صفحه اصلی حزب حکمتیست سایت منصور حکمت سایت کورش مدرسی تلویزیون پرتو تماس با ما سایتهای دیگر EC??I ???? O??? EC I? ?U? ???E? ?C? ?E???   

 

 

 

 

 

 

 

 

شکست خوردگان سیاسی

September 13, 2007  07:43 PM

 

رحمان حسین زاده

شکست خوردگان سیاسی
(در جواب پروپاگاند هر دو جناح سازمان زحمتکشان علیه حزب حکمتیست)
رحمان حسین زاده

در تاریخ 3-9-2007 یکی از جناحهای درون سازمان زحمتکشان که به نام "جریان رفرم " خود را  معرفی کرده است،  اطلاعیه ای هیستریک به زبان کردی، علیه فعالیتهای موثر ومستمر حکمتیستها و آگاهگریهای ما در مورد ماهیت باند زحمتکشان منتشر نموده است. همزمان یک عضو مرکزیت جناح مهتدی با تکرار همان تبلیغات ناراحتی خود را از فعالیتهای ما نشان داده است. عکس العمل هر دو جناح درون سازمان زحمتکشان نشاگر این واقعیت است،  که فعالیتها و تبلیغات ما و افشای سیاست و پراتیک و روشهای این جریان از جانب ما موثر بوده است. شخصا به این شکست خوردگان سیاسی حق میدهم، این چنین هیستریک در مورد ما اظهار نظر کنند. چون آنها حقیقتا خوب میدانند، که جریان ما و مشخصا حکمتیستها مانع مهمی در مقابل  شکل گرفتن پروژه به اصطلاح "بازسازی به اسم کومه له"و نقش مهمی در معرفی محتوای سیاه سیاست و تاکتیک و روش آنها در میان مردم کردستان داشتیم.  من به آنها حق میدهم به این شیوه در مورد ما صحبت کنند، چون ما کمونیستها و حکمتیستها در طول 7 سال عمر سازمان زحمتکشان نقش مهمی در برهم زدن خواب و خیالات ارتجاعی مهتدی- ایلخانی زاده ایفا کردیم. در 7 سال عمر سازمان زحمتکشان ما بر حقایقی  تاکید کردیم که اکنون صحت آنها به روشنی خود را نشان داده و موقعیت کنونی که این جریان در آن گرفتار آمده است، تایید سیاست ما درمورد ماهیت جریان آنها بوده است. در پایین محورهای مهم این حقایق را دوباره مرورمیکنم:

1- قبل از جدایی سازمان زحمتکشان در سال 2000 میلادی ، زمانی که هنوز عبدالله مهتدی و عمر ایلخانی زاده در رهبری کومه له سیاست دست راستی ناسیونالیستی و قوم پرستانه و جهت گیری به طرف فدرالیسم و همزمان سیاست بندو بست با جمهوری اسلامی و "دیالوگ " با خاتمی و جمهوری اسلامی را در مقابل کومه له قرار داده و میخواستند کل کومه له را به مسیری هدایت کنند، که بعدا سازمان زحمتکشان را بر آن بنا کردند، ما این سیاستهای ناسیونالیستی و ارتجاعی  را افشا کردیم. نقش مهمی در ناکام کردن سیاستهایشان در درون کومه له ایفا کردیم. به نظر من اگر همان وقت رهبری کنونی کومه له سیاست و روش دست درگردنی وسازش با خط مشی مهتدی ، ایلخانی زاده را نمیداشت، اینها بسیار ضعیف تر و شکست خورده تر مجبور به ترک صفوف کومه له میشدند.
 
در جریان توطئه و کودتای سال 2000 که مهتدی- ایلخانی زاده با فشار  "جعبه سیاه" و قلدری علیه کومه له سازمانش دادند و میخواستند با مصادره نام کومه له برای اهداف ضد انسانی وناسیونالیستی اعتبار بخرند و خاک در چشم مردم بپاشند، هر انسان مطلع و منصف میداند ،  که جریان کمونیسم کارگری و ما حکمتیستها نقش موثری داشتیم،  که نگذاریم این باند طبق نقشه و طرح هدفمند خود از اسم سازمانی که با چپ و آزادیخواهی در جامعه کردستان تداعی میشد، به عنوان وسیله ای برای اشاعه ارتجاع و ناسیونالیسم و قوم پرستی و اهداف فدرالیستی استفاده کنند. به علاوه امروز چه فرد و جریان با انصافی هست که تصدیق نکند که ما اولین نیروی سیاسی قاطع بودیم که روشهای گانگستری و فالانژیستی آنها را افشا کردیم. در شرایطی این کار را کردیم که متاسفانه بیشتر اپوزیسیون سیاسی ایران و جریانات چپ ساه لوحانه میخواستند به اسم "چپ و کومه له" به جامعه معرفیشان کنند. حتی رهبری کنونی کومه له بنا به سیاست محافظه کارانه و فصل مشترکهای سیاسیش ، میگفتند "اسم مهم نیست" و از اینکه مانع شوند که این جریان به اسم کومه له خود را تثبیت کند، کوتاه آمده بودند. ما با پافشاری بر فاکتورهای واقعی ، پیگیرانه اعلام کردیم که آنها نه تنها کومه له و چپ نیستند، بلکه یک باند قوم پرست مسلحند که میتوانند مزاحم  مبارزات آزادیخواهانه و چپ  و در مقابل منافع مردم کردستان باشند. خوشبختانه فعالیتهای آگاهگرانه ما به سهم خود تاثیر گذاشت و نتوانستند در صفوف جنبش چپ و آزادیخواهانه در کردستان با اسم  کومه له جابیفتند. طرح ربودن اسم کومه له نتوانست به هدفش برسد و بیشتر با عنوان " سازمان زحمتکشان" معرفی شدند.
 
2- از ابتدای شکل گیریشان اعلام کردیم، این جریان، سیاسی نیست و یک  گروه ناسالم است. گفتیم پتانسیل و آمادگی این را دارند ، که در راستای منافع ارتجاعیشان با هر پروژه ضد انسانی و بویژه با سناریوی سیاه مورد نظر آمریکا در منطقه  و در ایران خود را منطبق کنند. همین کار را کردند. اینها به امید اینکه با کمک ارتش آمریکا و پنتاگون به کردستان ایران برگردند و  با خیال واهی اجرای فدرالیسمشان، از همه بیشتر در بارگاه ارتش آمریکا کرنش کردند. سردسته اینها مهتدی قبل از همه جریانات ارتجاعی، از جنگ آمریکا در عراق اظهار خوشحالی کرد. به واشنگتن سفر کرد تا آمادگی خدمت زیر پرچم پنتاگون را اعلام کند. بیش از همه چشم انتظار "بمب و لشکر نجات بخش" آمریکا علیه ایران بودند. د ر این راستا نیروی مسلح خود را آماده کردند و با این وعده منتظرشان نگه داشتند که همراه سربازان آمریکایی به کردستان ایران برمیگردند. با شکست آمریکا در عراق، همه آرزوها و امیدهایشان بر باد رفت. اکنون خود آنها و یا بخشی از آنها معترفند اشتباه کردند که عبدالله مهتدی سرنوشتشان را به آمریکا گره زد،  که پوچ از آب در آمده است. یک عامل مهم عمیق شدن کشمکشهای کنونیشان، شکست آنها در این زمینه و ناکام ماندن استراتژی و سیاست آویزان شدن به طرحهای سیاه آمریکا در منطقه بود. واقعیتی که به روشنی ما مردم را از آن مطلع ساختیم.
 
3- شکست پروژه 7 ساله ایجاد یک گروه فالانژ ناسیونالیست در بطن معضلات عمومی تر ناسیونالیسم کرد در منطقه به روشنی اتفاق افتاده است. سران این جریان با این امید  و شتاب زده سازمان زحمتکشان را به هر قیمت سرهم بندی کردند، تا به خیال خود خلاء رهبری در جنبش ناسیونالیستی در کردستان ایران را پر کنند. به میدان آمدن آنها همچون ناسیونالیسم افراطی و قوم پرست، برافراشتن پلاتفرم فدرالیسم، منطبق شدن با سیاستهای آمریکا، قرار بود به این تصویر کمک کند، که آنها اولین جریان ناسیونالیستی در کردستان ایران خواهند بود که معادلات منطبق با نیازهای ناسیونالیسم و همراهی با آمریکا را می فهمند و در این راستا آمادگی ایفای نقش را دارند. اما فرصت طلبی و کوته بینی  مهتدی ، ایلخانی امکان دیدن  دو فاکتور اساسی در فضای سیاست کردستان ایران را از آنها گرفت. اول اینکه تحت نام اسمی که در یک دوره طولانی با چپ و آزادیخواهی تداعی شده بود ، نمیشد، مبلغ موفق تعصب ناسیونالیستی و فدرالیسم قومی و یا به سبک دیگر ناسیونالیستها یک روز بند و بست با جمهوری اسلامی و دیالوگ با خاتمی و روز بعد با آمریکا و هر جریان ارتجاعی را به آسانی به پیش برد. این فرصت طلبان متوجه نبودند که چپ و کمونیسم در کردستان و جریان ما پیشاپیش رادیکالیسم جامعه اجازه این شعبده بازی را به آنها نمیدهد. آنها نقش کمونیسم و رادیکالیسم را در کردستان در راستای خنثی کردن اهداف و سیاستهای ارتجاعیشان دست کم گرفتند. فعالیت  مستمرما علیه این جریان سیاه ، انعکاسی از قدرتمندی  حرکت کمونیستی جامعه کردستان است، که ما آن را نمایندگی کرده و منعکس  میکنیم. این واقعیت اولین مانع و مشکل آنها در مقابل پیشبرد پروژه شان بود. دوما این را هم متوجه نبودند ، که جنبش کردایه تی با وجود مشکلات عمیق خود دارای حزب و جریانات با سابقه و صاحب تجربه تری برای پر کردن خلاء رهبری و رفع احتمالی نقصان جنبش خویش است. سران این جریان ساده لوحانه با احساس ضعف رهبری حزب دمکرات ، میخواستند با الگو برداری از ناسیونالیسم افراطی همچون پ.ک.ک این خلاء را پرکنند. از این غافل ماندند که مشکلات ناسیونالیسم کرد، از فاکتورهای پایه ای تر و مزمن تری رنج میبرد، که به آسانی قابل حل  نیست و تازه اگر راهی جهت فایق آمدن ناسیونالیسم بر مشکلاتش وجود داشته باشد، جنبش کردایه تی به کاندیداهای مناسبتری دل می بندد. از جمله هنوز حزب دمکرات که کماکان در صحنه جنبش کردایه تی موثرتر از آنها حضور داشت، شانس بیشتری برای سروسامان دادن صفوف ناسیونالیسم دارد. هر چند سردرگمی سیاسی ناسیونالیسم خود حزب دمکرات را به گرداب این سردرگمی و دو تکه شدن سوق داد. از طرف دیگر الگو برداری آنها از افراطی گری نوع  پ.ک.ک هم بی فایده بود. چون متوجه نیستند ناسیونالیسم افراطی قومی، فرهنگی  نوع پ.ک.ک و سنتها وروشهای آن نسبت به استانداردها و توقعات سیاسی و اجتماعی جامعه کردستان ایران بسیار عقب مانده و بیگانه است و نمیتواند جا پای محکمی در جامعه داشته باشد. تازه در کردستان ایران پ.ک.ک آلترناتیو خود را در مقابل دیگر احزاب ناسیونالیست قرار داده است. این فاکتورها هم هر یک به نوبه خود در تسریع شکست پروژه سازمان زحمتکشان  موثر افتادند.

4- واضح است که مهتدی، ایلخانی زاده یک بار دیگر شکست خورده اند. تبلیغات هیستریک جریان آنها از همین شکست مایه گرفته است. تعجب اینجا است اینها و جناح "رفرمشان" در پروپاگاندشان از رعایت "مرز اخلاق و سیاست " و رعایت نکردن این مرز توسط ما سخن گفته اند!!. دو جناح جریانی از رعایت اخلاق وسیاست دم میزنند، که همه جریانات و انسانهای مطلع این روزها سیاست و کردار آنها را در مقابل همدیگر دیده اند. هر دو طرف در صدها صفحه و در سایتهای انترنتی و به شیوه های دیگر از توطئه گری طرفین در مقابل هم صحبت کرده اند. سران این دو جناح نیروی مسلحشان را در حال آماده باش نظامی در مقابل هم قرار داده اند. بنا به درخواست دو طرف و به گفته خودشان نیروی سوم (منظور اتحادیه میهنی است) خلع سلاحشان کرده و پلیس سلیمانیه امنیت اردوگاه و اماکنشان را تامین کرده است. در نتیجه درگیری فیزیکی،  افرادی از هر دو طرف روانه زندان پلیس سلیمانیه  شدند.دردرون یک سازمان دزدی و سرقت اموال همدیگر باب شده است. سرقت  اموال استودیوی مرکزیشان را به همدیگر نسبت میدهند و به دست خود تلویزیونشان را از کار می اندازند. بنا به ادعای دو طرف طومارهای دروغین و با امضای جعلی را علیه همدیگر منتشر میکنند. اینها گوشه ای از کارنامه ایست که خود آنها در همین دو سه هفته و در جریان کشمکشهای درونی به آن اعتراف کرده اند.  همین اتفاقات اثبات این حقیقت است که ما در 7 سال گذشته مداوما برآن پافشاری میکردیم و میگفتیم که این جریان ، سازمان سیاسی نیست و یک گروه دست ساز ارتجاعی مسلح و فالانژ ضد مردم است. گروهی توطئه گر که تنها در شرایط سناریوی سیاه میتواند مانع مبارزات جامعه و مردم آزادیخواه باشد. اعمال اخیر آنها در مقابل هم تاکیدی بر صحت پیش بینی های ما در مورد ماهیت این جریان است . در نتیجه سران این دو جناح و در راس آنها مهتدی و ایلخانی کسانی نیستند که درس "اخلاق و سیاست" را به دیگران بدهند و سالها است که اینها همه مرزهای رعایت  اخلاق و سیاست را  پشت سر نهاده اند.  جریانی که در کشمکشهای درونی و در وجب زمینی که در یک اردوگاه نظامی در کردستان عراق در اختیار دارد، اینچنین به جان هم افتاده و در آستانه راه اندازی حمام خون هستند، تصور کنید که اگر روزی تنها یک روستا را در کردستان ایران در کنترل داشته باشند، رفتار آنها با مردم چگونه خواهد بود؟

امروز با مروری کوتاه بر سیاستها و اعمال این جریان و نگاهی به کشمکشهای درونی آنها هر انسان  منصف  میتواند قضاوت کند و به ما حق بدهد که فعالیتهای پیگیر ما علیه این جریان و  معرفی ماهیت آنها  بسیار واقعی و متکی به حقیقت بود. من به سهم خود از فعالیتهای آگاهگرانه و مسئولانه  همه رفقایمان در کشمکش با این جریان قدردانی میکنم . از فعالیت هر جریان و هر انسان آزادیخواهی که در تضعیف این باند مسلح ناسالم نقش ایفا کردند، قدردانی میکنم.

5- وظیفه ما و وظیفه هر جریان و فرد آزادیخواه و چپ است که یکبار دیگر خطاب به صفوف سازمان زحمتکشان ،  به ویژه در شهرها، در بخش نظامی، و در خارج کشورصمیمانه به آنها اعلام کند، در این شرایط پیش آمده، جا دارد با دقت و احساس مسئولیت در مورد سیاستهای تاکنونی و عاقبت این سازمان فکر بکنند. اگر کسانی با توهم "کومه له بودن و چپ بودن و سازمان سیاسی بودن"بنا درست سر از این سازمان در آورده اند، اکنون نباید ابهامی در مورد ماهیت ارتجاعی و قوم پرستانه و شکست استراتژی و سیاستها ی و روشهای گانگستری آنها باقی مانده باشد .پراتیک و سیاست آنها در همین یکسال و حتی در کشمکشهای درونی باید نشان داده باشد که این جریان چیزی جز ابزاری در دست مهتدی، ایلخانی زاده برای پیشبرد اهداف ناسیونالیستی و قوم پرستی و حفظ موقعیت شخصی شان نیست. اکنون که در مقابل هم قرار گرفته اند، میخواهند با درگیری نظامی تعدادی انسان زحمتکش و شریف را که نقشی در ایجاد این رویدادها ندارند، قربانی اهداف ارتجاعی خود کنند. وقت آن است که صفوف این جریان انتخاب سیاسی درستی بکنند و برای همیشه صفوف این باند را ترک کنند. اهداف و سیاست و روشهای سران این دو جناح و در راس آنها مهتدی، ایلخانی زاده ارتجاعی و ضد انسانی است. اسم گذاری چون جریان " رفرم و خط عمومی و یا چپ و راست" بر اینها فریبکارانه است. جا دارد صفوف این جریان بیش از این فریب شعارهای فریبکارانه مهتدی، ایلخانی را نخورند.بیش از این در شکست و ناکامی مهتدی، ایلخانی خود را شریک نکنند.

ایلخانی زاده و مهتدی اولین بار نیست که شکست را تجربه میکنند، تاریخ فعالیت 20 سال اخیر آنها پر از شکست و سردرگمی و ناکامی است. اینها تنها با پناه بردن به جنبش ناسیونالیستی کرد که این ظرفیت را دارد ، شکست خوردگان زیادی هنوز به نام" سیاستمدار" در صفوف آن پرسه بزنند، و با اتکا به امکانات مادی و پول یک باند مسلح قومی  را سرهم بندی کرده و ادعای سیاست داشته باشند. میخواهند خود را حفظ کنند. انسان آگاه ومسئول در مقابل جامعه بیش ار این نمیتواند سرنوشت خود را به این شکست خوردگان گره بزند. در کشوری با درجه ای از موازین متمدن و در حزبی که معیارهای سیاسی و حزبی حاکم  باشد و نه روشهای قبیله ای و عشیره ای، امثال ایلخانی زاده، مهتدی به عنوان مسئول شکستهایشان کناره گیری میکنند و یا کنار زده میشوند.
 
در خاتمه از همه کسانی که با تصورمبارزه علیه جمهوری اسلامی ، برای آزادی و عدالت و حق طلبی و برای پایان دادن به هر نوع ستمی و از جمله ستم ملی در کردستان بنادرست حول سازمان زحمتکشان گرد آمده اند، میخواهم که صفوف این سازمان وصفوف ناسیونالیسم کرد را ترک کنند. آنچه در سازمان زحمتکشان اتفاق افتاده است ، شمه ای از سیاستها و روشها و تجربه های شناخته شده عقب مانده ناسیونالیسم کرد است. ضدیت افق و استراتژی و روشها و سنتها ی ناسیونالیسم با منافع مردم بارها و بارها خود را به نمایش گذاشته که مینیاتوری از آن در سازمان زحمتکشان تکرار شده است.صف ناسیونالیسم و صف یک جریان ارتجاعی چون سازمان زحمتکشان ، صف انسان آگاه ومسئول در قبال جامعه نیست.  اکنون زمان انتخاب  خط مشی سیاسی و سازمانی رادیکال ومتعهد به مردم است. حزب حکمتیست و تشکیلات کردستان آن متشکل از صف وسیعی از شخصیتها و کادرهای  کمونیست 30 سال مبارزه رادیکال جامعه کردستان ، متشکل از صف گسترده ای از فعالین و مبارزین انقلابی در شهر و روستاهای کردستان ، با سازمان حزبی و با سازماندهی گارد آزادی آمادگی متشکل کردن هرانسان آزادیخواه را در کردستان دارد.

 
13-9-2007
  

 


 

 

 
 

مقالات قبلی رحمان حسین زاده

  • موقعیت امروز و آینده کومه له
  • مجمع کادرها و فعالیتهای حزب در خارج کشور
  • موج دوم تعرض علیه دانشجویان را میتوان پس زد
  • مردم و جمهوری اسلامی در هفته ای که گذشت
  • مسئله ملی و مشخصه انترناسیونالیستی برنامه دنیای بهتر
  • هفته اعتراضات
  • موقعیت امروز و آینده کومه له
  • آتش زیر خاکستر
  • کومه له و منجلاب پلیسی علیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب
  • ناسیونالیسم ننگ بشریت است (در حاشیه روز "جشن" اسرائیل، روز "نکبت" اعراب)
  • صف آرایی کارگران و جمهوری اسلامی در اول مه
  • فاجعه در برمه: انسان اسیرنظم وارونه
  • در هفته حکمت چه باید کرد؟
  • ادعا نامه اول مه امسال : علیه فقر و گرانی، علیه سرمایه
  • درس پایه ای اول مه
  • مولفه جدید اوضاع سیاسی (سخنرانی در پلنوم دهم حزب حکمتیست )
  • تحریم سوم ایران: اهرمی برای تعرض به مردم
  • نیروی امید (فشرده ای از سخنرانی در کنگره چهارم حزب کمونیست کارگری عراق)
  • جمهورى مهاباد به مردم زحمتکش در کردستان تعلق ندارد
  • قطعنامه تحریم علیه ایران: برزخ بحران هسته ای

Copyright © 2005 iran-telegraf.com