صفحه اصلی مطالب جدید مقالات نشریات ستون آزاد NEW تماس با ما سایتهای دیگر EC??I ???? O??? EC I? ?U? ???E? ?C? ?E???   

 



مطلب را به بالاترین بفرستید:

 

نامه نوجوانى که دوازده روزديگر اعدام خواهد شد

از دیگر سایتها

June 06, 2008  09:13 PM

 

به نام آزادي  
جواني هستم بيست و يکساله ، هنگامي که پا به زندان گذاشتم 16 سال داشتم ، نوجواني بودم که به مانند همه نوجوانان ديگر هنوز از روياهاي کودکانه ام جدا نشده بودم ، هنوز کتابهاي مدرسه ام بود ، هنوز هراس و دلهره کنکور به سراغم نيامده بود ، دلهره شيريني که حسرتش به دلم ماند .


طي دعوايي بچه گانه به قصد ميانجيگري وارد شدم تا مبادا سر کسي بشکند يا بيني کسي خون بيايد اما نميدانم چگونه بود که جان انساني در آن غروب سياه که باعث غروب همه آرزوهايم شد گرفته شد . اما نه به همين سادگي ، از آن روز به بعد زمين و زمان دست به دست هم دادند تا مرا از کتابهايم جداکرده و به سوي چوبه دار ببرند ،
جوان ناکامي که نميدانم از کجا و به دست چه کسي زخمي شد به بيمارستاني برده شد که حتي امروز هم اتاق جراحي آن آمادگي پذيرش چنين زخمي را ندارد ، بيمارستاني که هنوز توانايي عمل بازقلب را ندارد . عمل بازقلب در چنين بيمارستاني انجام گرفت و منجر به مرگ جوان شد .
از روزي که پايم به آگاهي بازشد يا بهتر بگويم ، رفتم که بگويم من هم شاهد دعوا بوده ام روزگار من به گونه اي ديگر ورق خورد و هزاران در پشت سرم بسته شد. مدتي را که در آگاهي به سر برده ام از تلخ ترين روزهاي زندگي ام بود ،روزهاي تلخي که هر شب به مانند کابوسي به سراغم مي آيد . آنقدر شلاق و کتک خوردم ، آنقدر از سقف آويزانم کردند که ديگر اميدي به زنده ماندن نداشتم . هر که از راه ميرسيد من را ميزد ، همراه با سارق و قاتل شکنجه شدم تا يکي از آن شبها ي غيرقابل تحمل به ناچار گفتم هر چه بنويسيد و هرچه بگوئيد امضاء ميکنم ، نيم ساعت بعد کاغذي را جلويم گذاشتند . بدون آنکه بدانم درون آن چيست و چه چيزي نوشته شده بود مجبورم کردند آن را انگشت بزنم ، خدا را شاهد ميگيرم نه کلمه اي نوشتم و نه ميدانم در آن کاغذ چه نوشته شده بود. روز بازپرسي نيز گفتند که من به قتل اعتراف کرده ام ، تا من و خانواده ام به خود آمديم سايه مرگ بر زندگي ام سنگيني کرد . خانواده ام دو وکيل براي من انتخاب کردند که متاسفانه بعداً مشخص شد که هر دو قلابي بوده اند ، يعني کساني در دادگاه از من دفاع کردند که اصلاً وکيل نبودند .
پايم به زندان باز شد ، آنهم زنداني که جرم و جنايت از در و ديوار آن ميباريد ، تا به خودم آمدم ديدم نوجواني هستم در ميان دهها مجرم انسان نما . براي حفظ خودم و براي اينکه آرزوهايم قبل از خودم نميرند سالها با در و ديوار و مجرم و زندانبان جنگيدم تا اينکه فريادم به جايي نرسيد ، شبي من را پاي چوبه دار بردند ، هنگامي که قرار شد وصيتنامه ام را بنويسم باور کنيد نميدانستم چه بنويسم . آخر نميدانستم مرگ چيست ، براي من زندگي در همان سن شانزده سالگي ، در همان سني که بايد هنوز سرکتابهايم خوابم ميبرد متوقف شده بود . طناب را به گردنم انداختند ، براي چند لحظه چشمهايم را بستم و خدا را با همه وجود به ياري طلبيدم ، تنها چند ثانيه قبل از اينکه زيرپايم را خالي کنند چون معلوم شده بود هر دو وکيلم کلاهبردار بودند و در روز اجراي حکم حضور نداشتند به کمک وکيلي ديگر موضوع روشن ميشود و در آخرين لحظه اجراي حکم متوقف شد . از پله ها که پائين مي آمدم دوباره کلاس و مدرسه جلوي چشمانم زنده شد ، دوباره احساس کردم که به سوي مدرسه ميروم ، دوباره شوق مدرسه و کتاب و دفتر در دلم زنده شد .
اکنون بارديگر در انتظار اجراي حکم هستم ، ديگر از مرگ نمي ترسم ، سالهاست که با آن زندگي کرده ام ، سالهاست که کابوس آن آزارم ميدهد ، سالهاست که قبل از خودم روياهايم را دار زدند ، روزي نيست که به مادرم نگويم شايد اين آخرين تلفنم باشد و روزي نيست که شاهد گريه مادرم نباشم . کم نيستند کساني مانند من که زندگي برايشان در همان سن شانزده سالگي متوقف شده است ، کم نيستند کساني که به هر دليلي امروز و در حالي که هنوز طعم شيرين زندگي را نچشيده اند بايد هر شب منتظر باشند که شايد امشب آخرين شب زندگي اشان باشد ، امروز که اين نامه را برايتان مينويسم هنوز نمي توانم باور کنم که من از مدرسه و دوستانم براي هميشه جدا شده ام ، هنوز نميتوانم باور کنم که من بزرگ شده ام و ديگر نوجواني و کودکي ام به پايان رسيده است ، هنوز نميتوانم باور کنم که تا چند روز ديگر بايد بميرم. هنوز نميتوانم باور کنم که دوباره بايد از همان پله ها بالا بروم و طناب به گردنم بياندازم ، من به اميد زندگي و به اميد آينده توانسته ام خودم را در زندان از هر گونه خطا و خلفي حفظ کنم ، راه دورم نمازخانه و تنها مونسم خداي بزرگ بود که هر روز با او به راز و نياز مينشينم .
امروز من به نام خودم و نام تمامي نوجواناني که تعدادمان هم کم نيست سوگند ميدهم تمام کساني را که روياهايشان را در کودکي به چشم ديده اند . از طرف خانواده همه مان تقاضاي رسيدگي به وضعيت مان را دارم ، شرايطي را فراهم آوريد تا پرونده ما و امثال ما در فضايي عادلانه و به دور از خشونت و به دور از شرايط و بخشنامه هاي دست و پا گير و خشکي که شرايط زندگي ما و وضعيت زندانها را ناديده ميگيرد بررسي شود.

به اميد زندگي
محمد فدايي - متولد 1366
زندان رجايي شهر کرج

- شايان ذکر است حکم اعدام محمد فدايي، سعيد جزي و بهنود شجاعي سه نوجواني که فارغ از روند دادرسي ، در زمان ارتکاب جرم کمتر از هيجده سال داشته اند و از لحاظ معاهدات بين المللي کودک تلقي ميگردند در ليست اعداميان آخرين چهارشنبه خردادماه مورخه 29/3/87 جهت اجراي حکم قرار گرفته است.
از : فعالان حقوق بشر در ايران

 


 

 

 

مطالب مرتبط

  • کارل مارکس بازگشته است!
  • انتقاد دبیرکل سازمان ملل از وضع حقوق بشر در ایران
  • محکومان قصاص زیر ۱۸ سال همچنان اعدام می شوند
  • اهتمام بازديدكنندگان نمايشگاه كتاب فرانكفورت به آثار «كارل ماركس» موجب شگفتي رسانه‌هاي ادبي و كتاب جهان شده است
  • حبس ابد جایگزین اعدام برای متهمان زیر 18 سال در ایران
  • آیا پیش‌بینی مارکس محقق می‌شود؟بحران اقتصادی جهان در گفت و گو با دکتر جمشید اسدی و دکتر مرتضی محیط
  • روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام: «اعدام اجرای عدالت نیست، انتقام است»
  • 500 تا هزار نفر از بازاریان اعتصاب کننده در اصفهان دست به تظاهرات زدند
  • نئوليبرالیسم در دالان هبا
  • بازداشت چند معلم در تهران در روز جهانی معلم
  • درگیری نازیست ها با مردم در شهر یوتبوری ( گفتگو با سخنگوی سازمان پناهندگان ایرانی بی مرز در یوتبوری )
  • اخبار اعتراضات وسيع کارگرى در شهرهاى مختلف ايران ( ایران تریبون )
  • نامه سرگشاده علیرضا داوودی ، فعال دانشجوئی آزادیخواه و برابری طلب ، به تمامی آزادیخواهان
  • گفتگوی صدای امریکا با رعنا کریم زاده در مورد "کمپین دفاع از حق پناهندگی رعنا کریم زاده "
  • آخرین اسامی بازداشت شدگان کانون های صنفی معلمان ( کانون صنفی معلمان ايران)
  • ضرب و شتم بازماندگان خاوران
  • فرزندانمان را کشتند اکنون هم نمی گذارند بر سر مزارشان جمع شویم
  • با سه هنرمند سینمای ایران همچون مجرمان برخورد خواهد شد
  • دستاورد يا جرايم پليس عليه زنان؟
  • بيش از سی معترض به قتل ناموسی همچنان در زندان
  • وضعیت نامناسب عابد توانچه در زندان اراک ( کمیته گزارشگران حقوق بشر )
  • دادگاه علی کانتوری 5 شهریور برگزار خواهد شد ( کمیته گزارشگران حقوق بشر )
  • عفو بین الملل: عاملان قتل عام سال ۶۷ را تسلیم عدالت کنید
  • تجمع معترضین به قتل فرشته نجاتی در جلو دادگستری مریوان با خشونت مواجه شد
  • حکم صادره دادگاه سنندج برعلیه چهار نفر از فعالین کارگری سنندج
  • عکسهای از اعتراض مردم مبارز مریوان و کانی دینار بر علیه قتل فرشته نجاتی
  • اعتراض فعالان دانشجویی شیراز به بازداشت های اخیر دانشجویان
  • تجمع معلمان حق التدريسي لرستاني در مقابل مجلس
  • آزادی احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی پس از تحمل ۱۵ ماه حبس
  • متن حکم داده شده به سيد خالد حسينى يکى از کارگران سنندج
  • مردم بندر ریگ شيشه هاى اداره برق را شكستند
  • مرگ هفت نفر در بیمارستان تجریش در اثر قطع ناگهانی برق
  • فيلم مستند از جنايات و نقض حقوق بشر در ايران
  • برای دانشجویان آزادی خواه وبرابری طلب
  • 29 نفر امروز در تهران اعدام شدند
  • ربودن و شکنجه برادرزاده 11 ساله فرزاد کمانگر معلم اعدامي
  • گزارش تجمع اعتراض به نقض حقوق بشر در سنندج ( همراه با تصاویر )
  • مقاله اي از شاهد علوي پيرو صدور حکم اعدام فرزاد کمانگر
  • اعتراض شديد خليل بهراميان ، وکيل فرزاد کمانگر: پروانه وکالتم را پاره ميکنم
  • اعتراض ۲۴ سازمان حقوق بشر به اعدام نوجوانان در ایران

Copyright © 2005 iran-telegraf.com