مرثيه ای برای مرداد ۶۷ ( بهروز فاتح )
شعر
August 17, 2008
12:19 PM
شب از نيمه نگذشته
جغد می خواند کوکوکوکو...
جوانانی بهت زده در صف
وسه قاضی بر نشسته
مغرورو نعره زنان:
يک يک ييش آييد ای محاربان دوزخی
سوال کوتاه است و آسان:
با ماييد يا برماييد؟
و گفتند حاشا حاشا
که هرگز تن به ذلتی سپرده باشيم
* * *
کنون صدای گورکن بود و زوزه ی سگ
و تا غنچه های خونين را
به سان گنج
در خاک نهان کرده باشند
خورشيد
از "خاوران" سر زده بود!
خورشيد
از "خاوران" سر زده بود!