اورژانس اجتماعی، هدیه تابستان امسال !! ( نیما نامی )
مطلب
July 24, 2008
04:37 PM
پس از گذشتن يك سال از آمدن گروهاي پليس طرح امنيت اجتماعي در تابستان كذشته با ونهاي سبز رنگ و مزدوران سبز رنگتر هديه تابستان امسال دولت طرح اورژانس اجتماعي با ونهاي بنفش رنگ مي باشد. در واقع نيروهاي امسال قرار است كه به مردم كمك كنند، چيزي شبيه دروغ شب ژانويه غربي ها!
ياد صحبت هاي سال پيش پيرامون طرح امنيت اجتماعي و گشت هاي ارشاد مي افتم كه فقط قرار بود به مردم محترمانه تذكر دهند (البته خودش نقذ آشكار حقوق بشر و يك حركت شبه طالباني بود) اما به همانجا ختم نشد و به دستگيري، ضرب و شتم و حتي تجاوز به چند دختر جوان انجاميد.هنوز ماجراي قتل دكتر زهرا بني يعقوب از خاطر كسي نرفته. اين مساله تا جايي پيش رفته كه در گيلان قاضي هاي سيار به صورت سرپايي و به سبك دادگاه هاي صحرايي براي مردم پرونده سازي مي كنند. به ياد حرف يكي از زندانيان اوين مي افتم وقتي براي ديدن يكي از رفقا به درب زندان رفته بودم كه مي گفت "دولت سعي دارد تا انجا كه مي تواند براي همه پرونده بسازد.بيشتر كساني كه اين تو هستند جرم جنايي ندارند و فقط به خاطر مسائل پيش پا افتاده به اينجا كشيده شدند." چند دقيقه بعد دختري با صورت گريان و نزديك به قش كردن از زندان بيرون امد.نوع رفتارش معلوم بود كه حتي در مخيله اش نمي گنجيده كه بايد روزي را در اوين به شب برساند و شبي را صبح كند. در آخر كاشف به عمل امد كه به خاطر خريد يك مبايل 000/90 توماني از يك مغازه كه دزدي بوده به اين روز افتاده و از اينجور ماجرا ها كم نبود و مادرها و پدراني كه ناباورانه و گريان منتظر بودند كه فرزندشان از پشت ميله هايي كه جاي جانيان و تبهكاران است آزاد شوند!
اما حال با چنين اوضاع و احوالي مي خواهند گروهاي اورژانس تشكيل دهند در واقع ونهايي بنفش رنگ كه از طرف بهزيستي به جامعه هديه شده.در هر كدام يك روانشناس حضور دارد و به مشكلات دختران فراري يا هر كسي كه مشكلي داشته باشد رسيدگي مي كنند و كافي است شما به شماره انها زنگ بزنيد تا انها خود به سراغ شما بيايند!در واقع اينبار انها نيستند كه با چماق سر چهار راهها و ايستگاه هاي مترو كمين كرده و شما را به دام مي اندازند.بلكه خود شما هستيد كه همانند خرگوشي خسته و پريشان به لانه ي اين گرگهاي وحشي قدم مي گزاريد!
اين خود جاي بحث دارد كه آيا مشكلات جوانان با يك روانشناس حل مي شود؟ آيا بايد انتظار داشت دختري كه از خانه فرار كرده و گشت ارشاد بزرگترين دشمن فعلي اوست به همان ماشين ها اما با رنگي ديگر اعتماد كند؟ آيا اين پروژه مصداق بارز خر و پالانش نيست؟
مطمئنا روزي را خواهيم ديد كه دادگاه هاي مشابهي در اين ونهاي بنفش تشكيل شود و دختراني در اين ونها مورد ضرب و شتم و تجاوز قرار گيرند.در واقع اين موارد اخر با پوست و خون دولتمردان ما اجين شده و نمي شود نهادي دولتي را بيابي كه در ان اينگونه مفاسد از جانب روسا وجود نداشته باشد در حاليكه خودشان هميشه مردم را به خاطر هيچ و به اسم مفاسد مورد بازخواست قرار مي دهند.
اگر واقعاً دولت دلش به حال جامعه تا خرخره در فساد فرو رفته مي سوزد بهتر است اول فكري به حال عمال خود كند.هنوز از افتضاح دانشگاه زنجان نگذشته و همه ما به خوبي مي دانيم چنين رفتاري در همه دانشگاه هاي كشور وجود دارد و تجاوز به حريم شخصي افراد و مخصوصاً دختران ديگر يه يك مساله كاملاً آشكار تبديل شده.از طرفي فضاي فرهنگي حاكم بر جامعه.كمبودهايي كه هر جواني با ان دست و پنجه نرم ميكند و فضاي خفه و بسته خانواده و پرخاش ها و هتك حرمت هاي كوچه و خيابان دليل اصلي وجود دختران فراري و جوانان بزه كار است.پس مي توان گفت مشكل به خوبي و آشكارا مشخص است و اگر كسي مي خواهد كاري كند بايد با توجه به مشكلات دست به اقداماتي بزند. مثلاً اول از همه اين گشت هاي ارشاد را جمع كند. براي مردم آرامش،تفريح،امكانات،شرايط تحصيل راحت،مسكن و ... فراهم كند.براي جوانان و نوجوانان مراكز ورزشي و تفريحي به اندازه كافي و باقيمت هاي ارزان فراهم كند.به وضع مدارس و آموزش و پرورش بيمار كشور رسيدگي كند.اما به جاي همه اينها ونهاي پليس را بيشتر مي كند و اسمي ديگر بر روي آن مي گذارد. در واقع از عادت "ماست مالي كردن" ايرانيها به نحو احسنت استفاده مي كند.
اما تمام ترس من اين است كه باز هم بنشينيم و منتظر اين باشيم كه تابستان بعدي چه بلايي بر سرمان مي آورند!!