صفحه اصلی حزب حکمتیست سایت منصور حکمت سایت کورش مدرسی تلویزیون پرتو تماس با ما سایتهای دیگر EC??I ???? O??? EC I? ?U? ???E? ?C? ?E???   

 

 

 

 

 

 

 

 

حزب كمونيست كارگرى ،جنگ ، انقلاب كارگرى و پوپوليسم جديد

October 14, 2007  07:23 PM

 

حامد خاکی

حزب كمونيست كارگرى ،جنگ ، انقلاب كارگرى و پوپوليسم جديد•••


چندروز پيش نوشته كوتاهى راجع به مواضع حزب كمونيست كارگرى در مورد خطر جنگ نوشتم كه گويا هم كوتاه بودنش و هم مضمونش مورد نقد است• آقاى منصورتركاشوند كه خود عادتا نوشته هاى دور و دراز بى سر وته دارد يك جايى در جوابيه شان طعنه اى به كوتاه بودن نوشته من هم زده اند، براىايشان حسن نوشته به طولانى بودن و صدالبته به زبان عامه نفهم بودنش است•
اما از اين كه بگذريم نوشته آقاى تركاشوند جوابى جدى مى طلبد• در مورد من و جواب به من؛
ـ ايشان مدعى هستند كه خطر سناريوى سياه وجود ندارد، و اگر زمانى وجود داشته باشد كمونيستها با اعلام موضع و فعاليت عليه اش تنها خود آزارى مى كنند•
ـ ايشان لطف كرده و مرا سرزنش كرده كه خط وسطى هستيم و بدتر از آن اينكه راجع به مباحث كنگره دوم حزب حكمتيست ساكت مانده ايم، شايد ايشان يقين دارند كه من نقد داشته ام!!؟
مضافا اينكه مدعى هستند كه در حزبشان كسى منتقد نيست و برعكس حزب حكمتيست تلفات داده است• و آخر سر اينكه حزب حكمتيست كج دار و مريض بالاخره به جبهه سوم!! ايشان پيوسته و مواضع ايشان را اتخاذ كرده است، در اين صورت چرا ديگر ليدر ايشان اين مواضع را گيج سرى و شكست طلبى مى نامد الله اعلم•

خطر سناريوى سياه و حزب چپ ناسيونال غربى
منصور تركاشوند در نوشته شان مدعى اند كه صرفا به خاطر اينكه حزب كمونيست كارگرى دوازده سال پيش هشدار داد كه خطر وقوع سناريوى سياه وجود دارد، ديگر اين خطر رفع شده است و جامعه واكسينه شده است•
اثبات اينكه هنوز هم خطر سناريوى سياه مخصوصا در صورت وقوع جنگى مانند جنگ عراق وجود دارد اثبات واضحات است لذا من پرداختن به اين مساله يعنى اثبات وجود نيروهايى كه امكان خلق سناريوى سياه و پتانسيل اين جريانات براى اين امر را لازم نمى بينم ترجيح مى دهم مختصرا نشان بدهم كه چرا آقاى تركاشوند و حزب متبوعشان از قبول اين واقعيات امتناع دارند•
حزب كمونيست كارگرى از دو زاويه در عدم اعتراف به اينكه حمله به ايران تمام شيرازه جامعه را از بين مى برد و سناريوى به شدت سياهى است كه جز ويرانى و درماندگى براى مردم ارمغانى ندارد، ذينفع است؛ اولا اينكه اين حزب بعد از مرگ منصورحكمت با يك تئورى چپكى امكان پيروزى انقلاب كارگرى در بطن هر نوع تحولى خود را به حد اعلا بى وظيفه كرد• براى اين جريان اكنون لم دادن روى اعتبار و اسم منصورحكمت و نگه دارى يك تشكيلات چند ده نفرى با اين تئوريهاى پادرهوا و قهرمان دنياى مجازى انترنت بودن مطلوبترين حالت است• در غير اين صورت هم بى يال و كوپال بودنش نمايان مى شود•
دوما اينكه آن حزب كمونيست كارگرى كه تغيير و تحول جامعه به نفع طبقه كارگر و آزادى خواهان را وظيفه خود مى دانست صاف و ساده به يك جريان چپ ناسيونال غربى تبديل شده است كه از هياهوىهخا و شلوغيهاى قوم پرستان ترك و پژاك گرفته تا حمله آمريكا و صف بندى فدراليست چىها، با يك عبارت بى معنى انقلاب است و انقلاب جشن توده ها است به پشتيبانى ازآنها مى پردازد•
اين جريان يك جريان ناسيونال غربى است كه شباهتش به حزب دوران منصورحكمت تنها اسمش است• براى اين جريان كه مدعى است حتى تحت پرچم هخا و پژاك و امثالهم و در هر نوع سرنگونى جمهورى اسلامى انقلاب كارگرى سازمان دهد و استدلالش اين است كه چون ايشان نيز زير آن پرچم ها حضور به هم مى رسانند و اسمشان هم كمونيسم كارگرى است، لاجرم نهايتا مساله به انقلاب كارگرى ختم مى شود، پس جنگ هم نعمتى است كه تقابل جدى و مسئولانه با آن بايد گيج سرى و شكست طلبى ناميده شود• اين كاريكاتورى است از كمونيسم كارگرى و درك رابطه حزب و جامعه و نقش كمونيستها در سازمان دادن يك انقلاب كارگرى•
اينها سخنان و ادعاهاى شناخته شده اى هستند، اين تئورى و قطب نماى تمام چپهاى پوپوليستى انقلاب 57 ايران بود كه از هر نوع ضديت با شاه و رژيم پهلوى رهايى كارگران و زحمتكشان را استنتاج مى كردند و هر نوع مخالفت با غرب و رژيم را آزاديخواهى مى پنداشتند•  تاريخ شاهد است كه اينها چگونه طبقه كارگر را در قيام 57 بى وظيفه ساختند و كلاه ضدامپرياليسم بودن ناسيونال ـ اسلامى ها را ناخواسته سر طبقه كارگر گذاشتند• تنها تفاوت حزب كمونيست كارگرى كنونى با پوپوليسم 57 در اين است كه اين حزب غرب زده است و آنها شرق زده اش بودند مضافا اينكه درك سياسى طبقاتى چپ ايران در آن موقع ممكن بود از اين بيشتر نباشد اما حزب كمونيست كارگرى كه هنوز آرشيو كوهى از نقدهاى مستدل و مستحكم منصورحكمت در مورد اين پوپوليسم را در سايتهايش دارد، آگاهانه اين مواضع را اتخاذ مى كند•
نه آنها كه آن موقع سد راه مبارزات طبقه كارگر براى مطالبات سوسياليستيش شدند و نه حزب كمونيست كارگرى كنونى سرسوزنى به گرايش كمونيستى و سوسياليستى طبقه كارگر ربطى ندارند•
حزب كمونيست كارگرى  خود را در عرصه سرنگونى طلبى يكه و تنها جا مى زند و و بدبختانه خودش هم باورش شده است و به همين جهت هم تلاش دارد به هر نوع سرنگون كردن رژيم اسلامى با هر قيمتى براى مردم لبيك بگويد و اعضايش را با اين دلخوش كند كه جاى نگرانى نيست چون ما هستيم بر آن ورد مى خوانيم و خود به خود انقلاب كارگرى صورت مى گيرد ، اين البتهتازه نيست، ادعاى ديرينه رهبرى كنونى اين حزب است و به همين خاطر هم آقاى تركاشوند از لاى زره اين ادعاها اطمينان مى دهد كه خطر سناريوى سياه وجود ندارد• اين ادعاها در واقع تحليلهاى چند من يك غازى قديمى است كه در پلنوم 9 حزب كمونيست كارگرى و در مناسبات ديگر از جانب منصورحكمت جواب روشن و صريح گرفت و از طرف طراحان آن مسكوت گذاشته شد تا دوره اخير و در عدم حضور منصورحكمت دوباره علم شد•  من باب مثال بخش كوچكى از نامه شماره7 منصورحكمت را ببينيد كه در نقد بحث آن موقع حميد تقوايى نوشته است« به نظر من درست نيست که احزاب و نيروهاى سياسى طبقات ديگر از هر نوع انقلابيگرى دست شسته‌اند و کنار رژيم و مقابل مردمند. حتى اگر باشند، نفس پروسه سرنگونى اين تصوير را مجددا عوض ميکند. نه فقط همين الان بخش زيادى از احزاب غير کارگرى و ضد کارگرى سرنگون طلبند، بلکه همين خاتمى‌چى‌هاى امروزى به موقع تماما سرنگونى طلب خواهند شد. به نظر من خاتمى‌چى‌گرى اغلب اينها اتفاقا از سر "سرنگونى طلبى مسالمت‌آميز" اينهاست. بخش اعظم اين احزاب را در روزهاى سقوط رژيم در کنار رژيم نخواهيد يافت. اتفاقا بايد مواظب بود در جريان خلع سلاح رژيم از ما بيشتر تفنگ نگيرند» 
منصورحكمت در نقدتئوريهاى كنونى رهبرى حككا به روشنى در نامه اى مى آورد « بنظر من به احتمال قوی سرنگونى نه نتیجه انقلاب در ایران، بلکه یکى از لحظات شروع انقلاب در ایران خواهد بود. بنظر من انقلاب ایران با سقوط جمهوری اسلامى تازه آغاز میشود و نبردهای طبقاتى جدی‌تر بعد از آن است. بنظر من در سرنگونى خیلى‌ها شرکت خواهند کرد، اما در انقلاب، کارگران "اکثریت عظیم مردم" را با خود نخواهند داشت»
توصيه مى كنم كه متن كامل نامه را كه خيلى گويا است بخوانيد:
http://hekmat.public-archive.net/fa/3887fa.html 

 بخش تاسف آور اين قضيه اين است كه چرا در بدنه اين تشكيلات به راحتى تمام آن تئوريها و سياستهايى كه دورانى منصورحكمت نقد كرده بود هضم مى شود!؟؟؟؟؟


كنگره دوم حزب حكمتيست••••
نكته دوم نوشته آقاى تركاشوند اين است كه من به كنگره دوم حزب حكمتيست انتقاد نكرده ام، كسى در حزب كمونيست كارگرى معترض نيست و حزب حكمتيست تلفات داده است•
اين نوشته مرا به ياد نوشته هاى رفقاى ايشان و "هزارها صفحه نقد تئوريك مهرنوش موسوى" در دفاع از اصول كمونيسم كارگرى!! انداخت• شايد بايد من مهم به اين نقض بزرگ اصول شرعى ماركسيسم يعنى كنگره غيرعلنى انتقاد مى كردم• اما از آن جهت كه بنده نه اعتقادى به سنت و اصولهاى من درآوردى دارم و نه علاقه اى به شوهاى بى مزه انترنتى تلويزيونى و نه اساسا علنى بودن كنگره را از اصول مى دانم به رفقاى حزب حكمتيست نه تنها انتقادى نداشتم بلكه به نظرم غير علنى بودن كنگره شان نقطه مثبتى بود• ( اما متاسفانه تماس تلفنى با آنها نداشته ام كه  بعدا از آن چيزى دستگير كسى بشود)

كنگره سوم حزب كمونسيت كارگرى از جهات بسيارى متمايز از يك كنگره نرمال بود؛
هم جايگاه حزب و هم اوضاع سياسى جامعه تفاوتهاى اساسى كرده بود، مباحث گرهى كه مى بايست جواب بگيرد و مورد بحث و جدل قرار گيرد در حزب وجود نداشت، كنگره سوم تنها رسالتش نشان دادن حزب در قامت اصلى اش به عنوان يك حزب مدعى قدرت بود و•••
اين اما به عنوان اصولى فهميده شده كه تخطى ناپذيرند و كنگره به عنوان عالى ترين مرجع تصميم گيرى و مكان جدى ترين بحثها و جدلها برسر استراتژى و تاكتيك و خط سياسى و پراتيك حزب به عنوان يك نشست عمومى نمايش قدرت براى هميشه و در هر دوره فهميده شد•
كنگره چهارم حزب كمونيست كارگرى دليل محكم و قابل فهمى بود براى اينكه كنگره اى با محدوديت وقت بسيار، ملاحظات فراوان از طرح بحثها و نقدها ابدا نمى تواند يك كنگره موفق و مناسب باشد، قطعنامه هايى مانند " قطعنامه حزب كمونيست كارگرى و چشم انداز انقلاب" با همه اشكالات و كج و كوله بودنش از آن كنگره با كف زدنها و زنده بادها بيرون آمد كه در يك كنگره نرمال و متعارف مى توانست مورد بحثها و نقدهاى جدى و سازنده اى باشد، كنگره اى كه مى توانست حزب از آن با موفقيت و شفافيت بيرون بيايد• اتفاقا حزب حكمتيست با غيرعلنى بودن كنگره و طولانى بودن آن نشان داد كه حساسيت كافى در جهت به خط كردن و شفافيت نيروهاى خود دارد•  كنگره اى كه در مورد هر بحث و سندش به قيد قرعه به يك مخالف و يك موافق دو دقيقه وقت براى بحث داده مى شود، كه كلى ملاحظات حضور مهمانان را نيز بايد داشته باشى نمى تواند كنگره اصولى باشد• به آقاى تركاشوند و همه منتقدين علنى نبودن كنگره حكمتيستها توصيه مى كنم نگاهى به كنگره ششم حككا بياندازند كه براى بحث بر سر سندهاى پيشنهادى از ذيق وقت رنج مى برند و به نمايندگان با همان سبك قرعه كشى دودقيقه وقت مى دهد اما يك نصف روز از دو روز كنگره را به معرفى اعضا جديد مى پردازند•••


اعتراض در حزب كمونيست كارگرى
در اين بابت از خوانندگان گرامى مى خواهم كه برخوردهاى به شدت سياسى!! اين جريان در جدل انلاين به منتقدين درونيشان را يك بار ديگر به يادبياورند• 
واضح است كه در حزب آقاى تركاشوند كسى معترض و منتقد نيست چون اصلا در فرهنگ آنها نمى گنجد كسى منتقد باشد، به محض اولين اعلام اختلاف نظر جدل انلاين به راه مى اندازند و تمام شخصيت و حرمت رفيق شان را به باد مى دهند•
هنوز جوهر فحش نامه هايى كه در مقابل مباحث سياسى على جوادى و آذرماجدى و غيره نوشته ايد خشك نشده است• كسى كه در خانه شيشه اى نشسته است سنگ پرانى نمى كند• شما اگر تخصصى در برخورد سالم به مخالفين سياسى داريد لطفا نسخه موثرى براى حزبتان تجويز كنيد كه همين حالا هم دارد تماسهاى تلفنى آدمها را بدتر از فرقه هاى مذهبى مورد كنكاش قرار مى دهد و اگر امكانش را داشتيد از اف بى آى مى خواستيد تمام تلفهاى على جوادى را در مقطع از دست دادن دخترش در اختيارتان بگذارد•
نه دوست عزيز اينكه در شما معترض پيدا نمى شود نه تازه است و نه جاى تعجب در هيچ سكت و فرقه اى در دنيا هيچ مخالفى وجود ندارد، اگر وجود داشته باشد تكفير شده و ديگر نه تنها عضو آن فرقه نيست بلكه به جرگه دشمنان سازش ناپذير مى پيوندد•

 حامدخاكى

 


 

 

 
 

مقالات قبلی حامد خاکی

  • من هم مى خواهم "ضد كارگر" شوم· (چند كلمه راجع به پيام برهان ديوارگر و ابراز نظرهاى داهيانه!! در حول و حوش آن )
  • حزب كمونيست كارگرى ،جنگ ، انقلاب كارگرى و پوپوليسم جديد
  • در جدال با ناسيوناليسم، عليه كمونيسم ( در حاشيه سمينار اخير ابراهيم عليزاده )

Copyright © 2005 iran-telegraf.com