صفحه اصلی حزب حکمتیست سایت منصور حکمت سایت کورش مدرسی تلویزیون پرتو تماس با ما سایتهای دیگر EC??I ???? O??? EC I? ?U? ???E? ?C? ?E???   

 

 

 

 

 

 

 

 

آیا ایرانیان خارج از کشوردلبسته نظام ، امام و رهبری اند!!

September 20, 2007  10:52 AM

 

منوچهر اسدبیگی


آیا ایرانیان خارج از کشوردلبسته نظام ، امام و رهبری اند!!
احمدی نژاد که بتازگی از سوی نهاد ریاست جمهوری به سقراط زمانه! ملقب شده است فرموده اند: ايران يعني اسلام ناب، امام و انقلاب! ایرانیان خارج از کشوردلبسته نظام ، امام و رهبری اند! و...سال قبل هم گفته بود : تنها عده قليلى از ایرانیان خارج از کشور، مجرمان و مخالفان نظام جمهورى اسلامى هستند.
1-ازتمامی اپوزوسیونی که بنوعی دم ازهویت ، ارزشها وباورهای اسلامی ، مذهبی ، قومی و ناسیونالیستی واحترام به این باورها میزنند  ، از دوم خرداد و رژیم عبورکرده ها - اسلام گرا ها- مجاهدین خلق - ملی مذهبی ها- ملی گراها - لیبرال ها-آزادیخواهان - دموکراتها و جمهوری خواهان - مشروطه خواهان و سلطنت طلبان – قوم ، نژاد و ایران پرستان ، عظمت طلبان - وچپهای ناسیونالیست سنتی و طرفدار سرمایه بومی وضد امپریالیست- لائیکها و سکولارهای ملی گرا ویا ترکیبی از آنها ،از برانداز انقلابی تا نرم ، مخملی ، رفراندومی ، نافرمانی مدنی ، غیر برانداز و... که در کل خود را مخالف جمهوری اسلامی  میدانند ، واما بنوعی موافق اسلام و ملی گرائی اند ویا احترام وگوشه چشمی  به این باورها  دارند ، تقاضا می شود به سخنان و گفته های احمدی نژاد که در جلسه شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور در سال گذشته و به تازگی ایراد شده ، ونیزبه سخنانش در شبكه جهاني جام جم توجه نمائید :
((به نقل از خبرگزاری فارس در تاریخ  08/03/ 85 محمود احمدي‌نژاد در جلسه شوراى عالى امور ايرانيان خارج از كشورگفت : بايد زمينه رفت و آمد و حضور بيشتر ايرانيان خارج از كشور در داخل و استفاده از استعدادها و توان علمى و تحقيقاتى آنان را براى پيشرفت و سازندگى كشور فراهم كرد--اكثر ايرانيان خارج از كشور به دلايلى همچون تحصيل، اشتغال،تحقيقات و پيشرفت علمى و كسب موفقيت‌هاى اقتصادى از ايران مهاجرت كرده و تنها عده قليلى از آنها مجرمان و مخالفان نظام جمهورى اسلامى هستند. --ايرانيان خارج از كشور سفيران فرهنگ ايرانى و اسلامى هستند -- ايرانيان خارج از كشور جزء خانواده بزرگ و مقتدر ايران هستند كه در عرصه‌هاى مختلف حامى ارزش‌هاى ملى و اسلامى بوده‌اند-- قدرت تأثيرگذارى ايرانيان در مناسبات بين‌المللى به دليل برخوردارى از تمدن و فرهنگى غنى، بسيار زياد است .))، ((به نقل از خبرگزاری فارس در تاریخ  25/06/86 محمود احمدي‌نژاد در جلسه شوراى عالى امور ايرانيان خارج از كشورگفت : ايرانيان خارج از كشور علاقه‌مند به رشد كشورشان در همه زمينه‌ها هستند - همه ايران را كه نظامي بر ضد سلطه و زورگو(ئی) است دوست دارند--از همه دستگاه هاي عضو شورا خواست كه مسائل ايرانيان خارج از كشور را بيش از گذشته پيگيري و حل و فصل كنند - ايرانيان خارج كشور را دلبسته نظام، امام و رهبري دانست و گفت: آنان عاشق ايران هستند و علاقمندند كه كشورشان در همه زمينه ها رشد و پيشرفت كنند....... – ايرانيان خارج كشور دلبسته نظام، امام و رهبري هستند - نام ايران يعني اسلام ناب، امام و انقلاب،--.))(( به نقل ازسایت نواندیش رييس‌جمهور  يكشنبه ‌شب (پس از جلسه بالا ) در آستانه سفر خود به نيويورك و شركت در اجلاس عمومي سازمان ملل متحد با حضور در شبكه جهاني جام جم از جمله گفته :...  شايد به يك تعبير بتوان گفت كه ايران جزء باشكوهترين و با تمدن‌ترين ملت‌هاست و سابقه‌ تمدني ما بي‌نظير است-- ايراني‌ها ويژگي‌ها و خصوصيات منحصر به فردي دارند كه از جمله اين ويژگي‌ها خداپرستي آن‌هاست.-- ايرانيان در پيشرفت علوم نقش موثري داشتند. ايراني‌ها داراي يك همبستگي بي‌نظير هستند و يك خانواده بزرگ محسوب مي‌شوند و عشق‌شان به ايران يك عشق بي‌نظير است و وقتي نام ايران مي‌آيد در هركجا كه باشند قلب‌شان براي ايران مي‌تپد و حال‌شان دگرگون مي‌شود. -- ايراني‌ها در طول تاريخ هرجا بوده‌اند پيام‌آور صلح، برادري و دوستي بوده‌اند. در هر كجاي دنيا وقتي اسم ايران مي‌آيد از آثار فرهنگي كه ايراني‌ها در عرصه‌هاي مختلف به جا گذاشته‌اند نام برده مي‌شود -- حوزه‌ نفوذ و تمدن ايران گسترده است-  ایرانیان سفيران عدالت، خداپرستي، خدمت و سازندگي، عشق و محبت اند --امروز ايراني‌ها سهم بالايي در توسعه‌ علم و فن‌آوري در عرصه جهان دارند. مثلا در يك مركز علمي برجسته در يك اكتشاف بزرگ، اختراع و در يك عمل خيريه بزرگ اسم ايراني‌ها هست و ايراني‌ها جزء موسسين، فعالان يا پايه‌گذاران آن محسوب مي‌شوند و اين‌ها باعث افتخار است. اين‌ها حاصل تلاش و جوشش پدران و مادران ما، هوش و استعداد بي‌نظير ايراني و توجه و عنايت خداوند به اين ملت است و ما خدا را سپاسگزاريم كه جزئي از اين خانواده بزرگ محسوب مي‌شويم.... ))
2-از دروغ های این سقراط زمانه که قبل از انتخابش در مورد دانه درشتها و وارد شدن به دایره ممنوعه وآقازاده ها و اینکه آیا مسئله ما پوشش زنان و دخترن است ویا پول نفت را سر سفره مردم می آورم و ... که بگذریم ! مقصود از این پیامها ومصاحبه ها رو به ایرانیان خارج از کشور چیست ؟ براستی چه شده که ملی گرایی که تا دیروز و بخصوص در نزد بنیاد گرایی و اصول گرائی اسلامی کفر محسوب می شد چنین ارج و قربی پیدا کرده است ؟ با غیر سیاسی ها که زندگی خود را میکنند و به ایران می روند و می آیند و مشکلی هم ندارند ، و با طرفداران رژیم که دلبسته نظام اسلامی و ولایت فقیه هستند و ایران برایشان با اسلام  و رهبر و ولی فقیه تداعی می شود، کاری نداریم !
 آیا این پیامها را با واقعیت وجودی ایرانیان خارج کشور درست و نزدیک می دانید ؟ قبول دارید که بسیاری از امیال اسلامی و ملی وحتی فرا ملی و ناسیونالیستی را پوشش داده ؟ بقول احمدی نژاد مذهبی و ملی! عیبی دارد که سفیران فرهنگ ایرانی ویا ایرانی ، اسلامی باشید !؟ عیبی دارد که جزء خانواده بزرگ و مقتدرایرانی باشید و در عرصه های مختلف حامی ارزش های ملی و یا اسلامی باشید !؟ عیبی دارد که بعلت برخورداری ازتمدن و فرهنگ غنی اسلامی یا ایرانی قدرت تأثیر گذاری در مناسبات بین المللی داشته باشید !؟ مگر شما عاشقان ایران ، علاقه ندارید که کشورتان در همه زمینه ها رشد و پیشرفت کند!؟ آیا شما ایرانی را که ضد سلطه و زورگوئی باشد دوست ندارید !؟ آیا ایرانی قوی را با قدرتی هسته ای دوست ندارید!؟ آیا دوست ندارید که ایران در منطقه خاورمیانه حرف اول را بزند!؟ آیا بدتان می آید که ایران قدرتمندی داشته باشید که بتواند در عراق و لبنان و فلسطین تأثیر گذارعمده باشد !؟ آیا ناراحتید که ایران برترین قدرت نظامی در منطقه وبالاتر از ژاندارم باشد!؟
 ومگر در ایران ، این وطن عزیزاسلامی ، به مالکیت و سرمایه احترام گذاشته نمی شود !؟ مگر تا بحال ارباب مذهب و سرمایه ای به جرم سرمایه دار بودن و استثمار کردن و دزد ی و اختلاس کردن و تحمیق وگول زدن مردم و سواستفاده از آنان و فتوای قتل و سنگسار دادن و.. آزار و اذیت و اعدام شده !؟ و مگر تا بحال  فعال سیاسی رادیکال آزادیخواه ودموکراسی طلب ، جمهوری خواه و  دموکرات ، لائیک  و سکولار، سوسیالیست ، کمونیست و آته ئیستی  ، فعال سندیکایی و تشکل یاب کارگری ، فعال دانشجویی و فعال زن برابری طلب و فعال حقوق بشری و روزنامه نگار رادیکالی توانسته افکار و اندیشه هایش را آزادانه بیان و تبلیغ کند وبازداشت نشود ، سالها به زندان نیفتد ،  شکنجه ، تبعید ، کشته ، مثله  ویا اعدام نشود ؟
بنا براین اگر با این افتخارات اسلامی ویا ناسیونالیستی ایرانی مخالفتی اصولی و اساسی ندارید و مشکل و دعوا سطحی و ظاهری است ،پس چرا از صفوف مجرمان (احمدی نژاد خارج را با زندانهای ایران اشتباه گرفته! )  و مخالفان نظام اسلامی یا اپوزوسیون خارج نمی شوید و به جمهوری اسلامی ایران نمی پیوندید ؟ که هم اسلام و ملیت ،هم دنیا و آخرت ، هم ثروت ومکنت را داشته باشید . چه خوب میشد  طیفی ، دسته ای ، گروهی و احزابی که واقعا با این پدیده های اسلامی و ملی که بر شمرده شد ، تضادی اساسی و عمیق ندارند با صداقت و بدون رو دربایستی صفوف اپوزوسیون را ترک میکردند و می رفتند بدنبال کارشان و خودشان و مردم ایران و جهان را سر کار نمی گذاشتند ! فقط کافیست بصورت ظاهری یا باطنی! قبول  و یا تحمل کنید که ایران یعنی اسلام ناب ، امام و انقلاب ! و قبول کنید که باید تحمل کنید و سالی چند بار برای  خرج کردن پول و ثروتی که از استثمار مردمی که شاید دم از آنها هم زده و میزنید ، وبرای خوشگذرانی در رستورانهای آنچنانی و کازینوها و کنار دریا و هتل ها و... به خارج و یا وطن دوم یا اول سفر کنید و در ایران هم برخی کمبود و نا رسائی های جزئی را تحمل کنید تا به مرور عادت شود ! بهر حال اگر مسئله و دغدغه تان وجود و بودن سرمایه داری و استثمارکردن و اسلامیت و ایرانیت و نژاد برتر است ، وآزادی و برابری نیست که بالاخره به وجهی تأمین شده و خواهد شد . مطمئن باشید ، چرا که پیامش را احمدی نژاد داده! 

3- و اما اگر مشکل و دعوای اساسی ، اصولی ، اعتقادی ، انسانی ، حقوقی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی با نظام اسلامی دارید و به این نتیجه رسیده اید که به هیچ وجه نباید امیدوار به رفرم و اصلاحات و تعدیل نظام باشید و اعتقاد راسخ دارید که رژیم و اسلام سیاسی حکومتی باید برود ونمی تواند جوابگو و اصلاح پذیرباشد ، اگر برایتان روشن است که رژیم به آزادی احزاب بهایی نمی دهد  وبا فعالین سیاسی با سرنیزه روبرو می شود ، اگر قبول دارید که ده ها هزار نفر انسان را به جرم دگر اندیش بودن به جوخه های مرگ فرستاده  و با دگر اندیش ر فتاری غیر از اعدام و قتل عام در دستور کار نداشته و ندارد ، اگر قبول دارید که تبعیض و نابرابری و بی حقوقی زن ، مردسالاری ، فقر ، فلاکت ، فاصله طبقاتی  ، اعتیاد ، دختران فراری ، فساد ، فحشا ، رشوه خواری ، اختلاس ، ظلم و ستم تا این رژیم اسلام سیاسی حاکم باشد ، نه تنها کم و ریشه کن نمی شود بلکه روز به روز بیشتر و بیشتر هم خواهد شد .
 احساس نمی کنید که وقتش شده و باید از دست آویز نظام برای ماندن که همانا اسلام و ملی گرائی است کمی فاصله بگیرید و با اسلام سیاسی و افکار ناسیونالیستی حاکمیت مبارزه کنید !؟ آیا هنوز پس از سه دهه فکر می کنید ، اسلام سیاسی چسبیده به ناسیونالیسم توان و ظرفیت انسان گرائی ، آزادیخواهی ، دموکراسی خواهی ، حقوق بشر خواهی ، احترام به زن و برابری با مرد ، آزادی و برابری و سوسیالیسم را دارد؟ گنجایش و ظرفیت ، آزادی اندیشه و بیان ، دگر اندیشی و سکولاریسم ، جدائی دین از دولت و سیاست و لائیک بودن را دارد ؟ آیا هنوز فکر می کنید امکان دارد از مذهب برای تحمیق مردم وا دامه حاکمیت اسلام سیاسی استفاده نشود ؟ مطمئن باشید اگرجایی برای اینها بود وجایی داشت احمدی نژاد به آنها هم اشاره می کرد !!
اگر واقعا مخالف جنگ و ویرانی و کشتار مردم بی گناه  در برابر قدرت طلبی و برنامه اتمی اسلام سیاسی و ناسیونالیسم فرا ملی موجود هستید . اگر اعتقاد دارید که رژیم با ایجاد جنگ بر سر قدرت اتمی و نفت توسط امریکا و فرانسه و دیگر متحدان اروپایی از بین نمی رود و منتظر وقوع این حمله و جنگ درکمین ننشسته اید ، اگر واقعا قبول دارید که جنگ به ضرر مردم است وتنها آنانند که سلاخی می شوند و وضعیت ایران صد برابر بدتر از عراق خواهد شد ،اگر مخالف اعدام ، شکنجه  و زندانی شدن فعالین کارگری ، دانشجوئی ، سیاسی وحقوق بشری هستید وبا حمله به زنان و دختران برای پوشش اجباری و ورود به زندگی خصوصی  افراد  مخالفید ، اگر قبول دارید که نظام اسلام سیاسی بر مبنای قرآن و احکام اسلامی  بنیاد شده و تعدیلی و آوانسی در این راه به مردم نخواهد داد ، وحکم حکم خداست ، اگر باور دارید که اسلام سیاسی ام القرای حکومت اسلامی و تروریسم شیعی است ! اگر باور دارید که احمدی نژاد و ولی فقیه و مصباح ها وپاسداران  بسیار پر زور تر از خودی های خاتمی چی هستند و دارند عین اسلام امام خمینی شان را پیاده می کنند ( به نوشته ها و سخنرانی های خمینی مراجعه کنید ) و... اگر جای درنگی نمی ماند  و سه دهه کافی است! و اگر پیروزی بر رژیم و براندازی و سرنگونی اش را در داخل واز مبارزات مردم میدانید ، پس به مردم داخل ایران عملا نشان دهیم . و در جهت حرکت و جنبش آنان که همانا برابری طلبی ، رفع تبعیض ، سکولاریسم و آزادی وعدالت است ، قدم برداریم .
 به حکومت فاشیست و دیکتاتور اسلام سیاسی ، بیش از این اجازه پیشروی حتی در قلب اروپا و آمریکا و اپوزوسیون  را ندهیم ! وبخصوص در آمریکا و در آستانه ورود احمدی نژاد به نیویورک که ویزایش نیز صادر شده و تقاضای مناظره با بوش مثل خودش جنگ طلب و مذهبی را کرده ، نشان دهیم که اپوزوسیون سیاسی و واقعی مخالف رژیم ،عده ای قلیل در کنار مجرمان نیستند !! و اگر واقعی هستیم نباید اجازه دهیم که رژیم خارج را هم فتح کند و دفتر و دستکش را بیاورد و فعالیت و تبلیغ و حکومت کند و خارج از ایران را هم به اسلام سیاسی  و احکام قرآنی و شرعیات و ترور اسلامی بکشاند!  باید به آمریکا و اتحادیه اروپا تفهیم شود که چاره مقابله با این رژیم جنگ نیست و اگر ریگی به کفش ندارید فقط با قطع رابطه اقتصادی و سیاسی و فرهنگی با رژیم و طرفداری از مردم ایران است که ایرانیان مخالف و جان به لب رسیده و تشنه آزادی وعدالت و سکولاریسم می توانند از وضعیت نابسامان و استبداد مذهبی کنونی رهائی یابند. مگر به بهانه جنگ با تروریسم اسلامی  و استبداد ، در افغانستان و عراق ، اسلام سیاسی و تروریسم نابود شد؟ نابود که نشد تا فلسطین ، لبنان ، عربستان ، پاکستان ، امریکا و اروپا هم گسترش پیدا کرد و دست رژیم اسلامی ایران را هم بازتر و نفوذش راهم بیشترکرد ! مگر رژیم ایران دست بالا در منطقه ، عراق ، فلسطین و لبنان ندارد ؟ حال اگر به ایران حمله نظامی شود ، احتمال جنگ جهانی و گسترش تروریسم در تمام منطقه و آمریکا و اروپا نمی رود ؟  رژِیم هم برای بقا و ماندن ، بدش نمی آید که به یک نعمت و برکت الهی دیگر دچار شود ! چرا که مردم ایران تاوانش ، کشته اش و اعدامش را باید بدهند ، گرسنگی و فقر و فلاکتش را باید بکشند و تحمل کنند ، نه قدرتمندان واربابان مذهب و سرمایه حاکم بر ایران !

4- و اما سخنی با رفقای چپ ، سوسیالیست و کمونیست های خلقی ، انقلابی ، کارگری ، رادیکال ، برانداز و سرنگونی طلب حزبی ، گروهی ، سازمانی ، فرقه ای و منفرد :
در اینجا با کمونیستهائی که پس از سالها مبارزه ، تلاش ، فعالیت ، زندان رفتن ، شکنجه شدن ، تبعید و آواره شدن ، به هر علت بریده اند ، خسته شده اند ، هیچ افقی ندارند ، نا امیدند وخود را کنار کشیده اند ،و یا بدنبال جبران مافات رفته اند ، می خواهند فقط زندگی کنند ویا کمی به خود و خانواده خود برسند و...کاری نیست . حق انتخاب دارند ، چه هنوز خود را کمونیست بدانند ، چه ندانند مورد احترامند . با کسانی که کمونیست نیستند ، اما در ظاهرخود را کمونیست جا میزنند و جلوه میدهند وهدفشان چیزی بجز ضربه زدن ، انگ زدن، تفرقه افکنی ، تضعیف ، دروغ پردازی، توهین ، حرمت شکنی ، فحاشی و خیانت به جنبش کارگری وکمونیسم وفعالین کمونیستی نیست ، در این مقال کاری نداریم ! با کمونیستهایی که براندازی و سرنگونی رژیم اسلامی را در دستور کار خود ندارند ! انتقاد از اسلام و مبارزه با خرافات مذهبی و اسلام سیاسی را بها نمی دهند و طرفدار سرمایه بومی و ملی اند ، کاری نیست .

و اما کمونیستهایی که فلسفه وجودیشان اساسا حول محور ، متشکل کردن  وسازمان دادن و اتحاد  و مبارزه طبقه کارگر با سرمایه داری است و از طرفی دفاع از جنبش های مترقی آزادیخواهانه وبرابری طلبانه و سکولاریستی مردمی ، زنان ، دانشجویان و... را هم وظیفه و در میدان پراتیک خود میدانند و اعتقاد ندارند که خود و حزب و سازمانشان می تواند بجای مردم و کارگران متشکل شوند ومستقلا برای آنان و در غیابشان انقلاب و قیام کنند( که نه شده و نه می شود!) ویا توقع و طلب انقلاب کارگری کردن از کارگرانی را که سازماندهی وآگاه و متشکل شان نکرده اند را نیز ندارند !(که نه می شود و نه خواهد شد!) چه کرده و چه می کنند و چه باید بکنند؟
 
 چرا انسانهای با شرف و متعهد وبا صداقت و انقلابی و کمونیستی که واقعا برای مردم و کارگران و زحمتکشان  دل سوزانده اند و میسوزانند ، فعالیت کرده اند و می کنند ،و بدنبال براندازی و سرنگونی نظام اسلام سیاسی موجود و آزادی و نان و مسکن و کار وعدالت ورفع تبعیض ورفاه و برابری وسکولاریسم و  سوسیالیسم و  برچیدن استثمارسرمایه ومالکیت خصوصی بر ابزار تولید ولغو کار مزدی وبرقراری حکومت کارگری و کمونیسم بوده و هستند، عمر و جوانی شان را در این راه گذاشته اند ، طعم زندان و شکنجه و تبعید و فرار وبی خانمانی و... را کشیده اند  و می کشند ، بسیاری از دوستان و رفقا و عزیزانشان را از دست داده اند ، حد اقل پس از این سه دهه متأسفانه به هیچ ثمر و نتیجه ای نرسیده اند ؟؟ چرا از این همه فعالیت و کار و تبلیغ و مبارزه و اعدام شدن  کمونیستها  در این سه دهه ، دستاوردی مهم ، توده ای و فراگیر حاصل نشده است ؟ چرا دراین راه سخت و مهم یعنی تشکلات و سازمانهای کارگری و انقلابی در کارخانه ها و صنایع بزرگ و معادن و ذوب آهن و نساجی ها و...شهرک ها و محله ها ی کارگری و شهرها ی ایران و میان کارگران  دست آوردی ، موفقیت بزرگی وجائی نداریم !؟

آیا دلیل عمده اش علاوه بر حکومت و جو سانسور و اختناق و زور و سرنیزه و شکنجه و اعدام که البته بسیار مهم است ، ضعف کمونیستها و کم کاری در متشکل کردن و سازمان دادن کارگران و مردم نبوده است!؟ آیا حق داریم گناهش را به گردن مردم و کارگران بیندازیم که چرا سازماندهی و متشکل نشده اید !؟ بله با همه کارها و فعالیتها وجانفشانی ها ضعف از کمونیستها بوده که نتوانسته اند این وظیفه اصلی و محوری شان را به انجام برسانند ، به همین سادگی ! نمی شود سالها شعار داد کارگران جهان متحد شوید ، متشکل شوید و آنها بشوند ! این کمونیستها ورفقای پیشروی کارگری و فعالین کارگری آگاه و مبارز وکمونیست هستند که این وظیفه را دارند که با آموزش ، نفوذ ، تبلیغ ، ارائه راه و سبک کار و ارتباط  با طبقه کارگردر محیط کار و زندگی وایجاد هماهنگی بین آنان واحزاب و سازمانها وکمیته ها و... باید این امر حیاتی را سامان میدادند و راه می انداختند ! که ندادند و نینداختند ! چرا که باید اول یک حزب قوی و توده ای با کادرها و اعضای کمونیست و کارگر و پیشروان کارگری باشد ، سازمان و حزبی باشد که امرش این باشد و چرا نیست؟ و اگر هست و بوده، نتیجه اش و نمودش کو و کجاست؟ چرا آن عملکرد مورد انتظار را نداشته و انجام نداده؟ اگر حزب و سازمانی خود را در این راه میداند و ادعایی دارد ، با فریاد زدن ودیگران را کوبیدن وتبلیغ و من من کردن و ما، ما کردن ثابتش نکند ، عملکرد و بروزش و نتیجه کارش بر روی مردم و کارگران وتشکلاتشان بهترین تبلیغ است !

واما آسانتر و ساده تر از امر مهم فوق چیست ؟ این است که کمونیستها به  هم بند کنند و گناه و تقصیر و کم کاری و بی کاری و اشتباه کاری را به گردن دیگران بیندازند ! و یا فقط بحث تئوریک باشد و نقد و...آیا احتیاج نیست کمی تأمل کنیم که نتیجه سه دهه بحث و نقد و راه کار و سبک کار و شیوه وخواندن و مطالعه و نوشتن و در کوه و کمر و کارخانه و کارگاه بودن و ...چرا بجز مختصر کاری که در داخل ودانشگاه و کردستان شده ، اساسا نتیجه و تحولی را بروز نداده ؟آیا سه دهه دیگرهم باید بحث و نقد کرد ؟ بلاخره باید با جنبش رادیکال و آزادیخواهی و سکولاریستی  ودموکراسی خواهی و برابری طلبی و روشنفکری و دانشجویی و کارگری و کارمندی و روزنامه نگاری و معلمی و برابری طلبی زنان  در داخل و خارج ، بصورت جبهه ای و منشوری و کار مشترکی  رو به رژیم شروع به تبلیغ و کار و فعالیت کرد یا نه ؟
 هنوز باید فقط نشست و بحث و نقد کرد و تز داد و از پشت کامپیوتر و ادبیات خودی تکان  نخورد ؟ ایا به این نرسیده ایم که خوب بودن و انسان بودن و ظلم و استثمار نکردن و شرافتمندانه زندگی کردن و نان به نرخ روز نخوردن  و خلاف جریان شنا کردن اگر فردی و انفرادی و فرقه ای و قبیله ای باشد ، اثر گذار در جامعه وطبقه نخواهد بود واز نظر اساس و محور کار کمونیستی یا تشکل کارگران ، راه به جایی نخواهد برد ؟ از نوشتن و نقد یک دیگر و گیر دادن به هم و متهم کردن یک دیگر نباید پس از سی سال خسته شده باشیم ؟ به این نتیجه نرسیده ایم که با پیام اینترنتی و ماهواره ای نمیتوان نسخه پیچید واز دور انقلاب کرد؟ آیا به این نتیجه رسیده ایم و راهش را یافته ایم که چگونه میتوانیم در ذهن و قلوب وتوجه و عملکرد مردم و کارگرانی که خود را در راه آنان می دانیم و برای آنان کار کرده و می کنیم نزدیک تر و عینی تر وملموس تر باشیم! ؟

به مقالات و نوشته ها و راهکارهایی که در مورد پراکندگی وانشقاق و نبود اتحاد و همبستگی بین کمونیستها ویا مواضع و موضوعات  مطرح ، نوشته شده  و به نقدهای پس از آن از طرف بقیه ، مراجعه کنید : جنگ تئوریکی ، تبلیغات فرقه ای ، شعارو منم و پزهای سیاسی ، تز های فرا مارکسی و لنینی ، انواع توهین و افترا و برچسب و اتهام موج میزند . هر گروه و سازمان و حزبی خود را محور و پایه اتحاد تشکیل نشده میخواند! منشاء هر حرکت مثبت و مبارزاتی کارگران در داخل را ، به فرقه خود منتسب می کند ، خود را و فرقه خود را وارث کتاب و مذهب ! و سنت مارکس و لنین و شیعه! آنان  میداند، خود را نماینده واقعی کارگران میداند ، و دوست دارد بقیه زیر پرجم اوگرد آیند و متحد شوند، یا چند تائی دارند با خود محوری ها با هم متحد میشوند و یا چند تائی که متحد بودند دارند منشعب میشوند. ائتلاف ، جبهه ، بلوک ،همبستگی ، و اتحاد چپ ، چپ کمونیستی ،خلقی ، چپ کارگری ، کمونیسم انقلابی و کارگری ، همه تابو است ، چرا که بلاخره جناحی و کسی روی هرواژه انگشت می گذارد که نقدش کند و پشت پرده اش را و راست یا رویزیون ویا مرتد یا سنتی بودنش را ، به بقیه نشان دهد تا خود را و مجموعه اش را از ردیف دیگران جدا و ممتاز کند . همه ملا لغتی شده ایم ! اینها معضل چندین دهه است که هنوز ادامه دارد .

سه دهه از سن رژیم اسلامی حاکم گذشته و ما هنوز اندر خم یک یا چند کوچه ایم و حیران داریم درجا میزنیم و شعار میدهیم و رژیم را دورا دور محکوم میکنیم و به زیر میکشیم وتنها معضلمان یعنی ، نوع و چگونگی حکومت آینده را روشن و ترسیم می کنیم ! دور خودمان میچرخیم و سرگرم خودیم یا برای تبرئه خود یقه دیگران را می گیریم و آنها نیز با ما چنین می کنند .

 بلاخره تعریف و درک مسلط و زبان واحد و مشخص و حقیقی از مارکس و لنین ومارکسیسم و مبارزه و سبک و روش و پراتیک و تئوری و سوسیالیسم و کمونیسم و دولت و شورا وحزب و انقلاب و ..... چه زمان و وسیله چه کسانی باید روشن و تمام شود؟؟  پس کی باید بطور جدی و عینی به درون ایران وبه جنبش کارگران ، به صنعت نفت و ذوب آهن وماشین سازیها و نساجی ها و... رفت و جای خالی را در کنار بقیه پر کرد ؟ کی باید طبقه کارگر منسجم و یک پارچه و بصورت واقعا یک طبقه همبسته و متحد در سراسر ایران  ، خود و قدرت اتحاد و اعتصاب ومبارزه اش را به نمایش بگذارد؟


 در نوشته ای از قبل اشاره شده بود که : وقتی کارگران ایران، هنوز ازحداقل های حقوق و دستآوردهای مبارزاتی اولیه کارگران وسازمان ها و احزابشان برخوردار نیستند ، سازمانها ، احزاب و تشکلات مستقل و علنی خود را ندارند ،از مجمع عمومی واقعی بی بهره اند ،حق اعتصاب و راهپیمایی و هیچگونه اعتراضی ندارند،ساعات کارشان طولانی است ، اکثر قراردادهای کارشان موقت و غیر رسمی است ، به بهانه های مختلف تهدید ، بازداشت ، دستگیر، محاکمه ، اخراج ، تبعید و زندان میشوند ، بیکاری فراگیراست و بیمه بیکاری وجود ندارد ، گارگران کارگاههای زیر ده نفر هیچگونه حقوقی ندارند ، و...  ما باید به جان هم بیفتیم ، بهم توهین کنیم ، افترا و راست و دروغ بگوئیم و تف سربالا بیندازیم و وضع را بدتر کنیم!؟

 وقتی سردمداران فاشیست و تروریست جهل و سرمایه، بی شرمانه ، چهره عریان  فقر و تنگدستی ، بی عدالتی و تبعیض ، تفاوت فاحش در آمدها و فاصله شدید طبقاتی و نیروهای مزدور و سرکوبگر وچماقدار را به نمایش گذاشته اند ، تا مردم فعالانه ، فقط و فقط بدنبال نان باشند و گرفتار، تا به سیاست ، قدرت و اینهمه منابع ثروت ، معادن ، پول نفت و بانکهای سوئیس و آقازاده ها ، کمک به فرقه های اسلامی سراسر دنیا ، هزینه های هنگفت ساخت سلاح و موشک و بمب اتمی  و اینکه چرا آزادی و برابری وجود ندارد ، چرا اختناق و سانسور و شکنجه و زندانی سیاسی و اعدام وجود دارد و... فکر نکنند ، آگاه نشوند ، آگاه نکنند ، دست به افشاگری و اعتراض و مبارزه و اقدام و عمل و انقلاب وبراندازی نزنند ، تا به سرمایه جهانی بفهمانند که اسلام سیاسی همگام و بهتر از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و سازمان  تجارت جهانی میتواند جامعه را خفه کند وبه فقر و زیرخط فقر بکشاند، تا در باشگاه جهانی سرمایه و تجارت  بازار آزاد نمره خوبی بیاورند و قبول شوند ! تا بتوانند درحکومت و قدرت و ثروت بمانند. تا وکلاای مجلس و وزرا ، مدیران سطح بالا و کلیدی ، آخوندزاده ها ، نورچشمی ها ، رانت خواران،اختلاس کننده ها ، سرمایه داران داخل و خارج ، برج سازان ، دلالان ، محتکران ، ملاکان و زمینخواران ، حاجی بازاریهای سنتی و مدرن شرکتی و... آزادانه ، طبقه کارگر و زحمتکشان را استثمار کنند ، سرمایه و ثروت جامعه را بچابند و بدزدند و بخورندو ببرند !و ما باید به جان هم بیفتیم و فقط از عهده نقد و فحاشی و کوبیدن یکدیگر برآئیم ؟

نباید پس ازگذشت سه دهه ،از یک جریان قوی و واقعی واثر گذار انقلابی و کمونیستی در سطح ایران خبری باشد؟ گویا این وضع باید تا زمان مهدی موعود ادامه یابد . گویا ما همه از منتظران ظهور آقا امام زمان !  هستیم و خود خبر نداریم ؟؟ ونکند که به قول احمدی نژاد  ما تنها عده قلیلی از مخالفان نظام جمهوری اسلامی در میان ایرانیان خارج از کشور هستیم وبس!!
در پایان متذکر میشود که نگارنده در حدی نیست که قصد توهین به شخص و گروه و دسته و سازمان و حزبی  را داشته باشد ، تنها احساس وظیفه ای  نسبت به اپوزوسیون ، بخصوص چپ بود .

                                                                 19 september 2007      منوچهر اسدبیگی

 


 

 

 
 

مقالات قبلی منوچهر اسدبیگی

  • « گفتگو م. ساقی با منوچهر اسدبیگی کوشنده ی سیاسی در سوئد»
  • لایحه جدید اسلامی و مجازات مرگ برای مرتد !
  • دوره هایی برای تربیت امام و آخوند درسوئد!
  • برای16 فوریه به دانشجویان ومردم ایران پاسخ مثبت می دهیم !؟
  • باز هم دستگیری، زندان و شکنجه دانشجویان و اعتیاد ما !
  • هزاران درود بر دانشجویان چپ زندانی و خانواده هایشان
  • حمایت از دانشجویان چپ آزاد یخواه و برابری طلب ، فریاد درد مشترک است !
  • حمایت از دانشجویان چپ آزاد یخواه و برابری طلب ، فریاد درد مشترک است !
  • وحشت حاکمان اسلام سیاسی و سرمایه از دانشجویان چپ گرا!
  • آیا ایرانیان خارج از کشوردلبسته نظام ، امام و رهبری اند!!
  • اطلاعیه حکومتگران اسلامی برای اهداف از پیش تعیین شده
  • گند عالم گیرضدیت اسلام سیاسی با آزادی بیان
  • خمینی :خداهم کارگره
  • اسلام چیست؟ مسلمان کیست
  • بحران رژیم - ربودن اسانلو
  • پناهجوی صفر کیلومتر!

Copyright © 2005 iran-telegraf.com