کنگره حکمتیستها در کلن آلمان روزهای 21 و 22 ماه اکتبر از زوایا و جهات مختلفی مورد توجه بود . چه از بیرون حزب و چه از داخل واز طرف دوستداران حزب. انعکاس آنچه که در کنگره گذشت و بیان جایگاه وزوایای با اهمیت کار کنگره با همه تاکیداتی که در این مورد شده و تلاشی هم تا کنون در این زمینه بعمل آمده است، رضایت بخش نبوده است. انتقادی که از جانب تعداد زیادی بر بالای دروازه تشکیلاتهای حزب تا کنون آویزان شده است و انتظار می رود توجه و خم شدن بیشتر تشکیلات و کادرهای حزب را نسبت به آن به دنبال داشته باشد. وارد شدن رفقا و دوستانی به این میدان و بیان آنچه احساس، مشاهده و تبیین آنان از کنگره بوده است، تصاویر با ارزشی از کنگره تا کنون نشان داده است. من هم به سهم خود از همین جا شروع می کنم.
روزها و هفته های قبل از کنگره بدون دلهره و سترس نبود. آیا اولین کنگره حزب حکمتیست را می توانیم با کیفیت،آبرومندانه و قابل ستایش بر گذار کنیم؟ اینکه دنیای بیرون کدام قضاوت را به نسبت این اولین کنگره ما می داشت یکی از شاخصهای مهم و دل مشغولی بسیاری از اعضای حزب بود . خوشبختانه سیاست درست چگونکی تدارک کنگره اولین قدمهای این مهم را تعیین کرد. کمیته رهبری حزب تصمیم گرفت که همه مباحثاتی که به کنگره پیشنهاد می شوند، از قبل بصورت علنی در معرض قضاوت عمومی قرار گیرند. بنابراین در چند شماره نشریه "کنگره" همه مباحثات پیشنهاد شده بصورت قطعنامه و قرار چاپ گردید. شاید این اولین کنگره یک جریان سیاسی ایرانی بود که قبل از آغاز به کار آن کل مباحثاتش نه تنها در معرض دسترسی و دید کل تشکیلاتش قرار می گرفت بلکه برای دنیای بیرون هم قابل دسترسی و قضاوت بود. این اقدام ضمن اینکه به اعضای حزب و نمایندگان کنگره امکان داد که از قبل بتوانند نظرات و دیدگاه خود را بصورت اسناد به کنگره ارائه دهندو حول مباحثات مطرح شده تعمق و تجسس داشته باشند ، بلکه بیرون حزب را هم وسیعا متوجه خودکرد. بعلاوه حتی معرفی کننده گان مباحث و بعضا مخالفین از قبل ثبت نام کردند چنین روشی کنگره را بشدت حرفه ای و کارآمد برای صرفه جویی در اتلاف وقت کرد.
اینکه یک جریان سیاسی چپ در مهمترین اتفاق تشکیلاتی خود یعنی کنگره سازمانیش آن درجه از شفافیت و علنیت سیاسی را ازخود بروز دهد و کل راه حلهای سیاسی خود و همچنین اسناد آلترناتیو را به قضاوت عمومی می گذارد ، بیشک سنت شکنی جدیدی است و اما به همان درجه مهم آنکه همه شاهد این بودند که حزب ما نقطه شروع و اتکاء قضاوت را جامعه و آن تغییر و تحولاتی می بیند که باید در آن اتفاق بیفتد.فوکوس مجموع اسناد پیشنهادشده به مهمترین مسائل جامعه ایران بود. در واقع این گامی بود درجهت تمرکز و بطریق اولی رجوع به جامعه، چشم دوختن به واقعیات آن ، نشان دادن راه برون رفت و چفت شدن با آن مکانیسنهای اجتماعی که پیشرفت ما در امر دخالت گری ،هدایت و سازماندهی مبارزات توده های مردم را برای امر رهایی شان امکان پذیر می سازد. کل مباحثات ما برای دستور کنگره دقیقا پرداختن به همان معضلات و گره گاههای بود که امروز کارگران و مردم بجان آمده ایران برای امر رهایی خود از باتلاق حاکمیت اسلامی با آن دست و پنجه نرم می کنند . در واقع نمایندگان کنگره آنچه با خود به کنگره بردند همان معضلات مربوط به جامعه و مردم ایران و منطقه بود که از قبل با همه در میان گذاشتند.
باز تاب این جهت گیری را میتوان در جلب توجه به کنگره ، شرکت وسیع در آن و پیامهایی که کنگره دریافت نمود مشاهده کرد. پیامهایی که در موارد بسیار ،تمرکز وتوجه به گوشه هایی از جسارت سیاسی حزب حکمتیست دارد که طی دو سال گذشته با پرداختن به معضلات واقعی پیشاروی جامعه ایران، ترسیم راه حلهای انسانی و عملی و ایجاد موانع و سنگرههایی در مقابل موج سناریوهایی که به برکت اوضاع کنونی جهان تحت سیاستهای امریکا و غرب ورقابتهای ارتجاعی اشان و میدان دار شدن جنبشهای سیاه قومی و اسلامی ممکن گردیده است. پیامهایی که نقطه امیدهای ما را بیشتر و تقویت می کرد و پیامهایی که توقعات و انتظاراتی را در مقابل کنگره ، رهبری حزب و جنبش کمونیسم کارگری قرار می داد. این انتظار بجایی بود از صف کمونیستهایی که طی دو سال گذشته صف آرایی وسیعی در مقابل ویروس قوم پرستی و ناسیونالیسم ایجاد کرده اند، به مقابله با طرح ارتجاعی فدرالیسم بر خاستند،مردم را از خزیدن بزیر پرچم قوم پرستان و گروههای سناریو سیاهی بر حذر داشتند،ایجاد گارد آزادی را بعنوان ستون نیروی مسلح مردمی برای دفاع از امنیت و زندگی مدنی در مقابل شرایط سناریو سیاهی ایجاد کردند، در برابر نظم نوین امریکا در منطقه خصوصا اشغال عراق، حمله اسرائیل به لبنان و مسئله هسته ای ایران روشنترین و انسانیترین سیاستها را داشتند. و این آن نقاط بر جسته ای بودند که روشن بینی سیاسی حکمتیستها را در مقابل پوپولیسم عقب مانده و دنباله رو توده ها ی جریانات چپ حاشیه ای قرار می داد و اینها توجه به حزب ما را علارغ همه محدودیتهای که به لحاظ امکان دستری به جامعه داشته ایم میسر کرده است . اینکه چنین توجه و انتظاری را حزب ما می تواند به مسئله جدی و وسیع توده ای در ابعاد اجتماعی تبدیل کند، بستگی به آن قابلیتهای دارد که حزب برای تبدیل شدن به حزبی سیاسی و جریان اجتماعی رهبر مبارزات توده های مردم به خود بپذیردو این را پراتیک حزب باید تضمین کند. کنگره ما و توجهاتش به گره گاههای اصلی و مشخص جامعه ایران تنها شروع کا ر ماست.
از میان پیامهایی که بمناسبت کنگره دریافت شد دوست دارم همینجا به یکی از آنها اشاره کنم ، آنهم پیام مشترک رفقا ساسان سعید، رضا کمانگر، رئوف افسایی و صلاح ایراندوست بود. خارج از اینکه مضمونا پیام آنان به بسیاری از نقاط قوت و افتخارآمیز چهره حزب ما در دو سال گذشته اشاره دارد و شکی نیست که بقول خودشان ما همیشه آنها را در کنار خود داشته ایم و کماکان خواهیم داشت با اینحال خوشحالی ویژه ای بمن دست داد . چرا که خارج از تاکیدات با اهمیتی که در رابطه با جهت گیریهای ما داشتند ،تداعی شدن آنان با این سیاستها و عزمشان برای ادامه این راه به عنوان شخصیتهای محبوب وشناخته شده در کردستان با ارزش و افتخار آمیز است. هر چند هنوز جای بعضی هاشان را در موقعیتهای تشکیلاتی خالی می بینم اما خشحالیم با اعلام تصمیم رضاکمانگربه فعالیت در صفوف حزب در کنگره و انتخاب ساسان به عضویت کمیته مرکزی حزب به مراتب افزایش یافت.
در رابطه باتدارک کنگره تلاش برای همراه کردن علاقه مندان ،دعوت از شخصیتها و دوستداران حزب تا هفته های آخر ادامه داشت . هماهنگی ها و ملزومات سفر تلاشهایی را می طلبید . اعلام پر شدن ظرفیت مکانی کنگره از طرف رفقای آلمان در آن روزها ،ترمزی به تلاشهای بیشتر ما در این زمینه و بروز نگرانیهای هم بود که نکند بدرستی نتوانیم از عهده مکان مناسب برای همه شرکت کنندگان برآیم. مسئله ای که بعضا بعنوان انتقاد نسبت به کوچک بودن سالن کنگره از طرف خیلیها بدنبال کنگره مطرح شد ودر واقع تعدادی هم به همین دلیل موفق به شرکت در کنگره نشدند. امکان تغییر مکان کنگره در آن روزهای آخر برای رفقای آلمان امکان پذیر نشد با این حال کار بزرگ و عظیم و صمیمانه ای که آنها طی دو روز کنگره پیش بردند شایان قدر دانی فراوانی است. گروه بیست و چند نفری ما ساعت 11 شب وارد فرودگاه کلن شدیم . نیم ساعت بعد آن با استقبال گرم رفقای آلمان به هتل کنگره در مرکز کلن منتقل شدیم بعد از ترتیب امورات ثبت و تعیین محل استراحت چند ساعت آن شب به دیدار تازه کردنها و گپ با دوستان گذشت . لحظاتی که معمولا در همچون تجمعهایی آرامبخش ترین لحظات به حساب می آیند . سفری به گذشته و خاطرات مشترک و یا داستانی از آنچه روی داده ، پرس و جویی از خانواده همدیگر و دوستان مشترک ، کپی در رابطه با مسائل سیاسی و تشکیلاتی مشترک در ایران تا جلسه خودمانی ، خلاصه از هر دری سخنی ، البته بدون احتساب لحظاتی که مباحث داخل جلسه در بیرون ادامه پیدا می کند .
روز 21 اکتبر کنگره با حضور نزدیک به 260 نفر، نمایندگان و مهمانان با سرود انترناسیونال شروع به کار کرد. تشریفات آیین نامه ومقدمات بسرعت گذشت . سخنرانی کورش مدرسی بعنوان افتتاعیه ساده، مختصر و روشن بنظر می رسید. از روزنه ای برای امید گفت . روزنه ای که برای بار دوم در طول یک دهه گذشته بروی جریان ما باز شده است . بار اول این شانس پرید بدون آنکه ما بتوانیم منشا چنان تغییراتی اجتماعی در جامعه ایران باشیم که با افت و خیز های آن خود را چفت کنیم، به رهبر مبارزات مردم جامعه تبدیل شویم و امید مردم به پیروزی را به نیروی واقعی تحول بخش تبدیل کنیم و اما اینبا ر شرایط بعضا دشوارتر بنظر می رسد. با این حال این شانس را حزب ما دارد . این موقعیت را دنیای خارج ما ایجاد کرده است نه خود اندیشی و بلند پروازی ما. در واقع موقعیت جنبشهای سیاسی واجتماعی و احزاب موجود در جدال سیاسی امروز ایران چنین امکانی را به دست داده است. سرخوردگی و بحران نیروهای راست و بن بست سیاستهای امریکا در منطقه در بوجود آوردن چنین شرایطی موثر بوده اند . ما می توانیم چون ماتریال انسانی آنرا داریم. ما قابلیت آنرا داریم چون بدون هیاهو راه کارهای عملی در مقابل حرکت کارگران و مردم قرار داده ایم ، چون چشم در واقعیات جامعه دوخته ایم و راه برون رفت از معضلات آنرا نشان داده ایم. ما می توا نیم به اعتبار اعتمادی که چپ جامعه طی دو سال گذشته به نسبت این حزب کسب کرده است. ما می توانیم چون این حزب عزم کرده است منشا چنین تغییری باشد. اسناد و سیاستهای دوره گذشته ما بهترین شاهد چنین عزم و ادعای اند. پیام کوروش چنین بود . ایشان ضمن اینکه به مولفه ها و داده های سیاسی امروز جامعه ایران و منطقه پرداخت ، بر این نکته تاکید گذاشت که حزب حکمتیست برای تبدیل شدن به بازیگر اصلی صحن سیاست ایران و منشا اثر واقع شدن باید چنین قابلیتهای بخود بپذیرد که به عنوان حزب سیاسی و اجتماعی تداعی و پذیرفته شود.قالبهای ایدئولوژیک وفرقه ای حزب را حاشیه نشین می کند. این شانس و روزنه امید همیشه نخواهد بود باید خود را به آن رساند.
گزارش به کنگره که قبلا انتشار علنی یافته بود و بحث حول آن بدنبال افتتاحیه از مباحث داغ کنگره بود و تعداد زیادی در رابطه با جنبه های گوناگون دو سال فعالیت حزب ،ضعفها و نقاط قوت وهمچنین کمبودها اظهار نظر کردند. و سرانجام نوبت قطعنامه ها رسید که به علت کثرت آنها در ابتدا برای در دستورقرار گرفتن همه قطعنامه ها وقرارهای پیشنهادی رای گیری شد و آنها که رای آوردند برای بحث در دستور کنگره قرار گرفتند.بدین ترتیب کنگره مجال پیدا کرد که به همه مباحث در دستور خود پرداخته و مفصلا بحث کرده و نهایتا تائید و یا رد نماید . شاید تنها موردی که کنگره به عهده کمیته منتخب خود قرار داد صدور چند پیام به خارج حزب بود. در تجربه من و خیلیها شاید این یکی از محدود مواردی است که کنگره ای مستقیما همه موضوعات دستور خود را بدون ارجاع و یا حذف پیش می برد و اینرا کنگره مدیون تدارک بغایت برنامه ریزی شده ، مدرن و علنی و رو به بیرون خود بود .و اما راجع به دو روز کنگره هنوز جوانب مختلفی را میتوان ترسیم کرد . فضای کنگره متفاوت بود.
ترکیب شرکت کننده گان متفاوت بود . در این کنگره تعداد زیادی از جریانات سیاسی ایرانی و خارجی ، شخسیتهای سیاسی و اجتماعی و فعالین سیاسی و فرهنگی شرکت کردند و همه امکان پیدا کردند که این حزب را از نزدیک ببینند . راجع به مباحثات کنگره اش قضاوت کنند و مجا ل پیدا کنند نقطه نظرات خود را در کنگره اش بیان دارند . و دقیقا چنین اتفاق افتاد . خیلی ها در نوبتهایشان ضمن بیان نقطه نظرات و دیدگاه خود از کنگره ما ، از سنتها و شیوه هایمان و از سیاستها و راه کارهای جسورانه و راه گشا ی ما گفتند . فضای باز و سیاسی و رلاکس کنگره تفاوتش را با تجمعات بی محتوای پر تهییج به همه نشان داد و در همان حال فاصله اش با جریاناتی که به ندرت حتی اعضایشان می دانند در چند روز کنگره سازمانیشان چه گذشته است و مردم تنها روایت رهبریشان را از مباحث و داستان کنگره می شنود، فرسنگها بود. اینجا همه با حرارت ، مخالف و موافق مباحث در برابر هم از نظرات خود دفاع کردند ، استدلال کردند و سرانجام رای دادند به آنچه مشترکا می باید به پیش برند.این تصویر عمیقا متفاوتی است . نه تنها در شکل بلکه مهمتر در محتوای آن . شاخصها اینجا اجتماعی است نه سازمانی . قضاوت جامعه و مردم مخاطب ماست نه اعضای حزب فقط. جریانی که رو به جامعه باز نبا شد از طرف جامعه پذیرفته نمی شود. دنیای امروز صد البته چنین توقعی را قوت می بخشد . و این آن روزنه ای است که حزب را در امتداد شاهراهی قرار می دهد که خود را در ابعاد اجتماعی به جامعه وصل کند.
یکی دیگر از تفاوتهای کنگره ما روند منتقل شدن ثقل تشکیلات حزب به داخل ایران و محیط جنبشهای اجتماعی است که به وضوع در این کنگره خود را بیان کرد اما در هما ن حال یکی از نکات ضعف و کمبود کنگره را به وضوع عیان نمود. اینکه بیش از سی در صد یعنی چهل و چند نفر از نمایندگان کنگره از تشکیلات داخل حزب بودند نشانه آن تغییر ثقل و انتقال وزن حزب به داخل ایران و در همان حال نشانده حضور سیاسی و پیشرفت تشکیلاتی ما است.اما کماکان این خود یک کنگره خارج کشوری بود و با توجه به شرایط پلیسی و سیاسی موجود تامین حضور عملی این رفقا در کنگره عملا غیر ممکن بود و این دقیقا آن کمبودی بود که کنگره از رفع آن عاجز ماند . و اما در مقابل تعداد زیادی از این رفقا امکان یافتند که رای های خود را به بقیه نمایندگان کنگره بسپارند . این روش بدرجه ای دخالت نظر و حضور سیاسی این بخش مهم از تشکیلات را ممکن کرد. مسلما خود پروسه انتخابات و در پیش گرفتن چنین روشی برای دخیل کردن رفقای ایران در سرنوشت سیاسی حزب فاکتور مهمی است در جهت مادیت بخشیدن به خود این جهتگیری و تحقوق اهداف ما از این مسئله . به هر حال بوجود آمدن فضایی که فعالین داخل ایران بتوانند توجهات ، نظرات و نگرشهای خود در ابعاد وسیع حول مسائل پیش روی حزب بیان کنند و تلاش فعالتر و دخالت گرانه تری در سرنوشت حزب و جنبش کمونیسم کارگری به عهده بگیرند ، حلقه ای در پیشروی جریان ماست.
حضور وسیع و فعال رفقای حزب کمونیست کارگری عراق و فعالین شناخته شده و محبوب عرصه های اجتماعی آن از نقاط قوت کنگره و شورانگیز بود . سخنرانی ریبوار احمد و بقیه رفقا یک بار دیگر تاکید مجدد بر هم سرنوشتی این دو حزب نه تنها به لحاظ آرمانی و برنامه ای و نه تنها درسطح سیاستها و تاکتیکها بلکه بلحاظ عینی و واقعی داشت. شرایط سیاسی امروز منطقه تحولات سیاسی در ایران و عراق را به هم گره زده است هر گونه پیشروی در یکی از آنها به نفع مردم و جنبش آزادیخواهی و چپ در جامعه امکان گشایش و پیشروی در دیگری را بوجود می آورد . این آن واقعیتی است که این دو حزب را هرچه بیشتر در کنار هم قرار می دهد.
بی مناسبت نخواهد بود اگر اشاره ای هم به حاشیه کنگره داشته باشم . از قبل کنگره سمینارهایی تقاضا شده بود که در حاشیه کنگره سازمان داده شدند از جمله در رابطه با تشکیلات داخل که توجه بیشتر مرا جلب کرد . حزب را چگونه باید ساخت؟ گامهای پیشروی ما کدامند ؟ واقعیت این است حزب پیشروهای مهمی در این زمینه داشته است و همین جوابگویی به تغییرات و کیفیات دیگری را به ما تحمیل میکند. حلقه های دیگر به غیر از بحث کمیته های کمونیستی چه خواهد بود؟ در دو سال گذشته بخش وسیعی از فعالین چپ در داخل به این حزب پیوسته اند ، وزنه ای از چپ دانشگا هها با ما تداعی می شود. ودر کردستان با طیف وسیعی از فعالین چپ روبرو هستیم و اینها راه کارها و نقشه های جدیدی را برای پیشروی در این زمینه می طلبد این سمینار بحثهای با ارزشی در این باره داشت.
جا دارد به نکته دیگری هم اشاره داشته باشم . شرکت در شب شعر ایرج جنتی عطایی یکی دیگر از لحظات شورانگیزکنگره بود . من از قبل با سروده های ایشان بصورت ترانه آشنا بودم اما هر گز به کتابهای شعر ایشان دسترسی نه داشته ام . بنابراین برای اولین بار همراه ایشان به دریای اندیشه و روئیاهای او سفر کردم . سفری به عمق درد و رنج ، سیاهی و ناملایمت ها ،آنجا که زور و سرکوب حاکم است و تحمیل و حق کشی قانون . آنجا که امید و آرزوها را بر نیامده می کشند و زندگی را زنجیر می کنند . و اما بازگشت دوباره ، امید و باز هم امید ، دوست داشتن ، به عشق اندیشدن و آزادی را لمس کردن.
براستی دقایقی زیبا بودند. شخصا لذت فراوان بردم.
آخرین نکته که می خواهم تاکید کنم قطعنامه ها و قرار های مصوب کنگره است که نتیجه تلاش و بحث و جدلهای فراوانی در کنگره بود . اما نکته مهم یکبار دیگر این است که این قطعنامه ها به مهمترین مسائل امروز جامعه ایران و سرنوشت آینده آن بر می گردد و به این لحاظ کنگره را متوجه و معطوف به جامعه تصویر میکند .انتظار می رود همه با چشم باز به آن نگاه کنند.
ر- بناوند 16نوامبر 2006