صفحه اصلی حزب حکمتیست سایت منصور حکمت سایت کورش مدرسی تلویزیون پرتو تماس با ما سایتهای دیگر EC??I ???? O??? EC I? ?U? ???E? ?C? ?E???   

 

 

 

 

 

 

 

 

هزاران درود بر دانشجویان چپ زندانی و خانواده هایشان

December 27, 2007  11:11 AM

 

منوچهر اسدبیگی

بیش ازیک ماه گذشت: چنانکه در قسمتی از اطلاعیه اخیر خانواده های دانشجویان در بند آمده : یک ماه گذشت. ماه شب و روزهای سخت و سرد مقابل اوین، ماه توهین های سرباز نگهبان و تهدید های بازجو، ماه تهمت ها و وعده های بی اساس، ماه شب های اشک و غم، فریاد و خشم. ما این سو و فرزندانمان آن سوی دیوارهای زندان اوین، در سلول های انفرادی تاریک و سرد. همان داستان تکراری چشم بند و بازجویی شبانه و بی خوابی و ضرب و شتم و ... فرزندان دانشجوی ما، به جرم سر دادن ندای آزادیخواهی و برابری طلبی در روزی و جایی که متعلق به خودشان است حتی بدون امکان ملاقات با وکلا و خانواده هایشان تحت شدید ترین فشارها قرار دارند و ما خانواده ها در نگرانی و بی اطلاعی کامل از وضعیت آنها، و این همه در میان بایکوت شدید از سوی رسانه ها  و مطبوعات کشور...

 این یک ماه برای ما خیلی زود گذشت ، انگار دیروز بود ! و اما برای خانواده ها ، پدران و مادران زندانیان دانشجو، چگونه گذشت !؟ به اندازه یک سال رنج آورو پر مشقت همراه با صبر و مقاومت ، به اندازه سالی پر یاس وتوام با امید گذشت ؟ به اندازه سالی تحمل تحقیر و توهین شدن و درعین حال با سربلندی و غرورایستادن و استقامت کردن گذشت ؟ به اندازه سالی پر تهدید وافترا ، با دلتنگی و اضطراب و همراه با اشک و شوق افتخارآمیز پدر و مادر دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بودن، گذشت !؟

از صبح یکشنبه یازدهم آذر که این جنگ نا برابر و نا عادلانه ویک طرفه دیرینه ، بصورتی گسترده و علنی تر با  حمله لشگر تحجر و سرمایه ،ارتجاع مذهبی و انگیزاسیون قرون وسطایی اسلامی ، گشت های تفتیش عقاید اسلام ناب محمدی و شکارچیان انسان ، برعلیه فرزندانشان شروع شد . از وقتی مامورین و مزدوران لباس شخصی ، اطلاعاتی و امنیتی ، ساواک اسلامی و حراستی به جوانان دانشجوی شان حمله ور شدند . از وقتی شروع به ربودن و بازداشت فرزندانشان کردند ، جوانانی که تنها سلاحشان پرچم های سرخ و فریاد های آزادیخواهانه و برابری طلبانه بود . پدران و مادران دانشجویان نیز همچون فرزندان ، دربند و گرفتار و وارد میدان  کارزاری  با رژیم و عواملش شدند ، که تا آزادی آخرین فرزند دانشجویشان ادامه خواهند داد و از پای نخواهند نشست .

این یک ماه بر خانواده ها چگونه گذشت ؟ روزهای این ماه  پر از دوندگی و خستگی ، رفت و آمد بین ارگانهای جنایت کاران حاکم و لینچ شدن خانواده ها بود . دهها بار ازخانه و محل کار ، از شهرستان به تهران ،به کلانتری و منکرات و آگاهی ، از ادرات پلیس امنیت عمومی به دفتر پی گیری و حراست دانشگاهها ، از امور زندانها و زندان اوین به دادگاه انقلاب وبه مجلس ، از کمسیون امنیت ملی و سیاسی به بازپرسی و دفترمثلا رئیس قوه قضائیه ، از دادستانی و دادسرای عمومی دادگاههای انقلاب به اوین وبلعکس...ودهها باراینچنین!

روزهای آنان ، گشتن بدنبال چشم و گوش و زبان وقلب و درک و احساس و وجدان انسانی بود . آنهم در میان خیل اراذل و اوباش زبان نفهم و بد زبان حکومتی ، در میان آدمهای عوضی ، پاسداران سرمایه و جهل ، در میان جبارانی سبز و سیاهپوش با داغ هایی ازننگ و تحجر بر پیشانی وصورت ! که حکایت از ضدیتشان با آزادیخواهی و برابری طلبی می کرد . طبیعی است که در این خیل ریاکاران ، تیرها به سنگ بخورد ونیابند و نبینند ! چرا که  تنها نتیجه این همه تلاش و رفت و آمد و بالا و پائین شدن ، نبود چیزی جز ، وعده وعید هایی بی اساس و دروغ و پوچ و هیچ ، که به اجبارمی گرفتند و دست خالی وخسته و عصبی برمی گشتند به خانه ها تا برای فردا آماده شوند .

روزهای جوابهای سربالا و بد و نیش دار ، پشت درهای بسته ماندن و دست به سر شدن ، روزهای خبر نداریم شنیدن ها و دور از دسترس بودن به اصطلاح مسئولین ، جلسه داشتن و نبودن آنان پشت میز های ریا و ریاست ها بود! روزهای شنیدن پاسخ های کلیشه ای و دروغ وانگهای حکومتی همچون : در لیست ما نیستند ، پرونده ها نیامده ، اطلاعی نداریم ، ما مأموریم و معذور ، تحت بازجویی اند ، ممنوع الملاقاتند ، ممنوع التلفنند ! خوب مجرم و خلاف  کاربوده اند ، دانشجو نما بوده اند ، با کارت جعلی وارد دانشگاه شده اند ، تیر و کمان داشته اند ، وابسته به گروهک های ضد انقلاب بوده اند ، مشروبات الکلی و کتب ظاله داشته اند ، و شما خانواده ها کاری نکنید که شریک جرم فرزندانتان شوید!!

روز های این ماه برای خانواده ها ، روز های موافقت نکردن مسئولان عدلیه ضد انسان و مسلمان با دیدار مادران و پداران ، از فرزندان در بند بود . روزهای حمله ارتجاع متعفن سرمایه داری به عواطف پاک مادری و انسانیت بود ! روز های بی جوابی های مثلا عدل اسلامی به دلهای سوخته و بی خبر مادران ازوضعیت دلبندانشان درسلولهای انفرادی وبندهای اوین بود ! حتی مخالفت کردند ، با فرستادن سلامی و یاد داشتی ، دوستت دارم گفتن پدری ورساندن پیام دلتنگی  مادری !  روزهای ممنوعیت فقط یک نگاه ، مادران و پدران ، حتی برای یک لحظه ، به چهره معصوم و مصمم فرزندان در بند بود .

 روزهای پنجه به دیوار کشیدن و مشت بر آن کوبیدن بود ! که مجبوری دیو صفتان درنده خوی ضد انسان را آقا و مقام محترم هم بخوانی و غافل از داشتن یک جو انسانیت در وجود پر ازریا و ننگ و جهل و تحجرشان ! این ماه برای خانواده ها روزهای فریاد وعصیان بود و آه و افسوس و دریغ ، به همراه خشمی فرو خورده ، بغض هایی در گلو ، غم  ودلشکستگی در سینه های سوخته ، اشکهای حلقه زده در چشم مادران و فشارعصبی بر روی دندانهای پدران .

و شبهای این ماه ، تاریک و ظلمانی تر ، سرد تر ، به همراه اشکهای مادران دلیر روز های دوندگی و بی تابی بود ! شبهای مرور خاطرات و تجسم چهره دلبندان ، شبهای ترکیدن بغض ها و نجوا های هم دردان بود ! شبهای بی تابی ، عذاب و آزار کشیدن و انتظاربرای آمدن صبح و دوندگی مجدد فردا بود ! شبهای فکر کردن به بهتان های بی اساس و به اراذل و اوباش خواندن  دسته گل هاشان ! به اتهامات دروغ و نخ نما به بچه های دلیر و آزادیخواه و برابری طلبشان . شبهای فکر کردن به توهین و تحقیر و تهدید ها از سوی سرباز نگهبان دم در اوین تا پست ترین مزدورانی که نام انسان و مقامات بر روی خود گذاشته اند و در مسند باز جو و بازپرس و رئیس و مسئول و اطلاعاتی و امنیتی و قضایی و وکیل مجلس و...نشسته اند وبر اریکه قدرت تکیه زده اند، جانورانی که قلمشان شلاقی است بر ضد انسانیت ، که بوی گند و کثافت بودن  و نفس  کشیدنشان همه عالم را بر داشته است!!

شبهای این ماه همه شب ، یلدا بود . طولانی ترین و سرد ترین شبها بود ، یلدای پدران و مادران در کنار دیوار بلند و سرد و بی روح اوین برای نزدیک تر شدن با حس عزیزانشان در آن سوی دیوار، که در سلولهای تاریک انفرادی ، جهل و سرمایه حکومت اسلامی ، تاوان عشق خود به آزادی و برابری را آگاهانه می دادند !

ترسی که رژیم را وادار به حمله کرد! :  این دانشجویان شجاعانه و بدون ترس از جو سرکوب و ارعاب موجود، بیانیه علنی داده بودند که برای 13 آذر با پرچم های سرخ خود به میدان بیایند وفریاد برآورند ، مرگ بر دیکتاتور ، نه به جنگ ، دانشگاه پادگان نیست سر دهند . ازجنبش دانشجویان و کارگران و زنان و مردم آزادیخواه و برابری طلب دفاع کنند ودم از سوسیالیسم وعدالت بزنند ! و این برای رژیم خیلی گران تمام می شد ، که چپ بتواند صدایش را از دانشگاه به این وسعت و با این شعارها و مطالبات بلند کند ، که صدا و فریاد چپ به گوش اقشار جامعه و کارگران و زنان و همه دنیا نرسد ، که رسید ، چه رسا ، و چه رسا تر از سوی خانواده های آنان و بخصوص از دهان این دو بزرگوار گرامی ، تاج الملوک مادر و ایرج  پدر روزبه صف شکن !!!

پس قبل از 13 آذر تعدادی از این فعالان را ربودند ، تا با خیال خود با گرفتن پرچم و دهان این پیشروان چپ دانشجویی ، صدای جنبش را خفه کنند . و فکرش را نمی کردند که بعد از دستگیری های یکشنبه و دوشنبه ، این چپ به بیانیه ای که داده بود عمل کند و باز به میدان بیاید و شجاعانه راهش را ادامه دهد و پرچمش را بلند کند و فریادش رابزند . ولی وقتی این صدا و فریاد و پرچم آمد و رژیم نتوانست جلویش را بگیرد ، پس چاره را در این دید که با دستگیری و ربودن بقیه فعالین دانشجوی چپ ، سناریوی دیگری را بنویسد تا آبرویش بیش از این نرود! چرا که برایش بسیار سنگین آمد و گران تمام شد که چپ زنده و فعال است !!!

 ودر بگیر و ببند بی شرمانه اش ، بیش از چهل نفر ،از جمله مهدی گرایلو، انوشه آزاد بر ، ایلناز جمشیدی ، نادر احسنی ، بهروز کریمی زاده ، کیوان امیری الیاسی ، میلاد عمرانی ، سعید آقا ملی ، عابد توانچه ، علی سالم ، نسیم سلطان بیگی ، میلاد معینی ، بهرنگ زندی ، حسن معارفی ، آرش پاکزاد ، محسن غمین ، مجید اشرف نژاد ، سروش هاشم پور ، روز بهان امیری ، روزبه صف شکن ، پیمان پیران ، نیما نحوی ،امیر آقایی ، مهدی الهیاری و... را درخانه و یا در حال خروج از خانه ، درمحله و خیابان ، درداخل دانشگاه ! یا اطراف و مقابل آن ربودند و دستگیر کردند . آنان را مورد ضرب ، جرح و فحاشی قرار دادند و روانه سیاهچالهای اسلامی سرمایه کردند .

و برای تکمیل این سناریو، وسایل و مدارک شخصی و شناسایی ، دست نوشته ها ، دفترچه های یادداشت ، کیس کامپیوتر، لپ تاپ ،آلبوم و عکسها ، سی دی ها ، جزوات و کتابهایشان را ازدرون خانه ها و اتاقهایشان ظبط کردند و به غنیمت بردند تا از میانشان تیر کمان و ککتل مولوتوف و مشروبات الکلی و سی دی های ضاله...بسازند و اختراع کنند تا در پرونده سازی ها برایشان ضمیمه کنند و در زیر فشار و شکنجه از آنان اراذل و اوباش وعوامل اخلال گر بسازند !

چرا که رژیم جنایتکار اسلامی جهل و سرمایه ، نمی تواند و نمی خواهد قبول کند و زیر بار برود که با سی سال اختناق و سانسور و کشتار و اعدامهای دسته جمعی و قتلهای زنجیره ای و ایجاد جو رعب و وحشت و سر نیزه و اشاعه خرافات و تحمیق و تبلیغ و انقلاب مثلا فرهنگی و حراست وامنیتی و ساواکی و بسیجی وحجاب و پوشش اجباری و سرکوب جنبش های کارگری و زنان و آزادیخواهان و ... شکست خورده وآزادی و برابری طلبی ، سوسیالیسم ، سکولاریسم و... در خون جوانان جاری است و چپ زنده و فعالی وجود دارد ، که رشد کرده و فراگیر شده و شیوع پیدا کرده ، که پرچم آزادی خواهی و برابری طلبی را به دست همه دانشجویان و مردم و کارگران و زنان و جوانان خواهد داد !!!

و چنانکه دیدیم و میدانید ، مطالبی ازاین سناریوی دست ساز حکومت اسلامی از روابط عمومی وزارت اطلاعات در رجا نیوز و فارس منتشر شد و کیهانشان نوشت ،اینها مارکسیستهایی هستند که در آغوش آمریکا غش می کنند . گویا کیهان توقع داشته و عادت کرده که کمونیستها از همان سنخ توده ای ها و اکثریتی های مدافع جهل و سرمایه حاکم بر ایران باشند و چون نبودند و چپ سنتی را همچون دو خرداد و همه همپالکی هایشان بدور ریخته اند .

 و چپ مستقل جنبش دانشجویی خود را نمایندگی می کنند ، پس به زعم کیهان و طبق کلیشه های نخ نمای رژیم باید انگ غش کردن در آغوش آمریکا به آنها زده شود ! در صورتی که رژیم جهل و سرمایه مذهبی و قدرت طلب و جنگ طلب ایران با همه جناح هایش در این سی سال ثابت کرده است که تا چه حد به سرمایه داران مذهبی و قدرت طلب آمریکایی و برادران بزرگترشان ارادت دارند و نزدیک اند وهمسو ، که اگر دعوایشان بر سر سهم خواهی بیشتر در منطقه و جهان تمام شود و به سازشی برسند ، آنگاه غش کردن هایشان را همه خواهند دید !  نه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب ، که ضد جهل و خرافات و تحمیق و استثمارگران و ثروت اندوزان و دزدانند و مدافع کارگران و زحمت کشان  در هر کجای دنیا!!!

کارستانی که عزیزان دانشجوی چپ و خانواده هاشان کردند : از اینکه رژیم تا به حال هر چه کرده ، نتوانسته به نتیجه ای دلخواه دست یابد ، و بلعکس با وضعیتی که خود باعث شد و پیش آورد ، به این جنبش و به مردم و به اپوزوسیون داخل و خارج و نزدیکی و استمرار مبارزات مردمی تا پیروزی کامل مردم و سرنگونی حکومتشان کمک هم کرد ، واز اینکه سردمداران حکومت جهل و سرمایه ، گورکن های خود را منسجم تر و مصمم تر کردند که بگذریم ! که بحث فعلی نیست .

در اینجا بیشتر روی سخن با خانواده های دانشجویان در بند و جنبش دانشجویی است . با پدران و مادرانی است که با پایداری و پی گیری خود ، عرصه را بر جنایتکاران تنگ تر کرده اند و با شهامت هر چه بیشتر پای خود را ، بر جای پای فرزندانشان گذاشته اند ، که برای آزادی فرزندانشان پا پس نکشیده و نمی کشند . پس این ماه ، ماه جسارت و شجاعت این دو نسل بود ، ماه علنی شدن ایده های انسانی و سوسیالیستی و آزادی خواهانه و برابری طلبانه بود ! ماه اعتراض علنی خانواده ها بود ، به  نحوه دستگیری فرزندانشان، به ارائه حکم های کلی وبدون نام مشخص ، به دستگیری ها و ربودن ها و تفتیش منازل ، به عدم اطلاع دادن مسوولان دستگیریها به خانواده های آنها  پس از گذشت چندین روز، به انتساب اتهامات دروغ وزارت اطلاعات به فرزندانشان، به تهدید شدن  خودشان توسط مأموران و بازجویان، به ندادن امکان ملاقات با فرزندانشان ، به فراهم نبودن امکان گرفتن وکیل برای فرزندانشان و...

 وشما خانواده های گرامی ، ثابت کردید که انسانیت در نبرد با ظلمت از پا در نمی آید  ، شما ارزشهای انسانی مسخ شده و به ابتذال کشیده شده در حاکمیت سی ساله این جنایتکاران را زنده کردید و به نمایش گذاشتید . ما نمی توانیم درد و رنج شما ها را در این یک ماه بفهمیم و درک کنیم ، اما می توانیم در کنار شما و به شما و به فرزندانی که پرورش دادید و به ثمر رساندید ، افتخار کنیم و بر خود ببالیم .

 وقتی پدر روزبه می گوید - من هم می گویم دانشگاه پادگان نیست ، من هم می گویم آزادی برابری - ما چه داریم بگوئیم بجز همصدایی و حمایت نا قابلمان ! وقتی در و دیوار داروخانه بابک در شیراز ، توسط ُاین دو پدر و مادرشجاع و آزاده ، پر از نام دانشجویان زندانی و اطلاعیه و عکس فرزند زندانیشان می شود ،آنهم در آن جو حاکم ، ما شرمنده ایم که چه بگوئیم و چه کنیم ، آنهم در این ساحل امن ، جز همصدایی و حمایت نا قابلمان !  

پس درود و هزاران درود بر شما خانواده ها :  درود بر عزیزترین مادران ایران ، که بهترین و پاک ترین جوانان را در دامان خود پرورانده اند ، به تاج الملوک مادر روزبه ، به نسرین مادرایلناز ،به مریم مادر انوشه ،  به مخدومه مادر مهدی گرایلو ، به گلی مادر مهدی الهیاری ،به خدیجه مادر بهروز ، به فاطمه مادر آرش  ،  به ایران مادر نسیم ، به فاطمه مادر نادر ، به نجیمه مادر نیما ، به زیبا مادر محسن ، به فرشته مادر امیر ، به مهناز مادر علی و به همه مادرانی که فرزندانی آزادیخواه و برابری طلب تحویل جامعه داده اند .

ودرود بر پدارانی که اینچنین جوان شده اند ! به ایرج پدر روزبه ،به رضا پدر محسن ،به عبدالرحمن پدر نیما ، به علیرضا پدر انوشه ، به بهروز پدر مهدی الهیاری ، به علی اکبر پدر آرش و تمامی پدرانی که فرزندانی آزادیخواه و برابری طلب روانه جامعه کرده اند .از راه دور دستتان را می بوسیم و تنها اشکهایمان را نثارتان می کنیم و شرمنده ایم که بیش از این تحفه ای که لایق شما عزیزان دربند زندان بزرگ اوینی  به وسعت ایران باشد ، نداریم که نثارتان کنیم ، بجز همصدایی و حمایت ناقابلمان !

امیدواریم پس ازبیشتر از یک ماه ، بالاخره شما خانواده های عزیز و گرامی ، موفق شوید به کوچکترین ، بدیهی ترین و طبیعی ترین  حق مسلمتان ، یعنی دیدار از فرزندان دانشجوی در بندتان برسید . و مطمئن باشید که تا آزادی آخرین نفرآنها از زندان ، همه انسانهای آزادیخواه و برابری طلب متحد و همصدای شما هستند وخواهند بود و تنهایتان نمی گذارند . چرا که نام شما و فرزندانتان به عنوان سمبل و مظهرمقاومت وایستادگی و پرچم داران راه آزادیخواهی و برابری طلبی در جامعه و تاریخ ایران به ثبت رسیده !

ضمن اعلام اینکه این قلم قاصر است از ادامه نوشتن وبا این زبان الکن خود نمی تواند آنچه را پدر و مادر روزبه صف شکن در مصاحبه با رادیو برابری گفته اند را منتقل کند ، از همه تقاضا و خواهش می کنم در این آدرس ، سخنان آن عزیزان را بشنوند :

http://www.azady-barabary.com/media/safshekan-ha.mp3

 بقول شاملوی عزیز و همصدا با پدر روزبه صف شکن : ما بی چرا زندگانیم ، آنان به چرا مرگ خویش آگاهان.

5 januari 2008 - منوچهر اسدبیگی  - http://assadbeygi.blogfa.com/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 
 

مقالات قبلی منوچهر اسدبیگی

  • « گفتگو م. ساقی با منوچهر اسدبیگی کوشنده ی سیاسی در سوئد»
  • لایحه جدید اسلامی و مجازات مرگ برای مرتد !
  • دوره هایی برای تربیت امام و آخوند درسوئد!
  • برای16 فوریه به دانشجویان ومردم ایران پاسخ مثبت می دهیم !؟
  • باز هم دستگیری، زندان و شکنجه دانشجویان و اعتیاد ما !
  • هزاران درود بر دانشجویان چپ زندانی و خانواده هایشان
  • حمایت از دانشجویان چپ آزاد یخواه و برابری طلب ، فریاد درد مشترک است !
  • حمایت از دانشجویان چپ آزاد یخواه و برابری طلب ، فریاد درد مشترک است !
  • وحشت حاکمان اسلام سیاسی و سرمایه از دانشجویان چپ گرا!
  • آیا ایرانیان خارج از کشوردلبسته نظام ، امام و رهبری اند!!
  • اطلاعیه حکومتگران اسلامی برای اهداف از پیش تعیین شده
  • گند عالم گیرضدیت اسلام سیاسی با آزادی بیان
  • اسلام چیست؟ مسلمان کیست
  • بحران رژیم - ربودن اسانلو
  • پناهجوی صفر کیلومتر!

Copyright © 2005 iran-telegraf.com