تعرض به افغانی های مقیم ایران و هر جای کره خاکی موقوف!
November 08, 2007
02:29 PM
تعرض به افغانی های مقیم ایران و هر جای کره خاکی موقوف!
یکبار دیگر حمله وحشیانه سه مرد به یک زن و تجاوز جنسی به او به ماتریال تبلیغی تهوع آوری برای تعرض به حرمت انسانی صدها هزار افغانی مقیم ایران شده است.
سه مرد در کمال وقاحت و وحشیگری در نقطهای از ایران به یک زن "ایرانی" تجاوز میکنند و فیلم آن را روی شبکه اینترنت گذاشتهاند.
جدیدأ پخش این فیلم اینترنتی که صحنه تجاوز به دختری ایرانی توسط چند مرد با لهجه "افغانی"است، بهانه ایی برای تعرض مجدد به پناهندگان افغانی در ایران و خارج از ایران شده است. صرفنظر از هویت این افراد و انگیزه پخش فیلم دیدن صحنه دهشتناک تجاوز برای هر انسانی دردناک است. اما نوع برخورد به این ماجرا دردناکتر. چندین روز و شب است که در اتاق های پالتاک به تجزیه وتحلیل این موضوع میپردارند! ایرانی های ناسیونالیست از زاویه "خودبرتربینی" و "ناموس پرستی "به خشم امده اند وبا تحقیر کردن افغانیهای پناهنده و صادر کردن حکم اعدام برای متجاوزان، به بررسی این جنایت می پردازند. عده ای افغانی هم از موضع کاملا دفاعی همدردی میکنند و قسم میخورند که همه یک "رنگ" نیستند. ناگفته نماند که در این میان ایرانی و افغانی های اگاه و شریفی هستند که به درستی و ریشه ایی به این مسله میپردارند.
گویا سفارت افغانستان درایران هم هویت "اففانی" این متجاوزین را انکار کرده است.
نفرت پراکنی نسبت به جامعه افغان و اینکه متجاوز و خلاف کارند بسیار ناعادلانه است و باید به شدت جلوی این تعرض را گرفت. در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی روزانه به تمام گوشه زوایای زندگی انسانها تجاوز میشود و در زندانها تجاوز به زنان نوعی شکنجه است که زهرا کاظمی یک نمونه از ان بود و به خاطر فقر، نا آگاهی و محرومیت های اجتماعی وجنسی، کم نیستند دختران و بچه هایی که از طرف پدر، برادر و نزدیکان خود مورد تجاوز قرار میگیرند.
سؤال این است تجاوزگر اصلی کیست؟ چرا تجاوز صورت میگیرد؟ راه مبارزه با ان چیست؟
نزدیک به سه دهه است که جنگ، فقر، طالبان و نا امنی در افعانستان، میلیونها افعانی را در جستجوی اندک امنیتی اواره ایران کرده است. میلیونها نفر که در محرومیت مطلق، تحت تعقیب ماموران مرزی و پلیس، برای امرار معاش به شاق ترین، پست ترین و ارزان ترین کارها، روی آوردند. از دسترنج کار ارزان این جمعیت میلیونی، زن و مرد و پیر و جوان و کودک، ثروتهای سرشار و افسانه ای به جیب قشر وسیعی از کارفرما های انگل و دولت حامی شان، جمهوری اسلامی ایران، سرازیر شده است. دختران عزیر افغان با اندک دستمزد وادار به انجام کارهای سختی چون قالی بافی، سرمه دوزی ، پسته شکنی و .. شده اند.
مهاجرافغانی، جمعینت میلیونی است که در ایران کار و زندگی کرده، خانوداه تشکیل داده، صاحب کودکانی شده و غالبا کمترین خاطره ای از سرزمین "آبا و اجدادیشان" ندارند. این ها باید شهروندان متساوی الحقوق و محترم ایران باشند اما نه کودکانشان از حق برابر تحصیل برخوردارند، نه ازدواج و تشکیل خانواده شان از طرف دولت قانونی و به رسمیت شناخته ميشود، و نه قانونا حق درمان و مداوا و دفاع از خود داشته و دارند. بعلاوه حمله عنان گسیخته دائم جمهوری اسلامی به این شهروندان بی پناه بر متن فضای غالبا نژادپرستانه ضد افغانی در میان مردم و طبقه کارگر ایران، فرهنگ غالب فخرفروش و "خودبرتربین" ایرانی، در تمام طول 30 سال مهاجرت این جمعیت میلیونی به ایران، هیچگاه اجازه نداد که این بخش از طبقه کارگر و سخت کوش، در منزل خود یعنی جایی که کار و زندگی میکنند، احساس کنند صاحب خانه هستند . فرهنگ غیرانسانی ضد افغان، دست در دست سرکوب و تعرض حکومت اسلامی در ایران، غالبأ حمایت طبقه کارگر و مردم ایران از این شهروندان جامعه را دریغ کرد.
این واقعیت، تنهایی و بی حمایتی شهروندان با پیشینه افغانی، همواره آنها را بعنوان حلقه ضعیف، طعمه سرمایه داران و دولت سرکوبگرشان، جمهوری اسلامی، کرده است. جمهوری اسلامی هر از چند گاهي برای تخفیف فشار مردم بر روی خود، این بخش از شهروندان جامعه را مورد حمله قرار میدهد و صدها هزار نفر را در سالهای گذشته اخراج کرده است. میلیونها نفری که به گزارش مراجع بین المللی، امروز در افعانستان نه راه پیش دارند و نه راه پس!
باید دست از سر پناهجویان افغانی برداشته شود، متهمین و تجاوزگران را بدون در نظر گرفتن اتفاق محل تولد باید نگریست و مجازات کرد، جمهوری اسلامی را بعنوان منشا و بانی نابرابری ها ، نهادینه کردن تحقیر و توهین و تجاوز به زنان به عنوان شهروندان درجه سه ، نباید نادیده گرفت و از زیر ضرب نابودی رها کرد.