گزارش تظاهرات ضد نازيستى در استکهلم ( همراه با تصاویر )
سازمان سراسری پناهندگان ایرانی واحد استهکلم
June 07, 2008
01:17 AM
وطن و وطن پرستى پيشکشتان!
تظاهرات ضد نازيستى در استکهلم
روز ملى سوئد، يک روز تعطيل و با مجموعه بزرگى از تشريفات و مراسم، در زير انبوهى از پرچم ها و رژه ها، مثل همه کشورهاى ديگر، قرار بر اينستکه تعلق مشترک ملى را به مردم حقنه کنند. در فضايى که ايجاد ميشود، خود نمايى جمعيتهاى راسيستى بطور اتوماتيک جزيى از اين روز بحساب ميايد. از يک طرف نمايشات رسمى و دولا و راست شدن حول و حوش پرچم و اعلاحضرت و از طرف ديگر صف سگرمه هاى در هم کشيده خنده آور جمعيت وطن پرستان افراطى؛ هر دو به يک اندازه مشخصه اين روز هستند. دست فراخوان دهندگان تظاهرات ضد راسيستى در مرکز شهر استکهلم درد نکند که جواب هر دو جنبه مورد اشاره اين روز را يکجا و بطرز عالى کف دست صاحبانش قرار دادند.
هر کس که نبود، يک روز بياد ماندنى و پرهيجان و آموزنده را از دست داد، واقعا ضرر کرد.
تمام محوطه تجمع اوليه تظاهرات در محل Slussen از ساعت ١١ صبح پر از جمعيتى شد که نود درصدشان را جوانان تشکيل ميدادند. بخش اصلى فراخوان دهندگان تظاهرات سازمانها چپ بودند و به همين دليل چپ و کمونيزم فضا را در قرق خود داشت. اصرار و شيفتگى اين جوانان براى نمايش تعلقشان به چپ و کمونيزم واقعا بيننده را مبهوت ميکند، زبان آدم بند ميايد. خالهاى کوبيده شده، رنگها و فرمهاى بدقت انتخاب شده در لباس و کيف و زينت آلاد، نحوه جا دادن روزنامه در جيب شلوار و پيراهن، نحوه معاشرت همه چيز بخدمت گرفته ميشود که شورش اين جوانها را به تخم چشم بيننده فرو کنند. در نيم ساعت چرخش در ميان جمعيت، حرص و اشتياق ديدن، کشف و بخاطر سپردن اينگونه جزييات دوربين که هيچ، خود آدم را از پا در مياورد. سخنرانى ها آغاز ميگردد.
چهار سخنران هر کدام در خطابه پنج شش دقيقه اى پشت ميکروفون رفتند و هر کدام به نوبه خود به معناى دقيق کلمه ريدند به سر و پاى روز ملى و در ميان کف زدن ـ سوت زدن ـ حضار دنبال کارشان رفتند. سخنرانان جوانانى دور بيست سال، هر کدام در حاليکه برگ چروکيده و هزار بار تا خورده سخنرانى را بزحمت گَـل هم در دست لرزان نگه داشته بودند، براى مستمعين شرح ميدادند که روز ملى مال کى است، از کجا آمده و بدرد چه کسى ميخورد. برايتان شرح ميدادند که روز ملى در ادامه فاصله طبقاتى، در ادامه فقير تر شدن بخش بزرگ جامعه در تکميل سياستهاى صرفه جويى دولت، در ادامه خصوصى سازى مدارس و بيمارستانهاست. ميگفتند که در لباس ملى قرار است ميان کارگران ديوار بکشند. سخنرانان در عبارات مارکس فرياد ميزدند که آنها ملت ندارند، از فاصله ميان مردم عار دارند، بدنبال همبستگى بين المللى، بدنبال آگاهى بجاى خرافه ميهن پرستى هستند.
شور و هيجان، سادگى پيام و صداى رساى شرکت کنندگان در صف راهپيمايى ، پرچمهاى قرمز، رقص زيباى رنگها و بدون ترديد ترکيب چشمگير جوانان همگى توجه و سمپاتى وسيع رهگذران را بخود جلب مينمود. ساعت يک ساعت و نيم بعد تر، ايستگاه دوم و پايانى تظاهرات به سخنرانى هاى بيشتر پرداخت و به محل يک کمپ سياسى و تفريحى در مقابل آفتاب دلنشين شهر تبديل گشت. شهر ما، چپ و کمونيزم، عقل و تمدن و انسانيت، اين روز بياد ماندنى را به برگزار کنندگان آن مديون هستيم.
از سازمان سراسرى پناهندگان
مصطفى اسدپور
٦ ماه ژوئن ٢٠٠٨
























