نبردِ مانتو!
August 18, 2007
10:40 AM

مصطفى اسدپور
نبردِ مانتو!
سرداران و فرماندهان نيروهاى انتظامى جمهورى اسلامى در تهران از نبرد بازگشته اند ـ نبرد مانتو! هر چه هم كه جزييات موضوع و پز اين (صد البته) آقايان موجب تمسخرتان باشد، اما با دادار و دودورى كه عاليجنابان براه انداخته اند، كم كم متقاعد ميشويد كه واقعا به امر مهمى براى نجات نظامشان مشغول بوده اند. مجاهدت و رشادت سرداران مد نظر مربوط به عمليات شش ماهه اول سال جارى به منظور ارتقاء امنيت اجتماعى است. جبهه هاى نبرد: يك دو جين محله و خيابان تهران بزرگ از جمله ولى عصر و گيشا و تهران پارس. موضوع حمله: مانتوهاى چسبناك و كوتاه! اين كلمات مورد استفاده خود رژيم و مقامات و رسانه هايشان است. اوج تعفن لمپنى و سركوبگرانه هميشه آشناى رژيم به كنار اما سطر به سطر روايت و گزارشات منتشره را بايد جدى گرفت. در اين شش ماه كشمكش وسيع و جدى در جامعه در جريان بود. نبايد اجازه داد واقعيات و تاثيرات بجا مانده از اين كشمكش به مرور زمان سپرده و دفن شود. در ذهن بخش مهمى از رسانه ها و حتى اپوزسيون اين شش ماه بعنوان دوره اى تعرض رژيم و اعدامها معرفى گرديد. اين درست، اما اين همه واقعيت نيست. جمهورى اسلامى در اين كشمكش پيروز بيرون نيامد. خودشان هم ميدانستند كه نميتوانند پيروز شوند. اما آيا مردم، همه زنان و جوانانى كه درگير اين كشمكش شدند آنطور كه بايد و شايد نبرد خود را ديدند؟ آيا جمعبندى درست و شايسته اى در ذهن خود و صفوف خود به همراه بردند؟ مرور بر اين دوره مهم است، پاسخ به اين سوالات هم حياتى است.
جمهورى اسلامى كشمكش و دشمن كم ندارد. امريكا و بحران اتمى يكى از آنهاست. اسم اين را گذاشته اند جنگ و برايش آماده ميشوند. كشمكش بر سر حجاب از عرصه هاى شناخته شده ديگر در مقابل جمهورى اسلامى است. در مقايسه با هر مورد مشابه، ميزان تمركز رژيم، نيروى مسلح درگير، زندانها، تهديد و مخارج و تبليغات رسما هيستريك دشمنانه لقب "جنگ" براى كشمكش رژيم و زنان در ايران پر بيراه نيست. در همين شش ماه اخير، پا بپاى سخيف ترين بسيج افكار عمومى عليه زنان، چندين رزمايش بزرگ بمعنى مانورهاى نظامى تمام عيار با شركت صدها هزار پاسدار و بسيج صورت گرفته است. ميلاد و رحلت و مناسبتهاى مختلف بهانه ميداندارى نمايشات سركوب كننده مذهبى بوده است. مانور نوبتى رزمايشهاى مرد و زن الزهرا، فقط يكى از سر تيترها را شامل ميشد. هر هفته بعداز نماز جمعه تهران موجى از حزب الله بيقرار براى اعمال عفت الهى، خيابانها را به قرق خود در آورده است. فضا را نظامى كرده اند تا پشت بند آن هزاران نيروهاى پليس و گردانهاى ضربت مسلح را در خيابانها به جان مردم رهگذر بياندازند. . راست ميگويند، هزار بار راست ميگويند، از جنگ ميايند، نفس زنان ميايند و حق هم دارند كه بهم مدال ميدهند. بقول سرهنگ خانچرلى در مدت دو ماه از اين طرح ١٢٥ هزار "خانم بدپوش" در بازرسى و مواخذه پليس تذكر دريافت كرده اند. چند هزار نفر ديگر را در ليست زنانى كه بازداشت شده اند، مردانى كه با همين "اتهامات" مورد مواخذه و بازداشت قرار گرفته اند، بايد به اين آمار اضافه گردد. در عين حال شبيخون به هزاران هزار مراكز پاتوق همين جوانان در مغازه هاى فروش موزيك و لباس، در سالن هاى آرايش و كافه ها و سينماها و پاركها را هم بايد اضافه كنيد. مگر در نبرد واترلو چند سرباز و چند شبيخون و چند اسير ثبت شده است؟
ميخواهيد به چهره واقعى رژيم آشنا شويد به منتى كه سر مردم ميگذارند نگاه كنيد! "برخوردهاى ارشادى" عملياتشان را برخ ميكشند. جلوى مردم را گرفته اند، مزاحمشان شده اند، توهين و تهديد كرده اند، به حقوق و كرامت ساده شهروندى آدمها دهن كجى نموده اند، چند هزار نفر را راهى زندان ساخته اند آنوقت هنوز بايد اين قربانيان خوشحال باشند كه جان سالم بدر برده اند! زمانى بر و بيا داشتند، زمانى كه سردار طلايى و احمد نژاد و شركاى بعدا اصلاح طلباشان جوان بودند در همين ميدان ولى عصر با قنداق تفنگ انگشتان لاك زده دختران جوان را درون كفشهايشان له ميكردند! دوره عوض شد، حالا همگى از روشهاى نرم تر حرف ميزنند! اما همينقدرش هم دروغ ميگويند. مانور شش ماه اخير با نوع جديدى از گروههاى باند سياهى همراهى گرديد. شبها در محلات مختلف تهران جانوران لمپن – پاسدار شمشير بدست را به جان جوانان محل انداختند كه در معيت و حمايت علنى پليس يونيفورم پوش به همه اعلام كنند كه جان و حرمت و مال شهروندان پشيزى ارزش ندارد. عبارت "ارتقاء امنيت ملى" مجوز كافى را كف دست اينها قرار ميداد كه در شهر هرت حكومتشان هر كس را دلشان ميخواهد بگيرند، انگ بزنند، آفتابه دور گردنشان بياندازند، صلوات گويان در خيابان شكنجه كنند، هر حكمى كه ميخواهند بدهند و هر جور كه ميلشان ميكشد در محلات به دار بزنند. اين جمهورى اسلامى و هيبت تمام و كمال آن است.
چگونه رژيم ميتواند فضاى نظامى را در جامعه برقرار كند بدون اينكه به زنان و پديده دهن كجى علنى به خودش يعنى بى حجابى، لگدى نزند؟ چگونه رژيم ميتواند به پديده عظيم و بى پرواى اعتراض زنان و پوششان حمله كند بدون اينكه لشكرهاى نظامى خود را به خيابانها گسيل سازد؟ پاسخ اين دو سوال ما را به دليل تكرار مكرر كشمكش بر سر حجاب ميرساند. جنگ جمهورى اسلامى با زنان براى رژيم اجتناب ناپذير است. كشيده شدن پاى زنان در عرصه امنيت رژيم واقعى است. دشمن مهم رژيم مردم، مردم ناراضى، مردمى است كه به چهارچوب اسلامى و ارتجاعى و قرون وسطايى اين رژيم تن نداده اند. براى توجيحات و ماشين عظيم فرهنگى ـ مذهبى رژيم تره خرد نميكنند. سر جمهورى اسلامى در آزمايش همه راههاى ممكن در مقابل تمايل مردم به منطق زندگى، منطق شاد بودن، شاد زيستن، منطق ارزشهاى تمدن جهانى به سنگ خورده است. در ذهن جامعه موقعيت و حقوق زنان به عنوان شاخص مهم اين نبرد حك شده است. دامنه اين اعتراض مردان را هم در بر ميگيرد، رقم ١٢۵ هزار دختر جوان "ارشاد شده" بايد بقول فرمانده بسيج رژيم، حداقل در عدد چهار ضرب شود، چرا كه اينها پدر، برادر و شوهر و مادر "بى غيرتى" هم دارند كه با جان و دل حمايتشان ميكنند. جمهورى اسلامى در اين جنگ توان پيروز شدن ندارد. درد سر رژيم اينستكه جبهه مردم، جنبش زير پرچم حقوق زنان در كشمكش خود عليه رژيم، تعرضى و بى پروا است. مخاطره را به جان ميخرد. مرزهاى جديدتر را براى خود جستجو ميكند. اينكه اين دعوا بر سر لباس است و علنا به خيابانها كشيده شده است خود گوياى روحيه تعرضى بالا در ميان مردم است.
ريش رژيم اسلامى در مانتوهاى زنان در ايران گير كرده است و راهى براى خلاصى از آن براى رژيم فعلا شدنى نيست. لحن و اعتماد بنفس و تاقچه بالا گذاشتن مقامات رژيم در مقابل امريكا و پديده عراق و لبنان را با مضحكه قهرمانان مانور تهران مقايسه كنيد! اين مقايسه گوياى تعادل قواى مردم با رژيم اسلامى آنهم در اوج قدرت رژيم است. مساله اينستكه آيا مردم اين برترى و موقعيت خود را ميبينند؟ خود مقامات رژيم در مقابل غر و لند امامان جمعه تذكر ميدهند كه اين مانورها را نميشود هر زمان و با هر شكلى دلشان ميخواهد به اجرا در بيارند. ميگويند با آتش نبايد بى جهت بازى كرد. آيا مردم اين قدرت خود را تشخيص ميدهند؟ آيا از اين سكو براى سازمان يابى بيشتر، براى ايجاد شبكه هاى مبارزاتى ميان خود بهره ميبرند؟ رژيم ايران استراتژى خود را بر فرسايش و جنگ پارتيزانى با درياى اعتراض و نارضايتى در زمينه حقوق زنان استوار كرده است. هر دوره يكبار تعرض ميكنند و دوباره مردم را بحال خود رها ميسازند. تا اين جنگ مطابق ميل رژيم و بر اساس استراتژى رژيم پيش ميرود، مردم پيروز نخواهند شد. اين اعتراضات ميتواند شعله هم بكشد، اما بدون افق راه بجايى نميبرد. بعد از هر تعرض رژيم، دوباره مردم و زنان معترض نفس راحت ميكشند و در انتظار حمله بعدى "بكار خود" مشغول ميگردند. رژيم و اين حكايت دردناك بجاى خود باقى ميماند.
اما در مورد مانتوها، با از راه رسيدن ماههاى شعبان و رمضان و نعمت خدادادى فضاى مذهبى تا اطلاع بعدى رژيم فتيله ها را پايين خواهد كشيد. بعد از شش ماه مانور و زور آزمايى، جمهورى اسلامى تا اطلاع ثانوى "امنيت و غيرت و نواميس امت اسلامى" را به نفع طرح تازه اى به نام "تهران ـ شهر مهربان با دختران" به تاقچه سپرده است. غمزه هاى شترى مسئولان رژيم براى بقول خودشان جلب همكارى همشهريان تهرانى جهت ايجاد محيط امن فرهنگى ـ اجتماعى، حتما جواب در خور خود را خواهد گرفت. اما تا آنجا كه به مانتو مربوط ميشود، تا اينجا نه زور و سركوب و نه انترچرخانى پر خرج مد سازى ايرانى ـ اسلامى راه بجايى نبرده است. سردار رادان فرمانده نيروهاى انتظامى در جمعبندى از حاصل مانورشان فرمودند: " ذائقه خريداران و فروشنگان پوشاك در جامعه را تغيير داده اند"! اين اظهارات را به مزاح زمخت ايشان ببخشيد. در عوض ميشود انتظار داشت كماكان زنان و مردم معترض از كانال مانتو اين رژيم و مقدسات و حكومتش را به ريشخند بگيرند. اما هنوز حرف آخر در نبرد "مانتو" زده نشده است. مردم در ايران چاره اى ندارند كه اين جنگ را عليه رژيم مغلوبه كنند، در اولين روزهايى كه ورق برگردد سرنوشت مانتو و حجاب و روسرى نشانه خوبى خواهد بود كه جمهورى اسلامى با چشمان خود ببيند چه بلايى بر سر كل حكومتش خواهد آمد.
مصطفى اسدپور
١٤ اوت ٢٠٠٧