اسد گلچینی
در حالی که مردم آزاد نبوده و نیستند که حتی لباس هایشان را انتخاب کنند، در حالی که آزادی برای انتخاب سیاسی در همه امور برای مخالفان و مردم وجود ندارد، و در حالی که کارگران و دانشجویان، معلمان و زنان برای ابتدایی ترین حقوق خود سرکوب میشوند و اگر اعتراضی را سازمان بدهند به مخوفترین شکنجه گاه ها روانه میشوند، و در حالی که وحشی گری حاکمان اسلامی برای دفاع از نظم استثمار گرانه کنونی همچون همیشه همه مرز ها را شکسته است، تبلیغ و تشویق برای شرکت در مضحکه های انتخاباتی شیادی و تبهکاری است.
"جبهه متحد کرد" در انتخابات پیشاروی مجلس رژیم اسلامی شرکت میکند و مردم را فراخوان داده است که در این نمایش رژیم شرکت کنند. بیانیه این جبهه در توضیح این سیاست، برنامه همه جانبه و نقشه همه جانبه ای است که شالوده اش بر تزی استوار است که میگوید: " آغاز فعاليت هاي انتخاباتي مجلس هشتم، همة علاقمندان به توسعة اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران را در اين انديشه فرو برده است كه اين مجلس چه وظايفي در پيش دارد و..."( خط تاکید از من است)
"جبهه متحد کرد" اینگونه بدقت و با صراحت خود را معرفی میکند. علاقمندان به توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی. عجب شغل مبارکی! بحران و سردرگمی جریانات اصلی ناسیونالیسم در کردستان این چنین جبهه هایی را صراحتا علاقمند به توسعه جمهوری اسلامی از هر لحاظ کرده است.
تا اینجا این جبهه تفاوتی با هر نهاد و ارگان و تشکل رژیمی ندارد و از نهاد ها و تشکل های رژیمی جدا ناپذیر است . این نزد مردم بازار ندارد. چیزی که بازار دارد "کرد" بودن است و همین اجازه عبور و اجازه چنین فراخوان و درخواستی را داده است.
شاه کلید، "کرد" بودن است که همکاران رژیم، پادو ها و خدمتگزاران، نمایندگان مجلس و تکنوکرات ها و این بخش از سیاستمداران بورژوازی کرد در "جبهه متحد کرد" را صریح و روشن در خدمت حفظ پایه های این رژیم متحد کرده است. کرد بودن و "محرومیت سرمایه داران کرد" این اجازه عبور را ظاهرا صادر کرده است. سردمداران " جبهه متحد کرد" حال که از موقعیت شریک مستقیم خمینی و خاتمی و خامنه ای و احمدی نژاد کنار گذاشته شده اند در تلاشند تا بار دیگر و این بار با کالای کرد بودن به این موقعیت برگردند. اینها همواره در کنار جمهوری اسلامی بوده اند، رژیمی دد منش و فاشیستی اسلامی که تا به امروز را به خفقان، شکنجه، اعدام، زندانی کردن و سرکوب مشغول بوده است. رژیمی که خالق فقر و فلاکت و بیکاری میلیونی جوانان دختر و پسر میباشد. اینها هیچگاه بخاطر بیکاری میلیونی، فقر و فلاکت، زندانی کردن کارگران حق طلب و دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب و زنان رزمنده و کلا اعتراض و مبارزه مردم برای آزادی و عدالتخواهی ککشان هم نگزیده است و خود مصمم اند که بر پایه های این نظام و رژیم بار دیگر و تحت عنوان کرد بودن در سیسیم پذیرفته شوند. این مساله اینها را با هم خانواده های ناسیونالیست و احزاب و جریانات سیاسی این جنبش در کردستان جدا میکند. حداقل این احزاب علیرغم هر سمپاتی به این و آن بخش از رژیم داشته اند، به اینچنین "علاقمندانی" تبدیل نشده اند، وجود مردم مبارز، انقلابیگری موجود، نفرت از فرهنگ و حاکمیت رژیم، وجود طبقه کارگر و اعتراض و مبارزه اش و رادیکالیسم و کمونیسم در کردستان این را بدرجه زیادی تضمین کرده است.
"جبهه متحد کرد" ادامه میدهد که:
"ما بر اين باوريم كه هموطنان كرد نيز به اين اعتبار در انتخابات مجلس شوراي اسلامي شركت مي نمايند و به افرادي كه واجد شرايط و صلاحيت هاي نمايندگي براي بيان مطالبات و دغدغه هايشان در مجلس هشتم باشند، رأي مي دهند.اين اقدام راه موثري براي اعمال حقوق قانوني خود در تعيين سرنوشت كشور و تحقق حق توسعه و رفع مشكلات و محروميت هاي مناطق كردنشين است. حضور در اين راه، تنها در صورتي ثمر بخش خواهد بود كه نمايندگان واقعي و واجد صلاحيت را برگزينند." (خط تاکید ها از من است)
کدام اعتبار است که اینها خود و مردم را به شرکت در این انتخابات رژیم فرا میخوانند؟
همان طور که گفته شد اینها علاقمندان به توسعه اقتصادی سیاسی و فرهنگی رژیم اسلامی هستند و در بیانیه شان به تفصیل راه های این توسعه را ارائه کرده اند. این برنامه شامل مسایل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شناخته شده ای است که به قدمت خود رژیم وجود داشته است. و بر این اعتبار است که آنها خود در نمایشات رژیم برای سروسامان دادن به مجلس اسلامی شرکت میکنند. از مردم نیز میخواهند در آن شرکت کنند. این برنامه بویژه از لحاظ اقتصادی دقیقا بر همان پایه ها استوار است که نظام و رژیم فعلی. این برنامه بعضا روشن تر و صریحتر از نزاع جناحهای رژیم بر حفظ منافع سرمایه داران و استثمار بیشتر کارگران و خانه خرابی بیشتر محرومان جامعه تاکید دارد. طرفداری صریح و روشن از لایحه 44 که بر خصوصی کردن هر چه صریحتر و سریعتری تاکید دارد. اینها مناسبات بسیار ضالمانه تر سرمایه داران و دولتشان بر کارگران و معیشت و زندگی آنها را نمایندگی میکنند.
برنامه اقتصادی این جبهه، ادامه برنامه خاتمی و احمدی نژاد و گنجی است. این جبهه منتها از زاویه سرمایه داران کرد و از سر منافع آنها (مستقل از اینکه اعضا این جبهه یا هواخواهان آگاه و نا آگاهشان چه خواستگاه طبقاتی دارند) به سهم خواهی از قدرت حاکم و بازار چشم دوخته است. از سر این منفعت و از سر این سهم خواهی از سرمایه داران ایران و دولت و مجلسشان است که در این انتخابات شرکت میکنند. مردم را هم از سر "کرد" بودن برای سیاهی لشگرشان نیاز دارند و خواستارند که "نمایندگان واقعی و واجد صلاحیت" را برگزینند. بدیهی است که سرمایه داران در ایران نظام و رژیم فعلی را مناسب و سود ده میدانند منتها ناسیونالیسم کرد و مشخصا این بخش آن میتواند با تکیه بر جنبشی که دارد به سهم خواهی از قدرت سیاسی مبادرت کند و این فعالیت و تلاش های جبهه نیز همین است. اینها برنامه ای را دنبال میکنند که حتی اگر نمایندگانشان هم به مجلس راه یابند از وضعیت کنونی اقتصادی مردم و استثمار شدید آنها و بیکاری میلیونی و کار قرار دادی فقط از سهم فعلیشان، سهم بیشتری را میتوانند تحت نام کرد و از راه کلاهبرداری و فریب " کردها" به جیب بزنند. این لپ کلام این سخنگویان بورژوا ها در کردستان است. آنچه نزد ناسیونالیسم کرد و مشخصا جبهه متحد کرد است نه علاقمندی به توسعه اقتصادی و سیاسی و اجتماعی حامعه برای مردم آن است، بلکه همانطور که خودشان میگویند " آغاز فعاليت هاي انتخاباتي مجلس هشتم، همة علاقمندان به توسعة اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران را در اين انديشه فرو برده است كه اين مجلس چه وظايفي در پيش دارد و..."
نق زدن های این "جبهه متحد کرد" در مورد محدودیت های سیاسی اجتماعی و فرهنگی در ایران و کردستان و توجه به مناطق محروم کردستان تنها لاف زنی واقعا بی شرمانه ایست، صرفا چشمبندی و کلاهبرداریست چرا که این برای مردم و بویژه ما کمونیستها بسیار واضح بوده است که این رژیم و نظام سرمایه داری اش نمیتواند گامی برای بهبود وضعیت مردم بردارد. 30 سال است این رژیم از لحاظ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هیچ بهبودی در زندگی مردم محروم ایجاد نکرده است. میلیارد ها میلیارد دلار ناشی از در آمد نفت هم صرفا به جیب گشاد سرمایه داران و حاکمان رژیم میریزد و جالب است که مردم را روز بروز در فقر و فلاکت بیشتری میکشاند. سرمایه داران کرد و متفکرین این طبقه در جبهه متحد کرد از این اوضاع و درآمد ها بعنوان شریک دولن و مجلس، بی بهره اند و یا سهم بسیار ناچیزی دارند و از دیدن این اوضاع دهنشان آب افتاده است. این مضحکه مجلس هشتم از آن فرصت ها برای این سهم خواهی است و میخواهند از آن بهرمند شوند.
به همه این دلایل است که این سیاست بازان در برابر همه مصایب سیاسی و اجتماعی و اقتصادی که بر مردم "کرد" میرود لام تا کام حرفی نمیزنند و اعتراضی نمی کنند. به همین دلیل است که اگر اعتراضی هم داشته باشند صرفا در چهارچوب همین نظام و از جنس اعتراضات خاتمی و جلالی زاده و ... است. اینها درد ورنج مردم محروم را نه تنها نمیدانند بلکه خود بطرز فریبکارانه ای شریک دزد و همراه قافله اند. اینها منتها با نام دفاع از مردم کرد هر بخشی از هم نوعان و یا سرگشتگان و مجریان بی جیره و مواجب این سیاستها را میخواهند به حفظ پایه های این نظام و رژیم جلب کنند.اینها در این جامعه کردستان که همچون همه جای دیگر طبقاتی است و دارای سرمایه دار و کارگر و مردم محروم است، تشکل و زبان حال و پادو های سرمایه داران هستند فلسفه وجودی اینها وقتی و تا زمانی است که سهم خواهی طبقه شان به خطر بیفتد و یا مورد بی مهری قرار بگیرد. زمانی تشکل و جبهه ایجاد میکنند و فعال میشود که مورد بی مهری قرار بگیرند و یا به اصطلاح رد صلاحیت شوند.
اینها آن بخش از ناسیونالیسم کرد هستند که اهداف این جنبش را واضح دارند نمایندگی میکنند. بخشهای دیگر ناسیونالیسم البته که از لحاظ برنامه اقتصادی تفاوتی با برنامه جبهه متحد کرد ندارند. این شاید بهترین برنامه و روشنترین برنامه ایست که همه ناسیونالیستها میتوانند بر آن توافق داشته باشند و در واقع جنگ و مذاکره و زحماتشان هم برای همین است.فرقی که اینها با بخش های ملیتانت ناسیونالیسم دارند در شور کردن سرسپردگی و در رکاب رژیم بودن است ولی ظاهرا "کرد" بودن همه آنها را در یک جبهه بزرگتری با شاخه های متنوع نگاه میدارد و کاملا هوای همدیگر را دارند بویژه آنجا که به کارگران و کمونیستها که زیرو رو کردن این مناسبات سرمایه داری و سازماندهی کارگران و مردم آزادیخواه هدفشان است.
جنب و جوش بخشی از محافل روشنفکر ناسیونالیست در شهرهای کردستان و طرفداران شرکت در انتخابات مجلس هشتم رژیم نیز حول این برنامه ها ی اقتصادی سیاسی و اجتماعی جبهه متحد کرد است. جالبتر اینکه همه این روشنفکران و تشکل ها از سر بحرانی که ناسیونالیزم و احزاب سیاسی آنها دارد و شکستی که بر اثر گره زدن امید و افق هایشان به جنگ آمریکا علیه ایران داشتند تیره و تار تر شد. تحت چنین شرایطی است که امید های روشنفکران کرد متشکل در جبهه متحد و هواخواهانشان امکان بروز بیشتری میابد. اینها آماده اند که تحت نام کرد و محرومیت مردم کردستان و انتخاب نمایندگان واقعی در زیر چتر رژیم اما با فریب "کرد" و محرومیت هایش که در واقع منظور محرومیت های سرمایه داران این منطقه از قدرت دولتی و حاکمیت است را بیان می کنند.
بدیهی است که اگر جمهوری اسلامی میتواند بویژه در شهرهای کردستان در فضای امنی باشد و قادر شود انتخاباتش را برگزار کند، بعضا به یمن همین محافل و جبهه ها و جنبش ناسیونالستی است .
ما واقعیت را همیشه به مردم گفته ایم. تحت نام ملت و کرد و محرومیت نمیتوانید چشم مردم آگاه را ببندید. روشنفکران و محافل سیاسی و تحصیلکرده هایی که به جنبش ناسیونالیستی و بویژه این نوع بسیار صریح و رژیمی آن متوهمند را باید متوجه کرد. باید آنها را متوجه آلترناتیو انسانی و انقلابی کرد.راه حل روشنفکران این جامعه سرگردان شدن در هر دوره دنبال برنامه های خاتمی و احمدی نژاد و جبهه متحد کرد ها و ... نیست. راه حل پیوستن به جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی است، جنبش سوسیالیستی است که قطب نمای انسانیت و آزادیخواهی و عدالت طلبی است.
شرکت در انتخابات فرمایشی این رژیم اسلامی فاشیست، اشتباه است. اگر کسانی و تعدادی از مردم خود از نا امیدی به آلترناتیو دیگری و از سر توهم و ترس در این نمایشات رژیمی شرکت میکنند، برای کسانی که آگاهانه این را تبلیع و انتخاب میکنند شرم است.
کمونیستها، مردم مبارز وروشنفکران شرافتمند به چنین فراخوانهایی همچون فراخوان رژیم اسلامی برای حفظ و بقایشان مینگرند. جبهه متحد کرد هر جا که حرفش میرود و خریداری داشته باشد باید به آنها گفت تن ندهید و سرباز "جبهه متحد سرمایه دارن کرد" نشوید.
2 بهمن 1386
agolchini@yahoo.com