محمود قزوینی
20 دسامبر 2007
این مقاله کوتاه را قبل از مراسم 13 آذر امسال و برای درج در نشریه مجمع عمومی شماره 2 نوشته بودم. اما با مراسم 16 آذر امسال در روز 13 آذر و حرکتهای پس از آن باید احکامی را به این مقاله کوتاه افزود.
از زمانی که چپ و سوسیالیسم در دانشگاه شروع به ابراز وجود کرد، پرچمهای سوسیالیسم و آزادی و برابری در همه آکسیونهای 16 آذر و دیگر مراسمهای اعتراضی برافراشته میشد. چپ و سوسیالیسم در سالهای اخیر و بخصوص مراسم سال گذشته مهر خود را بر مراسمهای 16 آذر کوبید. اما در 13 اذر امسال اتفاق جدیدی افتاد. خود این نیرو با قامت و توانائی خود به میدان آمد و به جامعه اعلام نمود ما آمد ه ایم تا به نام و نیروی خود جامعه را متحول کنیم. جریان سوسیالیستی در دانشگاه که با نام دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب مشهورند، اعلام نمودند که توانائی و قدرت آن را دارند تا مراسم مستقل خود را برپا کنند.
13 آذر یک پیروزی دیگر برای جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر در ایران بوده است. 13 آذر امسال توجه مردم ایران و تا حدی جهان را به یک نیرو در ایران جلب نمود، نیروی چپ و سوسیالیسم. اینکه علارغم سرکوب و اعدام وسیع سالهای دهه 60، بازهم در این شرائط اختناق و سرکوب، کمونیسم و چپ به این شکل بارز در جامعه اعلام موجودیت کند، از تصور سرکوب کنندگان و ایدئولوگهای بورژوازی که سالهاست مرگ کمونیسم را اعلام کرده اند خارج بود. رژیم و کل بورژوازی ایران تلاش داشتند تا این تصور را به خورد مردم دهند که جریان چپ و کمونیست در جامعه محدود به گروهها و سازمانها ی است که در خارج از ایران هستند و جایی در میان مردم ندارند. 13 آذر یکبار دیگر اعلام کرد که چپ و کمونیسم یک نیروی مادی قوی در ایران است و در تغغیر و تحولات آینده ایران نقش مهمی ایفاء میکند. همه از رزیم تا اپوزیسیون بورژوا اعم از سلطنت طلب و جمهوریخواه با هراس به این نیرو نگاه میکنند. برق سه فازشان پرید. پس که اینطور! طبقه کارگر و نیروی سوسیالیسمش در اعماق جامعه نفوذ دارد.
13 اذر بخشی از نمایش قدرت یک طبقه و یک جنبش، طبقه کارگر و جنبشش در ایران بوده است. و درسهای زیادی حتی برای پیشروترین احزاب کارگری کمونیستی در بر دارد، شعارها و تاکتیکهایشان را تصحیح و تدقیق کرده و تا حدی و در محدوده ای راه پیشروی به سوی یک نیروی قدرتمند و موثر را به آنها نشان میدهد.
حرکت 13 آذر و حرکتهای متعاقب آن در فضای سیاسی ایران موثر بوده است. سلطنت طلبان و نیروهای راست اپوزیسیون در باره یک حرکت مهم در جامعه ایران سکوت کرده اند و حتی در باره دستگیری دانشجویان چیزی نمیگویند. این چیز قابل انتظاری است و اتفاقا جز این غیر قابل انتظار است. اما همین ماهیت آنها را برای مردم بیشتر روشن میسازد و بیشتر منزوی میشوند. احزاب سیاسی چپ چپ تر و امیوارتر شده اند.
13 آذر جریانات پوپولیستی مانند حزب کمونیست کارگری را که اینجا و آنجا بدنبال حرکتهای ارتجاعی از هخا تا قومگراها در خوزستان و آذربایجان راه افتاده بودند را به دنبال کمونیسم خواهد کشاند. با قدرت یابی بیشتر جریان کمونیستی در ایران، اینها مجبور میشوند دست از دنباله روی از حرکتها و جریانات ارتجاعی بردارند. مجبورند به جای فراخواندن مردم به شرکت در حرکتهای ارتجاعی، مردم را فرابخوانند تا از آن دوری کنند. مجبورند به جای فراخواندن مردم به شرکت در حرکتهای ارتجاعی، کادرهای خود را برای دور کردن مردم از ارتجاع به صفوف مردم معترض بفرستند. اینها دنباله رو جریان کمونیستی میشوند. خط کمونیستی در میان چنین احزابی تقویت میشود. با 13 آذر و حرکتهای این چنینی، حرکتهای ارتجاعی شبیه اکس مسلم در گوشه ای در مدیای اروپا دفن میشود و..
.
13 آذر نشان داد که آن نیروئی که میتواند نیروی مردم آزادیخواه دنیا را به حمایت از مبارزات مردم ایران بر علیه جمهوری بکشاند، همین نیروی چپ و کمونیست و پرچم آزادی و برابری در جامعه ایران است. بلند کردن پرچم نه به جنگ توسط جنبش اعتراضی مردم ایران بر علیه جمهوری اسلامی، مردم جهان را در کنار مبارزات مردم ایران قرار میدهد و مردم ایران را در کنار مردم جهان بر علیه جنگ و قدرقدرتی قرار میدهد. 13 آذر نشان داد که اگر پرچم ضد جنگ و تحریم اقتصادی توسط جنبش اعتراضی مردم بر علیه جمهوری اسلامی بلند شود، به شعاری همه جانبه مبدل میشود که همه نیروهای ارتجاعی از جمهوری اسلامی تا آمریکا و ... را نشانه میگیرد. 13 آذر به تناقض تعیین شعار داخل بر علیه جمهوری اسلامی و خارج بر علیه جنگ پایان داد. معلوم شد جنبش اعتراضی مردم، مردمی که میخواهند این رژیم را سرنگون کنند، میتوانند خود پرچم ضد جنگ و تحریم اقتصادی را بلند کنند، بدون اینکه ذره ای از اهدافشان که سرنگونی این رژیم است دور شود.
13 اذر نشان داد که راه مضمحل ساختن جریانات فرقه ای و قومگرا و ارتجاعی در شرائط کنونی نه راه انداختن هسته های مسلح جدا از توده که غیر ممکن بودن آن برای هر معترض اجتماعی روشن است، بلکه به میدان آوردن نیروی توده ای به زیر پرچم کمونیستی و چپ است. به میدان آمدن این نیرو، جریانات بی پایه و فرقه ای را که هنوز نتوانستند جا پایی در جامعه ایران پیدا کنند را ذوب میکند و از دور خارج میسازد.
در این مورد متاسفانه یکبار دیگر باید این آگاهی ابتدائی و بدیهی را یادآوری کرد که اگر یک جنبش و جریان اجتماعی بتواند در اعماق جامعه ریشه بدواند و توده های مردم از کارگر و سرباز و جوان و ... را با خود کند و بتواند آنها را در سازمانهای خودشان سازماندهی کند، میتواند همچنین به موقع در شرائط دیگر به سرعت آنها را مسلح کند. حزب، شوراهای کارگران و مردم و حتی اتحادیه ها و.... باید در زمان خود به سرعت مسلح شوند. این احزاب کمونیستی با نفوذ، سازمانهای توده ای کارگران و مردم و شوراهای سربازان و مردم زحمتکشند که نیروهای ارتجاعی را شکست میدهند، با نیروهای سیاه مقابله میکنند. احتیاجی به چند هسته مسلح جدا از مردم برای تمرین و آمادگی برای روز مبادا نیست. هسته هایی که به هیچ وجه نمیتوانند در این شرائط بوجود آیند و تلاش برای بوجود آوردن آن فقط یک ماجراجوئی چریکی بیش نیست. این هم از درسهای بدیهی 13 اذر، مبارزه کارگران هفت تپه و دیگر مبارزات توده ای کارگران و مردم است.
بمناسبت 16 آذر
پرچم و سنگر کارگر در دانشگاه
طی سالهای گذشته کشمکش در دانشگاه بر سر اینکه حرکت و جهت عمومی جنبش در دانشگاه به کدام سو و کدام طبقه باشد در جریان بوده است. جریان بورژوازی با همه عمله و اکره اش، با ماشین سرکوبش، با جریانات لیبرالی توجیه گر نظام استثماری، با سروش و گنجی، با تحکیم وحدت که هنوز در میان جناحهای رزیم به این سو و آن سو چرخ میزند، با ایدئولوگهای ضد کمونیست در رزیم و اپوزیسیون، با قوچانی و ... تلاش کردند تا دانشگاه را به زیر نفوذ مطلق طبقه سرمایه دار در اورند. طبق تصور سیاستمداران بورژوا جنبش دانشجوئی حداکثر وظیفه داشت تا در مورد آزادی سیاسی آنهم تا حدی که منفعت پایه ای آنها را زیر سوال نبرد، حرف بزند. جریانات دوخردادی که اصلا انتظار داشتند جنبش دانشجوئی زیر نگین تحکیم وحدت فقط اهرم فشار آنها بر جناح مقابل باشد و بس. اما در طول این چند سال همه چیز عوض شد. دانشگاه به چپ چرخید. طبقه کارگر صاحب دهها نشریه دانشجوئی مبلغ و مروج سوسیالیسم و برابری را در دانشگاه شد، فعالین دانشجوئی متعلق به سوسیالیسم و طبقه کارگر دانشگاه را با پرجمها و شعارهای سوسیالیستی آذین کردند. پرچمهای زنده باد کارگر، زنده باد اتحاد طبقاتی طبقه کارگر، کارگران جهان متحد شوید، زنده باد سوسیالیسم و... در مراسمها و تظاهراتهای 16 آذر بالا رفت. طبقه کارگر در دانشگاه اول ماه مه را جشن گرفت و بزرگداشت. برای اولین بار 8 مارس توسط سوسیالیستهای طبقه کارگر دردانشگاه برگزار شد و در آن ستم و استثمار بر زنان را به استثمار سرمایه داری گره زدند و خواهان رهایی کامل جامعه از ستم و بربریت سرمایه داری شدند.
سرود ملی ننگ تلقی شد و دانشجویان سرود کارگران جهان، سرود انترناسیونال را سر دادند.
اپوزیسیون بورژوائی در دانشگاه از هجوم و سر برآوردن مارکسیستها و مدافعین سرسخت لنین در دانشگاه به خود لرزید. مدافعین اسلام ناگهان پشت تئوری کائوتسکی و برنشتین رفتند تا با این ابزار به جنگ پیشروی طبقه کارگر در دانشگاه بروند. اما این هم کاررائی پیدا نکرد. خیل دانشجویانی که پرچم طبقه کارگر، پرچم سوسیالیسم را دانشگاه بلند میکنند با سرعت چشمگیری رو به افزایش است. دور نیست که طبقه کارگر دانشگاه را کاملا از چنگ بورژوازی در آورد و آن را سنگر طبقه خود، سنگر سوسیالیسم قرار دهد.
همه اینها زمانی اتفاق میافتد که نه تنها اهرم سرکوب بورژوازی، بلکه اهرم تحمیق آن از تحمیق مذهبی و خرافی تا تحمیقات گوناگون برای توجیه نظام سرمایه داری در جامعه و دانشگاه در حد غیر قابل تصوری بکار گرفته میشود.
امروز دیگر هر دانشجوئی که حتی فقط برای آزادی سیاسی، آزادیها و حقوق فردی و...مبارزه میکند میتواند به نیروی طبقه کارگر در دانشگاه حساب کند و به آن تکیه کند. اگر کسی از حجاب اجباری به تنگ آمده است، اگر کسی از سرکوب و دیکتاتوری ناراحت است، اگر کسی از فشارهای مذهبی به تنگ آمده است و.....میتواند به صف کارگر و سوسیالیسم در دانشگاه بپیوندد. فقط طبقه کارگر است که خواهان برقراری ازادیهای کامل سیاسی و اجتماعی و آزادیها و حقوق فردی است و برای آن مبارزه میکند، طبقات دیگر همگی به سرکوب، به مذهب، به تحمیق، به عدم دخالت مردم در ارکان دولت و جامعه محتاجند. طبقه کارگر نه تنها خواهان برچیدن جمهوری اسلامی و برقراری آزادیهای کامل سیاسی و اجتماعی، بلکه خواهان نابودی استثمار انسان از انسان و برقراری آزادی و برابری است.
طبقه کارگر توانسته است بورژوازی را در دانشگاه به عقب براند و سنگرهایی را در دانشگاه از آن خود کند. دانشگاه باید به سنگر طبقه کارگر، سنگر سوسیالیسم تبدیل شود. دانشجویان زندانی، دانشجویانی که آرزوی آزادی انسان را دارند باید به نیروی این طبقه در دانشگاه و در جامعه چشم بدوزند. پشت سر دانشجویان سوسیالیست، یک طبقه عظیم، اکثریت مردم در جامعه حضور دارد که میتواند همه چیز را دگرگون کند. اما جریان بورژوازی در دانشگاه پشتش فقط به یک اقلیت سرمایه داری در جامعه است که بدون ماشین سرکوب و ماشین تحمیق یک روز هم نمیتواند پا برجا بماند.