لالايى هاى ضد بنيادگرايايى دولت سوئد!
February 09, 2008
11:24 PM
مصطفى اسدپور
در طى سه روز گذُشته رسانه هاى كشور سوئد انباشته از كلمه "امام" بوده اند. موضوع مباحثه حول چگونگى دست يافتن به امامان خوش خيم و بى خطر دور زده است. امامانى با اسلامى از نوع برى از بنيادگرايى و تروريسم، سر براه و معتدل مشكل دولتمردان سوئد است. اينكه بتوان با تدريس زبان و كلاسهاى درس جامعه شناسى به امامان مربوطه بر اين مشكل غلبه يافت، جنجال برانگيز بوده است.
معضل امامان به مثابه يك تب، يك مانور سياسى هر از چند گاهى در كشورهاى اروپايى و از جمله سوئد بيرون ميزند. اينبار ابتكار مانور را سخنگوى حزب مردم و عهده دار وزارت آموزش عالى، آقاى Lars Lejonborg بدست داشت. استدلالات و زمينه چينى مثل هميشه پرهيز از اسلام بنيادگرا و تروريستى است. آقاى وزير اشاره كردند كه با تامين بودجه لازم براى آموزش امامان در زمينه هاى زبان سوئِدى و جامعه شناسى و قوانين كشورى ميخواهند خطر را چاره نمايند. بنا به اظهارات ايشان هم اكنون هيئتى از دولت و نهادهاى اسلامى مشغول بررسى جزييات بيشتر در اين زمينه هستند.
جالب اينجاست كه از همان ابتدا نهادهاى اسلامى فعال در سوئد بلافاصله با شعف به اين پيشنهاد پاسخ مثبت داده اند. همه مقدمات و ملزومات، تفاهم لازم در مورد مضمون دوره هاى آموزشى فراهم است اما در عمل كارى پيش نميرود. اين جنجال هم مثل موارد گذشته چند روز بعدتر از سر زبانها ميافتد. در عين حال نميتوان انكار كرد كه اين مانور سياسى همواره به يك بغض راسيستى و ضد پناهندگى آغشته بوده است. پشقراولان اين مانورها را معمولا احزابى تشكيل داده اند كه بدنبال آب گل آلود و بدنبال راى مجانى از ميان افكار ضد پناهندگى بوده اند. اما به وضوح ميتوان ديد كه جامعه سوئد دست بگريبان معضلات پايه اى و بسيار تعيين كننده با اسلام و تحركات اسلامى است. دولت خود زير بغل اسلام را گرفته است، آنرا تقويت كرده و ميكند، نسبيت فرهنگى چيزى جز همين معنا را براى آنها نداشته است، اما همين امروز معضلات حاصل اين سياستها ريش خود آنها را هم گرفته است. در مورد امامان كافيست بخاطر بياوريم كه همين پيشنهادات سالهاست كه با ابتكار احزاب چپ و سوسيال دمكرات در كريدورهاى مجلس در حال چرخش بوده اند. سرنوشت جنجال فعلى بر سر امامان به هر كجا كه برسد، براى ما مردمى كه زخمهاى حكومت مذهبى را كماكان با خود حمل ميكنيم، براى ما مردمى كه در دور دستهاى فرار از آن جهنم يكبار ديگر هيولاى سيستم اسلامى را جلوى رويمان قرار داده اند، اين يك كشمكش حياتى و جدى است. اين امامان و مساجد و نهادهاى پشت سر آنها، اسلام پرورى دولت و خروارها پولى كه براى اين سيستم صرف ميشود يقه ما را گرفته است و بايد جلويش ايستاد.
كدام امامان؟
منظور از "امام" در ادبيات رايج در سوئد همان آخوند، ملا و يا پيش نماز و خطبه چى مساجد است. در طول دهه اخير و با شكل گيرى محلات – گتوهاى – خارجى نشين و اساسا مهاجرين كشورهاى موسوم به كشورهاى اسلامى بتدريج به تعداد اين امامان افزوده گرديد. در كنار فقر و سطح نازل زندگى و امكانات اجتماعى وجوه مشخصه اين محلات با پيدا شدن سر و كله مساجد و نهادهاى مذهبى اسلامى تكميل شدند. در ادامه اين فعاليتها امامان موسوم به "امامان وارداتى" از كشورهاى اسلامى نيز غير قابل پيش بينى نبود. بسرعت برق مساجد اين گتوها از چهارچوب چهارديوارى تنگ فراتر رفت و دايره كاركرد اين امامان نيز گسترش يافت. اكنون مساجد از مراجع طرف حساب و عملا رسميت يافته در اينگونه محلات بحساب ميايند. امامان در اين مساجد نه فقط نماز مومنان غربت زده بلكه موارد متعدد ديگر اجتماعى را نيز زير نفوذ خود گرفته اند. سر و سامان دادن ازدواج دختر و پسران نوجوان خانواده هاى مسلمان از جمله در همين مدت پيش بسيار پر سر و صدا بود. در موارد متعدد امامان مربوطه دختر و پسران را عملا در سنين كودكى و تنها بر مبناى توافقات والدينشان به عقد يكديگر در آورده اند. كل اين ازدواجهاى ساختگى بوده و غير قانونى صورت گرفته اند. زندگى مشترك اين زوجهاى نوجوان سالهاى سال ماهرانه بدور از چشم قانون پنهان نگاه داشته ميشود تا اينكه هر دو به سنين قانونى رسيده و آنگاه در دفاتر رسمى دولتى ثبت شوند. امامان سرپرستى و تضمين عملى اين پروسه تجارى – مذهبى را بعهده دارند.
وزير محترم دولت سوئد در تصويرى كه از امامان بدست ميدهد واقعا بى انصافى بخرج ميدهد. درست است كه اين امامان زبان نميفهمند – زبان سوئدى – اما در آشنايى با قوانين و مقررات كشور نبايد آنها را دست كم گرفت. كافى است جناب وزير سرى به سايتهاى اينترنتى نهادهاى اسلامى بزند. خبرگى اين امامان در راهنمايى والدين كه چگونه ميتوان كودكان دختر را از كلاسهاى شنا و موزيك و رقص "نجات" داد، واقعا تماشايى است! ماموريت اين امامان افزايش جمعيت الله اكبر گو و مومن در سرزمين كفار است. در انجام اين ماموريت دارند سنگ تمام ميگذراند. حوزه هاى علميه در مدينه و قم و قاهره، دولتين مفتخر اسلامى از ايران و عربستان سعودى، نهادهاى مذهبى فعال در سوئد، خود مراجع دولتى كه در تامين مخارج منبر و مسجد شريك هستند، آمار جمعيت پاى منبر، افزايش جمعيت كودكانى حجابى و و و همه گوياى موفقيت اين امامان در ماموريت خود است. انصاف نيست، بنا به هر مصلحتى هم كه شده اين آقايان را در جلوى افكار عمومى چوب كارى كرد. اين درست همان حرفى است كه نمايندگان نهادهاى رسمى مذهبى – اسلامى در سوئد به جناب وزير يادآورى نمودند. اصلا خود اين امامان بيش از هر كس علاقه دارند كه دوره هاى مدارس سوئدي را طى نمايند؛ به اين شرط ساده كه هزينه مدرسه و شاگرد و مدرس را همگى خود دولت بعهده بگيرد!
كدام خطر؟
وزير دولت سوئد به خطر رشد اسلام راديكال و يا "فانتدامنتال" اشاره ميكند. ايشان كاملا حق دارد. مشخصا انگشت اشاره ايشان به امامان هم موجه است. در موارد متعدد افشاى فتواها و اظهار نظر و فعاليتهاى اين امامان جنجال آفرين بوده است. چندى پيش فتواهاى جنجالى امام شهر Malmö و فتواى"مباح بودن ازدواج دختران ٩ ساله" مقامات ريز و درشت محلى را به درد سر مفتضحانه اى انداخت. مشكل دولت سوئد اما اين نيست. زنگ خطر را اداره پليس امنيتى سوئد بصدا درآورده است كه چگونه اين امامان در جمع مخاطلبان جوان اين محلات، اسلام بنيادگرا و رسما آغشته به تروريسم را تبليغ ميكنند. برنامه اعلام شده دولت نيز به همين موضوع اشاره دارد: امامانى كه نه اسلام بنيادگرا، بلكه اسلام متعادل را تبليغ نمايند. بجاى تحريك، همزيستى را در ميان پيروان و بخصوص جوانان تبليغ نمايند. پس از سالهاى سال چاره جويى و مخارج سنگين اين "خطر" دست از سر اين جامعه برنميدارد.
مشكل اينجاست كه اين امامان در كنترل دولت قرار ندارند. سرمنشا آنها كشورهاى شناخته شده و معتبر اسلامى و از جمله پاكستان و عربستان و ايران و الجزاير است كه خود اين كشورها و مراجع مذهبى شان مو را بر اندام سرويسهاى امنيتى و ضد تروريستى راست كرده است. هم اكنون شعبات رسمى همين مراجع مذهبى چه بصورت مساجد و چه بصورت نهادهاى متشكل در گوشه و كنار سوئد داير هستند. اين نهادها البته در مسابقه محكوم كردن تروريسم از بنگاه كنارى عقب نميمانند. اين نهادها البته كه همگى براى اشاعه اسلام مورد دلخواه دولت ظاهرا "متعهد" ظاهر ميشوند. اما در عمل نتيجه كاركرد آنها، سرويسهاى امنيتى را راضى نميكند. لابد اسناد و شواهدى در دست سرويس امنيتى دولت قرار دارد كه علنى و بى پروا از سر مقابله با تروريسم اينگونه امامان را انگشت نام ميكنند. مسئولان مربوطه البته مختار هستند امتحان كنند كه آيا آموزش زبان سوئدى و كمى هم درس جامعه شناسى ميتواند خطر تروريسم را دفع كند يا نه. اما لطفا اين امتحان ابلهانه را از كيسه پناهندگان انجام ندهند، لطفا منت آخوندهاى خوش خيم احتمالى را از حالا روى سر ما نگذارند!
خطر واقعى، اعتراض ما
براى ما و همه شهروندانى كه ماحصل سالها فعاليت ارگانهاى مذهبى – اسلامى را در اين جامعه از نزديك تعقيب كرده اند، مساله متفاوت است. در عرض فقط چند سال يك شبكه بهم بافته اسلامى بزرگ قد علم كرده است. دايره نفوذ اين دواير اسلامى در محدوده مساجد نيست، سياست نسبيت فرهنگى دولت وسيعا به اعتبار اين بنگاهها و فعاليتهاى مذهبى ـ اسلامى افزوده است. بودجه اختصاصى سخاتمندانه و عمدتا مخفى دولت به اين نهادها غير قابل تصور است. دختر بچه هاى مدرسه برو بارومتر گوياى تمكين جامعه به مقررات مذهبى تبديل گشته اند. پشت سر هر كودك با حجاب اسلامى ـ كه تعداد آنها وسيعا رو به افزايش است ـ صف طولانى از مسئولانى ايستاده اند كه حق ابتدايى كودك را پايمال ميكنند، بى حقوقى اش را توجيه ميكنند، رو به جامعه دروغ ميگويند و هزينه هاى اعمال اين بيحقوقى را تامين ميكنند. در همين مدت تعداد مدارس اسلامى كه رسما و عملا مقررات مذهبى در آن دست بالا را دارند چندين برابر شده است. ابعاد پديده قتلهاى و خشونتهاى ناموسى و پديده ازدواج اجبارى و غير قانونى نوجوانان خانواده هاى مهاجر كل جامعه را مبهوت ساخته است. جنبه هراسناك در اين ماجرا اينستكه مداوما با تئورى هاى نسبيت فرهنگى و راسيستى به خورد جامعه ميدهند كه به اين پديده عادت كند. به خورد جامعه ميدهند كه فرهنگ خودى اين مهاجران دليل اين عقب گردهاست. جنبه هراسناك در اين ماجرا اينستكه مدواما و هر چه بيشتر بنيادهاى مذهبى اسلامى را رسميت ميبخشند.
نگرانى در مقابل پديده فعاليتهاى اسلامى سراسر جامعه را فرا گرفته است. بخش مهمى از مردمى كه نتايج عملى اسلام پرورى و اغماض دولت در مقابل جريانات اسلامى را ميبينند فريادشان بلند است. وجدان اين انسانها بدرد آمده است و مسئوليت دولت خود را فرياد ميزنند. تحقيقات و گزارشات پليس، مطالعات دانشگاهى و حتى مشاهدات ساده به هر آدم كنجكاوى در اين جامعه نشان ميدهد كه محلات حاشيه نشين و بخصوص براى جوانان ساكن اين محلات خطر رشد انواع سموم و مخاطرات را فراهم آورده است. مواد مخدر، جرايم، سرخوردگى، بيكارى، نااميدى به آينده، خشم و عصيان تعداد كافى از قربانيان شبكه هاى بنيادگرا و چه بسا تروريستى را در دسترس قرار داده است.
در انتهاى مانور مربوط به مدرسه امامان هم قرار است كه عزيزدردانه اسلام را با امامان فارغ التحصيل و با سواد به خورد جامعه بدهند. در گوش مردم لالايى بخوانند كه: آسوده باشيد دولت حواسش به جنبه هاى بنيادگرايانه و حتى تروريستى جريانات اسلامى هست، تا آنجا كه به منافع ملي خودى مربوط ميشود جاى نگرانى نيست! قرار است به مردم القا كنندكه : دولت محترم تمام سعى خود را كرده است كه فرهنگ و قوانين مدرن را به خورد مهاجران بدهند، اگر كماكان مشكلى هست ديگر مربوط به خودشان است!
ما به كل اين سناريو بشدت معترض هستيم. تعداد امامان و نقش آنها در دنياى عملى، در مقايسه با كل نهادها و ارگانهاى مذهبى اسلامى، هنوز زياد قابل اعتنا نيست. اما تجربه همگى ما در مقابل ظرفتيهاى اسلام و جريانات اسلامى و در مقابل ظرفيتهاى سياستهاى نسبيت فرهنگى حكم ميكند كه هيچ سنگرى را نبايد خالى گذاشت. جامعه سوئد در نيمه راهى بسر ميبرد كه انگليس و آلمان فرسخ ها از آن را طى كرده اند. جنگ افكار عمومى در انگلستان بر سر اعمال قوانين شرعى براى ساكنين شهر لندن است. ما ميتوانيم جلوى نفوذ جريانات اسلامى را از همين جا قطع كنيم. پناهندگان و مهاجرينى كه از ايران به اين جامعه گريخته ايم، با تجربه زنده از يك حكومت اسلامى و با تجربه زنده از محتواى واقعى از جريانات اسلامى ميتوانيم نقش مهمى را در كشمكش براى يك جامعه عارى از دست اندازى مذهب و بخصوص مذهب اسلام ايفا كنيم.
سنگر اعتراضى در مقابل جريانات اسلامى چيزى جز خواستهاى سكولار با قدمت دويست سال پيشتر جامعه انسانى نيست. ما خواهان اين هستيم كه دست مذهب از همه شئونات اجتماعى ـ سياسى ـ فرهنگى و آموزشى كوتاه شود. تراشيدن هويت مذهبى براى همه انسانها بايد يك جرم بحساب بيايد. مذهب يك امر خصوصى و براى بزرگسالان است. هر گونه حمايت مالى و معنوى دولت از مذاهب و بنگاههاى مذهبى اكيدا ممنوع بايد باشد.
مصطفى اسدپور
٦ فوريه ٢٠٠٨