود صالحی و منصور اسانلو داشتیم. در دهها کشور و اخیرا در ٤١ کشوردنیا تحرکات خیلی زیادی صورت گرفت که  درسالهای گذشته سابقه نداشته است. مسئله مهم دیگری که اتفاق افتاد این بود که  دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب از داخل کشور دو بار فراخوان تجمع دادند. این اولین باری بود، دست کم در عمر سیاسی من در سی سال گذشته، که نیرویی از داخل کشور فراخوان می دهد و همه احزاب خارج از کشوراز چپ و حتی بخشا از  راست، از آن حمایت می کنند و به میدان می آیند. این اتفاقات را در این سال چگونه توضیح می دهید؟

کوروش مدرسی: اینها اتفاقات خیلی مهمی است و جنبه مثبتی از همان تصویری است که در سوال قبل اشاره کردم. ببینید، نیروی جدیدی متولد شده است. لیست وسیعی از هنرمندان ایران از فراخوان ایرج جنتی عطایی در حمایت از این نیروی جدید که دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب باشد، استقبال کرده اند. این اساسا اعلام حمایت از چپ جامعه است. در حالیکه هنرمندان جامعه تا کنون اغلب از فلان شخصیت ناسیونالیست، یا فلان شخصیت میهن پرست و... حمایت میکردند. تا جایی که من به یاد دارم این اولین بار است که هنرمندان از کسانی که شعار آزادی و برابری سرداده اند، کسانی که خود را چپ مینامند و بخش زیادی از آنان خود را سوسیالیست و مارکسیست میدانند، دفاع کرده و خواستار آزادی آنان شده باشند. این فقط نشان دهنده قدرت چپ و ناتوانی راست جامعه است. نشانه ی از سکه افتادن افق راست و نا امیدی ای است که در افق راست هست.  و گر نه منطق جامعه که خود به خود فرقی نکرده است.

یا در مورد فراخوانی که دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب میدهند و پاسخی که از خارج میگیرند. می بینیم که  همه اپوزیسیون مجبور میشوند خودشان را به یک لنگری، حتی اگر اسمش را هم نمی آورند وصل کنند.

یا فراخوانی که برای دفاع از اسانلو وصالحی داده می شود، نیروهای راست که ساکت میمانند. اما آن جریانی که به خودش می گوید چپ مجبور میشود تا از دنیای شلنگ تخته ای و بی محابای اینترنتی بیرون بیاید و یک جایی پا روی زمین بگذارد و خود را نگه دارد. این اتفاقات تاثیرات عمیقی در چپ و در مارکسیسم و کمونیسم آن جامعه گذاشته است. حزب ما باید افتخار کند که نقشی در این رابطه داشته باشد.

نقل از نشریه پرتو شماره ١٣

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 
 

مقالات قبلی کورش مدرسی

  • تلویزیون پرتو به کمک بیننده گان و دوستدارانش نیاز دارد!
  • *مبارزات ایران خودرو، اهمیت و درسهای آن * مبارزه با گرسنگی یا قافیه بافی چپ
  • *فقر و گرانی: درد امروز مردم باید درمان شود* اوباما و انتخابات آمریکا* کنفرانس علیه فقریا کنفرانس سران دزدها
  • * مبارزه متحدانه علیه گرانی و بیکاری * در مورد هفته حکمت
  • پانزده خرداد٬ اعتراض در هفت تپه٬ شورای کارگران نساجی کردستان
  • * جنگ در لبنان و موقعیت جمهوری اسلامی * دولت اسرائیل: شصت سال کشمکش ارتجاع
  • بحران و جنگ در لبنان ، فقر و گرانی در ایران ،سمینارهای مقدماتی کنگره سوم حزب
  • تورم، بیکاری و گرانی: طبقه کارگر و مردم زحمتکش قربانیان نظام سرمایه دارای
  • جواب به یک رفیق!
  • مصاحبه پرتو با کوروش مدرسی - درباره ی پلنوم دهم کمیته ی مرکزی حزب حکمتیست
  • ١ـ ژورنالیسم امروز همکاران بوش و بلر و جنایتکارجنگی ٢ـ نظم نوین جهانی و تقسیم مجدد جهان ٣ـ اول ماه مه روزی که طبقه کارگر به ...
  • جنگ در بصره و آخوند های تبّـت - مصاحبه تلویزیون پرتو با کوروش مدرسی
  • سالی که گذشت، سالی که معلوم شد کمونیستها حق داشتند
  • زندان رفتن بخشی از مبارزه با رژیمهای فاشیستی است - مارکسیسم قانونی و جریان غیر انقلابی و غیر پراتیک
  • جنگ، جمهوري اسلامي و طبقه کارگر
  • شلاق زدن کارگر، تعرض به آزادی و معیشت و حرمت و کرامت انسان
  • مصاحبه پرتو با کوروش مدرسی کاسترو مهر بسیار بزرگی بر تاریخ دوران خودش دارد!
  • مصاحبه تلويزيون پرتو با کورش مدرسي : لشکر يک طبقه - ٨ مارس يک روز اعتراض بشريت
  • پرتاب موشك، ارعاب مردم!، خانواده هاي دانشجويان، چشم انداز دلگرم كننده ،كنفرانس منچستر، دهه فجر لندن، نان خوردن كه اين همه پستي نميخواهد!
  • دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب- نوک کوه يخ يک جنبش عظيم در جامعه

Copyright © 2005 iran-telegraf.com