"حمایت –انتقادی" یا "رهنمود التقادی"
June 11, 2007
08:42 AM
"سازمان مسلمانان سابق" و نظریه علی جوادی
سعید کرامت
"حمایت –انتقادی" یا "رهنود التقادی"
"سازمان مسلمانان سابق" و نظریه علی جوادی
سعید کرامت
9 ژوئن 2007
s.keramat@gmail.com
در رابطه با بحث پیرامون "سازمان مسلمانان سابق" که مورد حمایت حزب کمونیست کارگری ایران است و مورد نقد حزب حکمتیست است، علی جوادی طی نوشته ای اعلام کرده است که "مواضع اعلام شده تاکنونی در قبال این کمپین فاقد سنجیدگی، اصولیگری و رادیکالیسم لازم در یک برخورد کمونیستی به یک کمپین واقعی، سیاسی و زمینی است." وی علیرغم انتقادات اساسی به این کمپین، آنرا قابل حمایت مشروط میداند. این مطلب سعی دارد نشان دهد که موضع گیری علی جوادی در این مورد، بر خلاف آنچه که در تز مقاله اش آورده است، یک تناقص غیر قابل درک است.
"سازمان مسلمانان سابق"، و یا آنچه که طرفدارانش بقصد تخفیف قباحت اسم فارسی اش دوست با اسم انگلیسی آن، "سازمان اکس مسلم" به آن اشاره کنند، سازمانی است که از جانب حککا برای مبارزه با جریانات اسلامی تشکیل شده است. اما حزب حکمتیست معتقد است که انتخاب هویت "مسلمانان سابق" به تقصیم بندی انسانها بر مبنای هویت مذهبی و قومی مشروعیت داده و نمی تواند ابزار مناسبی برای افشای جریانات اسلامی باشد. در عوض حککا منتقدین این کمپین را حامی جریانات اسلامی میداند.
بحث علی جوادی در رابطه با این دو جهتگیری است که از دیدگاه من میتوان انتقادات او را به دو دسته، نا موجه و موجه تقسیم کرد.
انتقاد نا موجه
نامبرده یک اشکال این کمپین را این میبند که مدافعین آن سعی کرده اند که با "رقیق کردن و تخفیف در مبارزه با مذهب"، " در رسانه های رسمی ظاهر شوند." راستش من ایرادی در رقیق کردن سیاست یک کمپین معین و حتی اتّتلاف یک کمپین با نیروهای دیگر و حضور در رسانه های گروهی را عمده نمی بینم. مبارزه با مذهب یک مطالبه سوسیالیستی نیست بلکه یک خواسته لیبرالی است که بورژوازی بایستی به انجامش میرساند. یا مبارزه برای برابری حقوق زن مطالبه ای است که مورد حمایت بورژوازی است و میتوان برای آن کمپین راه انداخت و با بخشهای از بورژوازی که از این مطالبه دفاع میکنند کمپین مشترک راه انداخت. بعبارت دیگر، من شخصا یک کمپینی که حتی سیاست هایش رقیق شده اما بتواند مثلا کاری در جهت کوتاه کردن دست مذهب، یا بهبود حقوق زنان، کودکان و کارگران، بدون در نظر گرفتن و یا ساختن هویت قومی و یا مذهبی برایشان، انجام بدهد، به صد حزبی که ادعای مارکسیستی میکنند اما در عمل بیشتر اوقاتشان را برای نقد رفیق بغل دستیشان بخاطر بکار گیری این لغت یا آن عبارت می گذرانند ترجیح میدهم. در نتیجه این قسمت ایراد علی جوادی را وارد نمی دانم.
انتقادات موجه
خارج از ملاحظات فوق، فکر میکنم که چارچوب بقیه نقد علی جوادی به کمپین "سازمان مسلمانان سابق" درست است. بخصوص در جائی که میگوید:
"ما با هر گونه تقسیم بندی انسانها به مسلمان و غیر مسلمان و یا اکس مسلمان و یا هر تقسیم بندی دیگر مذهبی و یا قومی و قبیله ای علی الاصول و بطور پایه ای مخالفیم."
یا هنگامی که می نویسد:
"کمپین اکس مسلم با اعلام نام تعدادی بسیاری از کمونیستهای قدیمی با هویت "اکس مسلم" عملا چهره کمونیستی این افراد را خدشه دار کرده است. گویا کمیته آلمان و سوئد حزب کمونیست کارگری تغییر نام داده است و نام "اکس مسلم" را بر خود نهاده است. برای کمونیستهای کارگری باید شرم آور باشد که آنها را به عنوان "اکس مسلم" در جامعه معرفی کنند."
و ادامه میدهد:
"کمپین اکس مسلم ابزار و ظرف مناسبی برای پیشبرد یک مبارزه همه جانبه علیه اسلام و اسلام سیاسی نیست. این کمپین خواسته یا ناخواسته عملا هویت گذشته اسلامی را پیش شرط فعالیت در این سازمان قلمداد میکند. مستقل از هر نیتی که مسئولین این کمپین داشته باشند، تصویر این کمپین در اذهان جامعه تصویر افراد "سابقا" مسلمان است که در یک سازمان برای مبارزه با اسلام جمع شده اند. یک سکولار، یک آتیست، یک فرد بدون هیچگونه پیشینه اسلامی نمیتواند به این کمپین به عنوان ظرفی برای مبارزه خود علیه اسلام سیاسی نگاه کند. همانگونه که هیچ "مردی" نمیتواند به "سازمان زنان" برای مبارزه علیه زن ستیزی و برابری زن و مرد بپیوندد. همانگونه که هیچ فرد غیر "سیاه پوستی" نمیتواند به سازمان "سیاهان" برای مقابله با تبعیض نژادی بپیوندد."
خوب! علی جوادی خیلی روان و عامه فهم نوشته است که این کمپین انسانها را بر مبنای هویت مسلمانان کنونی و مسلمانان سابق تقسیم کرده است. شرم آور است برای آته ئیستی که خودش را مسلمان سابق معرفی کند؛ و این کمپین ابزار مناسبی برای پیشبرد یک مبارزه همه جانبه علیه اسلام سیاسی نمیداند. با این وجود معتقد است که بایستی از آن "حمایت –انتقادی" کرد.
رهنود التقادی
اینجا است که من معتقد هستم که نتیجه گیری علی جوادی التقادی است. جدا من باور ندارم که علی جوادی خودش هم بتواند که رهنمودهای خودش را هم عملی کند. چطور ممکن است من معتقد باشم که سازمانی را که دقیقا میدانم ظرف مبارزه من نیست؛ انسانها را بر مبنای هویتهای کاذب ملی –مذهبی تقسیم بندی میکند و از همه بدتر حتی شرم دارم خود را با آن اسم معرفی کنم اما در عین حال از آن حمایت کنم؟ این توصیه علی جوادی شبیه این قضیه است که به یک انسان مخالف هویت قومی-مذهبی بگوید که میدانم از سوار شدن به این قطار شرم دارید چون انسانها را برمبنای هویت مذهبی در کوپه ها دسته بندی کرده است وعلاوه بر این هیچگاه ترا به مقصد نخواهد رساند اما سوار آن بشو.
وقتی از علی جوادی می پرسید چرا این بی پرنسیبی و اتلاف وقت را تحمل کنم؟ در جواب می گوید: چون این سازمان علیه جریانات هار اسلامی مبارزه میکند. درست است که بر علیه جریان اسلامی مبارزه میکند اما دست آوردش به جیب چه کسی میرود؟ این گره اصلی است که علی جوادی هنوز متوجه عواقب آن نشده است.
گره کار کجا است؟
حمایت- انتقادی راستش مرا یاد موضع گیری حککا در قبال جنبش هخا می اندازد. در آن هنگام حککا که طرفدار هخا نبود اما به مردم فراخوان داد که زیر پرچم او به مبازره با جمهوری اسلامی بپردازند. غافل از اینکه در جریان آن حرکت حاصل تلاش هر نیروئی، علیرغم پرچم و شعارشان، به حساب فراخوان دهنده، یعنی هخا میرفت.
در قضیه مسلمان سابق هم به این شیوه است. در اینجا هم هر دستآورد این جنبش به حساب یک جنبش سکولار انسانی و یا لیبرال نوشته نخواهد شد. بلکه به حساب یک عده از دین برگشته شرقی، "مسلمانان سابق" خواهد رفت. زیرا این شناسنامه ای است که فعالین این کمپین برای خود انتخاب کرده اند. شخصیت های این کمپین بعنوان نمایندگان جنبش سکولاریسم معرفی نخواهند شد. بلکه بعنوان افرادی که دین اسلام را ترک کرده اند، و اکنون "مسلمانان سابق" هستند، به جامعه معرفی خواهند شد. به همین دلایل من هم با علی جوادی موافق هستم که این کمپین ظرف مناسبی برای مبارزه با اسلام سیاسی نیست. ودقیقا به دلیل این توافق، با او مخالف هستم که گویا بایستی از آن حمایت مشروط کرد.
من شکی در مبارزه ضد اسلامی "سازمان مسلمانان سابق" ندارم، همچنانکه شکی در مبارزات ضد جمهوری اسلامی حککا زیر پرچم هخا نداشتم. اما اشکال اینجا است که این سازمان نیروی بسیاری از انسانهای آته ایست را بکار خواهد گرفت و حاصل تلاش و تاثیر آنها را به حساب جمعی از دین اسلام برگشته خواهد ریخت. این جریان اگر حرکت مثبتی بکنند، رسانه های گروهی و به تبع آن، بخش اعظم جامعه آنرا بحساب یک جنبش سکولایست فرا گیر انسانی نخواهد گذاشت. این هویت که مردم با پیشینه شرقی را به "مسلمان کنونی" و "مسلمان سابق" دسته بندی کرده است، این تصور را به مردم سکولار جوامعه غربی خواهد داد که گویا مبارزه با اسلام سیاسی تنها وظیفه مسلمانان سابق است؛ تنها وظیفه خود شرقی ها است. به همین دلیل محصول کار این جنبش باعث تضعیف جنبش سکولارغیر قومی خواهد شد. در نتیجه قابل حمایت نیست.
بعد ازتحریریه:
دونوشته دیگر توسط مهرنوش موسوی و محمد آسنگران در رابطه با همین اظهار نظر علی جوادی نوشته شده است که بسیار تاسف انگیز هستند. بنظرم هر دوی آن نوشته ها بجای اینکه کمترین نقدی به نظرات علی جوادی بیان بکنند، سطح فرهنگ سیاسی و ادب اجتماعی نویسندگانش را به نمایش گذاشته اند. وقتی کسی آن نوشته ها را میخواند، شیوه بحث را میبیند، به کلمات و عبارات بکار برده شده در آن بحث دقت میکند، احساس میکند که نویسندگان آن مطالب پایه ای ترین اصول مراوده اجتماعی ، ادب و انصاف را نمی شناسند. این فرهنگ بنظرم به شیوه زمختی سطحش پائین و ناپسند است. من واقعا متاسفم میشوم وقتی میبینم کسی با این درجه از فرهنگ به مخالفش برخود میکند.