نگاهى به کنگره اول حزب حکمتیست
November 08, 2006
03:23 PM
رفقای زیادی از جمله اسد، خالد، عبدالله، جمال، على و غیره طى تماسهای که با آنها داشتم مرتبا من را برای رفتن به کنگره تشویق میکردند. هر بار به این رفقا جواب میدادم که من چیز تازه ای برای کنگره ندارم در نتیجه رفتنم را بى فایده مى دانستم، اما از طرفى دیدار با رفقای عزیزی که نزدیک به سه دهه است همسنگر هستیم برایم جذاب و به ومزه اش میچربید، هر چند وقت یکبار از طریق اینترنت سری به سایتهای مسافرتى جهت کسب اطلاعات در مورد هزینه سفر مى زدم. ساسان سعید از طریق یکى از دوستان پیام فرستاده بود که با وی تماس بگیرم. به ساسان زنگ زدم و بعد از صحبت های مفصل در رابطه با مسائل گوناگون، در فرصتهای بعدی در مورد تصمیمم برای شرکت به عنوان ناظر در کنگره اول حکمتیستها برایش گفتم که ساسان نظرش این بود نباید دست خالى به کنگره رفت، باید توقعاتى را از این کنگره مطرح کرد. بعد از بحث با ساسان، پیش نویس بیانیه ای را برای شرکت در کنگره اول حزب حکمتیست، تهیه کردم و برای ساسان و رئوف افسائى فرستادم و در یک جلسه بحث مفصلى را در مورد چگونگى متن بیانیه انجام دادیم که تصمیم گرفتیم اصلاحیه پیشنویس را بر مبنای بحث انجام گرفته رئوف تهیه کند. متن نهایى توسط رئوف تهیه و بعد از آن با صلاح ایراندوست هم تماس گرفتیم ، ایشان نیز اصلاحاتى بر روی بیانیه انجام دادند و به اسم هر چهار نفر، برای نشریه کنگره که سردبیر آن کورش مدرسى بود فرستادیم. به نظر من اهمیت سیاسى آن بیانیه بیشتر از انعکاس ان در مدیای حزب بود که فقط در صفحه ١٠ نشریه کنگره شماره ٦ چاپ بشود. کورش مدرسى نیز پیام کوتاه تشویق آمیزی برای ما فرستاد.
در روز های ٢٠ و ٢١ اکتبر ٢٠٠٦ در شهر کلن آلمان کنگره اول حزب کمونیست کارگری- حکمتیست برگزار گردید.
ساعت ٥ بعد از ظهر روز ١٩ اکتبر وارد فرودگاه کلن شدم، با رهنمایى محمد راستى به محلى رفتم که رفقای راهنما، منتظر شرکت کنندگان کنگره بودند. با ورود شرکت کنندگان انگلستان گنجایش دو دستگاه اتوبوس تکمیل شد و بعد به محل کنگره حرکت کردیم. تقریبا با نیم ساعت حرکت به محل کنگره رسیدیم، روبرو شدن با رفقای قدیمى و چهره های جدید از شرکت کنندگان، صف طولانى برای ثبت نام و پرداخت هزینه شرکت و دریافت کلید اطاق برای اقامت دو روزه خیلى سریع گذشت. کیفیت و امکانات محل کنگره و اطاقهای استراحت شرکت کنندگان، توقع بالایى را از یک کنگره موفق و مهم را تصویر میکرد و از طرفى چهره های شاد و جدی و خستگى ناپذیر، روحیه ای صمیمى به انسان مى داد که احساس نکنید مهمان هستید، من هم از همان لحظه اول احساس کردم که برای کاری مهم به اینجا آمده ام و با همه انسانهایى که زیر این سقف جمع شده بودندخودم را هم سرنوشت مى دانستم و احساس مى کردم که باید مسئول و جدی بود.
شب اول قبل از کنگره همراه با دهها رفیق قدیمى در محل رستوران کنگره تا پاسى از شب را با شادی و صمیمیت سپری کردیم. ساعت ١٠ صبح روز بعد جلسه کنگره بعد از تنظیم مقدمات فنى و آئیننامه ای و سرود انترناسیونال و یک دقیقه سکوت به یاد جان باختگان راه آزادی و سوسیالیسم، با سخنرانى افتتاحیه کورش مدرسى کار خود را رسما شروع کرد.
یک سنت شکنى تاریخى، تعیین هیت رئیسه، نه بعنوان سمت و موقعیت و مقام تشکیلاتى، بلکه بعنوان حرفه ای برای اداره جلسات تعریف شد! از طرف نمایندگان ، کوروش مدرسى و فاتح شیخ به عنوان هیئت رئیسه رأی اعتماد گرفتند و آنها نیز ٤ نفر را به جای خود و به عنوان هیئت رئیسه به سرپرستى فاتح شیخ انتخاب کردند!
نمایندگان از مجموعه قطعنامه ها و قرار های پیشنهادی، ٧ قطعنامه و ٨ قرار را برای بررسى در دستور جلسات قرار دادند. دو روز کار فشرده در فضای سیاسى و جدی به طول کشید.
سخنرانى افتتاحیه کورش مدرسى کلید این بحث بود که ما چه جایگاهى در جامعه داریم، چه کاری میخواهیم بکنیم و شانس ما برای تحقق آرزوهایمان کدام است؟
در جریان تصویب قطعنامه ها و قرارها هم بحث های پر شوری از جانب موافقین و مخالفین صورت مى گرفت و نتیجه را به رای مستقیم نمایندگان قرار مى دادند که تصویب و یا رد مى شدند. فضای سیاسى، صمیمى و توأم با احترام بود که انسان را به این احساس و امید مى رساند که باید به این حزب و آینده بهتر امیدوار بود.
اما آیا حزب حکمتیست از سنت چپ غیر اجتماعى رایج فاصله گرفته است؟ آیا حزب حکمتیست میتواند آنچه که ادعا مى کند باشد؟ آیا حزب حکمتیست میتواند به رهبر اعتراضات جامعه تبدیل بشود؟ آیا آرایش رهبری این حزب جوابگوی نیاز های امنیت و سبات حزب خواهد بود؟ نقطه ضعف های سیاسى این حزب چه هستند؟ چرا من به حزب حکمتیست پیوستم؟
آیا حزب حکمتیست از سنت چپ غیر اجتماعى رایج فاصله گرفته است؟
امروز در میان رهبری و کادرها بر حزب تعدد نظرات و اتحاد عمل توجه و تاکید میکنند! برای بخش زیادی از رهبری و کادرهای حزب علت انشعاب دو سال پیش از حزب کمونیست کارگری را عدم تحمل نظرات و دیدگاههای متفاوت در حزب کمونیست کارگری مى دانند.
اما این حزب هنوز به گذشته خود توجه زیادی مى کند، حفظ موقعیتها، عدم توجه به ساماندهى بر اساس تاثیرات اجتماعى کادرهای قدیم و جدید حزب، معضلى دست و پاگیر در روند رو به آینده حزب خواهد بود. یکه نمونه بارز مسئله این است که بخشهایى از رهبری حزب دارای گذشته ای پر از فداکاری و از خود گذشتگى بوده اند، اما امروز نسلى به میدان آمده اند که آگاهتر، سر خطتر و حتى حرفه ای تر هستند که جا به جا کردن این موقعیتها با مقاومت روبرو میشود. تصویب قرار تشکیل شورای امنای حزب در جهت کم مشقت کردن عبور از این مسئله بود. اما هنوز، اقلیتى در رهبری حزب و اکثریتى در حزب خواهان عبور از چپ غیر اجتماعى و حاشیه ای در جامعه هستند، اما تعدادی در رهبری و در حزب، بخت خود را در قالب سنت افتخار به گذشته مى بینند و دل خوشى به روند گسست از گذشته پر افتخار خود ندارد. اما شانس اصلى حزب عبور از این معضل است و حزب ناچار است دروازه اش را روبه جامعه و آینده باز کند!
آیا حزب حکمتیست میتواند آنچه که ادعا مى کند باشد؟
تصویری که از بیرون از حزب داده میشود این است که این حزب کردستانى است. اکثریت رهبری حزب در کردستان به دنیا آمده اند، اما این یک واقعیت است که تفکر و متد و جهان بینى و نقشه عمل این حزب بر اساس یک حزب سراسری مارکسیت ارتدوکسى و خلاف جریان است. این حزب خواهان تحقق فوری سوسیالیسم است و برای این امر مبارزه میکند. تلاش این حزب دسترسى به جنبش کارگری، جنبش زنان برابری طلب و جنبش جوانان معترض به نظام موجود است.
نیروی انسانى این حزب و امکانات اجتماعى و شفافیت سیاسى این حزب تنها شانس به ثمر رساندن ادعاهایش است و من نسبت به آن خوش بین هستم.
آیا حزب حکمتیست میتواند به رهبر اعتراضات جامعه تبدیل بشود؟
این اولین کنگره اپوزسیون چپ ایران در تاریخ ٣٠ سال گذشته است که تعدادی وسیعى از نمایندگان کنگره از داخل شهر ها انتخاب شده بودند. من شکى ندارم اگر امکان شرکت آزادانه مردم در این کنگره مى بود، اقشار وسیعى از شخصیتهای با نفوذ اجتماعى در این کنگره شرکت مى کردند. بى تردید همین سطح از نمایندگان، خود نشانگر نیروی مادی است که این حزب را در دسترس اعتراضات مردم قرار میدهد. از طرف دیگر حزب حکمتیست میتوانست بیشتر از این از چپ غیر اجتماعى فاصله بگیرد و تماما یک حزب معطوف به جامعه باشد. این حزب نباید وظایف و نقشه عمل خود را در رقابت با حزب کمونیست کارگری تعریف کند، عبور از این رقابت خود یک عرصه مهم است که دست و بال رهبری حزب روبه جامعه را باز میکند.
آیا آرایش رهبری این حزب جوابگوی نیاز های امنیت و اسبات حزب خواهد بود؟
یک مشکل اساسى مسئله اختیارات و حقوق رهبری حزب در اصول سازمانى حزب است. کنگره، ٥٢ نفر را برای کمیته مرکزی انتخاب کرد. عضو شدن در کمیته مرکزی ساده است، میتوانید عضو ک م باشید و در هیچ فنکسیون حزبى نباشید، اگر حوصله کردید در جلسات پلنوم شرکت کنید و با بالا بردن دست، به مصوبه ای رأی بدهید که تصویب بشود یا رد بشود. کمیته مرکزی در اولین پلنوم بعد از کنگره از میان اعضای ک م، ٢١ نفر را بعنوان دفتر سیاسى و یک نفر را بعنوان دبیر یا لیدر انتخاب کرده است. اما تاکنون مسئله لیدر در احزاب کمونیست کارگری خود معضل ساز بوده است.
لیدر بودن در حزب هرچند انتخابى است و در پلنوم انتخاب میشود اما احساس مى کنید انتصابى و مادام العمر است. در موارد های زیادی حقوق لیدر مغدوش است، برای نمونه در مواردی لیدر بعنوان لیدر کمیته مرکزی معرفى میشود و یا در مواردی لیدر حزب عنوان میشود. در احزاب بورژوای لیدر بر اساس پلاتفرم و یا نقشه عمل به لیدری انتخاب مى شود، در حالى که در احزاب چپ لیدر با معیار های دیگری انتخاب مى شود. در احزاب بورژوای عوض کردن لیدر کاری عادی، آسان و بدون مشقت است اما در احزاب چپ ممکن است به انشعاب منجر شود و یا به شدت مشقت بار خواهد بود.
در آینده حزب حکمتیست ناچار است در این رابطه سنت شکنى کند! دو راه حل جلو پای نحوه آرایش رهبری حزب است. اول دوره ای کردن وضایف لیدر به دوره های ٦ ماهه و یا یک ساله که امنیت سیاسى حزب را بالا میبرد! طرح دوم بازگشت به طرح رهبری جمعى است.
نقطه ضعف های سیاسى این حزب کدام هستند؟
این سئوال را اگر رهبری حزب جواب بدهد، روانشناسى من این است مى گویند ضعف حزب کمبود پول و امکانات مادی است!
این جواب درست است چون این یک واقعیت است که اگر امکانات مادی فراهم باشد حد اقل رهبری حزب را به کارمند حقوق بگیر حزب استخدام بکنید و رادیو و تلویزیون ٢٤ ساعته ، همراه روزنامه کمونیستى منتشر بکنید، توقع زیادی برای دسترسى به جامعه نیست.
اما جواب من ضمن تائید مسئله مالى، عدم شناخت دقیق حزب از سوخت و ساز روزانه جامعه است. آرایش، سازماندهى و تبلیغات دقیق بر مبنای اوضاع متغیر جامعه نیست.
حزب ما فاقط فنکسیون های تحقیقى در مورد شناخت از اقشار مختلف جامعه است. حزب ما هنوز اطلاع دقیقى از آمار تشکلها و سازمانهای اجتماعى ایران ندارد. شناخت درستى از نفوذ شخصیت های سیاسى و اجتماعى ندارد. ما پروژه ای دقیق برای تماس و گفتگو با تشکلها و سازمانهای اجتماعى و شخصیتهای سیاسى اجتماعى نداریم.
توجه به این مسائل روی روی میز رهبری حزب است.
چرا من به حزب حکمتیست پیوستم؟
بعد از انشعاب اوت ٢٠٠٤ من از عضویت حزبى مستعفى بودم، انشعاب را بر مبنای ضرورت اجتماعى نمیدانستم و بر این باورم که انشعاب ضربه ای کاری به کمونیسم کارگری وارد کرده بود. بر این باورم که رهبری جدید حزب کمونیست کارگری تحمیل کننده انشعاب بودند. من اعتقادی عمیق به تئوری و تفکر و متد منصور حکمت دارم. برای کسى که منصور حکمت را رهبر خود بداند نمیتواند تحزب گریز باشد! منصور حکمت تاکید روشنى روی تحزب، تشکل و حزبیت دارد. دو سال و چند ماه فعالیت فردی را فقط با اتکا به رهنمودهای حکمت در عرصه اجتماعى و سیاسى انجام داده ام. اما دو سال فرصت مناسب برای تعقل و تفکر برای انتخاب سیاسى بود. من انتخاب سیاسى کردم.
من فکر میکنم حزب حکمتیست میخواهد ادامه پروژه ساختن حزب منصور حکمت را به سر انجام برساند. تلاش برای لغو کار مزدی تحقق آزادی و برابری و در یک کلام تحقق نظام سوسیالیستى هدف اصلى حزب حکمتیست را تشکیل میدهد. پیوستن به حزب حکمتیست یک ضرورت سیاسى و اجتماعى است. من به همه انسانهای کمونیست و آزادیخواه و برابری طلب توصیه مى کنم که به حزب حکمتیست بپیوندند.