برای16 فوریه به دانشجویان ومردم ایران پاسخ مثبت می دهیم !؟
January 29, 2008
08:36 PM

منوچهر اسدبیگی
از این روشن تر نمی شود : در اطلاعیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب که در27 ژانویه رو به آزادیخواهان جهان منتشر شده ، روز 16 فوریه روز اعتراض سراسری به جمهوری اسلامی برای آزادی همه دانشجویان زندانی اعلام شده و همه ما را درهر کجایی هستیم و از هر طریقی که مناسب بدانیم ، فراخوان داده تا در آن روز خواهان آزادی فوری همه دستگیر شدگان و توقف سرکوب آزادیخواهان و برابری طلبان شویم .
بنا براین همه ما ایرانیان ، آزادیخواهان و برابری طلبان ، انسانهای شریف و آزاده ، فعالین سیاسی منفرد و مبارزین ، احزاب و سازمانها و گروه های سیاسی اپوزوسیون ، چپ و راست ، لائیکها و سکولارها و دموکراتها و جمهوری خواهان ، سوسیالیست ها وکمونیست ها و چپها ، دوستان و رفقا و شهروندان ایرانی ، مهاجران و تبعیدی ها وپناهندگان و پناهجویان ، نشریات و سایتهای اینترنتی سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و خبری ، رادیوهای ایرانی و تلویزیونهای ماهواره ای ، هنرمندان و نویسندگان ، اعلام حمایت کننده ها ازدانشجویان ، اقدام متحد ، وبلاگ نویسان ده بهمنی ، حمایت کنندگان از فراخوان ایرج جنتی عطایی ، حمایت کنندگان کمپین های آزادی دانشجویان ، کمیته ها ، کانونها ، انجمن ها ، سازمانها و فدراسیون ها ، برپا کنندگان تحصن ، همه کسانی که مخالف جمهوری اسلامی هستند ودر کنار صفوف حکومتگران اسلامی و جناح های مختلفش قرار نگرفته اند ، و در یک جمله ، مردم آزادیخواه ایران!
وظیفه داریم و باید که رو به همه جهانیان و بخصوص ایرانیان تبلیغ و اطلاع رسانی کنیم که در آن روز حتما در این اعتراض عمومی و جهانی شرکت کنند . باید که تدارک ببینیم و سامان دهیم اعتراضی یک پارچه و وسیع و شرکت همگانی را در اجتماعات آن روز ، باید که هر چه در توان داریم در این راه بگذاریم و بکار بندیم تا صدا و فریاد دانشجویان ، جوانان ، کارگران ، زنان ، معلمان ، پرستاران وجنبش های اجتماعی و سیاسی مردم ایران را به گوش جهانیان برسانیم . اطلاعیه آنان را ترجمه کنیم و به مراجع ، انجمنها ، احزاب مردمی اروپایی و سازمانهای بین المللی ارسال کنیم تا آنان نیز بدانند و حمایت کنند ویا در اعتراض شرکت کنند . باید که از حالا ، به فکر تهیه و آماده کردن پلاکادر وپارچه نوشته و شعارهای در دفاع از دانشجویان ومردم ایران باشیم...
وقتی که : در آن جو پر اختناق سانسور ، سرکوب ، ارعاب و وحشت درون ایران ، جوانان عزیز دانشجو صدای اعتراض مردم شدند ، در آن جو همه خطرها را به جان خریدند و به میدان آمدند و درد مشترک را فریاد زدند ، وقتی هنوز تعرض و حمله رژیم اسلامی و دستگیری دانشجویان و شکنجه آنان ادامه دارد ، خانواده هایشان آن همه زجر کشیدند وبرخی هنوز موفق به دیدار و ملاقات با فرزندانشان نشده اند و شبهای یلدای بسیاری را در پای دیوار های سرد و سیاه و بلند اوین در انتظار بوده اند ، وقتی که خانواده ها توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی تهدید می شوند ، مستقیما به کمیته پی جوی اخطار می دهند که از انعکاس اخبار زندانیان خود داری کند ، اما آنان دست از مصاحبه و اطلاع رسانی و افشاگری بر نمی دارند...
وقتی که : دانشجویان زندانی بشدت زیر فشار شکنجه های جسمی و روحی قرار دارند و عوامل شکنجه گر در حال پاپوش دوزی برای آنانند واز زدن انواع اتهامات کلیشه ای وگرفتن اعترافات در زیر شکنجه ابائی ندارند ، و وادارشان می کنند که به کارهای نکرده، چیزهای نبوده و انگهای نچسب اقرار کنند ! جهت انجام اعترافات تلویزیونی تحت فشار و شکنجه اند تا اعتراف به داشتن ارتباطات نداشته با احزاب و گروههای خارج از کشوربکنند تا رژیم در سناریوی پرونده سازی ، بهانه ای برای این سرکوب های وحشیانه ای که انجام داده ومی دهد بتراشد تا خود را از وجود شوک و ترس وارد شده پس از سی سال جنایت و جهل برهاند !
وقتی که : مهدی الهیاری همه روزه مورد ضرب و شتم وحشیانه بازجویان قرار دارد ، بهروز کریمی زاده با داشتن مشکل کلیوی ، تحت شکنجه است و زخمهای متعدد بر بدن دارد ، پیمان پیران از ناحیه کتف ، پا و بینی در اثر شکنجه دچار شکستگی شده است ، سعید حبیبی هنوز در انفرادی و تحت شکنجه است ، نادر احسنی دو ماه است که در زندان تحت شکنجه است و تماسی با خانواده نداشته ، سروش ، امین ، بیژن ، کانطوری ، عابد و دیگران در سلولهای انفرادی و زیر شکنجه اند و وقتی آزاد شده ها با آن وثایق سنگین ده ها میلیون تومانی خوشحال نیستند ، بی تابند وعصبی و غمگین از آنچه بر سرشان آورده اند و یا بر سر رفقا و یارانشان در زندان می آورند !
وقتی که : احمد قصابان ، مجید توکلی و احسان منصوری پس از نه ماه زندانی کشیدن با اینکه سه هفته از حکم برائت شان گذشته ، هنوز توسط امنیتی و اطلاعاتی های اوین آزاد نشده اند ، وقتی دانشجوی سنندجی ابراهیم لطف الهی را در زندان با شکنجه به قتل می رسانند و حکم نبش قبرش را هم نمی دهند وبی شرمانه می گویند خودکشی کرده ! وقتی هنوز اسانلو و صالحی بیمار، بدون هیچ جرمی در بند ند ، و قتی دانشجویان کوی دانشگاه با هر ایده ای که دارند از رفقا و دوستان دربندشان حمایت می کنند و در آن جو سرکوب و چماق اعتراض می کنند ، وقتی در تداوم سیاست سرکوب صدها دانشجو به علل سیاسی و صنفی در کمیته های انظباطی، تهدید به اخراج و منع تحصیل می شوند ، وقتی آپارتاید جنسی خود را به کتابهای درسی هم رسانده وعلاوه بر ویژگی های جنسیتی ، قصد لحاظ کردن تبعیض قومی و نژادی ومذهبی را هم دارند و...
در مقابل ، واکنش ما ایرانیانی که در خارج هستیم باید چه باشد؟ که در این سواحل امن وبه دور از آن جو و سایه سرنیزه و اختناق جلادان اسلامی زندگی میکنیم ، آیا نباید چند ساعت از روز شنبه 16 فوریه ( که تعطیل هم هست ) را بجای استراحت ، تفریح ، گردش و یا حتی کار وهرضرورت دیگری... به شرکت در این اعتراض اختصاص دهیم !؟ این کمترین و کوچکترین کار ما در خارج ، به جوانان و دانشجویان مبارز و مردم ایران در داخل و هم به خود ما ، روحیه صد چندانی خواهد داد !
ما باید و وظیفه داریم که ، بدون هیچ محدودیت ، سکت ، دگم و فرقه بازی ، حرام و حلال ، خودی و غیر خودی ، سیاه و سفید کردنی ! به صحنه بیائیم . چرا که دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب متعلق به جامعه ایران ، همه مردم و صدای اعتراض آنان هستند ، به هیچ حزب ، سازمان و گروه خاصی تعلق ندارند ، هیچ آقا بالاسر و رهبری بجز خودشان و رفقای در بندشان ندارند وما وظیفه داریم درآن روز صدای رسای فریاد های آزادیخواهانه و برابری طلبانه آنان و مردم ایران باشیم !
پس بدون هیچگونه بهانه جویی و اشکال تراشی ، سمپاتی منفی و تفرق و پراکندن یأس ، آلوده کردن جو به مسائل خاص گروهی ، نقد و انتقاد های بی جا و بی حاصل سی ساله ! از روی عشق به انسانیت و آزادی خواهی و برابری طلبی از این عزیزان دربند دانشجو و مردم در بند حکومت اسلامی ایران حمایت و دفاع کنیم ودر آن روز برای یک بار هم شده ، پس از سه دهه به حکومت اسلامی و جهانیان نشان دهیم که ما ایرانیان در خارج از کشور بی تفاوت نیستیم و نسبت به زندانیان دانشجوی دربند که صدای مردم و جامعه پر خفقان و سانسور و سرکوب ایران اسلامی بوده اند متعهدیم ، ثابت کنیم که تنها برای شنیدن صدای ابی و داریوش و ... و شعرهای جنتی عطایی به کنسرت هاشان نمی رویم ، بلکه بدنبال اندیشه ها و افکار آزادیخواهانه و برابری طلبانه شان نیز هستیم ! قدرت داریم و جمهوری اسلامی نمی تواند به سادگی و به راحتی آن همه شکنجه بر سر جوانان دانشجوی ما بیاورد ، برای آنها پرونده سازی کند ، در زندانشان نگاه دارد و ما ساکت بمانیم !
پس اگر ریگی به کفش نداریم : اگر آنچه می گوئیم هستیم ، اگر فقط شعار نمی دهیم واهل عمل هستیم ، اگر آزادیخواه واقعی و برابری طلبیم ، اگر طرفدار جمهوری اسلامی نیستیم ، اگرنمی خواهیم سی سال دیگر جناح های مختلف طرفدار اسلام و ولایت فقیه چوپان و رهبر مردم در ایران باشند ، اگر به انسانیت معتقدیم و... ، به فراخوان عزیزان دانشجو پاسخ مثبت دهیم و از هیچ تلاشی در راه برگذاری اعتراضی بزرگ و متحد بر ضد رژیم و به طرفداری از دانشجویان دربند و مردم ایران کوتاهی نکنیم . فقط بهتر است زمان و مکان یا ساعت شروع و محل تجمع و اعتراض را ایرانیان در هر شهری با تشریک مساعی مشخص و اعلام کنند تا متفرق نباشیم ، همین و بس ! در پیشگاه تاریخ ، مردم ایران ، دانشجویان در بند ، خانواده هایشان و تمامی آزادیخواهان و برابری طلبان داخل و خارج ونزد وجدان خود باید پاسخ گو باشیم ، اگرتلاش و شرکت نکنیم !!!
منوچهر اسدبیگی – 29 januari 2008
http://assadbeygi.blogfa.com/