صف سازمان زحمتکشان را ترک کنید
August 29, 2007
08:24 PM
سیاست باز سناریوی سیاه
......
رحمان حسین زاده
صف سازمان زحمتکشان را ترک کنید
رحمان حسین زاده
سازمان زحمتکشان در آستانه از هم گسیختگی و انشعاب قرار گرفته است. اتفاقات درونی روزهای اخیر به روشنی افشاگر ماهیت توطئه گرانه این جریان است. طبق اخبار اعلام شده امکان درگیری نظامی در اردوگاه مرکزیشان در کردستان عراق هر لحظه محتمل است. در نتیجه درگیری فیزیکی و کشمکشها ی تاکنونی تعدادی از افراد مسلح آنها از هر دو جناح در زندان پلیس شهر سلیمانیه بسرمیبرند. پلیس سلیمانیه برای جلوگیری از درگیری نظامی در اردوگاه مرکزی آنها مستقر شده است. تمامی امکانات استودیوی مرکز تلویزیون آنها دراروپا و در شهر استکهلم دزدیده شده و طرفین همدیگر را به این سرقت متهم میکنند. اکنون تلویزیون آنها از کار افتاده است. بنا به گفته های دو طرف دخالت تاکنونی طرف سوم (اساسا منظور اتحادیه میهنی است) به جایی نرسیده است. عبدالله مهتدی اعلام کرده منتظر دخالت مستقیم دبیرکل اتحادیه میهنی است. نامه سه تن از پیشمرگان آنها در رد ادعاهای جعفر ایلخانی زاده مسئول خارج کشور این سازمان و نامه های اخیر جلال ناوه از اعضای رهبری تا مقطع "کنگره دوازدهم" این جریان به اندازه کافی گویا و تصویر روشنی از مناسبات درونی این جریان را منعکس میکند. به نحوی که این بار دبیرخانه این سازمان نمیتواند با تکذیب نامه کذایی توطئه گریهای درون باندشان را تکذیب کند. برای داشتن تصویری از آنچه هم اکنون در میان این جریان میگذارد، به پاراگرافی از نامه سرگشاده جلال ناوه توجه کنید .
" از قبل از كنگره دفتر سياسي كه نگران حركات اقليت بودند و به بهانه حفظ امنيت كومه¬له و "جنب و جوش نيروهاي رژيم اسلامي در صدها كيلومتر آن طرف تر" به بسيج نيروها ،تحركات نظامي ناموجه، آوردن افراد پراكنده از شهر كه هر كدام پرونده¬هايي نزد كومه له و حكومت منطقه دارند، بستن درِ ارگان¬ها ، جابجايي تسليحات ، پنهان سازي اموال تشكيلاتي حتي در منازل اعضا كميته مركزي، تهديد به نبرد مسلحانه از سوي اعضاي دفتر سياسي و كميته مركزي و موارد ديگري از اين دست شكاف¬هاي دروني را به مرحله خطرناكي سوق داده است. حضور طرف سوم و جلسه با هر دو جناح، تاكنون نتيجه نداده است. جناح دفتر سياسي كه در تشكيلات وسيعاً پخش كرده بود كه طرف سوم به ما گفته "كار خود را بكنيد و آنها "جناح مخالف" را حتي از عراق بيرون خواهيم كرد" ، با دخالت نيروهاي پليس منطقه در "آرام" سازي اردوگاه باطل شد.
جناح دفتر سياسي كه مدعي برگزاري موفقيت آميز كنگره است و كميته مركزي وسيع انتخاب كرده است ، اكنون بايد پليس حكومت منطقه¬اي كردستان امنيت و آرامش اردوگاه¬اش را حفظ كند."
(از نامه مورخ 25 اوت جلال ناوه منتشر شده در سایت هه لویست)
سازمان سیاسی یا باند سیاه مسلح
قبلا به سهم خود علل سیاسی شکاف و بن بست کنونی این جریان را در مطالب دیگری مورد بررسی قرار داده ام. این مطالب را دوباره در دسترس خوانندگان قرار میدهم. آنچه در اینجا میخواهم بر آن تاکید کنم، اینست که وقایع و رویدادهای چند روزه اخیر باردیگر این سئوال موجه را مطرح میسازد که آیا این سازمان سیاسی است یا یک باند فالانژمسلح؟
در یک نگاه دو جناح جریانی که در کشمکش و اختلافات درون سازمانی به نیروی مسلح متوسل میشوند، تهدید فیزیکی و سرقت اموال و امکانات سازمانی از همدیگر اولین گام عملیشان است، متوسل شدن به پلیس سلیمانیه و سوئد و روانه زندان شدن افراد آنها از اقدامات فوریشان است، حضور "طرف سوم و پلیس محل" مانع کشته شدن تعدادی از هر دو طرف است و غیره ، آیا این سئوال را در مقابل هر انسان و جریان منصف قرار نمیدهد که این اعمال و شیوه های چه جریاناتی است؟ آیا اعمال دارودسته های مسلح ماجراجوی نظامی و گانگستر چیزی غیر از همین است؟ آیا به یاد باندهای مافیایی مسلح درگیر با هم نمی افتید؟
وقایع روزهای اخیر و بن بست سیاسی و عملی این جریان به روشنی اثبات حقیقتی است که ما کمونیستهای کارگری و حکمتیستها از همان روز اول انشعاب این جریان از کومه له در هفت سال قبل بر آن تاکید کردیم. ماگفتیم جریانی که با باد زدن قوم پرستی و فدرالیسم و ایجاد کینه و شکاف در میان انسانها ، به امید دیالوگ با جمهوری اسلامی و مذاکره و سازش با آن ، با اتکا به "جعبه سیاه" و گردنه بگیری نظامی علیه کنگره رسمی کومه له ، با جعل تاریخ و ربودن "اسم کومه له" و پناه گرفتن پشت "خون شهیدان و شهیدخوری" متولد شده است ، جریان سالمی نیست، سیاسی نیست. بلکه یک باند سناریو سیاهی است. باندیست که به هر قیمت میخواهد "کاره ای" باشد. به هر منجلابی پا میگذارد. ماکیاولیسمی است که قطب نمایش "هدف وسیله را توجیه میکند" است. سیاستها و تاکتیکها و معلق زدنهای همین چند ساله و آمادگی آنها در زمره نیروهای سناریوی مورد نظر آمریکا ، همگی تایید ماهیت باند سیاهی این جریان است. چنین جریانی طبیعی است دردرون خود چنین توطئه گرانه در مقابل هم صف آرایی کنند. ما گفتیم و تاکید کردیم که این جریان نمیتواند به نیروی سیاسی در فضای سیاست تبدیل شود ، اما هشدار دادیم میتواند به یک باند نظامی مزاحم مدنیت جامعه و مبارزه مردم تبدیل شود. ما گفتیم اینها با در اختیار گرفتن پول و اسلحه و امکانات از هرجایی و از جمله از آمریکا میتوانند همچون " گانگسترهای مسلح کوسوو، آرکانهای صربستان، رشید دوستمهای افغانستان و المهدیهای عراق و ..." به عنوان عنصر سناریو سیاه برروی آنها حساب باز شود. دیدیم چطورعبدالله مهتدی پیش از همه آمادگی خود را برای پیوستن به نقشه سیاه آمریکا در ایران اعلام کرد و دیدیم شکست جنگی آمریکا در عراق و عدم اجرای سناریوی سیاه آمریکا در ایران، این جریان را به مسیر از هم گسیختگی و انشعاب سوق داده است. روند شکست این جریان ناسالم سیاسی شروع شده است. تردیدی در این نیست که با شکست و انحلال این دارودسته قوم پرست مسلح یکی از مزاحمین جامعه و جنبش اعتراضی و آزادیخواهانه از سر راه مردم کردستان برداشته میشود. این را باید به فال نیک گرفت.
این دو جناح را طرد کنید، صف سازمان زحمتکشان را ترک کنید.
در شرایط از هم گسیختگی درونی و انشعاب و احتمال درگیری نظامی این سئوال واقعی در مقابل صفوف این سازمان مطرح است که چه تصمیمی بگیرند؟
وقایع اخیر باید نشان داده باشد تنها راه مسئولانه و شرافتمندانه ترک صفوف این دارودسته مسلح و فالانژ است. در یک سال گذشته تعداد زیادی همین راه درست و مسئولانه را طی کردند. حتی این تنها راه موثر خنثی کردن احتمال درگیری نظامی آنها و قربانی شدن عده ای در راستای توطئه های سران این دو جناح است. هر کس که به منظور مبارزه علیه جمهوری اسلامی و با هدف آزادیخواهانه به اشتباه سر از صفوف این سازمان در آورده است ، میتواند انتخاب سیاسی و سازمانی دیگری بکند.
صفوف این سازمان چه در بخش نظامی و چه در داخل و خارج برای یکبار هم شده لازمست با چشمان باز انتخاب کنند و به دام اهداف ارتجاعی این دو جناح نیفتند. در چارچوب یک جریان فالانژ قوم پرست و ناسیونالیست افراطی، در چارچوب جریانی که پدیده سالم سیاسی نیست، در جریانی که بنیاد آن و ادامه حیات آن به توطئه گری حتی در درون خود گره خورده است، تقسیم بندی "چپ وراست و رفرم طلب و ضد رفرم" چیزی جز یک کلاهبرداری سیاسی نیست. به نظرم هر انسانی که در صفوف این سازمان کوچکترین احترامی برای خود قائل است، هر انسانی که با توهم مبارزه با جمهوری اسلامی در صف این جریان است و مهمتر هر کسی که با توهم "اسم کومه له" و آزادیخواهی به این صف راه یافته است، و بویژه در بخش مسلح این جریان ، هر کس که نمیخواهد قربانی اهداف ارتجاعی سران این دو جناح شود، لازمست این دوجناح و در راس آنها شکست خوردگان سیاسی همچون عبدالله مهتدی و عمر ایلخانی زاده را طرد کند و به حال خود رها کند. صفوف سازمان زحمتکشان را ترک کند.
26اوت 2007
***