(۲)
پرتو: انتخابات قبل از اینکه در جامعه گرم و بحث اش داغ باشد توی اصلاح طلبان که لیست کاندیداهایشان را معرفی کرده اند بحثش گرم است، آنها انتخابات آزادی را انتظار داشتند. بحث اصلاح طلبان را در مورد انتخابات دوره هشتم و هم وضع رژیم و انتخابات را چگونه می بینید و چقدر مورد استقبال قرارخواهد گرفت؟
کورش مدرسی: چیزی که به آن انتخابات میگویند توهین به شعور مردم است. یک مشت آخوند با عمامه و بی عمامه مینشینند ده جور الک اسلامی را بکار می اندازند تا نخاله ترین های اسلامی را جدا کنند و بعد به مردم میگویند شما حق دارید به یکی از ین ها رای بدهید. به این میگویند انتخابات اسلامی. هیچ جای دنیا به این مضحکه نمیگویند انتخابات. اگر قبلا به هر دلیلی هر گونه توهمی به آن بود امروز دیگر نیست.
به نظر من امروز دیگر بحث انتخابات بحثی راجع به جمهوری اسلامی نیست. بیشتر در باره اپوزیسیون جمهوری اسلامی است. این انتخابات ورشکستگی و بی ربطی اپوزیسیونی را که مشغله اش انتخابات است نشان میدهد. مشغله مردم سرما، گرانی، فقدان آزادی، سرکوبهای دانشجویی، آپارتاید جنسی، استثمار است. مشغله مردم این است که نان ندارند بخورند، و مشغله محمد رضا خاتمی این است که گویا این دیالوگ آزادی که امروز میشود نتیجه وجود دار و دسته اصلاح طلبان است. کسی نیست از ایشان به پرسد که این آزادی دیالوگ را اسالو و صالحی هم باید قبول کنند؟ کارگرانی که دارند اخراج می شوند قبول کنند؟ دانشجویانی که زیر شکنجه هستند قبول کنند؟ اینها دارند چرتکه می اندازند که در جامعه ایران آزادی هست یا چقدر هست. این استدلال ها فقط ماهیت عقب مانده و ضد مردم و ضد آزادی خواهی و ضد برابری طلبی این اپوزیسیون را افشا ميكند.
میخواهم بگویم که در این انتخابات مردم اپوزیسیون را بیشتر میشناسند. کار ما این است که از این اپوزیسیون عکس یادگاری بگیریم که یادشان نرود. نمیدانم مصاحبه نماینده جبهه مشارکت با روزنامه نیویورک تایمز را دیده اید یا نه، در رابطه با دستگیری و شکنجه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب شکایت اش از این است که چرا اصلا چپی ها رشد کرده اند. و دلیل رشد چپ در جامعه را لاس زدن های احمدی نژاد با چاوز و کوبا میداند. میگوید معلوم است که وقتی با ونزوئلا و کوبا لاس میزنید در داخل هم چپ ها رشد میکنند! به نظر من کسی باید پیدا شود و به صورت این آقای مشارکتی فقط تف کند. بگوید آخر آدم بی شرافت انسانی، یک عده را گرفته اند و شما دارید برای آمریکا خودشیرینی میکنید؟ برای سیستم جمهوری اسلامی ناراحت هستید که چرا چپ رشد کرده است؟ اینها ربطی به مردم ندارند.
به نظر من انتخابات بهترین دریچه ای است که مردم باید نگاه کنند ببینند کی به آنها مربوط و کی نا مربوط است و به کل این سیستم از خامنه ای و احمدی نژاد و خاتمی و همه شان بگویند نه. همه اینها یک مشت جنایتکار اند که دارند خون مردم را می مکند.
پرتو: در مورد اپوزیسیون نیمه مجاز جمهوری اسلامی گفتید که دلشان خوش است. میدانید که جریان ناسیونالیسم پروغرب و سلطنت طلب و جریانات و سازمانهای وسیع ترو مشروطه خواهان هم دلشان خوش بود به کمیته ای که تشکیل شده بود در داخل کشور برای اینکه تقلا کنند که انتخابات آزاد برگزار شود. داریوش همایون خیلی بحث رمانتیکی داشت که این کمیته چقدر موجود خوبی است و ...اینها موقع جنگ میگفتند از تمامیت ارضی دفاع می کنیم الان پشت انتخابات آزاد ایستاده اند. این آیا از زبونی شان است و یا اینها چه چیزی را در این میان تعقیب میکنند؟
کورش مدرسی: سلطنت طلب عنوان گویائی برای همه اینها نیست. اینها اپوزیسیون بورژوایی جمهوری اسلامی هستند. سلطنت طلبها هم یک گوشه از آن هستند و جبهه مشارکت هم گوشه دیگر آن است. جمهوری اسلامی یک اپوزیسیون بورژوائی دارد. اینها تاریخی دارند و طی ده سال گذشته در مقابل جمهوری اسلامی شکست خورده گان بوده اند.
احمدی نژاد و جریان ناسیونالیست اسلامی در خود رژیم اینها را خانه خراب و ورشکسته کرد. پرچم ناسیونالیسم را از دست اینها در آورد. كسي كه ناسیونالیست است، که همه بورژواها و بورژوازی ایران هستند، باید جلو احمدی نژاد سجده کنند، چون حرفی ندارند بزنند جز اینکه انتقاد کنند قیافه اش مثل میمون است از ته جامعه آمده، بی سر و پا ست و حرفهای بی معنی از این نوع!
بلحاظ سیاسی اینها دیگر انتقاد مهمی به جمهوری اسلامی ندارند و چشمشان به انتخاباتی است که دولت مکرمه ناسیونالیست جمهوری اسلامی اینها را در قدرت شریک کند در سفره ای که بر عرق جبین و کد یمین کارگر و زحمتکش آن مملکت پهن کرده اند مینشینند یا نه؟ در نتیجه تاکتیک شان هم همین میشود كه اشاره کردید. در نگاه اول به نظر میرسد که که یا اینها احمق اند و یا مردم را احمق فرض می کنند. احتمالا واقعیت چیزی است بین این دو. به هر حال مثل همیشه پیام شان به مردم ایران و طبقه کارگر و زحمتکشان و دانشجویان آزادی خواه و مبارز و به هر کسی که در آن جامعه دارد مبارزه قاطع میکند این است که این مبارزه نا لازم است. صبر کنید کمیته انتخابات درست شده که اگر چند نفر از ما را هم راه ندادند میرویم و ٤ سال دیگر دوباره همین را تکرار میکنیم.
انتخابات سیکلي شده که در آن اپوزیسیون بورژوایی همیشه فشار جامعه را خالی کند. بگوید حالا نمیخواهد زیاد شلوغ کنید. دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب یا کارگران برای چه شلوغ کرده اند؟ اگر آنها شلوغ نمیکردند ما میرفتیم در انتخابات شرکت میکردیم و اوضاع برای ما بهتر میشد. گفتم که این انتخابات یک صحنه نمایش است. که مردم باید در آن نقش احزاب و جریانات و خصلت طبقاتی این احزاب و جریانات را ببینند و بشناسند و یادشان نرود.
(۳)
پرتو: مسئله ای که هفته هاست در جریان است، انهم سرما و گرانی و زندگی سختی است که مردم در آن بسر می برند. جمهوری اسلامی بخشا اعلام کرده است در بخشهایی از کشور که باید کاری کرد. گویا خامنه ای گفته در مناطقی که گاز قطع شده باید گاز ارزان تر شود. مناطق روستایی در شمال کشور. این قول داده شده اما تا کنون جامعه مشکل دارد و تعداد زیادی هم از سرما و گرسنگی و گاز گرفتگی تلف شده اند.
کورش مدرسی: دولت و خامنه ای و احمدی نژاد و هر کدام دلیلی می آورند ولی واقعیت هایی را مجسم کنید. این جامعه پر از ثروت است. ثروتی که دست دولت است، زیر زمین است، دست سرمایهدارها ست، دست آخوندها است، ثروتی که صرف سپاه پاسداران و ارتش می شود. جامعه پر ثروت است و جامعه پر از انسانهایی است که کار می کنند و ثروت تولید میکنند یا کمک میکنند به تولید این ثروت. اینها بخش وسیعی از جامعه اند.
مسئله این است که تولید کنندگان جامعه از همه چیز محروم اند و انگل ها همه چیز دارند. زلزله میاید آنها چیزی شان نمیشود اینها بیچاره میشوند. باد و بوران و سرما میاید برق و گاز آنها قطع نمیشود مردم همه چیز شان قطع میشود. واقعیت این است که در جامعه ثروت هست و دولت بعنوان نماینده سرمایه داران ثروت مردم را قبضه كردهاست. مردم بدبختی اش را میکشند. آقای خامنه ای و بقیه مقامات دولتی لطفا حساب های بانکی شان را اعلام کنند. تمام حساب های هر چه آخوند و آیت الله و حوزه علمیه است اعلام بکنند ببینیم با پول این حساب ها نمی شود به همه بیمه بیکاری داد؟ نمیشود برای همه مجانی گاز تهیه کرد؟
در آن جامعه همه چیز هست، پول هست، ثروت هست، گاز و نفت مفت هست. و اینها تماما دارد صرف دستگاه سرکوب، شکنجه و تحمیق و موجوداتی میشود که به آنها میگویند روحانی! کسانی که پول میگیرند بابت اینکه "روحانی" باشند! جیب خود را پر و شکم هایشان را بزرگ کنند و البته روان مردم گرسنه را شاد نگاه دارند! مردم دارند از سرما و گرسنگی و فقر و استثمار و بیکاری می میرند. کارگر شرکت واحد برای اینکه ذره ای به حقوقش اضافه کنند چه بدبختی هایی دارد می کشد. کارگر نساجی ها همه بیکار شده اند. محمود صالحی در زندان دارد می میرد. اسالو کجاست. دانشجویان زیر شکنجه اند....
این واقعیت جامعه ای است که سر تا پای آن دروغ است. و دروغگو ترین آدمهایش هم شبکه های خود دولت هستند. مردم باید بگویند که قبول نداریم. جمع شوند متحدانه انبارهای گاز و نفت و بنزین را مصادره کنند. غارت نه! مصادره کنند و بین مردم تقسیم کنند. کمیته هایی را شکل دهند. و گرنه منتظر شویم آقای احمدی نژاد یا آقای خامنه ای دلشان به رحم بیاید برای اینکه اسلام لطمه نخورد غرو لندي کنند که گاز ارزانتری بدهیم، نمیشود.
چرا باید گاز را ارزانتر بدهیم؟ گاز مفت است چرا مجانی نمیدهند؟ چرا بحساب آقای خامنه ای یا به حساب حوزه علمیه گاز مجانی به مردم نمیدهند؟. جامعه پر از ثروت است و یک دستگاه سرمایه داری اسلامی کثیف بر آن سوار شده و دارد مردم را می کشد. مردم اگر این را بدانند خود میدانند چکار باید بکنند. نباید از اینها قبول کرد.
پرتو: اعتراضاتی هم بود در این مدت که بیشتر عصبانیتهای مردم را نشان میداد حمله به چند مرکز رژیم بود و از این سر نبود که باید جایی را مصادره کرد و سوخت را گرفت و در دست مردم گذاشت. مثلا کمیته محل سوخت را بین مردم تقسیم کند.
کورش مدرسی: اعتراض خیلی وقتها به نتیجه نمی رسد. مبارزه یعنی اعتراض متشکل. برای مبارزه باید متشکل شد. آدم عصبانی می شود خوب معلوم است که داد میزند. اما وقتی این داد زدن با همسایه و همکار و هم کارخانه ای اش همراه نشود و فکری به حال بدبختی خود نکنند اگر این آدمها جلو نیافتند و این اتحاد را بوجود نیاورند، اگر کمونیست هایی نباشند که لولای این اتحاد باشند خوب مردم میروند و دادشان را میزنند و برمیگردند خانه. نمی شود که در خیابان خوابید! بالاخره داد میزنی و زورت به رژیم نمی رسد و شب می شود و باید بروی خانه و خانواده داری.
فقط اتحاد و سازمان پیدا کردن است که به مردم قدرت میدهد که این کار را بکنند. و این در دست رهبران مردم که در محل حضور دارند، بخصوص دست کمونیست های آن جامعه است. اگر امروز کمونیستی در آن جامعه هست و محمل اتحاد مردم نشود پس دیگر خاصیت آن کمونیست چیست؟ خاصیت ما کمونیستها که فقط حرف زدن نیست. خاصیت ما کمونیستها این است که درست در این شرایط بتوانیم مردم را متحد کنیم. هر جایی در یک محله در کارخانه در مدرسه در دانشگاه و هر جا که هستیم مثل ذره بلوری باشیم که وقتی در مایع خودش قرار میگیرد دور خودش نبات یا کریستال درست میکند.
میخواهم بگویم اعتراض،عصبانیت مردم را می رساند و ممکن هم هست در یک جایی دولت را به عقب بنشاند. ولی اعتراض خالی مردم را به جایی نمی رساند. باید مبارزه کرد. مبارزه هم یعنی اینکه باید سازمان پیدا کرد و متشکل شد. شورا و مجمع عمومی درست کرد. کمیته درست کرد. انجمن و هر چیزی را که ممکن میشود درست کرد. دخالت مستقیم کرد در سیاست و سرنوشت خود را بدست گرفت. اگر نمیخواهیم بچه هایمان از سرما بمیرند باید آن چیزی که گرما میاورد را از دست کسی که آن را احتکار کرده است در بیاوریم. دولت بزرگترین محتکر است.همه گاز و برق و نفت دست دولت است، همه را نگه داشته و خرد خرد و قطره چکانی با قیمت زیاد به مردم می فروشد.
پرتو: یعنی در متن کل این اعتراضاتی که در مقابل قطع گاز و سرما و... پیش میاید حلقه گم شده تشکل است؟
کورش مدرسی: دقیقا تشکل است. حلقه گم شده تشکل و سازمان پیدا کردن است. اعتراضات بدون تشکل و بدون به هم بافته شدن و سازمان یابی به جایی نمیرسد. هم مردم باید برای سازمان یافتن آماده گی پیدا کنند و هم سازمان دهندگانی که مردم را متشکل میکنند باید آستین بالا بزنند. کمونیستها باید نمونه مجسم چنین فعل و انفعالی در جامعه باشند. حمله به دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بخاطر این است که مانع این سازمان یابی شوند.
جمهوری اسلامی میداند که کمونیستها همین نقش را بازی می کنند. و در نتیجه می ترسد و میزند. و گر نه تا وقتی که شما بنشینید و شب تا صبح کتاب بخوانید و اوراد سوسیالیستی به دور خودتان فوت کنید کسی اذیت تان نمیکند. اما وقتی که از پوسته تان میایی بیرون می آئید و میخواهید در جامعه کاری بکنید آنوقت یقه تان را میگیرند و زندان و شکنجه و اعدام را در مقابل تان قرار میدهند. . این جدال همیشه گی بین کمونیستها و بورژواها ست.