صفحه اصلی حزب حکمتیست سایت منصور حکمت سایت کورش مدرسی تلویزیون پرتو تماس با ما سایتهای دیگر EC??I ???? O??? EC I? ?U? ???E? ?C? ?E???   

 

 

 

 

 

 

 

 

"سازمان کهنه مسلمانان"

May 27, 2007  10:53 PM

 

سعید کرامت


"سازمان کهنه مسلمانان"
 بحثی بر سر شیفت هویتی در حککا
سعید کرامت- تورنتو
 
s.keramat@gamil.com
May 27, 2007
 
میگویند زمانی چند کشیش زبردست سعی می کنند که جوان مسلمانی را مسیحی کنند. جوان هم طی سالها نشان میدهد که کاملا تغییر دین داده و تمام آثار هویت اسلامی را از خودش تکانده است.  تا یک روز که برق قطع میشود. بعد از یک ساعت وقتی که جریان برق مجددا وصل میشود، جوان مذکور، در حضور کشیشهای استادش،  به محض روشن شدن لامپها، با صدای بلند صلوات می فرستد. کشیش ها  تازه  می فهمند که سالها آب در هاون کوبیده اند. غرض از باز گو کردن این حکایت، زمینه سازی برای پرداختن به شیفت هویتی است که در   حزب کمونیست کارگری ایران (حککا) صورت گرفته است. تا مدتی پیش هرکسی که با آن حزب آشنائی داشت، آنرا بعنوان جریان سکولار میشناخت اما اکنون با اعلام سازمانی   تحت عنوان (Ex-Muslims)  یا "سازمان مسلمانان سابق"  خود را "کهنه مسلمان" معرفی کرده اند. این تغییر هویت را برای مبارزه بر علیه جریانات اسلامی اعلام کرده اند.
 محمود قزوینی این شیوه هویت سازی را نقد کرده است و یاد آورد شده است که تکیه بر هویت قومی و مذهبی نه تنها ظرف مناسبی برای برای مبارزه با اسلام سیاسی نیست، بلکه ظرفی ارتجاعی است.  این نقد اما، به محمد آسنگران و دیگر منقدان قزوینی بر خورده و او را متهم کرده اند که وی جنبش مبارزه با  اسلام سیاسی را "ارتجاعی" قلمداد کرده  و از جنبش اسلامی "دفاع" کرده  و یا از زاویه "فرقه گریانه" به مسئله برخودر کرده است.
به نظر من برداشت مخالفین نظر محمد قزوینی نه منصانه است و نه مستدل. کلمات و عباراتی که بکار برده اند بجای بار عقلانی، بار سنگین احساسی و تعصبی دارند.  اما  جوهر بحث قزوینی این است که تقسیم انسانها بر مبنای هویت های قومی و مذهبی عملی ارتجاعی و فرقه گرایانه است .  وی به روشنی نوشته است:
"سازمان اکس مسلمان همانطور که از نامش پیداست، سازمانی است تشکیل شده از مسلمانانی که دینشان را ترک گفته اند. اینکه چطور انسانهای که ٢٠-٣٠ سال است که کمونیست و آته ئیستند، ناگهان اکس مسلمان شده اند، خود حدیثی است که باید از این دوستان پرسید. بنا بر این بحث برضد جنبش ضد اسلامی نیست. بر سر مخالفت به تقسیم بندی انسان بر مبنای ملیت، قومیت و رنگ پوست است"
امیدوارم که برای خوانندگان روشن شده باشد که  محمود قزوینی به فارسی روان نوشته است که " بحث برضد جنبش ضد اسلامی نیست. بر سر مخالفت با تقسیم بندی انسان بر مبنای ملیت، قومیت و رنگ پوست است."  من هم در این راستا چند نکته ای را یاد آور خواهم شد.
شیفت هویتی
 موضوع بسیار ساده است. کسی که خود را بعنوان مسلمان سابق معرفی میکند، بلاواسطه این را قبول کرده است که زمانی هویت اسلامی داشته است. اما اکنون به هر دلیلی آنرا را ترک کرده است. به این معنا تبلیغات بورژوازی را برای تقسیم بندی انسانها بر منبای هویت های مختلف را پذیرفته و آنرا یک امر طبیعی و داده شده می پندارد. این تصور اما، غلط است. هویت مذهبی مثل هویت ملی ساخته و پرداخته جامعه است. انسان وقتی که به دنیا می آید نه دین دارد نه ملیت. اما خانواده، مدرسه، جامعه و رسانه های گروهی به او میگویند که تو دینت  و یا ملیتت چیست. کسی که خودش را مسلمان سابق معرفی می کند، معنایش این است که قدرت درک این ابتدائیات را ندارد؛ ذهنش توسط میدیا و تصور عامیانه غربی شکل گرفته است. باورش شده است که خودش هم روزی  مسلمان بوده. هنوز هویت جهان شمول انسان را درک نمی کند و در تند پیچ های زندگی مثل آن جوان مسلمان به عاداتی که با آن بار آمده است رجوع میکند. 
 بسیاری از غربی ها هر گاه انسانی با پیشینه  خاورمیانه می بیند، در اغلب موارد، بلاواسطه فکر میکند که او مسلمان است، گوشت خوک نمی خورد، زنش  حجاب  پوشد و پشت سر او را میرود ولااقل روزهای آخر هفته  بچه اش را به مدرسه مذهبی میفرستد. خیلی از نظریه پردازان جوامعه چند فرهنگی، مشکل دارند متوجه شوند که انسان و یا جریانات سکولار، مخالف هویت ملی و مذهب و خرافات دیگر و در میان شرقی ها ممکن است وجود داشته باشد. در نتیجه هر گاه یک فرد شرقی را ببینند که بر علیه مذهب صحبت کند، هنوز آن تصور عامیانه نژاد پرستانه به آنها اجازه نمی دهد که او را "سکولار"  ویا "آته ئیست" بنامند، در عوض دوست دارند او را "مسلمان سابق"  بنامند تا بگویند هنوز از ما نیست ولی مخالف مذهب است. 
فشار این تصور است که هویت سکولار و ضد مذهب رهبری حککا را کنار زده  و به آنها القاء کرده است که بر خلاف هویت تاکنونیشان، آنها "کهنه مسلمان" هستند.
اشکالات این هویت
مستقل از دلیل این شیفت هویتی، سئوال این است که چرا با پرچم و اسم "کهنه مسلمانان"  و یا "مسلمانان سابق" نمی توان به جنگ نیروهای اسلامی رفت؟
 روشن است که این هویت خود یک هویت سکتی به اعضای آن سازمان میدهد. و حتی یک هویت سکتی پیشین تر آنها میسازد.  اعضای این سازمان میگویند قبلا مسلمان بوده اند، اکنون متحول شده اند به یک سکت بسیار محدودتر که نه مسیحی هستند، نه مسلمان، نه یهودی، نه بودائی و نه سکولار تبدیل شده اند. این سکت "کهنه مسلمانان" سکتی بسیار دافع کنند وی یا Exclusive است. یعنی نه تنها یک فرد سکولار و آته ئیست، بلکه اعضای فرقه های دیگر رغبت نمی کنند به آن بپیوندند. هرگاه کسی به چنین عنوانی  بر میخورد، حتی اگر پلاتفرم مترقی و مدرنی داشته  باشد، او را دفع خواهد. وی را به  یاد هویت خودش میندازد. چون انسان پس از مشاهده تابلوی هویتی، با خودش بفکر فرو خواهد رفت و خواهد گفت "خیلی خوب! اینها کهنه مسلمان هستند من که سکولار، یا مسیحی ، یا یهودی  و یا سیک هستم.  پس نمی توانم خودم را "کهنه مسلمان" معرفی بکنم و به آنها بپیوندم.  به این معنا هویت سازی ارتجاعی  است.   برای من نوعی، "سازمان مسلمانان سابق" همان اندازه جذبه دارد که "سازمان سیک های سابق". 
هزینه اجتماعی  این تقسیم بندی بر مبنای هویت دینی بسیار بالا است. این هویت سازی کاذب تجهزات تبلیغاتی برای رسانه های گروهی غرب تهیه میکند که گویا، انسان سکولار و ضد دین در کشورهای شرقی وجود ندارد بلکه آنچه هست یک عده "کهنه مسلمان" هستند. بعبارت دیگر، فعالیت تحت نام "مسلمانان سابق" به  تبلیغات رسانه های گروهی غرب برای تراشیدن هویت مشروعیت میبخشد.
در جواب این نقد ها گفته شده است که " چه اشکال دارد مدیا از این نام  استقبال کرده و پوشش وسیعی به آن داده است؟!"  پوشش خبری که هویت دیگری برای انسانها بسازد میخواهم اصلا و جود نداشته باشد. چه اشکالی دارد که اینها خودشان را "سازمان سکولاریست ها" یا "سازمان آته ئیست ها" یا "لائیکها" بنامند؟. اسم مناسب کم است؟ اگر ما این نوآوردی حککا را بپذیریم بایستی برای دفاع از حقوق زنان "سازمان مردان سابق" را تشکیل بدهیم. یا  برای مبارزه با ناسیونالیسم تشکلهائئ تحت عناوین  "سازمان کردهای سابق" و یا "ترکهای سابق" و یا "فارسهای سابق" تشکیل دهیم  و از مردم دعوت کنیم  که به آنها بپیوندند؟  رجوع به این هویت ها چندش آوراست. تصورش بر بکنید یک عده آلمانی  سازمانی تحت عنوان "سازمان ژرمن های سابق" برای مبارزه با نازیسم تشکیل داده اند. چقدر همچین سازمانی سمپاتی شما را جلب خواهد کرد؟  مگر غول های فکری ضد مذهب در اروپا خود را مسیحی و یا یهودی سابق نامیدند که امروز آته ئیست ها خودشان  را   " کهنه مسلمان" به جامعه معرفی کنند؟
این شیفت هویتی حککا یکبار دیگر  نشان داد که سه دهه تلاش کمونیسم کارگری برای مبارزه با هویت های کاذب تاثیری بر نگرش و درک چپ سنتی درون آن حزب نداشته است. معلوم نیست این رفقا در این همه سالها چی یاد گرفته اند؟  واقعا نظرشان، میزان درکشان از مسائل سیاسی و اجتماعی، و از همه مهمتر فرهنگ سیاسی شان نا امید کنند است.
 

 


 

 

 
 

مقالات قبلی سعید کرامت

  • کومه له از پوپولیسم تا ناسیونالیسم
  • یاداشتی بر بیانیه حککا در مورد فیلم فتنه
  • "تواب" یا قربانی سیاسی؟
  • "حمایت –انتقادی" یا "رهنمود التقادی"
  • "سازمان کهنه مسلمانان"

Copyright © 2005 iran-telegraf.com