سیاست باز سناریوی سیاه(نگاهی به مصاحبه اخیر عبدالله مهتدی
May 26, 2007
10:49 PM

رحمان حسین زاده
در شماره 139 نشریه اکتبر بخشی از مصاحبه عبدالله مهتدی با دو فرد آمریکایی به نامهای توتین و پاتریک را به همراه اظهار نظر رفیق جمال کمانگر منتشر کردیم. اظهارات عبدالله مهتدی در این به اصطلاح مصاحبه ، کاراکتر وی و سازمان متبوعش را در معادلات سیاسی مربوط به جامعه ایران و کردستان با وضوح بیشتری مشخص میکند. کاراکتری که از بدو پیدایش باند زحمتکشان ما مدواما در مورد آن روشنگری کرده ایم. عبدلله مهتدی فرصت خلوت کردن با دو وبلاگ نویس آمریکایی و شاید دو مامور سیا و پنتاگون را غنیمت شمرده تا بی محابا آمادگی خود و سازمانش را برای انطباق با پروژه های سیاه مورد نظر دولت سوپر راست آمریکا را در ایران بر شمرد.
قطب نما ، همگامی با آمریکا
از مدتها قبل فدرالیستهای کردستان ایران و از جمله باند زحمتکشان قطب نمای حرکت خود را بر اساس انطباق با سناریوی مورد نظر آمریکا در رابطه با ایران طرح ریزی کرده اند. آرزوی اجرای نقشه نظامی سیاه آمریکا همانند آنچه که در عراق اتفاق افتاده را در سر میپرورانند. خود را برای انطباق با چنین نقشه ای و رسیدن به فدرالیسم و نان و نوایی آماده میکنند. در این راستا و در این مصاحبه عبدالله مهتدی به قول خودش المنتهای سیاسی را مورد نظر دارد که باب طبع سیا و پنتاگون برای ایفای نقش به عنوان نیروی دنبالچه دخالت نظامی در ایران است . او به هر قیمت میخواهد دل این دو مامور آمریکایی را به دست آورد ، تا نقش لابی جریانش را در کریدورهای پنتاگون ایفا کنند.
المنتهای سناریوی مورد نظر آمریکا
به خدمت پذیرفته شدن هر جریان در سناریوهای سیاهی که سردمداران کاخ سفید و پنتاگون در دوره نظم نوین جهانی اجرا کرده اند، مختصاتی را میطلبد . همانند آنچه در یوگوسلاوی و بالکان، عراق و افغانستان دیدیم . سناریوی سیاه آمریکا بر شکافهای عقب مانده و کینه و نفرت قومی و مذهبی، برقوم پرستان و نژاد پرستان همگام با نقشه های جنگ و کشتار و خانه خرابی و ویرانی ، و بر دارودسته های نظامی همچون ارتش آزادیبخش کوسوو و رشید دوستومهای افغانستان و المهدیها و فدرالیستهای عراق سرمایه گذاری میکند. عبدالله مهتدی این المنتهای باب طبع پنتاگون را میشناسد و آگاهانه چنین مختصاتی را از خود عرضه میکند. مولفه های این مختصات قابل توجه است.
عبدالله مهتدی در این مصاحبه نشان میدهد به خوبی به نیاز آمریکا بر شکافهای قومی و مذهبی آگاه است. در همین رابطه بر خلاف حقیقت پایه ای 28 ساله مبنای جنگ جمهوری اسلامی علیه مردم کردستان، این تصویر را میدهد که جنگ جمهوری اسلامی در کردستان "هم سیاسی و هم قومی و هم مذهبی است". و میفرمایند ، جامعه کردستان ایران "سه مذهب عمده دارد" و جناب مهتدی سیمای جامعه کردستان را با دسته بندی مذهبی و قومی توضیح میدهد. همچنین از این ناله میکند که جغرافیای کردستان ایران را در "چهار استان ایلام و آذربایجان غربی و کردستان و کرمانشاه" تجزیه کرده اند، و لاجرم همانند تمام ناسیونالیستها مرتجع و افراطی و فدرالیست امروزی نسخه جنگ بر سر جغرافیا و سرزمین و آب و خاک را در شیپور میدمند و آمادگی ظرفیت جنگیدن در این راستا را از خود نشان میدهد.
اما مهتدی میداند اگر ماموران آمریکایی بخواهند او و سازمانش را در کاراکتر کماندوهای جنگ قوم پرستانه جدی بگیرند، لازمست تعلق او را به سابقه و ریشه قومی و نژادی کردی محکمتر بدانند. بیعت کردن با محمد امین زکی "کرد" صاحب مقام عالیرتبه دولت عثمانی و از نظر مهتدی پدر "آغاز بیداری کردها" و شکواییه مهتدی از اینکه در ترکیه "قومیت ما و نژاد ما" انکار میشود، همه اجزای دادن تصویر قوم پرستانه و نژاد پرستانه از خود و جریانی است که نمایندگیش میکند. این سابقه و این تصویر آنجا تکمیل میشود که اعلام میکند "پدر من عضو حزب دمکرات کردستان و در جمهوری مهاباد عضو کابینه قاضی محمد و وزیر بود".
در ارائه تصویر قوم پرستانه، سابقه چپ گرایی و ضد امریکایی گذشته مهتدی بر این تصویر جدید سنگینی کرده و اوبال گردن او شده است. مهتدی در پیشگاه این دو مامور آمریکایی صریحتراز هر زمانی میخواهد این سابقه را از گردن خود واکند. به همین دلیل در بطن یکی گرفتن عامدانه کمونیسم و نظام حاکم کره شمالی توسط مامور آمریکایی، مهتدی فرصت را بلعیده و خجولانه توضیح میدهد که زمانی "بخشی از حزب کمونیست ایران بوده اند و متوجه شدیم اشتباه بود و انشعاب کردیم" و سپس با کینه و پررویی "حزب کمونیست ایران و کومه له" را "یک حزب شپشو و اکیبری " معرفی میکند. و در ادامه سنگ تمام میگذارد و میگوید "در دهه هفتاد تحت تاثیر جنبش ضد جنگ ضد آمریکایی بودیم، متأسفم!" اظهار تاسف بیشرمانه مهتدی بی مایه، تأثرتوتین و پاتریک را بر می انگیزد وهر دو دلداریش میدهند که "اشکالی ندارد، شما چپ گرا بودید و ما انتظار موضع دیگری نداشتیم " و پاتریک برای مهتدی توضیح میدهد که "پدر من هم همان زمان شدیدأ علیه بعضی جنبه های سیاست آمریکا بود".
در این مصاحبه مهتدی آگاهانه و سنجیده ، هر جمله و کلمه ای را انتخاب کرده است ، تا به عنوان عنصر و جریان منطبق با سناریوی سیاه آمریکا معرفی شود. برای کسب موقعیت جدید در بارگاه آمریکا در تف کردن به گذشته ضد امریکایی خود گوی سبقت را از همه هم سرنوشتان مشابه خود در همین دهه برده است، بدون اینکه چشم انداز رسیدن به نان و نوایی را داشته باشد. اما در این رابطه مهتدی و جریانش با دو مشکل روبرو هستند. اول اینکه آمریکا و نقشه هایش در خاورمیانه و در عراق به بن بست رسیده است و دامنه عمل مظهر امید مهتدی در رابطه با ایران محدود شده است . به گفته خود مهتدی آمریکا "سیاست روشنی برای کردستان ایران ندارد" و دوم اینکه مهتدی نمیخواهد بفهمد که الگو برداری از روند وقایع کردستان عراق برای کردستان ایران اشتباه است و من این را یکسال قبل به هنگام سفرشان به همراه مصطفی هجری به آمریکا به ایشان اینچنین یاد آور شدم.
" .... کمونیسم و چپ و رادیکالیسم جامعه کردستان ایران بزرگترین مانع تحقق رویاهای انگلی هجری – مهتدی و هر دو جریان تحت مسئولیتشان است. هر دو خوب میدانند بر خلاف کردستان عراق در سه دهه اخیر هیچگاه صحنه سیاست کردستان ایران و تناسب قوای آن اجازه یکه تازی به ناسیونالیسم کرد نداده است . اینبار نیز چنین اجازه ای نخواهند داشت. آنان خوب باید بدانند سرنوشت آن جامعه را باجنگ و موشک و بمب آمریکا و وصل شدن به آن و در کریدورهای پنتاگون نمیتوان رقم زد. اینجا کمونیسم قوی و قدرت چپ جامعه و توده مردم آگاه اراده و نقش فعال و سازنده تاریخ خود را میتوانند ایفا کنند" .
عبدالله مهتدی : سیاست بازی دون پایه
مصاحبه اخیر مهتدی با دو مامور و یا وبلاگ نویس آمریکایی واضحتر از هر زمان شخصیت و کاراکتر سیاسی وی را زیر نور افکن میگیرد. مهتدی استاد معلق زدنهای اپور تونیستی و چرخشهای هر از چند گاهی و اظهار نظرهای حقیرانه و نفرین گذشته چپ خود است. در مقاطع مختلف و صرفنظر از جایگاه او در صف بندی سیاسی ، زیگزاگها و نوسانات او چهره یک عنصر بی ثبات و بی پرنسیب و غیر قابل اعتماد را حتی در همین جنبش ناسیونالیستی کرد از او به دست داده است. مهتدی سیاستمدار نیست ، بلکه یک "سیاست باز" است. سیاست بازی که بنا به مصلحت روز و ضربدر دست و پا کردن موقعیت شخصی و با اتکا به سنت عقب مانده و شرق زده هر از چند گاهی "تابلوی سیاستش" را عوض میکند و نکته اینجا است که اصرار هم دارد، در همه این نوسانات و فراز و نشیبها و دورانهای مختلف "سیاستمدار" قلمداد شود. مصاحبه اخیر او با دو وبلاگ نویس آمریکایی به تمام معنا چهره یک سیاست باز سناریو سیاهی واپورتونیست را از وی و سازمان متبوعش ترسیم کرده است. چنین عناصر و جریانات سناریو سیاهی را لازمست افشاء و منزوی کرد. صف آزادیخواهانه مردم این را تضمین میکند.
***