ايجاد فضای نظامی به هر بهانه ای محکوم است!
خالد حاج محمدی
April 26, 2006
12:34 PM
اخيرا جمهوری اسلامی نيروی نظامی وسيعی را به مناطق مرزی شمال کردستان گسيل کرده است. ستونهای نظامی با تجهيزات جنگی کامل به اشنويه، پيرانشهر و سردشت رفته و در مناطق مرزی مستقر شده است. طبق اطلاع در منطقه مرزی اشنويه_ عراق جمهوری اسلامی محل استقرار پژاک در جوار پ کا کا را توپ باران کرده است و همزمان نيروهای ترکيه نيز مناطق استقرار پ کا کا را به توپ و خمپاره بسته اند. ظاهرا چنين پيدا است که ايران و ترکيه در عملياتی هماهنگ و توافق شده به پ کا کا حمله کرده اند. داستان توافق دولتهای ايران و ترکيه عليه مخالفان خود تازگی ندارد. از اين توافقات و کنترول مرز کردنها و حمله کردنها در ٣ دهه گذشته بارها پيش آمده است. زمانی پ کا کا دوست دولت ايران و از ايران دفاع ميکرد و امروز به هر دليل به جای توافقات گذشته موضع مخالفت با هم دارند و پ کا کا مجبور شده است خاک ايران را ترک کند. اما بهانه هر چه باشد ايران در تلاش است منطقه را نظامی کند و با ايجاد فضای ناامن امنيت مردم را به خطر اندازد. از اشنويه و تحرک عليه پژاک اگر بگذريم مسئله کسيل نيروی جمهوری اسلامی به مرزهای شمال کردستان ديگر داستانی ديگر دارد. اکنون که مسئله هسته ای و دستيابی ايران به انرژی هسته ای برای امريکا بهانه ای شده تا قلدری و ژاندارمی خود را به کرسی بنشاند، جمهوری اسلامی نيز در تلاش است از اين فضا نهايت استفاده را به نفع خود بکند.
مسئله خطر جنگ تا همينجا باعث شده فضای جنگی ايجاد شود و جمهوری اسلامی ميخواهد از اين فضا به نفع خود و عليه مردم استفاده کند. در کردستان فعلان در مناطق مرزی نيروهای وسيعی را مستقر کرده است و فضای نظامی و نا امن را به مردم تحميل کرده است. قرار است فضای جنگی به جمهوری اسلامی کمک کند تا عليه دستاوردهای مردم به ميدان آيد و بار ديگر فضای ارعاب و توحش اسلامی را بر ايران حاکم کند. چند روز قبل خبر از اعدام ١٠ نفر در زندانهای رژيم بود، بدنبال خبر ايجاد و تشديد فضای اسلامی و ضد زن در جريان بود و اکنون گسيل نيروهای انتطامی به مناطق مرزی. اينها همگی به هم مربوط و ادامه تلاش مذبوحانه جمهوری اسلامی برای ايجاد محدوديت بيشتر و اختناق سياسی به بهانه جنگ است. اين برکتی که فضای جنگی قرار است برای رژيم ايران به بار آورد. دولت احمدی نژاد ميخواهد زير سايه جنگ مردم سرنگونی طلب را به خانه های خود بفرستد و خود و دولت جمهوری اسلامی را چند صباحی از شر سرنگونی نجات دهد.
جنگ امريکا عليه ايران و مشقاتی که قرار است برای مردم به ارمغان بياورد فعلا بماند. اينکه اصلا دلايل آمريکا در ماجرای هسته ای ايران و تهديدهايش از کجا ناشی ميشود و آيا اصلا جنگی خواهد شد يا نه و مخاطراتی که اين جنگ برای مردم ايران و خاورميانه در صورت وقوع خواهد داشت فعلا مورد بحث من نيست. اين را ميشود جايی ديگر صحبت کرد و تا اکنون رفقای زيادی در اين خصوص اظهار نظر کرده اند. اما اگر دستيابی ايران به انرژی هسته ای بهانه ای است در دست امريکا تا لزوم ژاندارم بودن خود را به رقيبان خود در دنيا تحميل کند، فضای جنگی ايجاد شده در ايران نيز برای جمهوری اسلامی بهانه ای برای فشار و محدوديت بيشتر بر مردم ايران ميباشد. قلدری و گردنه گيری آمريکا فضا و ميدانی ايجاد کرده است که دولت جمهوری اسلامی در سايه اين فضا ميخواهد هر صدای اعتراض و آزاديخواهانه را درگلو خفه کند. عليه اين توحش بايد ايستاد. نبايد گذاشت مشتی جانی و جايتکار اين بار با استفاده از خطر جنگ فضای اسلامی و توحش و بربريت را بر ما حاکم کننند. معلوم است جنگ آمريکا عليه ايران جز سيه روزی و فقر و بيخانمانی برای ما مردم چيزی به ارمغان نخواهد آورد. هنوز جنگی صورت نگرفته است که سران جمهوری اسلامی اميد به فضای جنگی بسته و فرصت را غنيمت ميدانند تا از اين فضا نهايت استفاده را عليه ما مردم بکنند.
ما نبايد بگذاريم دولت جمهوری اسلامی چنين گستاخانه از اين فضا عليه ما استفاده کند. در مقابل هر اقدامی و هر قدمی که جمهوری اسلامی عليه ما مردم و برای محدود کردن فضا و ايجاد اختناق بر ميدارد بايد قاطعانه ايستاد. امريکا هر کاری کند و هر برنامه ای بگذارد ما کار مان با جمهوری اسلامی جز سرنگونی چيزی نيست. او ضاع هر چه باشد و جنگ حتی اگر صورت بگيرد که اميدوارم چنين نشود، اولين قدم ما مردم برای ايجاد زندگی انسانی باز سرنگونی جمهوری اسلامی است. سرنگونی جمهوری اسلامی اولين اقدام و اولين قدم ما مردم برای ايجاد دنيای انسانی است.