دو روز مهمانی در کنگره حکمتیستها
December 01, 2006
08:33 PM

ضمن قدردانی از زحمات تمامی فعالان حزب کمونیست کارگری ایران ـ حکمتیست برای اولین بار توسط اعضای این حزب مردمی به کنگره دعوت شدم. با علاقه قلبی این دعوت را پذیرفتم زیرا با تعدادی از فعالان حزب حکمتیست درهامبورگ از نزدیک آشنا بودم ودرکنارشان فعالیت داشتم. برایم جالب بود تا از نزدیک با نمایندگان ، با رهبری حزب حکمتیست و دیگر اعضای این حزب آشنا شوم.
همزمان برایم مهم بود از نزدیک در این نشست بزرگ حزبی شرکت کنم و مباحثات آنها، تصمیمات آنها و چگونگی تصمیم گیری در این کنگره و مشغله های رهبران و نمایندگان و فعالین این حزب را بدانم. راستش از نزدیک رفیق ثریا خضری و تعدادی دیگر از فعالین این حزب در هامبورگ و از طریق اینها و نشریات حزب، کمی با حکمتیستها آشنا بودم. همین آشنایی و دوستی که با فعالین این حزب داشتم مشوق بزرگی بود که تلاش کنم در سطح دیگری نیز آنها را از نزدیک دیدار کنم.
به کنگره رفتم و با شور و شوق و مقداری هم با کنجکاوی راه افتادم و همراه دوستان دیگر به طرف کلن حرکت کردیم. با ورود به محل کنگره با جمعیتی بزرگ روبرو شدم که تنها تعداد محدودی را از روی عکسهایشان دیده بودم. تقریبا این جمعیت جز تعدادی از فعالین حزب از هامبورگ برایم نا آشنا بودند. هریک از اعضا و مسئولین که متوجه حضور من مهمان شدند که راستش از نگاه و رفتارم هم شاید میشد فهمید کسی را نمیشناسم، با صمیمیت جلو آمده و خوش آمد گفتند. دراین مکان متوجه صمیمیت ، یکرنگی ، همبستگی واتحاد اعضای حزب شدم. دلهره هایم خیلی سریع ریخت و کم کم احساس کردم جمع و فضای آن بسیار مردم دارانه، خودمانی و جالب است. احساس خوشی به من دست داد و چه تاثیر گذار و جالب و چه جمع جذاب و صمیمی. راستش خیلی سریع خودم را آشنا و خودی دیدم. مسئله مهم وجالبی که در کنگره به چشم می خورد برنامه ریزی وهماهنگی صحیح آن بود که ظرف دوروز نمایندگان خودرامعرفی وازبرنامه وفعالیت خوددرسال جاری صحبت کردنده . هر چند جمعیت زیادی در این سالن که جای سوزن انداختن نمانده بود، جمع شده بودند و جلسات بسیار کارشده و خوب سازمان داده شده بود. جمع و جلسات بسیار جدی بود، اینرا در سخنان نمایندگان و خود فضا میتوانست دید. در عین حال حال و هوا و فضا بسیار راحت صمیمی بود. درصحبتها هیچگونه منیتی وجود نداشت، هریک به راحتی نظرات خود را مطرح میکردند. مخالفت وتائید مباحثات و قرار و قطعنامه ها به آرامی و درآرامشی صورت می گرفت که آدم احساس راحتی میکرد. بحث از جانب کسی معرفی میشد، مخالف یا موافق حرف خود را در فضای پر از احترام پیش میبردند. بعد از هر جلسه ای درخارج از سالن نیز گاها مباحثات در جمعهای مختلف ادامه پیدا میکرد. لازم نبود کسی دعوتت کند، راحت وارد میشدی و در جمع و در فضایی متین و خودمانی پزیرفته میشدید. برخوردها بسیار منطقی ودوستانه به چشم می خورد. نماینده و شرکت کننده همگی در تلاشی جدی و با حرارت و در عین حال صمیمی تلاش میکردند برنامه صحیحی را پیاده کرده و دیگران را حول آن قانع یا متوجه نکات خود کنند. از قیافه سخنرانان و لیدر این حزب و بسیاری از چهره ها متانتی خاص همراه با اعتماد بنفسی شایان احترام نهفته بود. احساس نمیکردی کسی فیلم بازی میکند، انگار همه چیز فکر شده و از روی حساب و کتاب است. در این فضای متین هنگامی که بحث سر سرنگونی جمهوری اسلامی بود یا مبحثی دیگر، رهبران و فعالین این حزب کارشناسانه و جدی و با واقع بینی و خونسرد، مثل کسانی که دارند امری مهم را عملا پیش میبرند صحبت میشد. آزادی مردم، آزادی ایران، آزادی زن و رهایی انسان در این کنگره مورد بحث بود و اینکه چگونه از سناریوی سیاه ممناعت به عمل آید. فضای بحثها به حدی ضد قوم پرستی، ضد تفرقه انداختن میان مردم، ضد جمهوری اسلامی و ضد مذهب و خرافات بود که باور نکردنی بود. در این جمع احساس میکردم حقوق انسان ارزش والایی دارد. جمعی انسان از جوان و سن و سال دار دلسوزانه از نجات انسانها و نقش مهمی که برای خود میگذاشتند با هم جدل و صحبت میکردند. راه نشان میدادند، خطرات را میگفتند، مشکلات خود و حزبشان و موانع راه و سرانجام چگونگی فایق آمدن بر آن و سرانجام نقشه کار را میگفتند. تمامی آنها به نوعی احساس مسئولیت نسبت به حق انسانها داشتند. دراین جمع روشنفکران بسیاری به چشم می خورد که تمام وقت خود را صرف فعالیت برای نجات این مردم ازچنگال ضحاکان ولایت فقیه گذاشته بدون هیچ چشم داشتی. جای امیدواریست که هنوز در دنیایی که مادیات دیدگاه انسانها را کور کرده وبردلها سرپوشی نهاده، انسانهایی این چنین با عشق برای آزادی وبرابری انسانها با اعتقاد قلبی تلاش میکنند.
درضمن دراین کنگره با فعالان سازمان رهایی زن ومسئولین این سازمان از نزدیک آشنا شدم. با آنها نیز به گفتگو درمورد چگونگی حرکتهای سازنده برای نجات تمامی زنانی که در زی رظلم وستم زندگی می کنند پرداخته و به نتایج خوبی رسیدیم. معلوم است که تلاش ما در خارج و صدهها زن آزاد اندیش در داخل ایران زمانی به ثمر می رسد که ما با اعتقاد واتحاد بتوانیم نیروی خود را یکی کنیم، سیاهی راکنارزده ودر روشنایی مطلق در کنار آزادمردان با حقوق برابر به زیستن ادامه می دهیم.
این کنگره برای من تجربه گرانبهایی بود، شناختم و آموختم و راستش با دیدن این منظره احساس و امیدم به آزادی مردم، به رهایی انسان و به اینکه ماها میتوانیم موثر باشیم خیلی بالا رفت. جای تمام کسانی که نتوانستند و حتی کسانی که نخواستند شرکت کنند خالی بود. کاش شما هم میبودید و مطمئن هستم با امیدواری این تجمع را ترک میکردید.
باآرزوی موفقیت برای تمامی زنان آزاده وآزاد مردان وباتشکر از تمامی عزیزانی که دراین کنگره مرا همراهی کردند.
اکرم سلیمانی
مسئول روابط عمومی ومسئول کمیته زنان
کانون سیاسی فرهنگی ایرانیا ن آزاده هامبورگ